جمعه ۲۰ شهریور ۹۴

نقد و بررسی وضعیت کودکان کار و نسبت آن با فقر شهری در ایران

نفیسه میرایی

نشست چهاردهم از سلسله نشست‌های پژوهش شهری با موضوع نقد و بررسی پژوهش ملی "سکونت‌گاه‌های فقیرنشین با تأکید بر کودک کار در ایران" روز سه‌شنبه بیست‌وهفتم مردادماه با همکاری جامعه‌ی مهندسان مشاور ایران، انجمن جامعه‌شناسی ایران و جامعه مهندسان شهرساز ایران در چارچوب "موافقت‌نامه همکاری در پایش و ارتقاء پژوهش شهری" و با حضور جمعیت امام علی(ع) به عنوان مجری برگزار شد.
در این نشست پس از ارائه‌ی گزارشی از فعالیت‌های انجمن امام علی (ع) که کار خود را پانزده سال پیش از دانشگاه شریف آغاز کرد و اکنون سمن شناخته‌شده‌ای است، مهرناز عطاران، پژوهشگر اجتماعیِ این جمعیت، گزارش خود را از پژوهش انجام گرفته در حوزه‌ی کودکان کار در ارتباط با سکونت‌گاه‌های غیررسمی ارائه کرد که خلاصه‌ای از آن را در خطوط زیر می‌خوانید. سپس چند تن از متخصصان این حوزه از منظر خود به موضوع پرداختند که مختصری از سخنان آنان نیز در این گفتار آمده است.

پژوهش ملی "سکونت‌گاه‌های فقیرنشین با تأکید بر کودکان کار ایران"
به گفته‌ی مهرناز عطاران کار کودکان با گسترش شهرنشینی نمود بیشتری یافته و در کل کشور قابل مشاهده است. در پژوهش انجمن درباره‌ی وضعیت کودکان از نظر نوع کار، محل کار، سن شروع به کار، دلیل کار، علاقه‌مندی آن‌ها به کار و وضعیت عمومی کودکان شامل وضعیت هویت، بهداشت، سلامت، تحصیل و وضعیت خانواده‌ی آن‌ها پرسش صورت گرفته است. در ابتدا ۳۰۰ پرسش‌نامه‌ی باز در ۱۵ استان کشور پر شده که از هم‌پوشانی فراوانی پاسخ‌ها، گزینه‌های بسته استخراج شده و پس از آن حدود ۸۰۰ پرسش‌نامه در همه‌ی استان‌ها پر شده است. سپس داده‌ها طبقه‌بندی و تحلیل شده و بعد از آن تحلیل و تئوری‌سازی انجام گرفته است و به‌زودی مرحله‌ی سوم تحقیق که ارائه‌ی نظریه است تکمیل خواهد شد ۱.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد رابطه‌ی معناداری بین تأثیر کالبد شهری و زندگی افراد وجود دارد. احساس تعلق و هویت‌پذیری کودک از محله بر روی او بسیار تأثیرگذار است و وقتی محله بدنام است، احساس هویت در کودک شکل نمی‌گیرد. غیردموکراتیک بودن برخی فضاها مثل پارک‌ها و فرهنگ‌سراها نیز یکی دیگر از دلایل شکل‌گیری پدیده‌ی کودکان کار است

به گفته‌ی عطاران هرگونه فعالیت اقتصادی که منجر به آسیب جسمی، روحی و روانی که اغلب موارد منجر به ترک تحصیل کودکان می‌شود در تعریف کار کودک قرار می‌گیرد. یونیسف دو دسته تعریف دیگر را وارد این مفهوم می‌کند که بر اساس تعریف اول یک‌سری از این کودکان که بیشتر جامعه آماری را تشکیل می‌دهند، کودکانی هستند که خانواده دارند و خیلی از آن‌ها حتی به مدرسه هم می‌روند، اما به خاطر وضعیت بد اقتصادی و سایر مسائل مجبور به کار در خیابان هستند. دسته دوم نیز کودکانی هستند که خانواده نداشته و حتی ممکن است بیشتر شب‌ها در خیابان بخوابند. این بچه‌ها به مدرسه نمی‌روند و در معرض آسیب‌های جسمی و روحی بسیاری قرار دارند. وجه اشتراک همه‌ی این کودکان استمرار حضور آن‌ها در فضای شهری است، هم‌چنین تأثیری که کودکان از این فضاها می‌گیرند و تأثیری که بر روی آن می‌گذارند، از جمله مسائلی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

شهر و کارِ کودک
بر اساس پژوهش‌های جهانی به طور کلی نارسایی‌های نهادهای اجتماعی مانند خانواده، مدرسه، فقر اقتصادی خانواده و ناتوانی آن‌ها در انطباق با شیوه زندگی شهرهای بزرگ، آسیب‌زا بودن محلات حاشیه‌ی شهر، فقدان نظارت کافی از سوی سازمان‌های مسئول و الگوی نادرست کنش متقابل میان شهروندان و کودکان کار، از دلایل شکل‌گیری پدیده‌ی کودکان کار است.

غلبه‌ی نوع کار براساس شهرها مشخص شده است. مثلاً در زاهدان، اهواز، کرمان، کرج از نظر نوع کار، کارگری غلبه دارد. در بعضی شهرها مثل قم، ورامین و قزوین دست‌فروشی غلبه دارد

کوکان کار به دلیل ترس از نیروی انتظامی، بهزیستی و شهرداری مجبور به رجوع به فضاهایی هستند که نظارتی بر آن‌ها وجود ندارد و پاتوق معتادان و افراد خلاف‌کار نیز هستند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد رابطه‌ی معناداری بین تأثیر کالبد شهری و زندگی افراد وجود دارد. احساس تعلق و هویت‌پذیری کودک از محله بر روی او بسیار تأثیرگذار است و وقتی محله بدنام است، احساس هویت در کودک شکل نمی‌گیرد. غیردموکراتیک بودن برخی فضاها مثل پارک‌ها و فرهنگ‌سراها نیز یکی دیگر از دلایل شکل‌گیری پدیده‌ی کودکان کار است.


یافته‌های کمّیِ تحقیق
در این پژوهش کودکان یک تا هجده سال در نظر گرفته شدند که غلبه با ۷۵درصد با گروه سنی ده تا شانزده سال و میانگین سنی کودکان، سیزده سال بوده است. هم‌چنین ۵درصد کودکان زیر هفت ساله بودند. ۸۵درصد کودکان، پسر بودند. برخلاف تصور عمومی که اغلب کودکان کار را افغانستانی یا مهاجر می‌داند، ۵۰درصد کودکان ایرانی بودند، ۴۰ درصد افغانستانی و ۵ درصد غربتی و تعداد معدودی نیز دارای ملیت قزاقی و دورگه‌ی ایرانی- افغانی و پاکستانی بودند. به طورکلی قومیت ۶۵ درصد از این افراد ایرانی است که شامل کُرد، بلوچ، ترک، پشتو و عرب می‌شود که در این بین سهم بلوچ‌ها ۱۸ درصد است. ۳۵ درصد قومیت‌های باقی‌مانده را نیز کشورهای همسایه و مهاجران تشکیل می‌دهند. سایر یافته‌های این تحقیق به شرح زیر هستند:

۶۵ درصد از خانوارها دارای ۴ تا ۱۵ فرزند هستند. بر اساس اطلاعات جمع‌آوری‌شده، ۲۰ درصد از این کودکان فاقد پدر، ۴۰ درصد فاقد پشتیبانی از جانب پدر، در ۲۵ درصد پدر کارگر، ۵ درصد پدر مسافرکش، ۵ درصد کشاورز، ۴ درصد بنا، و ۲۶ درصد نیز پاسخی نداده‌اند

۱- ۲۰درصد کودکان فاقد شناسنامه هستند. ۵۰درصد شناسنامه دارند. تعدادی از بچه‌ها اطلاعی از این که شناسنامه دارند یا نه نداشتند. ۱۵ درصد کارت اقامت و ۱۰ درصد نیز پاسپورت دارند.
۲- دست‌فروشی با ۴۰% بیشترین فراوانی را در میان انواع کار دارد. هم‌چنین فال‌فروشی با ۹ درصد، کارگری ۱۶ درصد، زباله‌گردی ۸ درصد و تکدی‌گری با ۶ درصد سایر کارهای کودکان را تشکیل می‌دهند.
۳- غلبه‌ی نوع کار براساس شهرها مشخص شده است. مثلاً در زاهدان، اهواز، کرمان، کرج از نظر نوع کار، کارگری غلبه دارد. در بعضی شهرها مثل قم، ورامین و قزوین دست‌فروشی غلبه دارد.
۴- ۹۰ درصد از این کودکان در عرصه‌های عمومی یعنی میادین چهاراه‌ها و کوچه و خیابان مشغول به کار هستند و فقط ۱۰ درصد از آن‌ها در عرصه‌های خصوصی مانند کارگاه‌ها وگل‌خانه‌ها، فضاهایی که یک مقدار نظارت بیشتری وجود دارد، مشغول به کار هستند.
۵- ۷۵ درصد از این کودکان وضعیت بد اقتصادی خانوار را به‌عنوان دلیل اصلی کار خود مطرح کردند. در این میان ۵ درصد اجبار سرپرست و ۱۰ درصد نیز از کار افتادگی، ترک خانواده توسط پدر و اعتیاد و مرگ پدر را به عنوان دلیل کار بیان کردند که نشان می‌دهد وضعیت پدر در این خانواده‌ها تا چه اندازه مهم است.
۶- به‌طورکلی ۴۵ درصد از کودکانی که مورد بررسی قرار گرفته‌اند، اعلام کرده‌اند که خودشان نیز به کار علاقه دارند. اظهاراتی که می‌تواند منتج از اعلام مطلوبیت برای فرار از شرایطی باشد که در آن قرار دارند. ۵۵ درصد کودکان اعلام می‌کنند که علاقه‌ای به کار خود ندارد.
۷- ۶۵ درصد از خانوارها دارای ۴ تا ۱۵ فرزند هستند. بر اساس اطلاعات جمع‌آوری‌شده، ۲۰ درصد از این کودکان فاقد پدر، ۴۰ درصد فاقد پشتیبانی از جانب پدر، در ۲۵ درصد پدر کارگر، ۵ درصد پدر مسافرکش، ۵ درصد کشاورز، ۴ درصد بنا، و ۲۶ درصد نیز پاسخی نداده‌اند. ۷ درصد از این کودکان فاقد مادر بوده و در ۷۰ درصد مواقع نیز مادر خانه‌دار است. به‌طورکلی غلبه با پدر کارگر و مادر خانه‌دار است.
۸- ۳۵ درصد این کودکان از نظر بهداشتی و سلامتی وضعیت خوبی دارند، اما ۶۵ درصد نیز در وضعیت نامناسبی به‌سر می‌برند. ۴۰ درصد از این کودکان به کلی بی‌سوادند، ۷۰ درصد دارای تحصیلات زیر کلاس ششم، و ۳ درصد نیز دارای تحصیلات دبیرستانی هستند. محل تحصیل ۹۰ درصد از کودکان باسواد، در مدارس است. یافته‌ها نشان می‌دهد که هیچ ارتباطی بین وضعیت جغرافیایی و سطح سواد وجود ندارد؛ حتی تحصیلات دبیرستانی در زاهدان بیشتر از سایر شهرها بود. وضعیت تحصیل پسران بهتر از دختران است و اغلب کودکان کار مهاجر از فرصت تحصیل محروم هستند.
۸۰ درصد پسران و ۶۰ درصد دختران در عرصه‌های عمومی و نیمه‌عمومی مشغول به کار هستند و باقی پسران در مغازه، مکانیکی، تعمیرگاه، بازار، انبار، زمین، کشاورزی، کوره پزخانه و بازیافت کار می‌کنند. باقی دختران نیز در خانه، کارگاه، مغازه و زمین کشاورزی و گل‌خانه مشغول به کار هستند

۹- ۸۰ درصد پسران و ۶۰ درصد دختران در عرصه‌های عمومی و نیمه‌عمومی مشغول به کار هستند و باقی پسران در مغازه، مکانیکی، تعمیرگاه، بازار، انبار، زمین، کشاورزی، کوره پزخانه و بازیافت کار می‌کنند. باقی دختران نیز در خانه، کارگاه، مغازه و زمین کشاورزی و گل‌خانه مشغول به کار هستند. به طور کلی رده‌ی ۷ تا ۱۷ سال یعنی بیش از ۸۵% کودکان در عرصه‌های عمومی مشغول به کار هستند. در کارگاه‌های بازیافت زباله تعداد دختران بسیار بیشتر از پسران است.


حاشیه نشینی، کودک و بی ثمری راه حل‌های ضربتی
پیرو ارائه‌ی نتایج پژوهش، محیا واحدی، مدیر خانه علم دروازه غار، به بحث در مورد لزوم بازاندیشی درباره‌ی مفاهیم حاشیه‌نشینی، دلایل پنهان ماندنِ ضایعه‌ی اجتماعیِ کودک کار و همچنین راه‌حل‌های مواجهه با آن پرداخت. او ابتدا یادآور شد صحبت از حاشیه نشینی به معنای این نیست که محلات فقیرنشین در حاشیه‌ی شهرها تشکیل شده‌اند، منظور این است که این افراد در حاشیه‌ی اجتماع قرار دارند. در واقع بیشتر این محلات در مرکز شهر واقع شده‌اند. به عنوان مثال منطقه‌ی دره‌ی فرح‌زاد یا دروازه غار دقیقاً در داخل شهر تهران واقع شده‌اند و افت طبقاتی یا تضاد اجتماعی ناگهانی قابل مشاهده است. بسیاری از این افراد به دلیل مشکلات مالی از شهر خود مهاجرت کرده و زمانی که نتوانسته‌اند شغلی برای خود پیدا کنند، مجبور به زندگی در این محلات شده‌اند که هزینه‌های زندگی در آن پایین است و از طرفی مجبور شده‌اند که به شغل‌های کاذب روی بیاورند.

محیا واحدی یادآور شد که تا دو سال پیش ساختار رسمی عملاً انکار می‌کرد که ما در کشور کودک کار داریم حالا هم که مسئله پذیرفته شده است دولت هر از گاهی یک طرح ضربتی برای آسیب‌های اجتماعی اجرا می‌کند که عموماً نتیجه‌ی معکوس دارد. اگر بخواهیم با باتوم معضلی را حل کنیم نه تنها به نتیجه نمی‌رسیم، بلکه دچار آسیب‌های بزرگ‌تری هم خواهیم شد

واحدی در ادامه گفت: زمانی که وارد این محلات می‌شویم، تنها چیزی که به ذهن می‌آید این است که این محله تکه‌ای جدا افتاده از جامعه است که کسی کاری به کار آن ندارد. به‌عنوان مثال نیروی انتظامی در محله دروازه غار دیده نمی‌شود. کارمند خانه بهداشت حاضر نبود در این منطقه کار کند و تعداد زیادی از بچه‌ها فاقد کارت واکسن بودند. همین ترس اجتماعی که نسبت به این محلات وجود دارد، باعث شده است که فرهنگ فقر در آن‌ها ریشه کند و کسی برای بهبود اوضاع، اقدامی انجام ندهد.
محیا واحدی یادآور شد که تا دو سال پیش ساختار رسمی عملاً انکار می‌کرد که ما در کشور کودک کار داریم حالا هم که مسئله پذیرفته شده است دولت هر از گاهی یک طرح ضربتی برای آسیب‌های اجتماعی اجرا می‌کند که عموماً نتیجه‌ی معکوس دارد. اگر بخواهیم با باتوم معضلی را حل کنیم نه تنها به نتیجه نمی‌رسیم، بلکه دچار آسیب‌های بزرگ‌تری هم خواهیم شد. مثلاً سال گذشته دولت کارتن‌خواب‌های محله دروازه غار را جمع‌آوری کرد، اما این طرح یک‌سال هم دوام نیاورد و خیلی از این کارتن‌خواب‌ها به سمت محله‌ی اوراق‌چی‌ها و شوش-لب خط پیش‌روی کردند. وی همچنین یادآورشد که در شهرها فقط یک منطقه فقیرنشین نداریم. به عنوان مثال زاهدان را شهری تعریف کرده‌اند که کل آن حاشیه است. پس اگر بخواهیم فقط نگاه کالبدی و شهرسازی به موضوع داشته باشیم، به نتیجه نخواهیم رسید.
در ادامه‌ی نشست به نقد و بررسی این پژوهش پرداخته شد. اعضای پنل ضمن این‌که تحقیق انجام شده را ارزشمند و نقطه‌ی آغازی برای فعالیت همه‌ی گروه‌ها دانستند به ترتیب به بیان نظرات خود پرداختند.

مینا سعیدی متذکر شد که در گذشته آسیب‌های اجتماعی توسط افراد محله حل می‌شد؛ اما الان میزان آسیب‌های اجتماعی به‌قدری بالاست که دیگر از دست مردم کاری ساخته نیست


دست‌فروشی با زندگی کلان‌شهری در ارتباط است
مینا سعیدی، جامعه‌شناس، دکترای شهرسازی و استاد دانشگاه معماری فرانسه، در نقد این پژوهش گفت: باید گونه‌شناسی ظریف‌تری از کودکان کار ارائه کرد و مطالعات بیشتری بر فرهنگ محلات فقیرنشین انجام داد و به عنوان مثال باید مطالعات بیشتری بر روی روابط مادران و کودکان کار انجام شود. به گفته‌ی سعیدی دو نگرش اساسی نسبت به موضوع شکل‌گیری محلات فقیرنشین وجود دارد. یک نگرش دید فلاکت‌انگاری دارد که به ارزش‌گذاری‌ها و برچسب‌زنی‌ها باز می‌گردد و یک نگرش نیز به فقر شهری مربوط است که از این منظر، شکل‌گیری محلات فقیرنشین امری کاملاً عادی است. در کلان‌شهرهایی مانند تهران که فضای آن به شدت رقابتی است، افرادی که از این کورس عقب می‌مانند، درگیر آسیب‌های شهری خواهند شد. نحوه‌ی برخورد با این افراد نیز دارای اهمیت است. برخورد ناصحیح منجر به مشکلات بیشتری خواهد شد و به جای برخورد با این افراد، باید آن‌ها را سامان داد؛ چراکه در مورد مسائلی مانند دست‌فروشی باید بپذیریم که این موارد جزیی از زندگی شهرنشینی محسوب می‌شوند. مینا سعیدی متذکر شد که در گذشته آسیب‌های اجتماعی توسط افراد محله حل می‌شد؛ اما الان میزان آسیب‌های اجتماعی به‌قدری بالاست که دیگر از دست مردم کاری ساخته نیست.

اطهاری گفت که به جای جمع‌کردن این افراد، باید مکان‌های مناسبی برای فعالیتشان تعبیه کنیم. در حال حاضر تمام فضاهای خالی شهر ما تبدیل به پاساژ شده و هیچ فضایی برای کار این افراد در نظر گرفته نشده است؛ درحالی‌که می‌بینیم بسیاری از پاساژهای شهر تهران خالی مانده و در مقابل بازارهای هفتگی بیشترین مشتری را دارند


سکونت‌گاه‌های فقیرنشین به یک تله‌ی فضایی تبدیل شده‌اند
کمال اطهاری، از دیگر اعضای حاضر در جلسه یادآور شد که سکونت‌گاه‌های فقیرنشین به یک تله‌ی فضایی در کشور تبدیل شده است؛ به این معنا که در این مناطق روابط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بازتولید می‌شود. وی بر این نظر بود که پیدا کردن خاستگاه کودکان کار نیز باید مورد توجه قرار گیرد و همچنین عمر مهاجرت این افراد. موضوع افرادی که سال‌ها پیش به شهرها مهاجرت کرده‌اند با افرادی که مهاجرتشان عمر کمتری دارد، متفاوت است. همچنین نظام اقتصادی، سیستم تأمین اجتماعی به معنای عام کلمه و نه به معنای بیمه و نظام اجتماعی، مسایلی است که باید مورد توجه قرار گیرد؛ چراکه در حال حاضر رژیم اقتصاد کلان با رژیم تأمین اجتماعی فرد خوانایی ندارد.
او در مورد دستفروشان در شهر یادآور شد که نمی‌توانیم به یک‌باره دست فروشان را از سطح شهر جمع‌آوری کنیم، باید بگذاریم دست‌فروشان کار خودشان را بکنند؛ شاید این‌گونه محترم‌تر از ما زندگی کنند و بتوانند دست چند نفر را بگیرند. کمال اطهاری گفت که به جای جمع‌کردن این افراد، باید مکان‌های مناسبی برای فعالیتشان تعبیه کنیم. در حال حاضر تمام فضاهای خالی شهر ما تبدیل به پاساژ شده و هیچ فضایی برای کار این افراد در نظر گرفته نشده است؛ درحالی‌که می‌بینیم بسیاری از پاساژهای شهر تهران خالی مانده و در مقابل بازارهای هفتگی بیشترین مشتری را دارند.

مجید روستا یادآور شد که سالانه ۶۵۰ هزار نفر به زندان می‌روند؛ درحالی‌که ۶۰ درصد این افراد دارای فرزند هستند که در پی زندانی‌شدن پدر، بی‌سرپرست شده و مجبور به کار هستند


چرا شهرهای ایران تشدیدکننده‌ی فقر هستند؟
در ادامه‌ی نشست دکتر مجید روستا، عضو هیئت مدیره‌ی شرکت مادرتخصصی عمران به بیان نظرات خود پرداخت. به گفته‌ی وی در تعریف کودک کار نمی‌توان همه‌ی کودکان را در یک دسته‌بندی قرار داد. مثلاً کودکان روستایی و جامعه عشایری ما از سنین کم به دلیل فرهنگی که در این مناطق وجود دارد، کار می‌کنند، اما به آن‌ها به چشم کودکان کار نگاه نمی‌کنیم. به گفته‌ی مجید روستا از جمله مواردی که در سکونت‌گاه‌های فقیرنشین باید مد نظر قرار گیرد، این نکته است که چرا تمام بردارهای منفی جامعه به سمت کلان‌شهرها کشیده شده‌اند؟ چرا روزبه‌روز مردم ساکن شهرها، فقیر شده‌اند و شهرهای ایران تشدیدکننده فقر هستند؟ باید بررسی شود که چرا هر شهر، نوع خاصی از کار کودکان را در برمی‌گیرد؟ و این‌که چه راه‌کارهایی می‌شود برای کاهش این مسائل به صورت بومی ارائه داد؟
به گفته‌ی روستا، ظهور کودکان کار به قوانین نادرست باز می‌گردد. مجید روستا یادآور شد که سالانه ۶۵۰ هزار نفر به زندان می‌روند؛ درحالی‌که ۶۰ درصد این افراد دارای فرزند هستند که در پی زندانی‌شدن پدر، بی‌سرپرست شده و مجبور به کار هستند. ما نمی‌خواهیم کار مجرمان را توجیه کنیم، اما به هر حال این فرد بالای سر خانواده‌اش بوده و به آن‌ها نان می‌رسانده است و زمانی که به زندان افتاده، خانواده‌اش از بسیاری چیزها محروم شده‌اند. وی با تأکید بر نقش آموزش‌وپروش در مسئله‌ی کودکان کار گفت: دولت باید نظام آموزش و پرورش را به گونه‌ای طراحی کند که حتی اگر بچه‌ای مجبور به کار شد، بتواند در عین حال به تحصیل خود نیز ادامه بدهد.




1. محله‌هایی که جمعیت امام‌علی(ع) در این پژوهش روی آن‌ها کار کرده در شهرهای تهران، شهر ری، کرج، قرچک، پاکدشت، قم، قزوین، گرگان، ساری، آمل، خرمشهر، شیراز، کرمان، زاهدان، اصفهان، مشهد، یزد، بندرعباس، همدان و کرمانشاه مشخص شده‌اند. مثلاً دروازه‌غار، خاک‌سفید، فرح‌زاد، شوش- لب‌خط، مرتضی گرد، باغ آذری، کاروان، پاسگاه نعمت آباد، احمد اباد مستوفی، نوروز آباد، سیروس و اسلام‌شهر از محله‌های تهران هستند که در این پژوهش بررسی شده‌اند.
همچنین در این پروژه، نوع کار کودک به انواع دست‌فروشی، فال‌فروشی، گل‌فروشی، شیشه‌پاک‌کنی، وزن‌کشی، زباله‌گردی-ضایعاتی، اسفنددودکنی، ساززنی و فنی(مکانیکی، پرسکاری، تعمیرکاری و ...) تقسیم شده‌اند. انواع محل کار کودک به میدان‌ها، پارک‌ها، پاساژها، امام‌زاده‌ها، کوچه‌وخیابان، مترو، پل عابر، پمپ بنزین، حومهٔ شهر، قبرستان‌ها، مغازه، خانه و غیره تقسیم شده‌اند. دلایل کار کودک از کارافتادگی پدر، اعتیاد پدر، ترک پدر به معنای طلاق یا رها کردن خانواده، اجبار سرپرست که ممکن است لزوماً پدر و مادر نباشد، علاقه‌مندی به کار و وضعیت اقتصادی نامناسب در نظر گرفته شده است.


■ دسته‌بندی:  «جامعه»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها