یکشنبه ۲۴ آبان ۹۴

توانمندی زنان: نقدی بر رویکردهای رایج توسعه

زهرا افراز

توانمندی زنان: نقدی بر رویکردهای رایج توسعه
نایلا کبیر، ویویان وی، فریدا شهید و دیگران
گردآوری و تدوین: اعظم خاتم
انتشارات آگه، تهران، تابستان ۱۳۸۹، ۵۰۰۰تومان، ۲۳۰ص

در روزگار ما واژه توانمندی و توانمندسازی، کارکردی هرروزی، خنثی و بی‌دقت پیدا کرده است. به همین خاطر مطالعه‌ی این کتاب برای کسانی که به تقویت عاملیت گروه‌های اجتماعی مختلف- در اینجا زنان- علاقه‌مند هستند، می‌تواند بسیار مفید باشد. این کتاب به بررسی نظری و عملی مفهوم قدرتمندی۱ (توانمند سازی) برای تحلیل نابرابری‌ها و تبعیض‌های موجود در زندگی زنان می‌پردازد. در دهه‌های ۱۹۸۰ و۱۹۹۰ میلادی، مفهوم قدرتمندی در مباحث فمنیستی پیرامون قدرت و جنسیت سر برآورد و هدف از طرحش، ارائه‌ی چارچوبی برای تحلیل فرایند تغییر ساختارهای قدرت جنسیتی توسط زنان بود. نهادهای بین‌المللی در دو دهه‌ی گذشته پس از شکست در سیاست‌های توسعه‌ای خود، مفهوم قدرتمندی را برای سنجش اثرات سیاست‌های توسعه به کار گرفتند. در همین چارچوب واژه "توانمندی یا توانمندسازی" که اشاره‌ای به مفهوم قدرت ندارد و مترادف دسترسی به منابع توسعه (آموزش، اشتغال و قدرت سیاسی و...) و برازنده سیاست‌های از بالا به پایین است، با مفهوم "قدرتمندی" یکی گرفته شد. فمنیست‌ها با نقد مفهوم "توانمندی" در ادبیات توسعه بار دیگر چارچوب "قدرتمندی" را برای تحلیل وضعیت زنان مفهوم پردازی کردند. این کتاب دربرگیرنده‌ی مجموعه مقالاتی است که از منظرهای گوناگون می‌کوشند این چارچوب انتقادی را مفهوم‌پردازی کنند.
تأملی در سنجش قدرتمند شدن زنان: منابع، عاملیت، دستاوردها
نوشته‌ی نایلا کبیر و ترجمه‌ی فاطمه صادقی عنوان مقاله نخست کتاب است. این مقاله به ارزیابی معیارها و ضابطه‌های خودِ زنان و تناسب این ارزش‌ها با مفهوم قدرتمند شدن می‌پردازد. قدرتمندی در سه بُعد مرتبط با یکدیگر به وجود می‌آید و در نهایت امکان انتخاب را برای افراد فراهم می‌آورد: ۱- "منابع" که شرایطی را بوجود می‌آورند که تحت آن انتخاب امکان پذیر می‌شود؛ ۲- "عاملیت" که در مرکز فرایندی قرار دارد که به واسطه‌ی آن انتخاب صورت می‌گیرد؛ و ۳- "دستاوردها" که نتیجه‌ی این انتخاب‌ها هستند. درواقع امر، با در نظر گرفتن عاملیت‌های انسانیِ متفاوت و از این رو پیش‌بینی ناپذیربودن آن و همچنین ساختارها و محدودیت‌های تصمیمات متفاوت افراد نمی‌توان الگوی خطی واحدی برای قدرتمند شدن زنان تعیین کرد.


قدرتمند شدن زنان در جوامع مسلمان: جنسیت، فقر و دموکراتیزه شدن از درون
نوشته‌ی ویویان وی و فریدا شهید، ترجمه اعظم خاتم، عنوان دومین مقاله کتاب است. تأکید نویسندگان در این مقاله بر ساختارهای میانی قدرت است که بین زنان و نهادهای دولتی قرار گرفته‌اند. آن‌ها بر این باورند که فعالان توسعه، قدرت یابی زنان را عاملی مهم در کاهش فقر و سرعت بخشیدن به رشد اقتصادی می‌دانند؛ اما قدرتمند شدن زنان ربطی به مداخلات مرسوم و از بالا ندارد، زیرا این سطوح میانی قدرت هستند که نظام‌های جنسیتی را شکل می‌دهند. سطوح میانی از مراکز قدرت کلان فاصله دارند و فرصت‌های اجتماعی و فرهنگی زیادی برای مداخله در زندگی زنان در سطوح خُرد فراهم می‌کنند. از این رو شناخت این سطوح برای درک چگونگی قدرت‌یابی زنان بسیار ضروری است.


جنسیت و توانمندی: مضامین، رویکردها و تأثیرات سیاستی آن
این مقاله با نویسندگی زو اوکسال و سالی بیدن، و ترجمه اکرم خاتم سومین مقاله‌ی کتاب است. نویسندگان در این مقاله سعی در تعریف اشکال مختلف قدرت دارند و سطوح عملکرد قدرت را در سه سطح سازمانی، خانگی و فردی بررسی می‌کنند. آن‌ها معتقدند فرایند توانمندی باید از پایین به بالا تحقق یابد و نمی‌توان آن را در قالب برنامه‌ریزی بالا به پایین تنظیم کرد. در مباحث توسعه مفهوم توانمندی دستخوش دگرگونی شده و بیشتر نمود فردی پیدا کرده است؛ در چنین چشم‌اندازی بر کارآفرینیِ متکی به خود بیش از مشارکت در به چالش کشیدن ساختارهای قدرت حاکم بر زنان تأکید می‌شود. این رویکرد فردگرایانه از قدرتمندی، با باور به سرمایه‌داری کارآفرین و همچنین محدود کردن نقش دولت در امور رفاهی، خدماتی و شغلی سازگار است.


سنجش توانمندی زنان به عنوان یک متغیر در توسعه بین المللی
نوشته آنجو مالوتره، کارول بوندر و سیدنی روث شولر، ترجمه هما مداح و فاطمه محمدی، عنوان مقاله پایانی این کتاب است. نویسندگان در این مقاله با مروری بر ادبیات نظری و پژوهش‌ها و تجربیات عملیِ حوزه‌ی توانمندی زنان که تاکنون انجام شده، سعی در شناسایی رویکردهای روش شناختی و تحلیلی توانمندی زنان دارند. طبق این بررسی، توانمند شدن زنان مفهوم پیچیده‌ایست و سنجیدن آن بسیار دشوار. نویسندگان با نقد مطالعاتی که تاکنون در این حوزه انجام شده، دریافتند مطالعات تجربیِ صورت گرفته در این حوزه به سنجش اجزای این فرایند نمی‌پردازد. همچنین این حوزه از نبود پژوهش تجربی در سطوح میانی قدرت و محدودیت داده‌ها در سنجش توانمندی رنج می‌برد. در پایان، نویسندگان توصیه‌هایی برای پیشبرد هر چه بهتر سنجش توانمندی زنان پیشنهاد می‌کنند.
در پایان کتاب اعظم خاتم پیوستی به کتاب الحاق کرده است. پیوست این امکان را فراهم می‌آورد تا شاخص‌هایی که در طرح‌های توسعه‌ای، و با رویکرد "توانمندی" درنظر گرفته شده‌اند را در جزییات بیشتر با شاخص‌های "قدرتمندی" که نویسندگان کتاب بر آن تأکید دارند، مقایسه کنیم. در بخش نخست شاخص‌های توانمندی در طرح "جنسیت در اهداف توسعه" نام برده می‌شود و در قسمت بعد مروری به شاخص‌های قدرتمندی (قانونی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و کیفی) آمده است.
مطالعه‌ی این کتاب می‌تواند به تدقیق چارچوب‌های نظری موجود در مطالعات و برنامه‌های حوزه توانمندسازی زنان بیانجامد.




1- empowerment


■ دسته‌بندی:  «جامعه»




پیام‌ها