دوشنبه ۲۷ مهر ۹۴

"شهر دوستدار کودک" واژه‌ی بی‌معنا در مدیریت شهری

فرانک جواهری*

یکشهر: بیش از ۵ سال است که مسئولان شهریِ شهر تهران تلاشی را آغاز کرده‌اند تا تهران بتواند به عنوان "شهرِ دوستدار کودک" شناسایی شود. با اینهمه هم نگاهی به آمارهای کودکان بازمانده از تحصیل و آمارهای کودکان در معرض خشونت و هم گشت‌وگذاری ساده در شهر تهران به هر شهروندی ثابت می‌کند که نه فقط تهران برای رسیدن به این هدف سال‌ها فاصله دارد، که به‌نظر می‌رسد هر سالی که می‌گذرد ما از رسیدن به چنین هدفی دور و دورتر هم می‌شویم. در نوشته‌ی حاضر علت این امر مورد کاوش قرار گرفته‌است و نویسنده یکی از دلایل این شکست را در ضعفِ معیارها و شاخص‌هایی می‌بیند که مسئولان شهری به عنوان معیارها و شاخص‌های سنجش شهر دوستدار کودک برگزیده‌اند. شاخص‌هایی همه کالبدی و سطحی که به باور نویسنده به هیچ روی توانِ پاسخ‌گویی به مشکلات حقیقی کودکان در شهر تهران که ریشه‌ی اکثر قریب به اتفاق‌شان را باید در روابط اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی جستجو کرد ندارد.

××××××××××××××

از اواسط دهه‌ی هشتاد که مفهوم شهر دوستدار کودک وارد ایران شد، بی آنکه توجهی به مفهوم واقعی این فرایند شود و بانگاهی سطحی و کالبدی، در سطح مدیریت شهری به مرحله اجرا و قانون گذاری درآمد. عنوان"شهر دوستدار کودک" در کنار مفاهیمی چون "شهر سبز" و "توسعه پایدار" زینت‌بخش سخنرانی‌های مسئولان گردید. استفاده از عناوین تا جایی پیش رفته که شهرداری تهران جهت هدایت پروژه شهر دوستدار کودک در شهرهای خاورمیانه و شمال آفریقا به عنوان دبیرخانه، پذیرش مسئولیت نموده است. اینجاست که سخن از شهر دوستدار کودک بیشتر شبیه یک شوخی می‌ماند. وقتی به مصوبه سال ۸۸ که زیر عنوان شهر دوستدار کودک توسط شورای شهر تهران تصویب و لازم‌الاجرا شده، نگاه می‌اندازید، متوجه می‌شوید خنده‌تان بی‌دلیل نبوده است. تمامی مفاد مصوبه به اصلاحات کالبدی و برگزاری مراسم جشن محدود شده و به قسمت اعظمی از کودکان که هر روز زیر بار خشونت‌های شهری، کودکی خود را از دست می‌دهند هیچ اشاره‌ای نشده‌است.

به بیان شهرسازی، در یک شهر دوستدار کودک، تمامی خدمات زیربنایی و روبنای شهر (بهداشت، درمان، آموزش، تفریحی و غیره) باید به‌طور عادلانه در میان کودکان تقسیم شود، حقوق کودکان به عنوان یک شهروند در جامعه شهری به رسمیت شناخته شده و کار کودک در هر شکلی که مانعی برای آموزش، سلامت روحی و جسمی است باید با نظارت دولت و قوانین منع شود
.
این نگاه سطحی و کالبدی به تهران محدود نمی‌شود، شهردار اصفهان نیز با بیان اینکه به دنبال تبدیل شهر اصفهان به "پایتخت فرهنگی شهر دوستدار کودک ایران" هستیم اذعان کرده است: "از این رو شهرداری به دنبال توسعه فضاهای ورزشی کودکان و ارتقای کیفی فضاهای موجود است". مشخص است که شهر دوستدار کودک هنوز مفهومی گُنگ برای مسئولان محسوب می‌شود. با استانداردسازی مبلمان، نگهداری پاکیزه و مناسب سرویس‌های بهداشتی، ایجاد سرای کودک، ایجاد شهرک مینیاتوری، ایجاد مزرعه کودک یا ایجاد موزه بازی تهران به شهری دوستدار کودک تبدیل نمی‌شود.

child-unfriendly-cities-vasat.jpg


شهر دوستدار کودک بر اساس مفاد پیمان نامه حقوق کودک طراحی شده است. بر اساس اولین اصل شهر دوستدار کودک، هیچ کودکی فارغ ازنژاد، جنسیت، ملیت، مذهب، قومیت، رنگ، زبان و توان مالی نباید از تبعیض رنج ببرد. به بیان شهرسازی، در یک شهر دوستدار کودک، تمامی خدمات زیربنایی و روبنای شهر (بهداشت، درمان، آموزش، تفریحی و غیره) باید به‌طور عادلانه در میان کودکان تقسیم شود، حقوق کودکان به عنوان یک شهروند در جامعه شهری به رسمیت شناخته شده و کار کودک در هر شکلی که مانعی برای آموزش، سلامت روحی و جسمی است باید با نظارت دولت و قوانین منع شود.
کودکانی که عمر خود را در گوشه تاریک کارگاه‌ها و کنار چهار راه‌ها می‌گذرانند سهمشان از شهر چیست؟ خشونت‌های شهری مستقیماً آن‌ها را هدف می‌گیرد. با آزار و تجاوز جنسی، حقارت و بی حرمتی ، آسیب‌های روانی و جسمی، بدون هیچ حقی برای آموزش، تفریح و بازی بدون آنکه کسی متوجه شود، از خردسالی وارد دنیای بزرگسالان می‌شوند.
الزام ایجاد شهری دوستدار کودک باز بینی دوباره در مفهوم عدالت اجتماعی واقتصادی در عرصه‌ی شهری است. تا زمانی که خدمات شهری بر اساس جایگاه و طبقه اجتماعی تقسیم می‌شود و کودکان بسیاری در این چرخه از نیازهای اولیه‌ی خود محروم می‌مانند و اطلاق "شهر دوستدار کودک" واژه‌ی بی معنا در مدیریت شهری محسوب می‌شود.





عضو جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان

■ دسته‌بندی:  «جامعه»




پیام‌ها