دوشنبه ۱ شهریور ۹۵

"پارکور" یا گشت هدایت شده با کودکان در محلة اراج

گزارش تحریریه

مدت‌زمان زیادی است که شهر در اذهان ما، مترادف شده است با دود و ترافیک و مال و آلودگی هوا! چشم روی هم می‌گذاریم و صبح بلند می‌شویم و می‌بینیم خانه باغ زیبای محل را کوبیده‌اند و ماشین آلات سنگینِ پارک شده در آن نواحی نشان از بالا رفتن برجی دیگر دارد . یا صبح دیگری بلند می‌شویم و با هجوم آهن‌ها بر روی اتوبان مواجه می‌شویم و بعدها در اخبار و روزنامه‌ها می‌خوانیم که قرار است اتوبانی دوطبقه شود یا میدانی قدیمی شهر تبدیل به زیرگذر یا روگذر برای عبور سریع‌تر ماشین‌ها گردد.


تا به حال فکر کرده‌ایم که کودکان بعد از حضور در همین شهر خاکستری به واسطه رفتن به مدرسه یا مهدکودک چگونه باید اوقات فراغت و غیرفراغت خود را بگذرانند؟

این شهر پر ازدحام و پرسرعت و آلوده، برای بزرگسالان می‌تواند مفرهایی داشته باشد، مثل اتاق‌های ساکت خانه بعد از یک روز کاری شلوغ و گذران وقت در شبکه‌های اجتماعی در گوشة دنج کافه‌ای خلوت بعد از یک روز پر ترافیک و یا راندن یک ساعته و رسیدن به ییلاقات اطراف شهر. اما تا به حال فکر کرده‌ایم که کودکان بعد از حضور در همین شهر خاکستری به واسطه رفتن به مدرسه یا مهدکودک چگونه باید اوقات فراغت و غیرفراغت خود را بگذرانند؟ کودکانی که به دلیل شرایط سنی خود، نه تمایلی به ماندن در گوشه‌های خلوت اتاق‌های خانه و حضور در کافه‌ها را دارند نه توانایی راندن و رفتن به ییلاقات اطراف! کودکانی که تمایل به حضور در فضاهای عمومی‌ای چون پارک، زمین‌های بازی و حتی دوچرخه سواری و دویدن در خیابان را دارند.
در دنیا راه حل‌هایی وجود دارد که شهر را می‌توان در آن از منظر کودکان دید، در یکی از این راه حل‌ها که "گشت هدایت شده" یا "پارکور" نام دارد تسهیلگران و فعالان حوزة کودک در مراحل مختلفی که در شهر و کلاس با کودکان می‌گذرانند سعی دارند شهر را از دید آن‌ها بشناسند و با نقاط ضعف و قوت محله‌ها از دید کودکان آشنا شوند.


جایگاه کودکان در برنامه‌ریزی شهری
حال با این مقدمه باید نگاهی دقیق‌تر به اطراف خود بیندازیم و ببینیم آیا مسئولین و طراحان شهری، در برنامه‌ریزی‌های خود محل‌هایی را مطابق با نیاز کودکان طراحی کرده‌اند؟ آیا محله‌های ما، همگی دارای پارک، وسایل بازی، زمین فوتبال، مراکز بهداشتی و یا حتی رستوران هستند؟ آیا شهر فراغت و طراوت و کودکی را به بچه‌ها وقتی در جستجوی آن هستند، می‌دهد؟ و آیا طراحان نیاز کودکان را شناسایی کرده‌اند و آن را در تصمیمات خود دخالت داده‌اند؟
در دنیا راه حل‌هایی وجود دارد که شهر را می‌توان در آن از منظر کودکان دید، در یکی از این راه حل‌ها که "گشت هدایت شده" یا "پارکور" نام دارد تسهیلگران و فعالان حوزة کودک در مراحل مختلفی که در شهر و کلاس با کودکان می‌گذرانند سعی دارند شهر را از دید آن‌ها بشناسند و با نقاط ضعف و قوت محله‌ها از دید کودکان آشنا شوند. نقاطی که در این شهر شلوغ از دید تیزبین کودکان مغفول نمانده و آن‌ها، هر روز در مسیرهای خود از خانه به مدرسه، خانه به پارک، خانه به زمین بازی نظاره‌گر آن هستند.

انجمن دیدبان مدنی یکشهر، که شهر از دیدگاه کودکان را یکی از دغدغه‌های فعالیت مدنی خود در حوزة کودک تعریف کرده است، بر اساس همین الگو یعنی "گشت هدایت شده" به سراغ دبیرستان پسرانه "کار و اندیشه" در محلة اراج واقع در منطقة یک شهرداری تهران رفت.

انجمن دیدبان مدنی یکشهر، که شهر از دیدگاه کودکان را یکی از دغدغه‌های فعالیت مدنی خود در حوزة کودک تعریف کرده است، بر اساس همین الگو یعنی "گشت هدایت شده" به سراغ دبیرستان پسرانه "کار و اندیشه" در محلة اراج واقع در منطقة یک شهرداری تهران رفت. دانش‌آموزان پسری که در فاصلة سنی بین ۱۲ تا ۱۵ سال قرار داشتند، در آخرین روزهای اردیبهشت با تیم شش نفرة یکشهر همراه شدند تا راجع به معضلات محله‌ای خود صحبت کنند و سعی کنند راه حلی در مورد آن پیدا کنند .
کارگروه کودک انجمن دیدبان مدنی یکشهر، سه جلسه را در طول دوهفته با هشت دانش آموزی که مسیر خانه به مدرسه را پیاده و بدون سرویس طی می‌کردند برگزار کرد. در جلسة اول که در یکی از کلاس‌های دبیرستان برگزار شد، گروه ابتدا برای دانش‌آموزان توضیح داد که چرا و به چه دلیل در مدرسه حضور دارد و چرا از آن‌ها می‌خواهد که راجع به محلة خود توضیح دهند. دانش‌آموزان که حس اعتماد و البته دخالت در تصمیم گیری را گرفته بودند در مرحلة بعد که نقشه‌ای از محله در اختیارشان قرار گرفته بود، اوج همکاری خود را با تیم نشان دادند . بچه‌ها به تیم‌های دونفره همراه با یکی از افراد کارگروه تقسیم شدند و در نقشه، مسیر خانه به مناطق مختلف محلة خود را علامت گذاری کردند . بعد از آن‌ها خواسته شد تا مسیر رفت و آمد به محل تفریح مشترک خود و هم‌چنین محل زمین بازی را در نقشه علامت گذاری کنند . در حین علامت گذاری اعضای کارگروه کودک از دانش آموزان خواستند که راجع به مسائلی که در مسیرها با آن برخورد می‌کنند صحبت کنند.
ایجاد پل صیاد درست در وسط محله، که مسیر پیادة مدرسه به خانه را دور کرده است و به دلیل حضور کارگران در ساعات ظهر برای دانش‌اموزان حس ناامنی‌ای را به وجود آورده است


تجربة زیستة کودکان
بچه‌ها در صحبت‌های خود از نکات مشترکی اسم بردند که گویی دغدغة همة آن‌ها بود. از ایجاد پل صیاد درست در وسط محله، که مسیر پیادة مدرسه به خانه را دور کرده است و به دلیل حضور کارگران در ساعات ظهر برای دانش‌اموزان حس ناامنی‌ای را به وجود آورده است، تا پارک محله که تقریباً در ۵۰۰ متری مدرسه قرار دارد و البته نزدیک خانة بچه‌ها. پارکی که به گفتة دانش‌آموزان بعضی از وسایل بازی و ورزشی‌اش خراب است و فنس دور میز پنگ پنگ آن به قدری کوتاه و پاره است که عملاً بازی را سخت و شاید در شرایطی غیر ممکن ساخته است. و حتی وجود پیاده روی پر درخت پارک که نه تنها فضای پیاده روی را در پارک با مشکل روبرو کرده، بلکه مانعی در راه دوچرخه سواری بچه‌ها به وجود آورده است .
زمین فوتبال خاکی و رها شده در محلة اراج از دیگر اشکالات محله‌ای بود که بچه‌ها مسائل زیادی سر آن داشتند. از اینکه زمین خاکی است و سنگلاخ . زمین پر از زباله است . دیوار دور زمین که منتهی به باغ مخروبه و متروکی می‌شود خراب است و حضور بزرگسالان در زمین بازی هم یکی دیگر از دغدغه‌های کودکان بود .

بچه‌ها از ترافیک محله بسیار صحبت می‌کردند . ترافیکی که علت آن را ساختن بیمارستان نیکان و نداشتن پارکینگ عمومی برای آن عنوان کردند.

بچه‌ها از ترافیک محله بسیار صحبت می‌کردند . ترافیکی که علت آن را ساختن بیمارستان نیکان و نداشتن پارکینگ عمومی برای آن عنوان کردند. اما مسئلة بعدی وجود زمین‌های متروک فراوانی بود که بچه‌ها با ترس و حضور حیوانات و البته پاتوق معتادان از آن‌ها نام بردند.
بعد از حرف زدنِ دانش‌آموزان ،کارگروه کودک از دانش‌آموزان خواست که مسیری را برای جلسة بعد پیشنهاد کنند تا بتواند مسائلی را که بچه‌ها راجع به ان حرف زدند را از نزدیک ببیند و از آن عکس تهیه کند و ساعتی را با بچه‌ها در خیابان راه برود. بعد از ربعی صحبت، مسیر مشترک و البته کوتاهی را برای دو روز بعد بر روی نقشه ترسیم و از دانش‌آموزان خواسته شد که بر روی حرف‌های خود فکر کنند.
وجود کانکس نانوایی، گذاشتن آجر و همچنین گذاشتن پست برق در پیاده‌رو، کودکان را برآشفته می‌کرد و می‌گفتند راه رفت و آمد ما بسته شده.


گشت در محل با کودکان
قرار دو روز بعد دم در مدرسه با حضور کارگروه کودک انجمن دیدبان مدنی یکشهر و البته هشت دانش‌آموزی که در جلسة اول حضور داشتند شکل گرفت . بچه‌ها به همان گروه‌های دونفره و با همان سرگروه‌های قبلی تقسیم شدند . قرار شد اینبار علاوه بر اینکه مشکلات عنوان شده در جلسة قبل را برای عکاسی نشان می‌دهند راج، به دیگر مسائلی هم که سرگروه‌ها از آنان سؤال می‌کنند اظهارنظر کنند. گروه حرکت خود را از مدرسه به قصد دیدن زمین بازی – زمین فوتبال – بیمارستان نیکان و زمین‌های متروکی که بچه‌ها عنوان کرده بودند آغاز کرد. در راه، بچه‌ها به موارد دیگری هم اشاره می‌کردند. به عنوان مثال وجود کانکس نانوایی، گذاشتن آجر و همچنین گذاشتن پست برق در پیاده‌رو، کودکان را برآشفته می‌کرد و می‌گفتند راه رفت و آمد ما بسته شده. حتی با داد زدن بر سر ماشین بی‌سرنشینی که در پیاده‌رو پارک بود نشان دادند که این کارها مورد رضایتشان نیست.

بچه‌ها از اینکه به حرف‌هایشان توجه شده و قراری با آن‌ها در خیابان گذاشته شده است تا مشکلات آن‌ها از نزدیک دیده شود احساس اعتماد به نفس زیادی می‌کردند و همکاری‌شان بیشتر شده بود و گروه را راهنمایی می‌کردند که از محل‌هایی که می‌گفتند عکاسی شود. جلوتر می‌دویدند و ما را صدا می‌کردند که این بود همان مشکلی که می‌گفتیم.

بچه‌ها از اینکه به حرف‌هایشان توجه شده و قراری با آن‌ها در خیابان گذاشته شده است تا مشکلات آن‌ها از نزدیک دیده شود احساس اعتماد به نفس زیادی می‌کردند و همکاری‌شان بیشتر شده بود و گروه را راهنمایی می‌کردند که از محل‌هایی که می‌گفتند عکاسی شود. جلوتر می‌دویدند و ما را صدا می‌کردند که این بود همان مشکلی که می‌گفتیم.
گفته‌ها راجع به زمین فوتبال و همچنین ترافیک منطقه ناشی از ساخت بیمارستان وسط محله، منطبق بر واقعیت بود. وجود خانه‌ها و زمین‌های متروکه متعدد حتی برای بزرگسالان هم در روز مسئله‌ای جدی بود که بچه‌ها به خوبی به ان اشاره کرده‌بودند. کوچه‌باغ تقریباً طویلی که حتی یک تیر چراغ برق برای روشنایی نداشت با دیوارهای کاهگی ریخته شده و البته سگ‌های ولگرد تبدیل به معضلی شده‌بود که بچه‌ها کاملاً به عنوان یکی از هیجان‌انگیزترین و البته ترسناک‌ترین نقطة محله از آن یاد می‌کردند.
خانة جنی در امتداد این کوچه باغ، اوج هیجان بچه‌ها بود که مقدار زیادی گروه را راه بردند تا به آن برسند. زمینی متروک و مورد دعوای دونهاد بر سر مالکیت و هم اکنون پاتوق معتادان و سایر انواع کار خلاف، همراه با تصاویر و دست‌نوشته‌های مستهجن و این نوشته که این خانه جن دارد. یکی از بچه‌ها البته از ترس اصلاً وارد خانه نشد .
گشت روز دوم، در همین خانة جنی پایان یافت . و گروه قرار جلسة سوم در مدرسه را با بچه‌ها هماهنگ کرد. اینبار از بچه‌ها خواسته شد راجع به راه حل مساله فکر کنند .
جلسة سوم ، در ساعت ۱۲ مجدداً در محل مدرسه تشکیل شد. کارگروه کودک، عکس مشکلات محله را که در جلسة دوم گرفته بود، چاپ کرد و به ترتیب روی تخته می‌چسباند و راجع به هر عکس دو سؤال پرسیده می‌شد . چه کسی باید این مسئله را حل کند، و راه حل شما چیست ؟


در جستجوی راه حل با کودکان
جلسة سوم ، در ساعت ۱۲ مجدداً در محل مدرسه تشکیل شد. کارگروه کودک، عکس مشکلات محله را که در جلسة دوم گرفته بود، چاپ کرد و به ترتیب روی تخته می‌چسباند و راجع به هر عکس دو سؤال پرسیده می‌شد . چه کسی باید این مسئله را حل کند، و راه حل شما چیست ؟
باز هم برخی از بچه‌ها اظهارنظرهایی می‌کردند که باعث شگفتی می‌شد. از دخالت خیریه‌ها تا جمع کردن پول توسط مردم برای حل کردن مشکلات محله. اما اکثر قریب به اتفاق بچه‌ها در پاسخ به سؤال اول یا می‌گفتند شهردار یا رئیس جمهور. بعد از نشان دادن عکس‌ها از بچه‌ها خواسته شد که تا پایان امتحانات به حرف‌هایی که در این چند جلسه زده شد و همچنین عکس‌هایی که دیدند و اظهارنظر و راه حل های‌شان فکر کنند تا بتوان در سرای محل جلسه‌ای را با مسئول سرای محله و مسئولان شهرداری منطقه داشته باشیم و از آن‌ها بخواهیم که برای این مشکلات چاره‌ای بیندیشند و اقدامی انجام دهند.

اکثر قریب به اتفاق بچه‌ها در پاسخ به سؤال اول یا می‌گفتند شهردار یا رئیس جمهور




■ دسته‌بندی:  «محیط شهری»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها