شنبه ۱۹ تیر ۹۵

بَنِرهای شهرداری: نمایشی برای پنهان کردنِ واقعیت‌ها

حمیده چگونیان

به نظر می‌رسد که بسیاری از بیلبوردهای تبلیغاتی شهرداری هدفی جز تبرئة شهردار تهران از قصورش در رسیدگی به مشکلات این شهر یا پنهان کردنِ ضعف‌هایش در رسیدگی به معضلات پایتخت و آمار تکان‌دهنده‌ای که این اواخر در مورد آسیب‌های اجتماعی منتشر شده ندارند.
به‌واقع، هنوز انتقادات از بیلبوردهای سابق شهرداری تهران با عنوان "شهروند کوشا" تمام نشده بود که، شهرداری اینبار بنرهایی را در سطح شهر با عنوان "حقوق بشر امریکایی" به نمایش گذاشت تا بار دیگر اثبات کند که حکومت بر پایتخت از مسیرِ پنهان کردنِ مشکلات واقعی این کلانشهر می‌گذرد. این بیلبوردها که گویی به خاطر هفتة حقوق بشر امریکایی در خیابان‌ها و اتوبان‌های شهر نصب شدند به دلیل محتوای غیرمتعارف، محل نقدهای گسترده‌ای در رسانه‌ها به‌ویژه در فضای مجازی شد تا جایی که کمپینی با عنوان "#پیشنهاد بنر برای شهرداری" در شبکه‌های مجازی در اعتراض به مضمون آن‌ها ایجاد گشت.

بنرهایی که شهروندان را متهم به تنبلی می‌کنند و بدون توجه به واقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی و آمار بیکاری با گفتن "پاشو وقت کاره، آفتِ موفقیت تنبلی است" یا "استراحت ممنوع، وقت کار است" و دیگر شعارهایی از این دست، در پی القای یک چیز هستند و آن اینکه، کار فراوان است و مشکل از مردمانی است که به سراغ آن‌ها نمی‌روند.


شهروند تن‌ٱسا، شهردار کوشا
سال‌هاست که شهرداری تهران متهم به فراموشیِ وظیفه‌اش در ایجاد شغل برای ساکنان شهر است. تمامی وظائف شهرداری (از جمع‌آوری زباله گرفته تا ایجاد فضاهای تفریحی و گردشگری، از گسترش فضاهای فرهنگی گرفته تا رسیدگی به آسیب‌های اجتماعی)، هر روز بیش از روز پیش به پیمانکارانی خصوصی سپرده می‌شود تا با استخدام‌هایی که هیچکس بر آن‌ها نظارت نمی‌کند، کمترین عنایتی به ایجاد اشتغال نداشته باشند و تنها هدفشان به حداکثر رساندن سودِ خود باشد. شهرداری تهران، اغلب ساخت‌وسازهای بزرگش را به شرکت‌های پیمانکاری‌ای می‌دهد که روشن نیست بر اساس کدام رویة قانونی برندة پیمان‌ها می‌شوند و برای اجرای این پروژه‌ها چه میزان شغل ایجاد می‌کنند و به چه میزان برای افرادی که در سایر مجموعه‌های کشوری شاغل هستند شغل دوم و سوم فراهم می‌آورند. همین بحث در مورد رویة شهرداری در دعوت به کار از افراد بازنشستة سایر ارگان‌ها به عوضِ اعطای امکانِ اشتغال به جوانانِ جویای کار مطرح است.
اکنون در یک چنین چارچوبی است که کمپین بَنِریِ شهرداری با عنوانِ "شهروند کوشا" به راه می‌افتد. بنرهایی که شهروندان را متهم به تنبلی می‌کنند و بدون توجه به واقعیت‌های اجتماعی و اقتصادی و آمار بیکاری با گفتن "پاشو وقت کاره، آفتِ موفقیت تنبلی است" یا "استراحت ممنوع، وقت کار است" و دیگر شعارهایی از این دست، در پی القای یک چیز هستند و آن اینکه، کار فراوان است و مشکل از مردمانی است که به سراغ آن‌ها نمی‌روند.

اولین سؤالی که با دیدنِ بنرهایی که هدفشان افشای آسیب‌های اجتماعی در آمریکا از منظر شهرداری تهران است به ذهن خطور می‌کند، ارتباط آن‌ها با فاجعة سرنگونی هواپیمای ایران ایر است و دومین سؤال آنکه شهرداری در چه جایگاهی ایستاده است که چنین در مورد مسائل اجتماعی دیگر کشورها ابراز نظر می‌کند و نهایتاً این پرسش که هدف از این کارها چیست؟


پایتخت گُل و بلبل، آمریکایِ فَلَک زده
در روز ۱۲ تیر ۱۳۶۷ فاجعه‌ای برای پرواز مسافربری شماره ۶۵۵ شرکت هواپیمایی ایران‌ایر رخ داد که خاطرة آن همچنان همچون خاری در گلو هر شهروند آزادة کشور را آزار می‌دهد. خاری که با اهدای مدال شجاعت به ویلیام راجرز فرمانده ناو جنگی آمریکا، یواس‌اس وینسنس که باشلیک موشکی هدایت شونده هواپیمای مسافربری ایران‌ایر را سرنگون کرد به زخمی مزمن تبدیل شده است. زخمی ناشی از مرگ تمامی ۲۹۰ سرنشین آن که شامل ۴۶ مسافر غیر ایرانی و ۶۶ کودک بودند. این جنایت از نظر میزان تلفات انسانی، هشتمین جنایت مرگبار هوایی تاریخ است۱. هر چند دولت آمریکا مبلغ ۶۱٫۸ میلیون دلار به خانواده‌های قربانیان و همچنین ۷۰ میلیون دلار برای خسارت ناشی از سقوط هواپیمای مسافربری پرداخت کرد اما پرداختِ این مبالغ به صورت بلاعوض و بدون قبول مسئولیت حادثه انجام شد۲. یادآوری این فاجعه از سوی شهرداری تهران در سالروز وقوعش و استناد به آن به عنوان یکی از شواهدِ سیاستِ دولت‌ها و مشخصاً دولت آمریکا در رفتار یک‌بام‌ودوهوا در قِبال حقوق بشر می‌تواند حکایت از همراهی شهرداری تهران داشته باشد در همدردی با بازماندگان این فاجعه و به معنایی همة داغدیدگانِ این دست فجایع. اما هنگامی که در لوایِ این یادمان به بَنِرهایی بر می‌خوریم که با هیچ چسبی نمی‌توان ارتباطشان را با این فاجعه توجیه کرد، آنگاه باید از خود دربارة چرایی این موضوع سؤال کرد.
بَنرهایی که به دیدِ بَنرسازان شهرداری تهران بخشی از آسیب‌های اجتماعی در آمریکا را فاش می‌کنند: "در آمریکا از هر ۵ نوزاد ۲ نوزاد به صورت نامشروع به دنیا می‌آیند"؛ "در هر ۹ ثانیه یک زن آمریکایی مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرد" و دیگر آمار و ارقامی از همین دست. اولین سؤالی که با دیدنِ بنرهایی که هدفشان افشای آسیب‌های اجتماعی در آمریکا از منظر شهرداری تهران است به ذهن خطور می‌کند، ارتباط آن‌ها با فاجعة سرنگونی هواپیمای ایران ایر است و دومین سؤال آنکه شهرداری در چه جایگاهی ایستاده است که چنین در مورد مسائل اجتماعی دیگر کشورها ابراز نظر می‌کند و نهایتاً این پرسش که هدف از این کارها چیست؟


چراغی که به خانه رواست
نصبِ این بنرها هم با واکنش شهروندان روبرو شد و هم برخی از مسئولان. غیر از برخی از اعضای شورای شهر که تصمیم خودسرانة شهردار تهران را در نصبِ این بنرها نکوهش کردند و آن را ترفندی انتخاباتی ارزیابی کردند۳، جمشید جعفرپورنایب رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی نیز به مسئولان شهرداری تهران پیشنهاد داد که "برای ادامة چنین اموری تیم کارشناسی برگرفته از متخصصان در امور مختلف را گردهم جمع کند تا از آسیب‌ها جلوگیری شود و هدف مطلوب نیز محقق شود"۴.

مشکل نه فقط فقدان کارِ کارشناسی است و نه تنها استفاده از امکانات شهرداری برای پیش‌بردنِ سیاست‌هایِ شهردار است و نه حتی لوث کردنِ یک فاجعة ملی و هزینه کردنِ آن برای یک کارِ تبلیغاتی. مشکل اصلی همانا فراموشیِ کامل معضلات و مشکلاتِ مردم کشور و شهر تهران بود.

مشکل نه فقط فقدان کارِ کارشناسی است و نه تنها استفاده از امکانات شهرداری برای پیش‌بردنِ سیاست‌هایِ شهردار است و نه حتی لوث کردنِ یک فاجعة ملی و هزینه کردنِ آن برای یک کارِ تبلیغاتی. مشکل اصلی همانا فراموشیِ کامل معضلات و مشکلاتِ مردم کشور و شهر تهران بود. یعنی همان چیزی که شهروندان تهرانی در شبکه‌های مجازی به آن اشاره و با طرح پرسش‌های مستقیم و غیرمستقیم، شهرداری را دعوت به پاسخگویی به آن‌ها کردند.
مگر همین چند هفته پیش نبود که وزیر کشور آماری از آسیب‌های اجتماعی در کشور را ارائه داد؟ مگر او از سه‌ونیم میلیون نفر بیکار و سی‌وشش درصد از ازدواج‌هایی که به طلاق منجر می‌شود و دو و نیم میلیون نفر زن سرپرست خانوار در کشور نگفت؟۵. آیا شهرداری تهران نمی‌داند که در همین شهری که او مسئولیتش را بر عهده دارد همین آمار بالای طلاق به دلیلِ گسترش اعتیاد است؟ آیا او نمی‌داند که مشکل بزرگ کودکانی که در تهران چشم به دنیا می‌گشایند، نه "مشروع بودن" یا "نامشروع بودن" که معتاد به‌دنیا آمدنشان و سپس (اگر زنده بمانند)، بازماندگی‌شان از تحصیل و عاقبت، اجبار به پیوستن به بازار کارِ غیررسمی در سنین طفولیت است؟


وقتی که آش زیادی شور می‌شود
کمپینِ "شهروند کوشا" عکس‌العمل‌های متعددی را به همراه داشت. اما گویی اینبار آش به قدری شور بود که شهروندان را وادار کرد کمپینی را با نام"# بنر پیشنهادی به شهرداری" در فضای مجازی ایجاد کنند و از شهرداری بخواهند که مِن‌بعد، حتی اگر زحمتی هم به خودش برای رفع معضلات شهر نمی‌دهد، دستِ‌کم از پنهان کردنِ صورت مسئلة اصلی غافل نشود: "در ایران، از هر ۱۰ عاشق ۹ نفر به دلیل نداشتن پول و خونه از ازدواج منصرف می‌شوند"؛ "آیا می‌دانید روزانه ده‌ها کودک در شهر تهران دستفروشی می‌کنند؟"؛"آیا می‌دانید علی‌چراغی در اثر برخورد اتفاقی با پنجه‌بوکس مأموران شهرداری تهران مُرد؟". البته نه همة پیشنهادات ناظر بر تهران بود و نه همگی‌شان به معضلات مادی اختصاص داشت. کاربری نوشته بود: "منم تنهام، آگه می‌شه واسه بیکاری و بی‌پولی منم بنر بزن جناب شهردار"؛ "آیا می‌دانستید در استان سیستان‌وبلوچستان از هر صدهزار نفر، ۷۸ نفر مبتلا به سل هستند؟". و برای آنکه روشن باشد که هدف فقط تخریبِ شهرداری نیست، بخشی از پیشنهادات نیز مسئولان دولتی را مخاطب قرار داده بودند: "آیا می‌دانید در همین تهران، عده‌ای به نون شب محتاجن و عده‌ای دیگر ماهیانه چندده میلیون حقوق باکمترین زحمت از دولت دریافت می‌کنند؟".




1- https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_accidents_and_disasters_by_death_toll#Aviation
2- https://fa.wikipedia.org/wiki/ %D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2_%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%D9%87_%DB%B6%DB%B5%DB%B5_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%A7%DB%8C%D8%B1#cite_note-2
3- http://aftabnews.ir/fa/news/379232/
4- http://khabarone.ir/news/2468950
5- http://aftabnews.ir/fa/news/372838/


■ دسته‌بندی:  «طرح و برنامه»

■ در این مطلب به «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها