جمعه ۱۴ اسفند ۹۴

مکان‌های عمومی در شهرهای بریتانیا به دست بخش خصوصی می‌افتد

جیوان واساگار/ترجمه:علی رفاهی

به محض افتتاح، میدان گراناری یکی از بزرگ‌ترین مکان‌های عمومی اروپا خواهد شد- نقطه‌ای کانونی برای حیات مجددِ منطقة کینگزکراس، یکی از بخش‌های فراموش شدة لندن۱. این مکان قرار است که به صورت یک ملک خصوصی متشکل از ده میدان و فضای سبز که نزدیک به ایستگاه قطار قراردارد، اداره شود. "به کینگز کراس خوش آمدید"، "از حضور در این ملک خصوصی لذت ببرید" و دیگر اعلاناتی از این دست این واقعیت را به وضوح بازگو می‌کنند.
طی دهة گذشته، بخش‌های بزرگی از شهرهای بریتانیا که در قامت املاک بخش خصوصی بازسازی شده‌اند، سیطرة شرکت‌های تجاریِ خصوصی را بر تعدادی از شلوغ‌ترین میدان‌ها و مناطق عمومی گسترش داده‌اند. این پروژه‌ها دیگر همچون گذشته، به سادگی مراکز خرید بزرگ محصور همچون وستفیلد در وایت سیتی یا مکان‌های تجاری همچون براودگیت در شهر لندن نیستند؛ این‌ها مکان‌های غیرمُسَقفی هستند زیر آسمان باز، آسمانی که احتمالاً قدم زدن در زیر آن برای هیچ رهگذر و عابری محدود نشده است.

طی دهة گذشته، بخش‌های بزرگی از شهرهای بریتانیا که در قامت املاک بخش خصوصی بازسازی شده‌اند، سیطرة شرکت‌های تجاریِ خصوصی را بر تعدادی از شلوغ‌ترین میدان‌ها و مناطق عمومی گسترش داده‌اند. این پروژه‌ها دیگر همچون گذشته، به سادگی مراکز خرید بزرگ محصور همچون وستفیلد در وایت سیتی یا مکان‌های تجاری همچون براودگیت در شهر لندن نیستند؛ این‌ها مکان‌های غیرمُسَقفی هستند زیر آسمان باز، آسمانی که احتمالاً قدم زدن در زیر آن برای هیچ رهگذر و عابری محدود نشده است.

نگاهی به میزان تغییرات آشکار می‌سازد که اکنون، خصوصی‌سازیِ فضا به تضمینی پذیرفته شده برای بازسازی اماکن عمومی تبدیل شده است. مناطق عمومی زیادی در سرتاسر بریتانیا هستند که هم‌اکنون خصوصی شده‌اند، شامل منطقة توریستی-تجاری بریندلی در بیرمنگام، که مشترکاً توسط شرکت‌های املاک هاینس و مورفیلد اداره می‌شوند، و همچنین مرکز تجاری-تفریحی و اقامتی لیورپول وان، که متعلق به مؤسسه املاک گروس ونر زیر نظر دوکِ وست مینستر است. مجتمع، پرینسس‌هِی به عنوان "مکان خریدی که بیشتر از ۶۰ مغازه (فروشگاه) در مجموعه‌ای از میدان‌ها و خیابان‌های سر بازِ در هم تنیده"، تعریف می‌شود. این مکان‌ها به وسیلة مشاوران املاکی همچون لند سکیوریتیز و شرکت کراون استیت، که از جمله بخشی از دارایی خاندان سلطنتی را مدیریت می‌کنند، به تملک در آمده‌اند. آن‌ها علاوه بر ناحیة مذکور، صاحب اسکله‌های گان وارف که مجموعه‌ای است تفریحی، جنب دریا و متشکل از چندین رستوران، بار و فروشگاه نیز هستند. میدان بیشاپس که شامل بازار اسپیتالفیلد، دو میدان و خیابان‌هایی تاریخی در شرق لندن است، به مؤسسه مدیریت دارایی جی.پی.مورگان در ۲۰۱۰ فروخته شد.
البته منافع بزرگی در پروژه‌های بازسازی وجود دارد. اما بسیاری نگران آن هستند که بریتانیا اندک اندک به سمتی برود که اماکن عمومی به مالکیت بخش خصوصی در آیند، آنهم به دو طریق. در واقع همانطور که معترضان "جنبش اشغال وال‌استریت" خاطرنشان کردند، مالکان خصوصی توانایی این را دارند که از حقّ ورود آزادانة شهروندان به مکان‌های عمومی سر باز بزنند، و راه‌های ورود به شهر را برای عموم ببندند.
منتقدان مدام هشدار می‌دهند که در این مکان‌ها که پیروِ الگویی "شرکت‌شهری" طراحی شده‌اند، به آرایش و تزئینات ظاهری و کسب‌وکارِ گران‌قیمت نسبت به روح جمعی و تداوم و پایداری اجتماعات شهری اولویت داده شود.
در عمل، دسترسی به زیباترین چشم اندازهای شهری (شامل تعدادی از خیابان‌های ساحل جنوبی رودخانة تِیمز)، جز برای برگزاری مراسم پر زرق‌وبرقی همچون گرامیداشت شصتمین سال سلطنت ملکه الیزابت، برای عموم قدغن است. این ممنوعیت‌ها و قوانین سختگیرانه که توسط محافظان امنیتی بخش خصوصی اعمال می‌شود، کار را به جایی رسانده که در مواردی، از ورودِ افرادی که حاضر به بستنِ مچ‌بندهای امنیتی نباشند جلوگیری به عمل می‌آید.
پل‌های تاور و میلنیوم، که هر دو متعلق به شهر لندن هستند، امروز در اختیار شرکت‌هایی قرار دارند که بر روی آن‌ها میهمانی‌های خصوصی برگزار می‌کنند و عموم حقّ بازدید از آن‌ها را ندارند. برگزار کنندگانِ میهمانی‌ها، مردم را به بازدید از سه پل دیگر - لامبث، وست مینستر و بلک فرایرز- که هنوز به روی عموم باز هستند راهنمایی می‌کنند؛ البته با این هشدار که آن مکان‌ها به شدت شلوغ خواهند بود.

در عمل، دسترسی به زیباترین چشم اندازهای شهری (شامل تعدادی از خیابان‌های ساحل جنوبی رودخانة تِیمز)، جز برای برگزاری مراسم پر زرق‌وبرقی همچون گرامیداشت شصتمین سال سلطنت ملکه الیزابت، برای عموم قدغن است. این ممنوعیت‌ها و قوانین سختگیرانه که توسط محافظان امنیتی بخش خصوصی اعمال می‌شود، کار را به جایی رسانده که در مواردی، از ورودِ افرادی که حاضر به بستنِ مچ‌بندهای امنیتی نباشند جلوگیری به عمل می‌آید.
نائومی کالوین، از فعالان جنبش تصرف می‌گوید: "تصور از جامعه جایی است که شما در آن کار و خرید می‌کنید و زمانی که این دو کار را انجام نمی‌دهید، برایتان این امکان وجود دارد که به رستوران بروید یا به فعالیت‌های تفریحی‌ای بپردازید که فلان شرکت یا بهمان مؤسسه پشتیبانش بوده‌اند. اما فضایی خاصّ مردم وجود ندارد تا مردم در آن به فعالیتی که خود می‌خواهند بپردازند، فعالیتی فی‌البداهه". درست است که پارک المپیکِ لندن در سه محلة نیوهام، کمربندی هاکنی و هملتس تاوِر قرار دارد، اما به شورای شهر هیچکدام از این سه محله پاسخگو نیست. یک سازمان "شِبهِ غیردولتی" به نام "شرکت توسعة میراث لندن" به عنوان مسئولِ این مجموعه معرفی شده است. بعد از پایانِ بازی‌های المپیک، بیشترِ اقامتگاه‌های ورزشکاران توسط شرکت "دیارِ قطری"-که بازوی سرمایه‌گذاری این کشور در انگلیس است، به آپارتمان‌های لوکس جهت اجاره تبدیل خواهند شد. و فضاهای بیرونی‌اش نه به‌وسیلة شورای شهرِ نیوهام بلکه توسط مالکان خصوصی‌شان مدیریت خواهند شد. این شورا تنها مسئول مدیریت تعداد محدودی از "خیابان‌های این منطقه" خواهد بود. هم اکنون ناحیة جدید دیگری نیز در سمت غرب، در یک مایلی از پارلمان بالای رودخانة تیمز در حال ساخته شدن است. ناین المز، که از هایدپارک بزرگ‌تر است، مکان جدید سفارت آمریکا خواهد بود. اما این مکان در عین حال میزبان هزاران خانه و اداره و البته بزرگ‌ترین بازار میوه و سبزی در بریتانیا-نیو کاونت گاردن مارکت- خواهد بود که قرار است شبکه‌ای از میدان‌ها، پیاده‌روها و فضاهای بازِ تفریحی باشد. اکثر این فضاهای باز در مالکیت بخش خصوصی خواهد بود.


تکه‌شهرِ جدید
سازندگان اغلب ادعا می‌کنند که ایجاد مکان‌های عمومی جدیدی را ایجاد می‌کنند که پیش از مداخلة آن‌ها در شهر وجود نداشتند. به عنوان مثال سخنگوی شرکت توسعة میراث لندن دربارة پارک المپیک می‌گوید: "شایان توجه است که زمینی که ما بر روی آن کارمان را آغاز کردیم به شدت غیرقابل دسترس و بلااستفاده برای عموم مردم بود و فقط کاربری صنعتی داشت. این زمین با پسماندهای صنعتی آلوده شده بود، و تایر ماشین‌ها و چرخ دستی‌های مراکز خرید، آبراهه‌های آن را مسدود کرده بودند. همچنین شبکه‌ای از خطوط انتقال (انرژی) هوایی وجود داشت که جلوی هر گونه ساخت و ساز را می‌گرفت". وی همچنین افزود که اینجا نه یک پارک معمولی بلکه "یک تکه‌شهرِ جدید است".

سازندگان اغلب ادعا می‌کنند که ایجاد مکان‌های عمومی جدیدی را ایجاد می‌کنند که پیش از مداخلة آن‌ها در شهر وجود نداشتند.
به واقع نیز این شرکت قصد دارد که تا سال ۲۰۳۰ هشت هزار شغل در پارک المپیک ایجاد کند و به گفتة مسئولانِ شرکت، اینجا مکانی خواهد شد برای زندگی هزاران نفر. هفت هزار خانه در پنج محله که ۳۵ درصدشان قرار است از نوع مسکن ارزان‌قیمت باشد. گسترش اقامتگاه ورزشکاران-که بعد از بازی‌ها تحت عنوان دهکدة شرقی شناخته می‌شود- منجر به ساخت بیشتر از ۱۳۰۰ خانة مقرون به صرفه خواهد شد. همچنین تعداد بسیار زیادی خانة مجلل در قلب یکی از فقیرترین مناطق انگلستان ایجاد خواهد شد. در کلیپِ تبلیغاتیِ این پارک، در توصیف خانه‌هایی که در حواشیِ آن ساخته خواهند شد گفته می‌شود که ساکنان این خانه‌ها "حسی مشابه با آن حسی را تجربه خواهند کرد شبیه به آپارتمان‌های حواشیِ ریجنتز پارک"۲. نیک کاف، رییس شورای طرح و برنامه‌ریزی وندزورث، با طرح این نکته که ناین المز "فضا"ی جدیدی را ایجاد می‌کند، در مسیر مشابهی قدم می‌گذارد. به نظر او "احیایِ ناین المز باعث ایجاد مناطق گسترده‌ای برای فضای باز جدید در ساحل غربی تیمز خواهد شد". وی در ادامه یادآور می‌شود: "بهترین بخش این پروژه، منطقة وسیعی است شامل یک راه در کنار مسیر گذر رودخانه تیمز و یک پارک در امتداد آن که در راستای جاده‌ای‌است که در داخل این منطقه و از شرق به غرب می‌رود. همچنین شبکه‌ای از میادین عمومی، جاده‌ها، پیاده‌روها، مسیرهای دوچرخه‌رو، مراکز خرید و فضاهایی که حال‌وهوایی گرم و دوستانه برای اهالی لندن که پیاده‌روی را دوست دارند، ساخته خواهد شد".
اکنون این ماجرا به الگویی معمول تبدیل شده است: بگذار هر چیزی تبدیل به یک آشغال بی‌مصرف شود، بکوبش، و دوباره بسازش، اما این بازسازی متفاوت خواهد بود، چرا که مکانی که سابقاً در دسترس عموم بود، بعد از احیا، چنین نخواهد ماند.
فعالان جنبش اشغال این روایت خوش‌بینانه را به چالش می‌کشند. هنگامی که حامیان جنبش یک ساختمان اداری خالی و بدون استفاده متعلق به بانک یو.بی.اس. (بزرگ‌ترین بانک سوئیس) را در منطقة "سیتی" به تصرف درآوردند، یکی از سخنگویان این گروه اظهار داشت که این اقدام، بازپس گیریِ عمومی و در ادامه بازتولید مثبت یکی از نمادهای بی استفادگی و بیهودگیست. کالوین ساختمان بی استفادة یو.بی.اس را گواهی بر روند نامطلوب رها کردن زمین‌ها به امان خدا می‌داند که نتیجه‌ای ندارد جز تبدیل شدنشان به یک شیء بی‌مصرف که می‌باید دوباره خلق گردد،. اکنون این ماجرا به الگویی معمول تبدیل شده است: بگذار هر چیزی تبدیل به یک آشغال بی‌مصرف شود، بکوبش، و دوباره بسازش، اما این بازسازی متفاوت خواهد بود، چرا که مکانی که سابقاً در دسترس عموم بود، بعد از احیا، چنین نخواهد ماند. از دست رفتن فضاهای عمومی فقط تهدیدی برای سیاست‌های خیابانی نیست؛ بلکه آنگونه که کالوین اشاره می‌کند، این روندی‌است که کالبد هویتی بومی را به نفع نمای تجاری مصادره می‌کند. برای مثال، کاناری وارف "به طور کامل از بین رفته است". سامانتا هیث، رییس سازمان خیریة "همفکری برای توسعة پایدار لندن"، با این نظر همسوست که توسعه‌دهندگان اغلب اوقات قصد دارند فضاهای شهری را چنان طراحی کنند که چشم‌ها را خیره کند و کلی عابر پیاده را محو خویش بسازد: "به فضاهای خصوصیِ باز، مثلاً مور لندن، نگاه کنید. متوجه می‌شوید که این مکانی‌است بزرگ و سنگفرش و فواره‌هایی دارد که گفته می‌شود علاوه بر زیبایی هوا را هم خنک می‌کنند. اما علیرغمِ مصرف کلی انرژی فقط زمانی موفق به اینکار می‌شوند که آفتابی در کار نباشد. علاوه بر این، کلی هم هزینة مراقبت و نگهداری دارند که شامل تمیز کردن و پاکسازی میدان از علف‌های هرز و چلبک‌ها می‌شود. در کنار همة این‌ها می‌توان دید که نتیجة کار، تولیدِ فضاهای همزیستی و تنوع اجتماعی نیست". سیاستمداران از هر جناحی به اهمیت ایجاد حس تعلق در مردم به محله‌هایی که در آن زندگی می‌کنند، وقوف دارند. برای مثال، بوریس جانسون، شهردار کنونی لندن، از "بازگرداندن محله‌ها به شهرها" سخن می‌گوید. وی سال گذشته، در توضیح این حرف گفت: "منظورم یک مفهوم [انتزاعی] نیست که گویا مردم باید آمادة پذیرش آن باشند. هدفِ من آن است که فضایی آکنده از اعتماد و همسایگی همچون فضای دهکده‌های کوچک و دوست داشتنی، در بخش‌هایی از شهرهای‌مان داشته باشیم". اما همان‌طور که سامانتا هیث خاطرنشان می‌کند روستاها مکان‌هایی دارند که مشترکاً و به صورت عمومی قابل استفاده برای همگان هستند: "در روستاهایِ نوعیِ دوران فئودالیسم، همیشه فضاهای مشترکی وجود داشت که همه حقّ پرسه زدن در آن‌ها و محترمانه رفتار کردن با دیگران را داشتند. کسی این اماکن را متعلق به مالک نمی‌دانست. همه این مکان‌ها را مکان‌هایی عمومی به‌شمار می‌آوردند". شهردار لندن اخیراً بیانیه‌ای را منتشر کرده است تحت عنوانِ "فضاهای باز زیبا" که با توجه به مسئلة فضاهای عمومی انتشار داده است که در آن "روند رو به گسترش" واگذاری مدیریت بخش‌های عمومی به بخش خصوصی را پذیرفته است. جانسون در این بیانیه نوشته است: "در آن بخش‌هایی از شهر که روندِ تجاری‌سازی اتفاق می‌افتد، به‌خصوص در قالب ساخت و سازهای گستردة تجاری، مردم لندن احساس می‌کنند که در شهر خودشان به حاشیه رانده می‌شوند".
به دلیل فقدان سیاست‌های مشخص، بخش‌های مختلف شهر در برقراری ارتباط با فضاهای عمومی‌ای که توسطِ بخش خصوصی ساخته و مدیریت می‌شوند، مشکل دارند.
در گزارش سال گذشتة کمیتة برنامه‌ریزی شورای شهر لندن، از مکان‌هایی همچون پارک مینت استریت در ساوث وارک، واقع در جنوب لندن، که هم اکنون توسط یک گروه تسهیل‌گر محلی اداره می‌شود، تقدیر به عمل آمد. در عین حال این گزارش به نمونه‌هایی از عملکرد نامطلوب نیز اشاره می‌کند. به عنوان مثال، "نگهبانان سختگیرِ حفظ امنیتِ" فضای باز تازه ایجاد شده در منطقه کانال‌های آب پدینگتون، اغلب از عکاسی جلوگیری می‌کنند. بر پایة یک رشته مدارکِ ناظر بر برنامه‌ریزیِ شهری، برای این کمیته مشخص شده است که به دلیل فقدان سیاست‌های مشخص، بخش‌های مختلف شهر در برقراری ارتباط با فضاهای عمومی‌ای که توسطِ بخش خصوصی ساخته و مدیریت می‌شوند، مشکل دارند. و این در حالی است که مقامات محلی تحت فشار مالی برای حفظ و نگهداری از املاکِ عمومی شهر هستند. هیث می‌گوید: "بحران بزرگی که طی بیست سال گذشته موجب از بین رفتن بیشتر فضاهای باز لندن شده است، ناشی از هزینة نگهداری این فضاهاست، و مقامات محلی که فضاهای باز زیادی را در حوزه‌های مدیریتی خود دارند، مدام نگرانِ چگونگی نگهداری از آن‌ها و اینکه چگونه جلوی خرابکارها و دیوارنگارها را بگیرند هستند، و نگران اینکه فضایی مبتنی بر نوعدوستی و همزیستی مسالمت‌آمیز ایجاد کنند". به نظرِ هیث، مقامات محلی "نه تنها نمی‌خواهند این فضاها را واگذار کنند، بلکه بسیار علاقمندند که راه‌هایی خلاقانه برای حفظ و نگه داری این مکان‌ها بیابند". سر رابین ولز، شهردار منتخب نیوهام، اذعان می‌کند که این شهرداری توانایی ادارة پارک المپیک را نداشت: "در اصل نظر ما این بود که پارک المپیک یا به یک پارک متعلق به خانواده سلطنتی شود یا شهرداری لندن مسئولیتش را بپذیرد. ما به این امر واقف بودیم که خودمان چنین امکانی را از نظر مالی نداشتیم".
سال گذشته، در جنبش تصرف، فعالان معترض به نهادهای مالی در بیرون از کلیسای جامع سنت پاول چادر زدند، چرا که از نظر قانونی اجازة ورود به میدان پاترنوستر، که محل بورس لندن هست و توسط شرکت میتسوبیشی اداره می‌شود را نداشتند. دستور رسمی آمده بود که "معترضان حق برپایی هیچگونه تظاهراتی را در این میدان، که تماماً تحت تملک خصوصی است، ندارند".
سال گذشته، در جنبش تصرف، فعالان معترض به نهادهای مالی در بیرون از کلیسای جامع سنت پاول چادر زدند، چرا که از نظر قانونی اجازة ورود به میدان پاترنوستر، که محل بورس لندن هست و توسط شرکت میتسوبیشی اداره می‌شود را نداشتند. دستور رسمی آمده بود که "معترضان حق برپایی هیچگونه تظاهراتی را در این میدان، که تماماً تحت تملک خصوصی است، ندارند". شرکت براودگیت، که صاحب ۳۲ هکتار اداره و مرکز خریدی است که همگی در چهار میدان بین بیشاپس گیت و خیابان لیورپول قرار دارند، نیز توانست در نوامبر سال گذشته، یک چنین بخشنامة رسمی‌ای برای خود دست و پا کند. در این بخشنامه تأکید شده بود که "هیچ حق جمعی‌ای را در قبال این مکان‌های عمومی به رسمیت نمی‌شناسد". این مؤسسه سالی یکبار این دروازه‌ها را به‌روی مردم می‌بندد تا به همه بفهماند که مالک این محل کیست.


موانع اعتراض
کالوین می‌گوید: "اگر به خاطر بیاورید، شکل‌گیری جنبش اشغال لندن با یک پیام در یک صفحة فیس‌بوک بود شروع شد که مردم را فرا می‌خواند که "بیایید بورس لندن را بگیریم". بعید می‌دانم کسانی که آن صفحه را در فیس‌بوک ایجاد کردند، می‌دانستند که میدان پاترنوستر یک ملک خصوصی است. تا اینکه اولین گزارش‌های مطبوعاتی در این زمینه منتشر شد و ما متوجه شدیم که اصلاً میتسوبیشی، مالک این میدان را در محاسباتمان منظور نکرده‌ایم".
مدیریت میدان پاترنوستر در یادداشتی تذکر داده بود که "این جنبش اعتراضی الهام گرفته از جنبش بهار عرب است"، اما معترضان لندنی باید میدان تحریر خود را در جای دیگری جستجو کنند. کالوین اضافه می‌کند: "بسیاری از این مسائل برای ما تازگی داشت. ما متوجه شدیم که کلی شرکت خصوصیِ صاحب ملک و دارایی در لندن وجود دارند و در اولین ماه‌ها، دائماً با شکایت مالکان خصوصی علیه خود مواجه می‌شدیم.
فعالان جنبش تصرف تنها کسانی نبودند که متوجه شدند تعداد فضاهای عمومی عملاً بسیار کمتر از آن چیزی هستند که آن‌ها گمان می‌کردند. فضاهایی که به خیالِ خود می‌توانستند از آن‌ها برای اعتراضشان آزادانه استفاده کنند. مبارزان کمپینِ "حقوق مُکفی برای زندگی" می‌گویند که آن‌ها نیز با همین دست موانع مواجه شدند. شهروندان لندن، که تشکل جمعی حامی این کمپین است، کار خود را با بیمارستان‌ها که توسط زمین‌های عمومی احاطه شده است، شروع کردند. در فاز دوم، بانک‌ها و فضاهای اطرافشان مورد توجه قرار گرفت و معلوم شد که آن‌ها حتی کمتر از فضاهای عمومیِ قبلی می‌توانند در اختیار عموم باشند. وقتی فعالان کمپین که در کاناری وارف جمع شده بودند تا طوماری را برای کارگرانِ کم درآمد به امضای مردم برسانند، با نگهبانانی روبرو شدن که به آن‌ها یادآوری می‌کردند که "این یک مِلک خصوصی است".
نیل جیمسون، رهبر تشکیلاتی شهروندان لندن می‌گوید: "البته تفاهم خوبی نسبت به فعالان وجود داشت، به‌ویژه آنکه کار ما ناظر بر خودِ نگهبانان که درآمد نازلی دارند هم بود و در نتیجه هیچگاه درگیری‌ای پیش نیامد. آن‌ها به ما اجازه دادند که کارمان را ادامه دهیم اما به روشنی به ما گفتند که این بخش از زمین کاناری وارف مِلکی خصوصی است. آن‌ها زمینی ۵۰ متری را در کنار خط متروی جوبیلی به ما نشان دادند و گفتند که آن تکه زمین عمومی است و هر موقعی که تظاهراتی قرار است در کاناری وارف برگزار شود، می‌باید در آنجا برگزار شود. در واقع معترضین قرار است که در یک نقطة کوچک محبوس گردند".
شکایت‌ها علیه معترضان نشانگر آن هستند که متولیان خصوصیِ مکان‌های سابقاً عمومی، تحمل هیچگونه اعتراضی را علیه خود ندارند. در پایتخت بریتانیا، حتی روشن‌ترین نشانه‌های دموکراسی در سطح خُرد و محلی نیز در دستان بخش خصوصی است. ساختمان شهرداری و منطقة مخصوص عابرپیادة آن که در کنار رود تیمز قرار دارد، توسط مؤسسه املاک مور لاندن و به عنوان یک "ملک تحت مدیریت" با نظام امنیتی خصوصی‌اش، اداره می‌شود.




1- این مقاله ترجمه‌ای است از
http://www.theguardian.com/uk/2012/jun/11/granary-square-privately-owned-public-space
2- آپارتمان‌ها و منازل مسکونیِ حواشیِ ریجنتز پارک که زیباترین پارک شهر لندن است، گران‌ترین آپارتمان‌ها و منازل شهر لندن هستند.


■ دسته‌بندی:  «شهرهای جهان»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها