دوشنبه ۳۰ آذر ۹۴

ایران در نشستِ آب‌وهوا در پاریس چه گفت و چه شنید

کاوه مدنی*

نشست آب و هوا، که اخیراً در پاریس برگزار شد، و نشست‌های پیش از این را می‌توان به چشم یک جور چانه‌زنی جهانی برای حل یک مشکل دید که همه در ایجاد آن سهم دارند، سهم‌های متفاوت؛ والبته در ضرر هم شریک‌اند و ضرر را هم به نحو متفاوتی تجربه می‌کنند. این وضعیت در علوم اقتصادی و اجتماعی به نام تراژدی منابع مشاع یا مشترک شناخته می‌شود که مسئله‌ای است کلاسیک.
این وضعیت زمانی به وجود می‌آید که همه، به نحوی در ایجادش نقش دارند و در نهایت، همه هم باهم ضرر می‌کنند، اما کسی حاضر نیست عقب بنشیند و به حل مشکل کمک کند، چون می‌ترسد دیگران همکاری نکنند. قانون اصلی در ایجاد این وضعیت، آن است که تصمیمات بر اساس خرد فردی و نه جمعی گرفته می‌شود. یعنی اینکه مشخصاً کشورها چون خیلی به کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای در بلندمدت اعتماد ندارند، منافع کوتاه‌مدتشان را درنظر می‌گیرند.

مسئله‌ای که ما در مقیاس جهانی داریم، آن است که گازهای گلخانه‌ای در حال افزایش هستند، اقلیم در حال تغییر است و ما از این وضعیت، با هم متضرر می‌شویم.


تراژدی گازهای گلخانه‌ای
مسئله‌ای که ما در مقیاس جهانی داریم، آن است که گازهای گلخانه‌ای در حال افزایش هستند، اقلیم در حال تغییر است و ما از این وضعیت، با هم متضرر می‌شویم. کشورها سهم‌های متفاوتی در به‌وجود آمدنِ این پدیده دارند. آن‌ها در مراحل مختلفی از صنعتی و توسعه شدن هستند. کشورهای هم اکنون صنعتی شده، سهم بیشتری در پیدایش این پدیده دارند و کشورهای در حال توسعه و فقیر، یا آن‌هایی که به مرحله توسعه نرسیده‌اند، سهم کمتری.
در این تراژدیِ منابع مشترک، منبع مشاع‌ِ مورد بحث، همان اتمسفر است. ما به واسطه افزایش گازهای گلخانه‌ای، این منبع مشترک را در وضعیتِ تراژیکی قرار داده‌ایم، یعنی وضعیت اتمسفر را تغییر دادیم. و مشکل اینجاست که در حال حاضر نمی‌توانیم به راحتی بر سر راه حل مشترکی برای حل این مسئله تفاهم کنیم و هر یک مسئولیتِ خویش را بپذیریم تا به راه حلی دست یابیم.

مشکل اینجاست که در حال حاضر نمی‌توانیم به راحتی بر سر راه حل مشترکی برای حل این مسئله تفاهم کنیم و هر یک مسئولیتِ خویش را بپذیریم تا به راه حلی دست یابیم.

کشورها همچنان سعی می‌کنند بر منافع کوتاه‌مدتشان، یعنی توسعه و ادامه منافع اقتصادی‌شان تأکید کنند. علاوه بر این، کشورها در سهمی که در وقوع این پیشامد داشتند، نابرابرند، چون در مراحل متفاوتی از توسعه قرار دارند. مثلاً از دید کشوری مثل ایران، این خیلی غیرمنصفانه است که از فردای تعهداتش همه انرژی‌هایش را به انرژی نو تبدیل کند، از نفت و زغال‌سنگ هم استفاده نکند، چون کشوری چون امریکا، قبلاً این کارها را کرده و این مسائل را به وجود آورده و به رشد اقتصادی‌اش رسیده و حالا که نوبت به ایران و کشورهای دیگر رسیده، می‌گویند نباید این کار را بکنند.


سهمیه‌ها و منافع مختلف
این درواقع رویکرد کشورهای در حال توسعه است که زیر بار این بحث نمی‌روند که ما برای چه باید این کار را بکنیم؟ درواقع برای حل قضیه تراژدی منابع مشاع، یا باید تبادلات مالی داشته باشیم و بازار ایجاد کنیم، یا یک رشته موانع قانونی در سطح جهانی ایجاد کنیم. ایجاد کردن موانع قانونی به راحتی انجام‌شدنی نیست، باید آن را با رشته کارهایی همراه کنیم که ایجاد انگیزه می‌کنند، مثل تبادلات مالی. کشورهای توسعه‌یافته، اقتصاد بهتری دارند، درواقع با پیشنهاد ارائه تسهیلات و کمک‌های مالی به کشورهای در حال توسعه از آن‌ها می‌خواهند در حل این مشکل مشارکت کنند.

اوپکی‌ها از لحاظ آلایندگی یک سهمی دارند، ولی عدد تأمین انرژی فسیلی جهان از سوی آن‌ها، عدد بزرگ‌تری است. درواقع منافع اقتصادی‌شان به این وابسته است که سوخت‌های فسیلی را تأمین کنند و این موقعیتشان را خیلی پیچیده می‌کند. اگر بخواهند خیلی به خودشان برای حل مسئله‌ی گرمایش جهانی فشار بیاورند، موقعیت خودشان را تضعیف می‌کنند، چون آن‌ها باید نفت و گاز بفروشند، پس از لحاظ اقتصادی موقعیت حساسی دارند.

بحث دیگری که می‌توان به عنوان مانع در توافق نام برد، آن است که بدانیم کشورهای در حال توسعه‌ای که باید این کمک‌های مالی و تسهیلات را بگیرند چه کشورهایی هستند و این کمک‌ها را چگونه تأمین کنیم. کشورهای در حال توسعه نیز موقعیت‌های متفاوتی دارند. مثلاً موقعیت ایران با مالی قابل مقایسه نیست. این تقسیم‌بندی‌ها را کجا و چگونه بین کشورها ایجاد می‌کنند؟ چه کشوری، چقدر باید کمک بگیرد؟
از سوی دیگر، موقعیت کشورهای اوپک نیز هم جذاب و هم پیچیده است. چون اوپکی‌ها از لحاظ آلایندگی یک سهمی دارند، ولی عدد تأمین انرژی فسیلی جهان از سوی آن‌ها، عدد بزرگ‌تری است. درواقع منافع اقتصادی‌شان به این وابسته است که سوخت‌های فسیلی را تأمین کنند و این موقعیتشان را خیلی پیچیده می‌کند. اگر بخواهند خیلی به خودشان برای حل مسئله‌ی گرمایش جهانی فشار بیاورند، موقعیت خودشان را تضعیف می‌کنند، چون آن‌ها باید نفت و گاز بفروشند، پس از لحاظ اقتصادی موقعیت حساسی دارند. آن‌ها علاوه بر اینکه باید بدانند در همکاری‌هایشان چگونه عمل کنند و نکته‌سنج هم باشند تا زیر بار انگ و اتهام سنگ اندازی نروند، باید حواسشان هم به منافع اقتصادی کوتاه و درازمدتشان هم باشد و این موقعیت را سخت‌تر می‌کند.


قوت‌ها و ضعف‌های ایران در اجلاس
ایران، در این دوره، شاید از دوره‌های قبلی، حتی هوشمندانه‌تر از پیش هم عمل کرد. موقعتیش را سنجید و دید چه کار می‌تواند بکند. ایران همان کشوری است که در برنامه پنج ساله سوم، تعهد ۳۰ درصدی کاهش انتشار گاز گلخانه‌ای را دارد و الان آن را به چهار درصد کاهش داده و منطقی کرده. یعنی حداقل دولتمردانمان به این رسیده‌اند که متوجه باشند که این تعهد، تعهد آسانی نیست و بهتر است زیر بار یک عدد بزرگ برای تعهد نروند که نتوانند محققش کنند. این یک موفقیت است و بیشتر از اینکه بخواهیم بگوییم یک موفقیت تکنیکی بوده، باید بگوییم که این موفقیت، سیاسی است. حداقل اینکه یک خطر مشترک وجود داشته و باعث شده کشورها بر سر آن، دوهفته چانه‌زنی کنند، یک روز هم تمدیدش کنند تا به تفاهمی مشترک برسند تا حداقل ماجرا به شکل نمادین حل شود.

در مجموع، ایران نقشش را خوب بازی کرد. هیچ جایی اسم ایران به عنوان کشوری که بخواهد مذاکرات را به بن‌بست بکشاند، مطرح نشد، مسئله‌ای که در مورد عربستان، هند و چین مطرح بود. ایران این نقش را خوب بازی کرد، تعهداتش را هم منطقی مطرح کرد.

در گذشته امثال این همایش‌ها یا معاهده‌های جهانی را زیاد داشتیم، معاهدات ریو، معاهداتی در مورد آب، توسعه پایدار، نقش زنان، برابری و مسائلی از این دست زیاد داشتیم. مسئله‌ای که وجود دارد و سیاستمداران روی آن بیشتر تمرکز می‌کنند، آن است که چقدر به سمت اجرا می‌رویم. آن‌ها خیلی روی اینکه چگونه به هدف برسیم تمرکز نمی‌کنند، به خاطر همین بیشتر این معاهدات، نمادین می‌مانند و اجرایی نمی‌شوند.
این اجلاس از منظر دیگری نیز مهم بود و آن اینکه در حالی که رادیکال‌ها، تروریست‌ها و ترامپ‌ها سعی دارند کشورهای دنیا را از یکدیگر دور کنند، تعداد زیادی از کشورها، با هم، بر سر یک میز نشستند و برای رسیدن به یک اجماع جهانی، فارغ از گرایش‌های سیاسی، متنی را امضا کردند. شاید بتوانیم بگوییم خطرات محیط زیستی و فشارهای طبیعی می‌توانند به ما کمک کنند تا متحد شویم. وقتی زلزله، سیل یا هر رخداد طبیعی پیش می‌آید، کشورهای دنیا به کمک هم می‌آیند و اعلام آمادگی برای حمایت می‌کنند. امریکا برای کمک به زلزله‌زدگان در ایران اعلام آمادگی می‌کند و ایران برای کمک به سیل‌زدگان در امریکا.
اما گزارش ایران مفصل نبود، از لحاظ تکنیکی هم عالی نبود، جزییات نداشت یا خیلی تقصیرها را به گردن تحریم انداخت.

ایجاد انگیزه‌های همکاری سخت است. واقعاً غیرمنصفانه است انتظار داشته باشیم کشوری چون ایران یا کشورهایی که فقیرترند، جلو بیفتند و تغییراتِ زیادی ایجاد کنند. اما در مجموع، ایران نقشش را خوب بازی کرد. هیچ جایی اسم ایران به عنوان کشوری که بخواهد مذاکرات را به بن‌بست بکشاند، مطرح نشد، مسئله‌ای که در مورد عربستان، هند و چین مطرح بود. ایران این نقش را خوب بازی کرد، تعهداتش را هم منطقی مطرح کرد. اما گزارش ایران مفصل نبود، از لحاظ تکنیکی هم عالی نبود، جزییات نداشت یا خیلی تقصیرها را به گردن تحریم انداخت.
به هر حال این، فقط یک بازی محیط زیستی نیست، یک بازی محیط زیستی- سیاسی است. این هم فرصتی بود که ایران به دنیا یادآوری کند که ما تحریم بودیم و مشکلاتی داشتیم. این قضیه در چانه‌زنی به مسائل دیگر وابسته می‌شود، همان طور که بحث اتمی ایران فقط بحث اتمی نبود و مسائل دیگر به آن وابسته شده بود.
یکی از دلایلی که کشورهای توسعه یافته و اروپایی به سمت استفاده از انرژی‌های نو رفتند، بحث امنیت انرژی‌شان بود و وابستگی‌شان به واردات انرژی‌های فسیلی. یعنی آن‌ها در این مورد انگیزه‌ای دوگانه داشتند و همه‌ی هدفشان حل مشکلات آب و هوا نبود. ما بحث امنیت انرژی را به آن صورت که بسیاری از کشورها دارند، نداریم و در نتیجه تغییرات برای‌مان در اولویت نیست.

بحث اضافه کردن مشروط هشت درصد به تعهد مشارکت ایران بحثی است که لزوم وارد شدن فناوری و کمک‌های غربی را می‌طلبد. اما واقعیت آن است که [حتی بدون این کمک‌ها نیز] ما می‌توانیم بیش از این‌ها را هم عملی کنیم، هرچند نباید خیلی هم بلندپروازانه عمل کرد. بحث‌ما این است که ما از لحاظ آلایندگی، تولید بالایی داریم، سیستم حمل و نقلمان بد است، در نیروگاه‌ها آلودگی‌مان بالاست، می‌توانیم در انرژی‌های نو سرمایه‌گذاری کنیم. اما در وهله اول شاید گفتنِ این حرف‌ها غیرمنصفانه یا غیرمنطقی به نظر برسد. بحث منطقی و منصفانه آن است که به خودمان یادآوری کنیم که ما به انرژی‌های ارزان دسترسی داریم، چرا از آن‌ها استفاده نکنیم؟ چرا سراغ انرژی خورشیدی و بادی نرویم؟ این از لحاظ تکنیکی امکان‌پذیر است، از لحاظ منطقی و اقتصادی شاید بشود در مورد آن بحث کرد. زیرا اگر منابعش را کسی دیگر تأمین نکند، شاید الان برای ما اولویت نداشته باشد که دست به این کارها بزنیم. بنابراین ایران می‌گوید اگر کشورهای توسعه یافته منابع مالی‌اش را تأمین کردند، ما هم آن را انجام می‌دهیم و در غیر این صورت انجام نمی‌دهیم. یکی از دلایلی که کشورهای توسعه یافته و اروپایی به سمت استفاده از انرژی‌های نو رفتند، بحث امنیت انرژی‌شان بود و وابستگی‌شان به واردات انرژی‌های فسیلی. یعنی آن‌ها در این مورد انگیزه‌ای دوگانه داشتند و همه‌ی هدفشان حل مشکلات آب و هوا نبود. ما بحث امنیت انرژی را به آن صورت که بسیاری از کشورها دارند، نداریم و در نتیجه تغییرات برای‌مان در اولویت نیست. یعنی آن انگیزه ثانویه وقتی برای ما به صورت اقتصادی تأمین شود، حاضریم یک رشته کارها را بکنیم و وقتی تأمین نشود، از اولویت می‌افتد.
مساله‌ای که ما داریم، بیشتر آلودگی‌های محلیِ هوا و این مباحث است. کارهایی که انجام می‌دهیم به ما برای کاستن از آلودگی هوا کمک می‌کند و در نتیجه از این منظر برای‌مان جذاب است. اما نگرانی امنیت انرژی که یکی از اولویت‌های سیاستمداران بسیاری از کشورهاست را نداریم، در این زمینه امن هستیم. درواقع موقعیت کشورهای اوپک متفاوت است و در این زمینه امن‌تر از کشورهای در حال توسعه‌ای است که منبع انرژی ندارند یا توسعه‌یافته‌هایی که باید انرژی وارد کنند.


منبع: روزنامه اعتماد
تیتر و میان‌تیتر و ویرایش: یکشهر




استاد مدیریت آب و محیط زیست امپریال کالج لندن

■ دسته‌بندی:  «طرح و برنامه»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها