چهارشنبه ۳۰ دی ۹۴

تفکیکِ محله‌ای در کدام‌یک از شهرهای جهان بیشتر است؟

پیتر جئوگِگان/ترجمه:علی رفاهی

تفکیک محله‌ای براساس درآمد در یازده شهر از سیزده شهر بزرگ اروپا-که مادرید در بین آنها بدترین است- افزایش یافته. نابرابری براساس جنسیت و نژاد و درآمد در کدام یک از شهرهای جهان بیشتر است؟
در ماه گذشته آگهی‌هایی در سرتاسر بخش شرقی لندن به چشم می‌خورد که بر روی آن‌ها نوشته شده بود "محله های‌تان را مجدداً فتح کنید" یا آنکه "از تازه‌به‌دوران‌رسیده‌ها برحذر باشید". در این آگهی‌ها همچنین خبر از دعوتی بود به راهپیماییِ برائت، که در واقع تظاهراتی بود علیه "اعیانی‌سازی" محله‌ها که با حمله به یک کافه‌ی صبحانه‌خوری به اوج خود رسید. گردانندگان این تظاهرات معتقد بودند که با در نظر گرفتن اینکه بخش شرقی لندن، اولین پاتوق تازه واردان ایرلندی، یهودی، بنگلادشی و دیگر افراد کم درآمد بوده است، تغییراتِ ناشی از اعیانی‌سازی در این محل از هر جای دیگرِ شهر بیشتر است. برگزارکنندگان، هدف از تظاهرات را اعتراض به نابرابریِ اقتصادیِ رو به تزاید اعلام داشتند و بر این نظر بودند که در این محله به جای ساخت و ساز "آپارتمان‌های مجللی که برای کمتر کسی مقرون به صرفه است" باید "مسکن واقعاً ارزان قیمت" ساخته شود.

مطمئناً لندن شهری است شدیداً نابرابر. ثروتمندترین ساکنانش که ۱۰ درصد جمعیت آن را تشکیل می‌دهند، صاحب ۶۰ درصد از دارایی‌هایش هستند. درآمد ۱۰ درصد پولدار در این شهر چهار و نیم برابرِ درآمد ده درصدِ کم درآمد است. با این وجود، براساس تحقیقی جدید، و بر خلاف بسیاری از شهرهای اروپا، بین سال‌های ۲۰۰۱ و ۲۰۱۱، لندن از نظر اقتصادی بیشتر از آنچه که بود، تفکیک محله‌ای نشد. البته بیشتر به این خاطر که شهر آنقدر جداسازی شده بود که دیگر این روند نتواند در آن شتاب بگیرد.

در اسکاندیناوی، الگوی معمول اروپای شمالی در معرض فرسودگی است. در استکهلم، مسکن اجتماعی در حال فروخته شدن به بخش خصوصی است. حتی در اسلو که به برابری شهره است، فقیر و غنی دارند به طور فزاینده‌ای در مناطق مختلفی از شهر و در کنار گروه‌های همسان به خود زندگی می‌کنند.

مارتن ون‌هام، استاد تجدید نوسازی شهری در دانشگاه فنی دلفت و دانشگاه سنت آندروز می‌گوید "در بخش‌های مرکزی لندن، مسکن به شدت گران قیمت است و تبعیض نیز هم اکنون بسیار بالاست". ون‌هام در مطالعه‌ای که مشترکاً به رشته‌ی تحریر درآورده است مجموعه‌ای از متغیرهای مرتبط با تبعیض محله‌ای را بررسی کرده است: درآمد، منزلت شغلی، آموزش و مواردی دیگر. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که در یک دهه‌ی بعد از ۲۰۰۱، تبعیض محله‌ای در یازده شهر از سیزده شهر بزرگ اروپا افزایش یافته است (استثنای دیگر، به همراه لندن، آمستردام بود).
برای مثال، به نظر می‌رسد که در اسکاندیناوی، الگوی معمول اروپای شمالی در معرض فرسودگی است. در استکهلم، مسکن اجتماعی در حال فروخته شدن به بخش خصوصی است. حتی در اسلو که به برابری شهره است، فقیر و غنی دارند به طور فزاینده‌ای در مناطق مختلفی از شهر و در کنار گروه‌های همسان به خود زندگی می‌کنند. همچنین در آن سوی دریای بالتیک، ویلنیوس و تالین در عرض ۲۵ سال دارند از شهرهایی با تعداد محدودی از مسکن تحت مالکیت بخش خصوصی به سمت نظام مسکن مبتنی بر روابط و مناسبات شدیداً سرمایه‌داری شده می‌روند.
در اروپا، نابرابری در حال افزایش است. شهرهای ما به گونه‌ای متفاوت هم دیده و هم احساس می‌شوند. در حالی که متخصصانِ متعلق به طبقه‌ی متوسط در محله‌های مرکزی شهر زندگی می‌کنند، مهاجران به شکلی رو به ازدیاد در جوار یکدیگر و در اغلب موارد در مناطق حاشیه‌ای حومه‌ی شهر سکنی می‌گزینند. ون‌هام می‌گوید: "بدون نابرابری، تفکیک براساس درآمد نیز وجود نخواهد داشت". "اگر نابرابری در شهر افزایش یابد، باید انتظار افزایش تفکیک محله‌ای را نیز داشت".
محققان، چهار عامل اساسی را پشت مسئله‌ی افزایش تفکیک در شهرهای اروپا شناسایی کرده‌اند: جهانی شدن، بازسازی اقتصادی، عقب‌نشینی دولت (از دخالت ترمیم اوضاع)، و سرمایه گذاری (یا فقدان آن) در مسکن اجتماعی.

محققان، چهار عامل اساسی را پشت مسئله‌ی افزایش تفکیک در شهرهای اروپا شناسایی کرده‌اند: جهانی شدن، بازسازی اقتصادی، عقب‌نشینی دولت (از دخالت ترمیم اوضاع)، و سرمایه گذاری (یا فقدان آن) در مسکن اجتماعی.
برای مثال، شهری که بیشترین میزان افزایش تفکیک محله‌ای را در بین سیزده شهر مورد مطالعه داشت، مادرید بود- نه به خاطر هجوم محتکران مِلک، بلکه بیشتر به خاطر فقدان مسکن ارزان قیمت، که افراد جوان را مجبور به اقامت در کنار خانواده‌های‌شان کرد. در وین، با افزایش دوبرابریِ تعداد متخصصان در دهه‌ی گذشته، ساکنان فقیرتر تحت فشار قرار گرفته‌اند. در سال ۲۰۰۵، شورش‌هایی در حومه‌های شهر پاریس اتفاق افتاد. این شورش‌ها، تا اندازه‌ای، اعتراضی بود علیه نابرابری. با این حال تفکیک محله‌ای در این شهر از آن زمان تاکنون همچنان افزایش یافته است.
در طول سه دهه‌ی گذشته، این مسئله در اکثر شهرهای آمریکا نیز افزایش یافته است. شدیدترین نمونه‌های اقتصادی آن در شهرهای دانشگاهی است. تا حدی به این خاطر که هزینه‌های سرسام‌آور آموزش دانشگاهی در آمریکا فقط توانگرترین افراد از نظر اقتصادی را جذب می‌کند. اما این مسئله شهرهای بزرگ را نیز تحت تأثیر قرار داده است: نیویورک، فیلادلفیا و شیکاگو در راستای خط‌کشی‌های اقتصادی تفکیک شده‌اند و این تفکیک‌ها دارند شدیدتر هم می‌شوند.
most-segregated-cities-dakheli.jpg
در بالای مرزهای شمالی، در وینیپگ، "جدایی بزرگی" بین هشتادهزار نفر جمعیت قدرتمند متحد بومی و بقیه‌ی ساکنان شهر شرایط را برای رشد تفکیک محله‌ای فراهم آورده است. بیشتر افراد متعلق به اولین جماعت‌های ساکن شده در وینیپگ در بخش داخلی شهر و انتهای شمالی آن، که دو تا از ابتدایی‌ترین کدپستی های کانادا را دارند، زندگی می‌کنند. با در نظر گرفتن مجموعه‌ای از شرایط و شاخص‌ها (مشتمل بر میزان دسترسی به مسکن و میزانِ جرم‌های ناشی از خشونت)، بومیان این منطقه بدترین شرایط را دارند.
با اینهمه برای خشن‌ترین نمونه‌های تفکیک محله‌ای، ما می‌باید به مکان‌هایی غیر از اروپا و آمریکای شمالی نظر بیفکنیم. در اولان باتور، پایتخت مغولستان، صدها هزار نفر که سابقاً در اجتماعات عشایری می‌زیستند، هم اکنون در چادرهای نمدپوش شده (به نام جِر)، در خارزارهایی که در حواشی این شهر است، زندگی می‌کنند. در حالی که در مرکز شهر، تازه به دوران رسیده‌ها سکنی گزیده‌اند و از فروشگاه‌هایی که با هزینه‌های بالایی طراحی و ساخته شده‌اند، خرید می‌کنند. در ژوهانسبورگ، دیوارها-که اغلب پوشیده از شیشه‌هایی شکننده و دوربین‌های مراقب است- بخش ثروتمندنشین شهر را از توده مردم جدا می‌کنند. شهرهای آفریقای جنوبی، که روزی به واسطه‌ی خطوط تفکیکِ نژادی، جداسازی را برقرار ساخته بودند، اکنون بر مبنای میزان درآمد همچنان این مرزبندی‌ها را حفظ کرده‌اند.
شهرهای آفریقای جنوبی، که روزی به واسطه‌ی خطوط تفکیکِ نژادی، جداسازی را برقرار ساخته بودند، اکنون بر مبنای میزان درآمد همچنان این مرزبندی‌ها را حفظ کرده‌اند.

شهرها، البته، فقط به واسطه‌ی پول تفکیک نمی‌شوند. برای مثال، بلفاست هم دارای دیوارهای جداسازنده است- اما در این مورد، "دیوارهای صلح" آهن پوش، که تقریباً حدود بیست متر ارتفاع دارند، ساخته شده‌اند برای اینکه ملی‌گراها (طرفدار یکی شدن با ایرلند جنوبی) و اتحادگراها (طرفدار باقی ماندن تحت حاکمیت بریتانیای کبیر) را از هم جدا کنند. در ایالت گجرات هندوستان، شورش‌های تهدیدآمیز علیه مسلمانان در سال ۲۰۰۲، باعث شد که هندوها و مسلمانان به صورت جداگانه در گتوهایی پخش و پلا از هم زندگی کنند. بخش‌هایی از ریاض، پایتخت عربستان سعودی بر اساس خط کشی‌های جنسیتی از هم جدا شده است که شامل رستوران‌ها و مراکز خرید اختصاص داده شده به زنان و حتی روزهای هفته برای بازدید از باغ وحش محلی می‌شود.
براساس یک مطالعه، دیترویت نابرابرترین کلانشهر ایالات متحده به خاطر مسائل نژادی است، با نمره عدم تجانس تقریبی هشتاد، با مرکز شهری که اکثریت آن سیاه پوست است و حومه ای که با جمعیت عمدتاً سفیدپوست‌نشینش شهر را در میان گرفته است.

شاخص‌های عدم تجانس که میزان همنوایی گروه‌ها (از جمله قومی و شغلی) در مناطق را اندازه می‌گیرد، می‌تواند در جهت نشان دادن و ترسیم خطوط تفکیک مورد استفاده قرار گیرد. براساس یک مطالعه، دیترویت نابرابرترین کلانشهر ایالات متحده به خاطر مسائل نژادی است، با نمره عدم تجانس تقریبی هشتاد، با مرکز شهری که اکثریت آن سیاه پوست است و حومه ای که با جمعیت عمدتاً سفیدپوست‌نشینش شهر را در میان گرفته است.
با این حال، جداسازی نژادی ممکن است در شهرهای بزرگ چند نژادی اجتناب پذیر باشد. در لس‌آنجلس، برای مثال، براساس تحقیقات جدید، تفکیک کاهش یافته است. در سال ۲۰۰۰، چهل درصد از جمعیت لس‌آنجلس در محله‌های شدیداً جداسازی شده زندگی می‌کردند؛ در ۲۰۱۰، این میزان به یک سوم جمعیت کاسته شده بود. بیشترین کاهش، در تعداد مناطق سفیدپوست‌نشینِ ناهمگون بوده است. مؤلفان این گزارش چنین نتیجه‌گیری کرده‌اند که "تنوع و ناهمگونی، ساختار جدید جامعه‌ی شهری است".
با این وجود، همزمان با سر باز کردن زخم‌های بحران مالی ۲۰۰۸، به نظر می‌رسد که شهرهای اروپایی دارند بیش از پیش جداسازی می‌شوند. به نظر ون هام "این بحران موجبات رشد نابرابری را در اروپا فراهم آورده است، اما یک اختلاف زمانی بین پنج تا ده سال بین رشد نابرابری و زمان اثرگذاری آن بر شهرها وجود دارد".
البته در مقایسه با دیگر شهرهای جهان، جمعیت و محله‌های پایتخت‌های اروپایی همچنان به طور نسبی در زمینه‌ی بحث مورد نظر این مقاله، مختلط هستند. لوآندا، پایتختِ متمول شده از نفتِ کشور آنگولا، براساس بعضی معیارها، گران‌ترین شهر برای زندگی در طول سه سال گذشته بوده است. ابرثروتمندها در آپارتمان‌های رو به ازدیاد محصور شده زندگی می‌کنند؛ هزینه‌ی یک شب اقامت در پیش پا افتاده‌ترین هتل‌ها بیشتر از ۲۵۰ دلار است. همزمان، ساکنان فقیرتر برای ماندن در مسکن‌های موقت دست‌و‌پا می‌زنند، در حالی که از فراهم آوردن مواد غذایی بسیار ساده و پیش پا افتاده‌ای همچون شیر و گوجه فرنگی که قیمت‌هایی فوق تصور دارند ناتوان هستند.


منبع:
http://www.theguardian.com/cities/۲۰۱۵/oct/۲۸/which-is-the-worlds-most-segregated-city




■ دسته‌بندی:  «شهرهای جهان»

■ در این مطلب به «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها