چهارشنبه ۲۱ مرداد ۹۴

قطع درختانِ هفتادساله‌ی شهر رشت در مسیر بی.آر.تی *

سارا ثابت

از "مشارکت شهری" که می‌گوئیم، از چه حرف می‌زنیم؟

چه اتفاقی افتاده است؟
در یکی از مهم‌ترین خیابان‌های شهر رشت در حد فاصل بین میدان فرهنگ و چهارراه میکاییل، به یک باره ۱۷ و به قولی ۱۸ درخت قطع شده‌اند. مأموران شهرداری در یک نیمه شب جمعه تابستان درخت‌ها را قطع کرده‌اند و فردای آن روز خیابان همچون آرواره‌ای که یک ردیف دندانش را کشیده باشند خالی و گل آلود بود. در روزهای بعد رهگذران، شهروندان و کارمندان و مغازه‌داران، آن‌ها که برای ورزش به پارک شهر می‌رفتند یا آن‌ها که به درمانگاه تأمین اجتماعی سر می‌زدند با صحنه‌ای متعجب‌کننده روبه‌رو شدند. همچون دندان دردی که رفته رفته از پس بی حسی نمودار می‌شود، خشم شهروندان پدیدار شد. در پس آن اعتراض شورای شهر و مصاحبه‌های شهردار و همکاران او منتشر شد. پرسش و پاسخ‌هایی که برخی اوقات به مواضع سیاسی افراد پهلو می‌زد.

شهرشناسان معتقدند این دو نیرو (دموکراسی و سرمایه) در تقابل دائمی با هم به تعادل می‌رسند و تضعیف یکی از آن‌ها تعادل شهر را بر هم می‌زند. در دوره‌های متأخر، "توسعه‌گران" به نهادهای خصوصی و پیمانکاران بدل شدند و "مشارکت مردمی" از جانب شهرداری و گروه‌های مردم نهاد به عنوان امری جدی به پروژه‌های توسعه تزریق شد

صحبت از نخستین خط بی.آر.تی شهر رشت است که درست از پای این درختان رد می‌شود. حالا دیگر تقریباً مسیر آن در خیابان امام خمینی مشخص است و کارگران شهرداری همچنان مشغول کارند. با قطع شدن درختان، بخشی از مسیر بی.آر.تی باز شد. این مسیر از میدان دکتر حشمت تا فلکه توشیبا ادامه دارد. بر اساس مصاحبه‌های مدیرعامل سازمان پارک‌ها و فضای سبز شهر رشت و دیگر همکاران او بخشی از پیاده‌رو خیابان امام خمینی به مسیر ویژه بی.آر.تی تبدیل شده است.

انتخاب تلخ آقای شهردار
بسیار گفته‌اند وشنیده‌ایم که بازی توسعه قربانیان خود را دارد. از زمین‌های روستاییان که به یکباره در طرح‌های هادی قرار می‌گیرد تا خانه‌های شهری که در تعریض‌ها و بزرگراه سازی‌ها و توسعه شبکه راه‌ها از بین می‌روند. ماجرای "جین جیکوبز" و "رابرت موزز" یکی از مهم‌ترین داستان‌های تاریخ توسعه شهری در امریکا بوده است. ماجرایی که در آن موزز به عنوان یک توسعه‌گر به بزرگراه‌سازی و توجیه اهمیت و ضرورت آن می‌پرداخت و جین جیکوبز به عنوان یک فعال مدنی از متن اجتماع، از زندگی محلی و الزامات آن و قربانیان این توسعه دفاع و در راستای مقابله با این آسیب‌ها فعالیت می‌کرد. در این مجادله‌ی نمادین که در بسیاری از شهرهای دیگر نیز دیده‌ایم در واقع "مشارکت" شهروندان یا همان دموکراسی در برابر "توسعه‌ی شهر" و گردش سرمایه صف‌آرایی می‌کنند. شهرشناسان معتقدند این دو نیرو (دموکراسی و سرمایه) در تقابل دائمی با هم به تعادل می‌رسند و تضعیف یکی از آن‌ها تعادل شهر را بر هم می‌زند. در دوره‌های متأخر، "توسعه‌گران" به نهادهای خصوصی و پیمانکاران بدل شدند و "مشارکت مردمی" از جانب شهرداری و گروه‌های مردم نهاد به عنوان امری جدی به پروژه‌های توسعه تزریق شد. بسته به میزان توسعه‌یافتگی و میزان قدرت گروه‌های مردمی، نقش مردم در پروژه متغیر است. این قدرت گاه تا حذف یک پروژه و ایجاد یک پروژه جایگزین نیز پیش رفته است.

هر تصمیم عملگرایانه در شهر یک "انتخاب" است و همانند بسیاری از انتخاب‌های مهم زندگی تبعات مشخصی دارد. تبعاتی که اینک آقای شهردار را نشانه گرفته‌اند و انتقاد شورا و مردم را متوجه ایشان کرده‌اند

معمولاً نهادهای شهری تلاش می‌کنند در طرح‌های توسعه، رضایت افرادی که متضرر می‌شوند تأمین شده و ملک به قیمت خوبی خریداری شود یا ملکی با همان قیمت در جای دیگری به آن‌ها تحویل داده شود. اگر ضرر دیگری در میان باشد هم تلاش می‌شود خسارت آن جبران گردد. بسیاری از هزینه‌های توسعه شهری بر اساس استدلال "بیشترین خیر برای بیشترین افراد" صورت می‌گیرد. یکی دیگر از عوامل مهم این است که از هزینه‌ها و صدمات "غیرضروری" اجتناب شود. در واقع توسعه‌گران در تلاش‌اند اقداماتشان بی ضرر باشد یا اگر تبعاتی دارد با منافع بعدی قابل جبران باشد. از این منظر صدمات حداقلی در روندهای کارشناسی ارزیابی شده و تلاش می‌شود تا این صدمات به کمترین میزان رسیده و جبران شوند.
پرسشی که در ماجرای توسعه طرح ترافیک رشت پیش می‌آید این است که آیا صدمه‌ی وارده محاسبه شده بود؟ آیا گریزی از آن وجود نداشت؟ اگر پاسخ قانع کننده‌ای داده شود ما با یک انتخاب ضروری اما تلخ در راستای توسعه شهر مواجهیم. هر تصمیم عملگرایانه در شهر یک "انتخاب" است و همانند بسیاری از انتخاب‌های مهم زندگی تبعات مشخصی دارد. تبعاتی که اینک آقای شهردار را نشانه گرفته‌اند و انتقاد شورا و مردم را متوجه ایشان کرده‌اند.
نکته‌ی دیگری که در توسعه شهری در ایران بسیار دیده می‌شود "شتاب‌زدگی" و "عجله" در اقدامات است. مدیران، معمولاً در توضیح علت این شتاب‌زدگی از کوتاهی دوره‌ی مدیریت و کم بودن زمان و امکان برگشت خوردن بودجه مالی صحبت می‌کنند. این شتاب‌زدگی در عمل، تصمیمات شهری و توسعه شهری را به یک امر "کوتاه مدت" و "فوری" تبدیل کرده است که خود از ژرف‌نگری طرح‌ها می‌کاهد و اشتباهات تکراری را بیشتر می‌کند. فعالان مدنی اما بدبینانه این شتاب‌زدگی را به نبود زمان و فرصت برای واکنش تعبیر می‌کنند. این شتاب زدگی در طرح ترافیک و مسیر بی.آر.تی شهر رشت نیز دیده می‌شود. جای آن دارد که پرسیده شود علت این شتاب‌زدگی و یکبارگی چه بوده است؟
آیا شهروندان رشت واکنش منسجم و متشکلی نسبت به این اتفاقات و روند توسعه شهری دارند؟ آیا از طریق نهادهای مدنی، نامه‌نگاری و به یاری رسانه‌های محلی، مواضعشان را به گوش مسئولین شهری می‌رسانند؟ آیا حساسیت شهری مردم رشت بیرون از رسانه‌ها و کمپین‌های اینترنتی، در شهر هم نمودی داشته است؟ آیا وزنه‌ی "مشارکت مردمی" از طرف مردم به صورت یک نیاز معرفی شده است؟


چند جای خالی معنی دار
اما در ماجرای بی.آر.تی شهر رشت و قطع درختان و اتفاقات بعد از آن چند جای خالی اساسی وجود دارد. نخستین جای خالی به نبود نیروهای معطوف به امر مشارکت و رویکردهای "شهرسازی مشارکتی" باز می‌گردد. بیایید این عنوان را فراتر از یک عنوان تزئینی برای گزارش‌های شهری و اداری، و فراتر از یک ژست رسانه‌ای و کلی‌گوییِ نظری ببینیم. شهرسازی مشارکتی یا "شهرسازی با مردم" به جای "شهرسازی برای مردم" به مجموعه‌ای از روش‌ها و تکنیک‌ها اشاره دارد که نظرات و پیشنهادات و واکنش‌های مردم را در مورد اقدامات شهری می‌سنجد. در واقع اگر انتخاب ضروری و تلخیِ ناگزیری هست، مردم نیز اهمیت ماجرا را متوجه خواهند شد و در سختی انتخاب شریک خواهند بود. اگر هم راه حل بهتری وجود داشته باشد، "خِرَدِ جمعیِ" مردمانی که در شهر و در محلات همجوار زندگی می‌کنند به انتخاب راهکارهای بهتر می‌انجامد. اگر به این خرد جمعی اعتقاد داشته باشیم، با استفاده از تسهیلگران اجتماعی و شهرسازان و معماران مشتاق به گفت‌وگو و کار با مردم و به یاری ابزار کمکی همچون ماکت و تصاویر طرح و استفاده از چند تکنیک و ایجاد گروه‌های متفاوت سنی، جنسیتی، شغلی، می‌توان افرادی را که در طرح دخیل‌اند و از آن صدمه یا سود می‌برند شناسایی نمود و مواضعشان را طبقه‌بندی کرد. سپس نیازهای آن‌ها، میزان مشارکت آن‌ها، اولویت‌ها و حساسیت‌هایشان را سنجید .

همه‌ی این پرسش‌ها، با توضیح قابل شفاف‌سازی است. آقای شهردار، اگر انتخاب تلخی برای شما و همکارانتان وجود داشت، آیا مردم رشت نمی‌توانستند در تلخی این انتخاب با شما شریک باشند؟

جای خالی دومی که در ماجرای فوق به چشم می‌خورد حساسیت مردمی است که بارها به محیط‌زیست شهری و طبیعی‌شان دست درازی شده است و واکنش منسجمی نشان نداده‌اند. چند سال پیش درخت چندصد ساله بُقعه‌ی بی‌بی رقیه در یکی از قدیمی‌ترین محلات رشت بریده شد و مردم در سکوت از آن گذشتند. چنین اقداماتی باز هم انجام شد. تنها زمانی که نوبت به اصلی‌ترین راسته‌ی شهر رشت رسید صداهای اعتراض مردم بلند شد. پرسش این است که ما تا به حال کجا بودیم؟ چرا حساسیت مان را پیش‌تر بروز ندادیم؟ آیا ما خود با انفعال پیشینمان در خارج شدن موضوع از اولویت مدیریت شهری دخیل نبوده‌ایم؟ آیا سکوت ما نبوده است که سبب شد مدیریت شهری حتی نیازی به "اطلاع رسانی" این اقدام نبیند؟ در گفتگوهای مسئولین شهری صحبت از قطع تعداد بسیار بیشتری از درختان در طرح زیرگذر رشتیان و طرح احداث پروژه تصفیه‌ی خانه شیرابه سراوان است. آیا شهروندان رشت واکنش منسجم و متشکلی نسبت به این اتفاقات و روند توسعه شهری دارند؟ آیا از طریق نهادهای مدنی، نامه‌نگاری و به یاری رسانه‌های محلی، مواضعشان را به گوش مسئولین شهری می‌رسانند؟ آیا حساسیت شهری مردم رشت بیرون از رسانه‌ها و کمپین‌های اینترنتی، در شهر هم نمودی داشته است؟ آیا وزنه‌ی "مشارکت مردمی" از طرف مردم به صورت یک نیاز معرفی شده است؟
باور کنید مردم هم الزامات توسعه را به خوبی درک می‌کنند و محدودیت‌های آن را می‌فهمند. کافی است تنها به بازی گرفته شوند. به بازی گرفته شدن مردم، هزینه‌های شهرداری را هم کاهش می‌دهد و توسعه را به امری همگانی و در راستای منفعت همگانی بدل می‌کند


وقتی از "مشارکت شهری" حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟
حوالی نوروز امسال با آقای شهردار گفت‌وگوی غیررسمی و دوستانه‌ای داشتیم که بیشتر به نقش دفاتر محلی در بافت تاریخی و بافت فرسوده شهر رشت معطوف بود. آقای شهردار بنا به موقعیت و نقششان بسیار درگیر مسائل مهندسی و از آن بیشتر امور عملگرایی بودند که فوریت‌های شهر رشت را برطرف کند. گفت‌وگو در میان تماس‌های مکرر و دغدغه‌های فراوانشان انجام شد و بعد از گفت‌وگو مأیوسانه احساس کردم دغدغه‌ی "مشارکت اجتماعی" و "توسعه شهری به کمک جامعه مدنی" و نقش پررنگ دفاتر محلی در هیاهوی فوریت‌های ترافیکی و عمرانی گم شده است. شاید اکنون مجال مناسبی برای یادآوری اهمیت کار اجتماعی و "شهرسازی با مردم" باشد.
بخشی از جزئیات پروژه‌ی بی.آر.تی رشت برای مردم بسیار مبهم است. آیا نمی‌شد عرصه‌ی عمومی حفظ شود و از عرض پیاده‌رو به مسیر بی.آر.تی اختصاص داده نشود؟ آیا راه دیگری به جز قطع درختان نبود؟ ما هنوز نمی‌دانیم مبنای انتخاب بی.آر.تی به جای اتوبوس برقی چه بوده است؟ چرا رشت نباید مانند شهرهای زیبای اروپای شمالی همچون آمستردام، استکهلم، دنهاگ، بروژ و دیگر شهرها، حمل و نقل عمومی سبک (LRT) داشته باشد و همراه با آن مسیرهای دوچرخه ایجاد شود؟ در ایران هم شهر اصفهان تجربه‌ی استفاده از دوچرخه در حمل‌ونقل را داشته است و قابل الگوبرداری است.
مدیرعامل سازمان پارک‌ها و فضای سبز شهر در مصاحبه با "گیلان فردا" صحبت از برنامه جابجایی درختان پالم و "بعضی اعتراض‌ها" کردند. آیا درختان پالم وسط خیابان گزینه‌ی مناسب‌تری برای جابجایی نبودند؟ آیا اگر به واسطه اقدامات شهرسازی مشارکتی، پیش‌تر در این خیابان کارگاه‌ها و نظرسنجی‌های اصولی و کم هزینه انجام می‌شد، میزان حساسیت مردم به این روند مشخص نمی‌شد؟
همه‌ی این پرسش‌ها، با توضیح قابل شفاف‌سازی است. آقای شهردار، اگر انتخاب تلخی برای شما و همکارانتان وجود داشت، آیا مردم رشت نمی‌توانستند در تلخی این انتخاب با شما شریک باشند؟ همین دیروز راننده‌ای در شهر رشت از لزوم راه‌اندازی بی.آر.تی صحبت می‌کرد. باور کنید مردم هم الزامات توسعه را به خوبی درک می‌کنند و محدودیت‌های آن را می‌فهمند. کافی است تنها به بازی گرفته شوند. به بازی گرفته شدن مردم، هزینه‌های شهرداری را هم کاهش می‌دهد و توسعه را به امری همگانی و در راستای منفعت همگانی بدل می‌کند.

دستفروشان شهری، که علی‌رغم کساد شدن کسب و کارشان در پیاده راه اعلم‌الهدی از "زندگی پیاده شهری" صحبت می‌کنند، و مردمی که از حیات پررنگ اجتماعی‌شان بارها شنیده‌ایم، همه و همه سر جای خود هستند. تنها اراده‌ی مدیریت شهری لازم است تا حضورشان را به میدان بطلبد و بی اعتمادی‌شان را کاهش دهد


یک پیشنهاد
پروژه‌ی کنترل ترافیک شهر رشت هنوز به اتمام نرسیده است. کافی است از موضع‌گیری‌های دشوار و گروه بندی‌های مطرح میان شورای شهر و شهرداری بگذریم و از مردم واقعی صحبت کنیم. هنوز فرصت باقی است تا ماجرا طور دیگری تمام شود. حضور واقعی مردم، در قالب چند فوکوس گروپ و برگزاری چند کارگاه و استفاده از تکنیک‌های مشارکت مردمی در شهرسازی، همچون "دیزاین چارت" (هم آفرینی جمعی) و "مکان‌سنجی" می‌تواند تراژدی قطع درختان را به نمونه‌ای مثبت از توسعه‌ی مشارکت‌محور در شهر رشت تبدیل کند. اجرای چنین طرحی بسیار کم هزینه است. تنها نیاز به تصاویری است که برای مردم قابل خوانش باشند، همینطور کارشناسانی که به کار با مردم معتقد و به مردم رشت تعهد داشته باشند. اندکی وقت و زمان و حوصله از سوی مدیران شهری کافی است که رشت دوباره بتواند یکی از پیشروترین تجربه‌های شهری و مدنی‌اش را بیافریند.
دستفروشان شهری، که علی‌رغم کساد شدن کسب و کارشان در پیاده راه اعلم‌الهدی از "زندگی پیاده شهری" صحبت می‌کنند، و مردمی که از حیات پررنگ اجتماعی‌شان بارها شنیده‌ایم، همه و همه سر جای خود هستند. تنها اراده‌ی مدیریت شهری لازم است تا حضورشان را به میدان بطلبد و بی اعتمادی‌شان را کاهش دهد. شاید بسیاری از اقدامات مربوط به این پروژه انجام شده باشد. اما حضور مردم به یقین می‌تواند ابتدا همدلی بیشتری بین مردم و مسئولین شهری ایجاد کند و سپس فتح بابی باشد برای اینکه تغییرات کوچکی در طرح رخ دهد. شکوه‌های مردم شنیده شود و از آن‌ها دلجویی شود و مهم‌تر از آن، مشارکت مردمی در پروژه‌های آتی شهر رشت به امری اجرایی تبدیل شود و جایگاهی در خور بیابد.




تجربهٔ دو مورد حضور و مدیریت در جلسات مشارکت محلی در بافت فرسوده محلات مناطق ۷ و ۱۳ در شهر تهران نگارنده را بیشتر از هر چیز بر این عقیده مصمم کرده است که مردم مشکلات و مسائل شهری را بسیار دقیق می‌بینند، چرا که نگاهی سه بعدی و انضمامی به جزئیات شهری دارند. این تسهیلگران اجتماعی آزموده و با دغدغه هستند که می‌توانند پیوندی کاربردی بین درک روزمرهٔ مردم و دانش نظری طراحان ایجاد کنند. کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه انباری از تجربه‌های شهرسازی مشارکتی را حتی تا مرحلهٔ ساخت جمعی ساختمان مدارس پیش برده‌اند (همانند تجربه‌های جمعی بیمارستان‌سازی و جاده‌سازی در ایران). در واقع این طراحان هستند که باید در پی زبانی مشترک و ایجاد هماهنگی بین طرح‌ها و آموخته‌های نظری و عرصهٔ واقعی پیدا کنند و حضور مردم را به رسمیت بشناسند


این مقاله در وبسایت گیلان فردا و نیز وبلاگ شخصی سارا ثابت منتشر شده است

■ دسته‌بندی:  «طرح و برنامه»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها