شنبه ۲۲ آبان ۹۵

دستفروشی را به عنوان شغل به رسمیت بشناسیم

سالی روور/ ترجمه: یکشهر

به مناسبت روز جهانی دستفروشان
متن زیر سخنرانی سالی روور۱ متخصص بخش دستفروشان در "اتحادیة زنانِ فعال در اقتصاد غیررسمی"۲ است دربارة رسمیت بخشیدن به این دست فعالیت‎ها. این سخنرانی به مناسبت روز جهانی دستفروشان در مونته ویدئو پایتخت اروگوئه در اکتبر ۲۰۱۳ ایراد شده است. او در این سخنرانی بر لزوم رسمیت یافتنِ شغل دستفروشی تأکید می‎کند و یادآور می‎شود که "رسمی شدن باید در فرآیندی تدریجی و همراه با شناسایی حقوق اولیه¬ و مشارکت دستفروشان باشد و منافع و هزینه‎های همة ذینفعان را در نظر بگیرد".

درآمدی که آنها از فروش اجناس‎شان در خیابان‎ها به دست می‎آورند معمولاً منبع اصلی درآمد برای خانواده‎های‎شان است.


رسمی شدن دستفروشان
عصر به‎خیر و ممنون برای فرصتی که در اختیار من قرار دادید تا بخشی از این رویداد باشم! من شخصاً عضو یک تشکل دستفروشان نیستم، اما عضو تشکلی هستم که سال‎هاست با دستفروشان در سراسر جهان کار می‎کند‌. نمی‎توانم به عنوان یک فروشنده صحبت کنم اما به عنوان کسی که ساعت‎ها و روزهای زیادی را با دستفروشان گذرانده و به اینکه آنها درمورد کارشان چه می‎گویند گوش داده‎است، حرف‎هایی برای گفتن دارم.

باید بر همگان روشن شود که آنها شغل ایجاد می‎کنند: برای خودشان، برای کسانی که کالاهایی را که آنان می‎فروشند تولید می‎کنند، برای باربرها، برای کسانی که انبار در اختیار دارند، برای کسانی که امنیت بازارها را تأمین می‎کنند و برای تمامی شبکة توزیع کالا. دستفروشان مسئولیت سنگینی به عنوان مرکز شبکة گسترده‎ای از خانواده‎ها، کارگران، دیگرِ کسب‎وکارها و ساکنان شهرها دارند که برای نیازهای اساسی‎شان به این دستفروشان وابسته‎اند.

اولین و مهم‎ترین مسئله، شناسایی مشارکت ارزشمند دستفروشان برای خانواده‎ها و وابستگان‎شان و برای اجتماع و برای شهرهای‎شان است باید دانسته و گفته و یادآوری شود که:
الف- درآمدی که آنها از فروش اجناس‎شان در خیابان‎ها به دست می‎آورند معمولاً منبع اصلی درآمد برای خانواده‎های‎شان است.
ب- آنها از این درآمد برای تأمین غذا برای خانواده‎های‎شان، فرستادن بچه‎های‎شان به مدرسه، و محافظت خود در برابر همة اتفاق‎هایی که ممکن است بر زندگی و سرنوشت خود و خانواده‎شان تاثیر بگذارد استفاده می‎کنند.
پ - بسیاری از آنها مشتری‎های‎شان را شخصاً می‎شناسند و می‎توانند به نیازهای آنها پاسخ دهند.
ت – باید بر همگان روشن شود که آنها شغل ایجاد می‎کنند: برای خودشان، برای کسانی که کالاهایی را که آنان می‎فروشند تولید می‎کنند، برای باربرها، برای کسانی که انبار در اختیار دارند، برای کسانی که امنیت بازارها را تأمین می‎کنند و برای تمامی شبکة توزیع کالا. دستفروشان مسئولیت سنگینی به عنوان مرکز شبکة گسترده‎ای از خانواده‎ها، کارگران، دیگرِ کسب‎وکارها و ساکنان شهرها دارند که برای نیازهای اساسی‎شان به این دستفروشان وابسته‎اند.
ث- رسمی شدن برای دستفروشان به معنای داشتن مکان امن فروش، در جای خوب و در شهر است. این می‎تواند معنای ثبت شدن دادوستد و پرداخت مالیات و هزینة بیشتری هم بدهد. اما رسمی شدن به معنای تحقق حقوق اولیه دستفروشان است‌: حقّ به کار، و حقّ به‎دست آوردن درآمد بدون آزار و اذیت، بدون تبعیض، و با کرامت انسانی

رسمی شدن به معنای تحقق حقوق اولیه دستفروشان است‌: حقّ به کار، و حقّ به‎دست آوردن درآمد بدون آزار و اذیت، بدون تبعیض، و با کرامت انسانی.


اهمیت فضاهای عمومی شهر در امرار معاش شهروندان
دستفروشان محل¬کارشان را خود ایجاد می‎کنند. آنها مکان خوبی را برای فروش پیدا کرده و به تجربه در می‎یابند که در این مکان چه کالایی را می‎توانند بفروشند. اما در بیشترِ شهرها این محل‎ها امن نیستند. برای دسترسی دستفروشان به مکان‎های خوب و امن، شهرها باید ابتدا ارزش فضای عمومی را به عنوان فضایی که در آن باید زندگی و معاشرت اجتماعی و تبادل فرهنگی جاری و ساری باشد شناسایی کنند.

برای دسترسی دستفروشان به مکان‎های خوب و امن، شهرها باید ابتدا ارزش فضای عمومی را به عنوان فضایی که در آن باید زندگی و معاشرت اجتماعی و تبادل فرهنگی جاری و ساری باشد شناسایی کنند.

شهرها می‎توانند راه‎هایی را برای حفظ تعادل میانِ حمایت از معیشت غیررسمی و سایر انتظارات از فضاهای عمومی پیدا کنند. در اینجا مایلم به چهار اصلی که شهرها برای رسیدن به این توازن از آنها پیروی کرده‎اند را یادآور شوم:


در نظر گرفتن منافع و هزینه‎ها برای همة ذینفعان، در روند رسمی شدن
نمونه‎های بسیاری از برنامه‎های ناموفقِ رسمی شدن در سراسر جهان وجود دارد: وقتی تحمیل هزینه‎ها را دستفروشان متحمل می‎شوند و منافع از آنِ شورای شهر است. اما اگر دستفروشان از رسمیت یافتن سودی نبرند، رسمی شدن قرین موفقیت و ماندگار نخواهد بود. عدم موفقیت از جمله زمانی حادث می‎شود

اگر دستفروشان از رسمیت یافتن سودی نبرند، رسمی شدن قرین موفقیت و ماندگار نخواهد بود.

الف- که رسمی شدن تنها به معنی از "خیابان بیرون رفتن" نباشد: بسیاری از دستفروشان به اندازه کافی درآمد ندارند که برای غرفه‎هایی که در روزبازارها به آنها اجاره داده می‎شود، پولی پرداخت کنند.
ب- که رسمی شدن تنها به معنیِ " دادوستدت را ثبت کن" یا "مالیات پرداخت کن" نباشد. در این صورت، دستفروشان دلیلی برای رسمی شدن یا رسمی ماندن نخواهند داشت.
هرگونه تلاشی برای رسمی کردن دستفروشان باید انواع سازوکارهای حمایتی‎ای را که به دستفروشان کمک می‎کند تا درآمدشان در همه وقت پایدار بماند در نظر بگیرد. و این تلاش، امنیت، دسترسی قانونی به محل‎های خوب در فضای عمومی، زیرساخت‎های بهتر در مناطق فروش جمعی و همچنین حمایت مؤثر در مقابلِ علیه آزار و اذیت و سوء استفاده از قدرت را در بر می‎گیرد.

هرگونه تلاشی برای رسمی کردن دستفروشان باید انواع سازوکارهای حمایتی‎ای را که به دستفروشان کمک می‎کند تا درآمدشان در همه وقت پایدار بماند در نظر بگیرد. و این تلاش، امنیت، دسترسی قانونی به محل‎های خوب در فضای عمومی، زیرساخت‎های بهتر در مناطق فروش جمعی و همچنین حمایت مؤثر در مقابلِ علیه آزار و اذیت و سوء استفاده از قدرت را در بر می‎گیرد.


رسمی شدن روندی یک‎روزه نیست
هیچ راه آسان و یک‎روزه‎ای برای رسمی کردن شاغلان غیررسمی وجود ندارد. رسمی شدن باید به عنوان فرآیندی ادامه‎دار و تدریجی که ترکیب کارگران غیررسمی و کسب‎وکار آنها، قدرت‎بخشی به آنها و گسترش حقوق و منافع‎شان را به نحوی شامل شود که توانایی‎های اقتصادی و امنیت انسانی‎شان محقق گردد.
دستفروشان خود را همچون فاعلی در فرآیند رسمی شدن به شمار می‎آورند. کلاریس ناهوئی۳، دستفروشی از کشور بِنَن و عضو "اتحادیة زنانِ فعال در اقتصاد غیررسمی" می‎گوید "ما مجبوریم نقش خود را در بهبود اقتصاد غیررسمی ایفا کنیم. این کار آسانی نیست، اما تدریجاً و از طریق تلاش دائمی، به آن خواهیم رسید".
رویکرد رسمی شدنِ عادلانه و فراگیر، باید این موضوع را در نظر بگیرد که چه کسی می‎تواند چه چیزی را پرداخت کند و در گذار از غیررسمی به رسمی از کدام حقوق و منافعی باید بیشتر و بهتر حفاظت شود تا به کسب‎وکارِ دستفروشان لطمه وارد نشود.


گفتگو با سازمان‎های دستفروشی از طریق برگزاری جلسات عمومی
دستفروشان کارگر هستند. آنها خدمات ارزشمندی را برای ساکنان شهر فراهم می‎کنند. آنها دستیابی آسان به نیازهای روزمره در مقدار کوچک و قیمت عادلانه را ممکن می‎سازند. نه تنها به عنوان کارگر، حقّ به داشتن سازمان و نماینده در فرآیند سیاست‎گذاری دارند، بلکه شهرها نیز می‎توانند از گفتگوهای ساختارمند با سازمان‎هایی که آنها را نمایندگی می‎کنند بهره ببرند.

دستفروشان کارگر هستند. آنها خدمات ارزشمندی را برای ساکنان شهر فراهم می‎کنند. آنها دستیابی آسان به نیازهای روزمره در مقدار کوچک و قیمت عادلانه را ممکن می‎سازند. نه تنها به عنوان کارگر، حقّ به داشتن سازمان و نماینده در فرآیند سیاست‎گذاری دارند، بلکه شهرها نیز می‎توانند از گفتگوهای ساختارمند با سازمان‎هایی که آنها را نمایندگی می‎کنند بهره ببرند.

دستفروشان نظیر دیگر صاحبان کسب‎و‌کار، نیاز به محیطِ کاری باثبات و داشتن صدا در سیاست‎گذاری دارند تا بتوانند بر این سیاست‎ها تأثیر بگذارند.


تدوین قوانین عادلانه و شفاف
از طریق گفتگویی مستمر و تدوین قوانین عادلانه و شفاف می‎توان فضاهای عمومی شهر را از گرفتار شدن در هرج و مرج و ازدحام نجات داد. در این صورت است که می‎توان امیدوار بود، تمامی دستفروشان بتوانند کسب‎وکارشان را حفظ و ماندگاری‎اش را تضمین کنند. این موقعیت بدین معناست که:
الف- دستفروشانی که رسمی شده‎اند از حمایت قانونی مؤثر در مقابل اخراج خودسرانه و سوء‎استفاده از قدرت برخوردار خواهند بود.
ب- دستفروشانی که رسمی شده‎اند، می‎توانند درآمدی مکفی داشته باشند و با پرداختِ هزینه‎های مالی رسمی‎شدن‎شان، پایداری شغل‎شان را تضمین کنند.
ج- دستفروشانی که درآمد کافی برای پرداخت هزینه‎های رسمی شدن ندارند، راه‎های مختلفی را برای رسمیت یافتن پی خواهند گرفت و می‎توانند با قانونی شدن، درآمد خود را تضمین کنند و از قدرت کافی برای محافظت از کسب‎و‌کار خود بکوشند.

مهم و تعیین‎کننده، به رسمیت شناختنِ دستفروشان است. و این زمانی میسر می‎شود که آنها به عنوانِ دارایی شهر شمرده شوند و با آنها به عنوان شریکِ تمام عیار به جستجوی راه‎حل‎های پایدار همکاری شود. در این‎صورت است که رسمی شدن می‎تواند پاسخی باشد به نیازهای همة دستفروشان.

با چنین رویکردی می‎توان شرایط اقتصادیِ توانمندسازی را برای کسانی که امروز در موقعیت فقیرانهای زندگی و کار می‎کنند فراهم کرد.
این اصول، در تعدادی از شهرهای پیشروِ جهان عملی شده‎اند. مهم و تعیین‎کننده، به رسمیت شناختنِ دستفروشان است. و این زمانی میسر می‎شود که آنها به عنوانِ دارایی شهر شمرده شوند و با آنها به عنوان شریکِ تمام عیار به جستجوی راه‎حل‎های پایدار همکاری شود. در این‎صورت است که رسمی شدن می‎تواند پاسخی باشد به نیازهای همة دستفروشان.
بحث فقط یک بحثِ حقوقی نیست، بلکه بحث بر سرِ دسترسی به رشد اقتصادی از طریق ادغامِ این فعالان.




1- Sally Roever
2- women informal employment globalizing and organizing
3- Clarisse Gnahoui


■ دسته‌بندی:  «جامعه»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها