پنجشنبه ۷ آبان ۹۴

فروشندگان خیابانی در اقتصاد شهری جهانی

کانچان سارکر/ترجمه:سیدرضا شفیعی ماسوله

فروشندگان خیابانی در اقتصاد شهری جهانی
Bhowmik, Sharit, ed. ۲۰۱۰. Street Vendors in the Global Urban Economy.
New Delhi: Routledge. ۳۲۰ pages.
فروشندگان خیابانی در اقتصاد شهری جهانی
ویراستار: شَریت باومیک
دهلی نو، ۲۰۱۰
انتشارات روتلج، ۳۲۰ صفحه

با وجود آنکه فروشندگان خیابانی آشکارترین بخش اقتصاد شهری به‌شمار می‌آیند، اما در عین حال آنان محروم‌ترین شاغلان این بخش را تشکیل می‌دهند. به‌رغم آنکه فروشندگان خیابانی در زمره‌ی مهمترین عاملان اقتصاد غیررسمی شهری هستند، اما همچنان پیکان انتقاد به سمت آنان نشانه رفته است. آنان نیاز مبرمی به مراقبت قانونی و حقوق اتحادیه دارند، در حالی که بیشتر فروشندگان خیابانی از چنین حقوقی محروم‌اند. فروشندگان خیابانی در تمامی فرهنگ‌ها و کشورهای مختلف وجود دارند، اما جای شگفت است که کتب آکادمیک خیلی کمی به مسائل این طیف از کارآفرینان غیررسمی پرداخته‌اند. کتاب شریت باومیک این شکاف را با مجلد جامعی در خصوص "سهم فروشندگان خیابانی در اقتصاد غیررسمی و مسائل و مشکلات پیشِ روی آنان در کسب‌وکار" در عصر جهانی شدن و در زمانه‌ای که شهرهای جهانی و مراکز خرید نقاط عطف توسعه هستند، پُر کرده است. در نگارش فصل‌های دوازده‌گانه‌ی این کتاب افرادی از حوزه‌های گوناگون شامل دانشگاهی‌ها، تکنوکرات‌ها و فعالان سهم داشته‌اند و ماجرای فروشندگان خیابانی در سه قاره‌ی آسیا، آفریقا و امریکای جنوبی را پوشش داده‌اند، یعنی قاره‌هایی که بیشترین فروشندگان خیابانی جهان را در خود جای داده‌اند.

فروشندگان خیابانی در تمامی فرهنگ‌ها و کشورهای مختلف وجود دارند، اما جای شگفت است که کتب آکادمیک خیلی کمی به مسائل این طیف از کارآفرینان غیررسمی پرداخته‌اند

در ابتدای کتاب، رنانا جاب والا، فعال اجتماعی نامدار، نویسنده و عضو دیرین انجمن زنان خوداشتغال (SEWA) می‌نویسد: "فروشندگان خیابانی به قهرمانانی نیاز دارند که نگاه مثبتی نسبت به آنان را در سطح جامعه ترویج دهد... شریت باومیک یکی از چنین قهرمانی است... مجموعِ تلاش‌های این قهرمانانِ فروشندگان خیابانی به دو برداشت جدید در سرتاسر جهان انجامیده است: اولین مساله‌ی دیده شدن و رؤیت‌پذیری آنان است و دوم تعریف فروشندگان خیابانی به عنوان مقوله‌ای مجزا از دیگر کارگران غیررسمی نظیر کارگران ساختمانی، کارگران خانگی و پسر بچه‌های واکسی".
باومیک در مقدمه‌ی کتاب خود، چهار ویژگی اصلی اقتصاد غیررسمی را آن‌گونه که کیث هارت (۱۹۷۳) تعریف کرده، مورد بررسی قرار می‌دهد: "سطح پایین مهارت، ورود آسان، اشتغال دستمزدی و نیروی کار عمدتاً مهاجر". او همچنین از جایگاه این بخش و ارتباطش با اقتصاد رسمی به کمک سه دیدگاه نظری در این زمینه بحث می‌کند. اولین دیدگاه ناظر بر رویکرد دوگانگی بوده و معتقد است بخش غیررسمی به طور قابل‌ملاحظه‌ای با گسترش بخش رسمی از بین می‌رود یا کاهش می‌یابد. دیدگاه دوم، دیدگاه ساختارگرایی است که بر این باور است که میان بخش غیررسمی و رسمیِ اقتصاد، ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد. به گونه‌ای که بخش غیررسمی به نوعی تولیدکننده با هزینه‌ی کم‌تر برای بخش رسمی عمل می‌کند. و نظریه‌ی سوم، نظریه‌ی قانون‌نگر است که به این باور دارد که فعالان بخش غیررسمی اقتصاد، ترجیح می‌دهند خارج از چارچوب قانونی و رویه‌های قانونی دست‌وپاگیرش فعالیت کنند.
از این رو هر چند انجام کسب‌وکار در چارچوب رسمی نیازمند وضع قوانین است، اما پیش از وضع چنین قوانینی باید مسئله‌ی مهم دیگری مورد توجه قرار گیرد و آن حقّ استفاده‌ی فروشندگان خیابانی است از فضاهای عمومی شهر و قانون‌مند کردنِ این حق

طبق گفته‌ی باومیک، دیدگاه قانون‌نگر به بهترین شکلی جایگاه فروشندگان خیابانی در بخش غیررسمی را توضیح می‌دهد. این دیدگاه بر این باور است که قوانین به قدری پیچیده و دشوار شده‌اند که علیرغم وجود قوانین برای فعالیت خرده‌فروشی رسمی، این افراد ترجیح می‌دهند به فروشندگی خیابانی روی آورند تا آنکه در پیچ‌وخم قوانین گرفتار بمانند.
از این رو هر چند انجام کسب‌وکار در چارچوب رسمی نیازمند وضع قوانین است، اما پیش از وضع چنین قوانینی باید مسئله‌ی مهم دیگری مورد توجه قرار گیرد و آن حقّ استفاده‌ی فروشندگان خیابانی است از فضاهای عمومی شهر و قانون‌مند کردنِ این حق. باومیک متذکر می‌شود که هیچ‌گونه رهنمود صریح و شفافی برای استفاده از فضای عمومی وجود ندارد و اختیارات مسئولان در جهت نظارت و کنترل بر چنین فضاهایی در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. از این منظر است که قانونی که دادگاه عالی هند در سال ۱۹۸۹ تصویب کرد نقطه‌ی عطفی در پیشبرد مبارزات فروشندگان خیابانی در هند به شمار می‌رود. این قانون، استفاده از فضاهای عمومی را حقّ این گروه از افراد جامعه دانست و حکم کرد: "اگر این کاسبانِ خُرد به نحوی شایسته و بنابر ضرورت شرایط ساماندهی شوند، می‌توانند تأثیری قابل ملاحظه در آسایش و راحتی عموم مردم داشته باشند."
پس از پیشگفتار، این کتاب به بحث در مورد فروشندگان خیابانیِ سه قاره‌ی آسیا، آفریقا و امریکای جنوبی می‌پردازد. باومیک علت افزایش فروشندگان خیابانی آسیا را کاهش فرصت‌های اشتغال در بخش رسمی و فقدان اشتغال در نواحی روستایی می‌داند و همچنین نقش فرایند آزادسازی [بازار] در ایجاد چنین وضعیتی را مؤثر و مهم ارزیابی می‌کند. او همچنین اشاره می‌کند که اکثر کشورهای آسیایی به جز مالزی، فیلیپین و هند هیچ‌گونه سیاستی در خصوص فروشندگان خیابانی ندارند و به نظر می‌رسد تنها مالزی است که در اجرای قانون در خصوص این افراد با صداقت عمل کرده است.
زنانی که به درآمد حاصل از فروشندگی نیاز مبرم دارند، چاره‌ای جز به سرکار آوردن کودکان خود ندارند. چرا که کسی را در خانه برای مراقبت از کودکانشان ندارند. بنابراین، خیابان درواقع به قسمت الحاقی منازل آنان بدل شده است

فقدان تشکل صنفی خصیصه‌ی دیگر اغلب فروشندگان خیابانی در آسیا است و حتی در جاهایی که آنان اقدام به تشکیل صنف و اتحادیه کرده‌اند، اتحادیه‌های بزرگتر چندان مایل به پذیرش آنان در جرگه‌ی خود نبوده‌اند، البته به استثنای نپال. نفوذ تشکل‌های صنفی، خاصه در میان دستفروشان زن بسیار پایین است. هر چند، در هند در اواخر دهه‌ی ۱۹۷۰ انجمن زنان خوداشتغال (SEWA) در سازماندهی آنان موفق عمل کرده است. با وجود این حتی در جاهایی که زنان اکثریت فروشندگان خیابانی را تشکیل می‌دهند، به زنان مکان‌های پَست‌تری برای فروشندگی داده شده است، به عقیده‌ی کیوکو کوساکابه در شهر پنوم‌پنِ کامبوج، زنان سهم بالایی از فروشندگان خیابانی را به خود اختصاص می‌دهند، اما محل کار آنان هنوز یک مکان مردانه قلمداد می‌شود. به گونه‌ای که دستفروشان زن با محدودیت‌هایی از سوی دستفروشان مرد مواجه هستند. فروشندگی زنان در خیابان‌های شهر پنوم‌پن را می توان نشانه‌ی گسترش نقش زنان در خانواده و جامعه به شمار آورد. زنانی که به درآمد حاصل از فروشندگی نیاز مبرم دارند، چاره‌ای جز به سرکار آوردن کودکان خود ندارند. چرا که کسی را در خانه برای مراقبت از کودکانشان ندارند. بنابراین، خیابان درواقع به قسمت الحاقی منازل آنان بدل شده است. این بدین معنا است که آنان وقت‌شان را میان فروشندگی و نگهداری از کودکان تقسیم می‌نمایند، که این امر می‌تواند در کسب‌وکارشان خلل وارد نماید. نارومل نیراترون در پژوهش خود در شهر بانکوک تایلند نشان می‌دهد که دستفروشان تایلندی محلی عمدتاً زنان هستند که وظیفه‌ی مراقبت از کودکان نیز بر دوش آنان نهاده شده است.
پس از دهه‌ی ۱۹۹۰ از هر ده شغلی که در امریکای لاتین ایجاد شد، شش شغل در بخش غیررسمی بوده است. مهاجرت از روستا به شهر، بحران اقتصادی و اصلاحات نئولیبرالی موجب افزایش کارگران مازاد در شهرها شده است و آنها برای کسب معیشت خویش جذب بخش غیررسمی از جمله فروشندگی خیابانی می‌شوند

در این کتاب مباحثات مطرح شده در خصوص فروشندگی خیابانی آفریقا جامع نیست، چرا که هیچ پژوهشی درخصوص فروشندگان خیابانیِ آفریقای شمالی و نیجریه به عنوان بزرگترین اقتصاد آفریقا صورت نگرفته است. مسئله دیگر این است که کلیه مقالات پژوهشی در این فصل به انگلیسی نوشته شده و نتیجتا یک جبهه‌گیری نسبت به تجربیات نویسندگانی دارد که به انگلیسی می‌نویسند. فروشندگی خیابانی به طور قطع همه جا به نوعی با فرایند شهری شدن در ارتباط است، اما در آفریقا، ابعاد دیگری دارد: مهاجرت درون قاره‌ای به دلیل بی‌ثباتیِ سیاسی در چندین کشور آفریقایی. آنگونه که اسکینر خاطر نشان می‌کند این بی‌ثباتی سیاسی نیز بر امکانات محدودی که برای فعالیت شایسته پدید می‌آیند تأثیر منفی می‌گذارد. بدین معنا که همراه با هر تغییر و تحولی در دیوان‌سالاری، رخدادی بزرگ یا یک انتخابات، رویکرد نظارتی نیز تغییر می‌کند.
سه فصل پایانی کتاب سوای نتیجه‌گیری، به فروشندگی خیابانی در امریکای لاتین می‌پردازد. پس از دهه‌ی ۱۹۹۰ از هر ده شغلی که در امریکای لاتین ایجاد شد، شش شغل در بخش غیررسمی بوده است. مهاجرت از روستا به شهر، بحران اقتصادی و اصلاحات نئولیبرالی موجب افزایش کارگران مازاد در شهرها شده است و آنها برای کسب معیشت خویش جذب بخش غیررسمی از جمله فروشندگی خیابانی می‌شوند. در حالی‌که گذران زندگی از بخش غیررسمی گرایشی معمول در امریکای لاتین به شمار می‌آید، اما شرایط کاری در کشورهای این قاره تاحد قابل‌توجهی متفاوت است. فروشندگان خیابانی آنگونه که در کشورهایی نظیر شیلی و ونزوئلا مشاهده شده است، سال‌های زیادی در خیابان‌ها به فروشندگی می‌پردازند و با مشتریان دائمی و ثابت از حقوق غیررسمی بیشتری بهره مند می‌شوند. از سوی دیگر، فروشندگان خیابانی در کشورهایی نظیر شیلی و کلمبیا که از پایداری و چارچوب‌های قانونی شفافی برخوردارند، کمتر در زمره آسیب‌پذیرها قرار دارند.
این مطالعه از فروشندگی خیابانیِ سه قاره نشان می‌دهد که فروشندگی خیابانی تقریباً در همه جا از قدمت تاریخی برخوردار است و در اقتصادهای نئولیبرالی به منظور بقای بخش بزرگی از جمعیت، فعالیتی ضروری به نظر می‌رسد. همچنین به تهی‌دستان و لایه‌های پایینی طبقه متوسط کمک می‌کند تا احتیاجات اولیه خودشان را با قیمتی ارزان‌تر به دست آورند. شمار زیادی از تولیدکنندگان کوچک و متوسط وابسته به فروشندگی خیابانی هستند. شمار زیادی از زنان نیز در شرایطی که فرصت‌های اندک اشتغال رسمی اندکی برایش وجود دارد و از فقدان خدمات اجتماعی به منظور نگهداری از کودکان خود رنج می‌برند، جذب فروشندگی خیابانی می‌شوند. باومیک از فروشندگی خیابانی به دلیل گرایش آن به تجمع در مکان‌هایی نزدیک به مشتریان- نظیر بیمارستان ها، پایانه‌های اتوبوس و ایستگاه‌های راه آهن - با عنوان "بازار طبیعی" یاد می‌کند. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که دلیل انتخاب مکان فعالیت توسط فروشندگان خیابانی به تمایل آنان به حضور در چنین مکان‌هایی نیست؛ بلکه این نیاز مشتریان به خدمات این فروشندگان است که چنین ضرورتی را ایجاب می‌کند.
فقدان چهارچوب قانونی شفاف به منظور ملحوظ داشتن فروشندگان خیابانی در برنامه‌ریزی شهری نه تنها با اقدامات قانونی بلکه با خفت و خواری، آنان را در معرض خطر قرار داده و تمامی این موارد با پیدایش رژیم‌های نئولیبرال و تلاش برای پایه‌ریزی شهرهای به اصطلاح جهانی تسریع شده‌اند

فقدان چهارچوب قانونی شفاف به منظور ملحوظ داشتن فروشندگان خیابانی در برنامه‌ریزی شهری نه تنها با اقدامات قانونی بلکه با خفت و خواری، آنان را در معرض خطر قرار داده و تمامی این موارد با پیدایش رژیم‌های نئولیبرال و تلاش برای پایه‌ریزی شهرهای به اصطلاح جهانی تسریع شده‌اند. تحت این شرایط، ضروری است که آنان سازمان یا گروه‌های حمایتی برای خودشان داشته باشند که نه تنها شامل فروشندگان خیابانی بلکه کنشگران دولتی دلسوز، گروه‌های ذینفع، پژوهشگران و روزنامه‌نگاران باشد. اتحاد ملی فروشندگان خیابانی هند(NASVI) که در سال ۱۹۹۸ پایه گذاری شد، از جمله چنین گروه‌هایی است. به عقیده دولف تو لینتلو، NASVI به طرز موفقیت‌آمیزی دولت هند را به تصویب اولین سیاست ملی در خصوص فروشندگان خیابانی یعنی سیاست ملی فروشندگان خیابانی شهری واداشت، که نوعی "تغییر پارادایم" درباره‌ی فروشندگی خیابانی در هند تلقی می‌شود.
کتاب باومیک نه تنها در سبک بررسی اقتصاد سیاسیِ فروشندگی خیابانی در سرتاسر این سه قاره، بلکه در خصوصیات اجتماعی با ویژگی‌های منطقه‌ای، کتابی بی نظیر به شمار می‌رود. او و نویسندگان هر بخش از این کتاب نه تنها به بحث در خصوص آسیب‌پذیری فروشندگی خیابانی پرداخته‌اند، بلکه به ذکر نمونه‌هایی از امکانات محتمل برای برطرف نمودن این آسیب‌پذیری نیز پرداخته‌اند. شکی نیست که این کتاب بدیع سهم ارزشمندی در مطالعات حوزه فروشندگان خیابانی دارد.




■ دسته‌بندی:  «شهرهای جهان»




پیام‌ها