جمعه ۲ مرداد ۹۴

شهرها و تغییرات آب‌وهوایی

نسترن صارمی

تغییرات آب و هوایی و گرم شدن زمین امروز دیگر در حال تبدیل شدن به بحثی عمومی در سرتاسر جهان است. این مباحث اکنون علاوه بر مطالعات علمی، حرکت‌های اجتماعی، سوگیری‌ها و حتی کشمکش‌های سیاسی بسیاری را پیرامون خود برانگیخته است که همراه با شتاب بیش از انتظارِ این تحولات اقلیمی و زیست محیطی، آن‌ها نیز گسترش می‌یابند. در ایران، این مبحث بیشتر تحت عنوان بحران آب و خشکسالی مطرح و ملموس بوده و دیگر دلالت‌های آن کمتر مورد توجه کارشناسان، رسانه‌ها و افکار عمومی قرار گرفته است. هرچند که آب، به عنوان عنصر حیات اجتماعی و اقتصادی و هرروزه‌ی ما، نقطه‌ی مناسب و حساسیت‌برانگیزی برای جلب توجه به موضوع و چاره اندیشی برای آن به شمار می‌رود. تغییرات آب و هوایی، تنها یک رویداد طبیعی یا اقلیمی نیست. افقِ آینده زندگی ما، نبردی بی وقفه بر سر منابع طبیعی و نیز موج فزاینده مهاجرت‌های زیست محیطی خواهد بود. اموری که به تنهایی قادرند، آینده اجتماعی سیاسی یک جامعه را برای همیشه دگرگون کنند. در این یادداشت می‌کوشم نگاهی بیندازم به نقش شهرها در به‌وجود آمدن این پدیده و نیز نقش احتمالی شهرها، حکمرانان و ساکنان آن‌ها در مسیر آینده تغییرات آب‌وهوایی: تشدید یا تخفیف آن.

تغییرات آب و هوایی، تنها یک رویداد طبیعی یا اقلیمی نیست. افقِ آینده زندگی ما، نبردی بی وقفه بر سر منابع طبیعی و نیز موج فزاینده مهاجرت‌های زیست محیطی خواهد بود. اموری که به تنهایی قادرند، آینده اجتماعی سیاسی یک جامعه را برای همیشه دگرگون کنند


نمود و آثار تغییرات آب‌و هوایی
امواج گرما، خشکسالی، آتش‌سوزی‌ها، طوفان‌ها، سیلاب‌ها، گردباد و طوفان‌های شن، در سال‌های اخیر بیش از هرزمان دیگری در گوشه کنار جهان، ویرانی و خسارت به بار آورده است. آب شدنِ یخ‌های قطب، بالا آمدن سطح آب دریاها از سویی، تحلیل رفتنِ دریاچه‌ها، بیابان‌زایی و جنگل‌زدایی، شور شدنِ آب‌ها و زمین‌ها، هرروز دسترسی ساکنان زمین به آب و غذای سالم را بیش از پیش تهدید می‌کند. این‌ها همه اکنون در زمره‌ی داده‌هایی محسوس و مرئی از آثار برگشت‌ناپذیر تغییرات آب‌و هوایی در سطح جهان هستند. همه‌ی این موارد در کنار جمعیتِ رو به افزایش زمین، نشان می‌دهد که دسترسی ساکنان آن به مایحتاج اولیه، یعنی آب، غذا و سرپناه، تا چه اندازه کمیاب و مسئله‌ساز شده و خواهد بود. اما این، همه‌ی ماجرا نیست. آدم‌ها تا لحظه مرگ تسلیم این کمیابی نمی‌شوند، و نزاع بر سربقا، هچون همیشه‌ی تاریخ، بر سر تسخیر منابع ادامه خواهد داشت و این ستیزها در پیوند با تکنولوژی معاصر، صورت‌هایی گوناگون به خود خواهد گرفت.
در سال ۲۰۱۳، جمعیت آوارگانی که در اثر بلایای طبیعی ناچار به جابجایی شده‌اند، سه برابر تعداد آوارگان جنگی بوده است، آن هم با احتساب این نکته که از لحاظ آمار آوارگان جنگی نیز سال ۲۰۱۳سالی فاجعه‌بار بوده است.
به طور میانگین در ده سال گذشته، هرساله رقمی درحدود ۲۷ میلیون نفر در سرتاسر جهان در اثر حوادثِ اقلیمی، فجایع آب‌وهوایی و دیگر فجایعی از این دست آواره شده‌اند؛ در سال ۲۰۱۰ این رقم به ۴۲ میلیون نفر رسید۱. مطالعات همچنین حکایت از آن دارد که بخش اعظم این جمعیت (درحدود ۸۰ درصد آن) در کشورهای درحال توسعه‌ی آسیایی زندگی می‌کنند. رشد جمعیت و نیز شهرنشینیِ بی‌رویه، خطرات این بلایا در این قبیل کشورها را افزایش داده است. مهاجرت‌های گسترده از حومه‌ها به کلان‌شهرهای جهان سومی، هم از دیگر عوامل افزایش تلفات در زمانِ چنین فجایعی است و هم به وخیم‌تر شدن شرایط محیطی زندگی انجامیده است.

تغییرات اقلیمی و آب‌وهوایی افزون بر آثار جبران‌ناپذیر اقلیمی و زیست‌محیطی، تأثیری چشمگیر بر رشد و توسعه اقتصادی خواهد گذاشت. گزارش استرن حاکی از آن است که اگر اقدامی عاجل برای توقف یا تخفیف این وضع صورت نگیرد، سالانه بین ۵ تا ۲۰ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان از دست خواهد رفت

در گزارشی که یک کمیسیون تحقیقاتی به سرپرستی دانشگاه لندن منتشر کرده آمده است که آثار مستقیم تغییرات آب‌وهوایی بر سلامت جانی انسان‌ها ناشی از امواج گرما، سیلاب‌ها، خشکیدگی و طوفان‌هاست و آثار غیرمستقیم آن در تغییر الگوی بیماری‌های عفونی، آلودگی، سوءتغذیه، مهاجرت‌های دسته جمعی و نزاع‌های اجتماعی خواهد بود. در این گزارش اشاره شده که به رغمِ در دسترس بودنِ تکنولوژی‌های لازم برای مواجهه با مسئله، و همچنین وجود راهکارهایی برای تأمین مالیِ آن، سیاست‌مداران در عملِ مؤثر برای حل این مشکلات ناموفق بوده‌اند. نتیجه‌ای که تهیه کنندگان گزارش می‌گیرند آن است که این "بزرگ‌ترین بحران سلامت قرن بیست‌ویکم را دیگر نه مسئله‌ای فنی یا اقتصادی، که باید بحرانی سیاسی قلمداد کرد"۲.
تغییرات اقلیمی و آب‌وهوایی افزون بر آثار جبران‌ناپذیر اقلیمی و زیست‌محیطی، تأثیری چشمگیر بر رشد و توسعه اقتصادی خواهد گذاشت. گزارش استرن حاکی از آن است که اگر اقدامی عاجل برای توقف یا تخفیف این وضع صورت نگیرد، سالانه بین ۵ تا ۲۰ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان از دست خواهد رفت. آشکار است که این ضربه تبعات اجتماعی بسیاری را نیز در پی خواهد داشت.
هرروز گفته می‌شود که از مهم‌ترین عوامل گرم شدنِ زمین، تولید گازهای گلخانه‌ای است. اگرچه امریکا به شکل تاریخی و امروزه چین، مهم‌ترین مسئولان انتشار گازهای گلخانه‌ای بوده‌اند، اما امروز کشورهای خاورمیانه، از جمله کشورِ ما با تولید سرانه ۶.۴ تن دی‌اکسید کربن، نقش عمده‌ای در این تغییرات آب‌وهوایی بازی می‌کنند. بنابراین چاره‌اندیشی برای ما به همان میزان که به تطبیق شرایط زیستی‌مان با این تغییرات توجه دارد، باید تخفیف تولید این گازها را نیز در نظر داشته باشد۳.
خاورمیانه همواره در طول تاریخ دست به گریبان کمبود منابع آبی و گرمای طاقت‌فرسا بوده است. به همین خاطر مردمِ این سامان همواره شیوه‌ها و تکنیک‌های بومی برای تطبیق خود با شرایط را در زمینه‌ی کشاورزی، آبیاری و دیگر حوزه‌های تولیدی ابداع کرده‌اند. اما امروز با رشد فزاینده جمعیت و توسعه شتابان شهری، این نوع سازگاری سنتی دیگر بدون برنامه‌ریزی و کمک‌های تازه برای بروز رسانی این دانشِ بومی، کارساز نخواهد بود.


تغییرات آب‌وهوایی و شهرها
"آینده در دست شهرهاست". این را جفری ساش، اقتصاددان و مدیر نهاد زمین دانشگاه کلمبیا می‌گوید. دوران ما عصر شهری شدنِ فزاینده است. بیش از نیمی از ۷.۲ میلیارد ساکن زمین، اکنون در شهرها زندگی می‌کنند؛ و پیش بینی می‌شود که تا سال ۲۰۵۰، این رقم را شهرنشینان که بخش عمده‌ی آن‌ها در افریقا و آسیا زندگی می‌کنند، تا ۶ میلیارد نفر افزایش بدهند. شهرها همین امروز بیش از سه چهارم فعالیت‌های اقتصادی جهان را در دل خود جای داده‌اند، و به همین خاطر شهرنشینان، مسئول دست کم نیمی از حجم تولید و انتشار یافته گازهای گلخانه‌ای هستند؛ گرمایش، سرمایش، حمل‌ونقل، صنایع سرگرمی، روشنایی، تولید و مصرف غذا از عمده عوامل تولید این گازها هستند. به همین خاطر می‌توان به جرأت گفت که بخشی از سرنوشت و آینده تغییرات اقلیمی، آب‌وهوایی در دست شهرها، حکمرانان و ساکنان آن‌ها قرار گرفته؛ مسئولیتی که با گسترش شهرنشینی مدام در حال سنگین‌تر شدن است۴.

شهرهای جهان، بسته به موقعیت جغرافیایی‌شان، این که در نزدیکی سواحل دریاها، اقیانوس‌ها، یا رودخانه‌ها باشند و یا در مناطق خشک، به صورت‌های متفاوتی از تغییرات آب‌وهوایی تأثیر می‌پذیرند. پدیده‌ی خشکسالی و امواج گرما بیش از هرچیز باعث رنجِ شهرهای ایران است؛ همین پدیده اما قادر است انواع بلایا و مخاطرات طبیعی را نیز تشدید کند: از هجوم ریزگردها، تا بروز سیل و ویرانی و گسترش بیماری‌های واگیری و تنفسی و عروقی

به‌طور کلی، اگر از منظر نسبت شهرها با تغییرات آب‌وهوایی نگاه کنیم، این نسبت از سه منظر اساسی و کلی قابل توجه است: نخست، اینکه چگونه زندگی شهری را با آثار این تغییرات نظیر سیل، طوفان، خشکی و امواج گرما، کمبود آب و هجوم ریزگردها تطبیق داده و از خسارات و تلفات احتمالی آن بکاهیم؟
دوم، آنکه چگونه شهرها می‌توانند در کاهش تولید و انتشار گازهای گلخانه‌ای و تخفیف عوامل انسانی گرمایش و نیز مبارزه با تغییرات آب‌وهوایی، نقشی مؤثر ایفا کنند؟
سوم، حکمرانی و برنامه‌ریزی شهری، در پیوند با سطوح ملی و بین‌المللی، چگونه می‌تواند در هر دو منظر مذکور نقشی مؤثر ایفا کند؟
شهرهای جهان، بسته به موقعیت جغرافیایی‌شان، این که در نزدیکی سواحل دریاها، اقیانوس‌ها، یا رودخانه‌ها باشند و یا در مناطق خشک، به صورت‌های متفاوتی از تغییرات آب‌وهوایی تأثیر می‌پذیرند. پدیده‌ی خشکسالی و امواج گرما بیش از هرچیز باعث رنجِ شهرهای ایران است؛ همین پدیده اما قادر است انواع بلایا و مخاطرات طبیعی را نیز تشدید کند: از هجوم ریزگردها، تا بروز سیل و ویرانی و گسترش بیماری‌های واگیری و تنفسی و عروقی.
امواج گرما، جزیره‌هایی دمایی در شهرها ایجاد می‌کنند که از منطقه‌ای که شهر در آن واقع شده گرم‌تر هستند. این فرایند به تشدید آلودگی هوا نیز دامن می‌زند. این روند، به شیوع بیماری‌هایی مرتبط با گرما، بیماری‌های واگیردار، و بیماری‌های تنفسی بیشتر، به‌خصوص در میان گروه‌های کم‌درآمدتر، می‌انجامد. به‌علاوه، امواج طولانیِ گرما با تأثیر منفی بر کشاورزی، مسئله تأمین غذایی جوامع محلی و نیز قیمت تمام شده‌ی آن را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. به‌علاوه، دسترسی به آب سالم، خصوصاً در مناطق حاشیه‌ای بر اثر گرما و خشکسالی‌های پیاپی به طورجدی تهدید می‌شود. در مناطق گرم و خشک، کم‌آبی و از میان رفتن پوشش گیاهی، سبب بروز طوفان‌های شن، و هجوم ریزگردها به مناطق شهری می‌شود که خود کیفیت نامطلوب هوا را از آنچه هست وخیم‌تر می‌کنند ۵.
با تمام این‌ها میزان مخاطراتی که در برابر این آسیب‌ها تحمل می‌کنیم، مستقیماً با کیفیت مسکن و ساختمان‌سازی و زیرساخت‌ها، و میزان آمادگی حکمرانان و مردم در برابر این بحران‌ها، در ارتباط است. در تمامی شهرها، مناطق فقیرتر که از کمبود زیرساخت‌ها، کیفیت پایین مسکن و دسترسی به آب سالم رنج می‌برند، در کنار افراد ناتوان، بیمار، مسن و کودکان بیشترین آسیب‌ها را متحمل خواهند شد. در مواقع بحران و کمبود منابع، احتمال بروز خشونت و نزاع نیز فزونی می‌گیرد. به‌عنوان مثال، نزاع بر سر منابع آبی، هم‌اکنون نیز به جدل‌هایی میان استان‌ها و مناطق همجوار تبدیل شده است و می‌تواند به تنش‌های قومیتی نیز دامن بزند.
بدین‌ترتیب، دیده‌بانی مدام وضعیت آب‌وهواییِ هر منطقه، شهر و حومه‌ی آن، بررسی دقیق بلایا و بحران‌های طبیعی پیش‌آمده در آن مناطق، آسیب‌های این حوادث، و تلاش برای برنامه‌ریزی درراستای توانمندسازی جوامع محلیِ آسیب‌پذیرتر در برابر تغییرات پیشِ‌رو برمبنای این دانش حائز اهمیت است. اطلاع‌رسانی دایمی و شفاف از وضعیت خشکسالی و منابع دردسترس، کنترل مؤثر منابع محدود آب، رصد مدام جابجایی‌های جمعیتی که با مسائل زیست محیطی و آب‌وهوایی در ارتباط هستند، و چاره‌اندیشی در این خصوص، و نیز فراهم آوردن زیرساخت‌های ضروری از موضوعات مبنایی برای مواجهه با این موقعیت‌ها هستند.
اطلاع‌رسانی دایمی و شفاف از وضعیت خشکسالی و منابع دردسترس، کنترل مؤثر منابع محدود آب، رصد مدام جابجایی‌های جمعیتی که با مسائل زیست محیطی و آب‌وهوایی در ارتباط هستند، و چاره‌اندیشی در این خصوص، و نیز فراهم آوردن زیرساخت‌های ضروری از موضوعات مبنایی برای مواجهه با این موقعیت‌ها هستند


الگوهای شهری‌شدن، مبارزه با تغییرات آب‌وهوایی
به طور خلاصه می‌توان گفت که تصمیمی که برای شیوه‌ی شهری شدن اتخاذ می‌شود، آینده‌ی اقلیم و آب‌وهوا را نیز تا حد زیادی جهت می‌دهد. مثلاً میزان گاز گلخانه‌ای که شهر آتلانتا انتشار می‌دهد، ده برابر بیشتر از بارسلونا است؛ آن هم تنها به دلیل شیوه‌ی پاسخگویی متفاوت این دو شهر به نیاز حمل‌ونقل شهری. اگر شهرها الگوی آتلانتا را دنبال کنند، زمین هرروز گرم‌تر و گرم‌تر خواهد شد. میزان تولید زباله، مدیریت پسماند و نیز شیوه‌های تأمین و مصرف انرژی در شهر به طور کلی نقشی کلیدی در افزایش یا تخفیف انتشار گاز گلخانه‌ای بازی می‌کنند.
از سوی دیگر، اگر شهرها اراده‌ی مبارزه با تغییرات آب‌وهوایی را داشته باشند، می‌توانند همزمان با فقر شهری و نابرابری‌ها نیز مبارزه کنند. چرا که جامعه‌ی پایدار و عدالت زیست محیطی، مستقیماً با فقرزدایی در ارتباط هستند. آرومار روی، مدیر مؤسسه‌ی سکونت‌گاه‌های انسانی هند می‌گوید، "اگر ۱۵ سال پیش رو را از دست بدهیم، یک نسل دیگر را تباه کرده‌ایم".
به همین دلیل است که جنبش نوظهور مبارزه با تغییرات آب‌وهوایی در کانادا، به‌درستی شعار "شغل، عدالت، آب‌وهوا" را برای فعالیت‌هایش برگزیده است. گفتاری که توانسته است فراتر از گروه‌های محیط زیستی، فعالان اجتماعی و اتحادیه‌های کارگری و کارمندی را نیز برای مطالبه برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری‌های سرنوشت‌ساز در این حوزه بسیج کند. این رویداد درواقع از تحول و تکامل آگاهیِ اکولوژیستی و زیست محیطی خبر می‌دهد. در چنین رویکردی، حفاظت از اقلیم و آب‌وهوا، به‌درستی شرط بقای جامعه و نیز امکان تحقق زندگی‌ای عادلانه‌تر برای انسان‌ها تلقی می‌شود. شاید امروز بیش از هر زمان دیگری، پیوند سرنوشت ساکنان زمین با یکدیگر آشکار شده است. جنبش عدالت آب‌وهوایی، درواقع جنبشی جهانی، و در عین حال حرکتی برای طرح مطالبات محلی است.

جنبش نوظهور مبارزه با تغییرات آب‌وهوایی در کانادا، به‌درستی شعار "شغل، عدالت، آب‌وهوا" را برای فعالیت‌هایش برگزیده است. گفتاری که توانسته است فراتر از گروه‌های محیط زیستی، فعالان اجتماعی و اتحادیه‌های کارگری و کارمندی را نیز برای مطالبه برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری‌های سرنوشت‌ساز در این حوزه بسیج کند

این جنبش‌ها که به طور کلی شهرهایی پایدارتر و انسانی‌تر را طلب می‌کنند، به شیوه‌های گوناگونی به پیگیری مطالبات خود پرداخته‌اند. به عنوان مثال در کانادا، مقابله با احداث خط لوله‌های جدید برای استخراج سوخت‌های فسیلیِ بیشتر یکی از این شیوه‌ها بوده است. کنشگران در استانبولِ ترکیه با تشکیل کمیته‌های مردمی حفاظت از فضای سبز، کوشیده‌اند با تاراج فضای سبزِ شهر برای کسب سود بیشتر مبارزه کنند. در اسپانیا، کنشگران شهری و محیط زیست، با تشکیل مزرعه‌های اشتراکی شهری، می‌کوشند شیوه‌های نوینی برای زندگی و تحول شهر را پی بگیرند. برخی شهرهای جهان هم، تلاش برای گسترش حمل‌ونقل عمومی ارزان قیمت، گسترش فضاهای مناسب پیاده و دوچرخه‌سواران را سرلوحه برنامه‌های کاهش کربن در شهر قرار داده‌اند. همه این فعالیت‌ها البته در پیوند با جنبش جهانی مبارزه با تغییرات آب‌وهوایی معنای بیشتری پیدا می‌کند؛ حرکت گسترده‌ی ساکنان زمین که از دلتمردان، قدرتمندانِ سیاست و اقتصاد جهان می‌خواهند که اقدامی عاجل برای توقف روند گرمایش زمین انجام بدهند.
به‌رغم نشست‌های جهانی متعدد و هشدارهای پرشمار دانشمندان و فعالان محیط زیست، اکثر دولت‌ها اقدام م‌ؤثری برای جلوگیری از بحران آب‌وهوایی صورت نداده‌اند. هر چند اقدامات انگشت‌شماری در سطح ملی و محلی هم روی داده است: دانمارک کشوری است که امروز تمامی انرژی مورد نیاز خود را از منبع انرژی‌های تجدید پذیر و پاک تأمین می‌کند. آلمان نیز وابستگی خود به سوخت فسیلی را کاهش داده است. نکته جالب توجه دیگر، شرکت‌های صنایع بیمه در اقصی نقاط جهان هستند، که به خیل هشدار دهندگان برای مبارزه با تغییرات اقلیمی پیوسته‌اند. احتمالاً به این خاطر که نخواهند توانست پاسخگوی پرداخت خسارات رو به فزونی آثار این معضل بزرگ باشند. با تمام این‌ها، ایدئولوگ‌های دست راستی جهان، همچنان جنبش عدالت آب‌وهوایی را به تهدید سوسیالیستی علیه منافع کاپیتالیستی‌شان تقلیل می‌دهند.
شرکت‌های صنایع بیمه در اقصی نقاط جهان هستند، که به خیل هشدار دهندگان برای مبارزه با تغییرات اقلیمی پیوسته‌اند. احتمالاً به این خاطر که نخواهند توانست پاسخگوی پرداخت خسارات رو به فزونی آثار این معضل بزرگ باشند

شاید دولت‌ها، کمپانی‌های بزرگ اقتصادی، و صاحبان سرمایه همواره سود بیشتر و دستاوردهای مقطعی‌شان را ترجیح بدهند، اما هنگامی که یک حرکت اجتماعی آگاه و فعال، توان و اراده‌ی خود را برای خواستِ جامعه و محیطی پایدار و انسانی‌تر به کار ببندد، عاقبت تصمیم‌گیران نیز ناچارند که به صدای زمین گوش بسپارند.


ما و شهرهای‌مان در برابر تغییرات آب‌وهوایی
طبق نقشه‌ی جدیدی که ناسا از وضعیت خشکسالی در جهان ارائه‌داده‌است، خاورمیانه و ایران، در خشک‌ترین و گرم‌ترین ناحیه‌ی زمین قرار گرفته‌اند. به گفته وزیر نیروی کشورمان، ایران وارد چهاردهمین سال خشکسالی پیاپی شده است. منابع آبی رو به وخامت گذاشته است. روند جنگل‌زدایی و بیابان‌زایی در ایران متأسفانه در حال پیشروی و سرعت گرفتن است. خشکیدگی، کیفیت هوا در شهرها را شدیداً تحت تأثیر قرار داده است. این در حالی است که روند شهری‌شدن شتابان در ایران، با تهدید حیات کشاورزی و زندگی روستانشینان، به مرحله‌ی بحرانی تازه‌ای قدم گذاشته است. الگوی توسعه‌ی شهری نیز، متاسفانه در سال‌های اخیر بر مدارِ سوداگری مستغلات، سودمحوری، تخریب فضای سبز و گسترش سواره‌محوری و ضعف حمل‌ونقل عمومی چرخیده است. با این همه، در همان نقطه‌ای که ایستاده‌ایم، یعنی در خود شهرها می‌توان تلاش برای چاره‌اندیشی را آغاز کرد.
آنطور که در گزارش بانک جهانی درخصوص تغییرات آب‌وهوایی در خاورمیانه توصیه شده است، برای کاهش آسیب‌ها و انعطاف بیشتر، برای سازگاری با تغییرات و تخفیف این تغییرات، اعمالی که دولت‌ها و حکومت‌ها بایست انجام بدهند را می‌توان به صورت زیر دسته‌بندی کرد: ۱- شفافیت و آگاهی‌بخشی هر چه بیشتر درسطوح مختلف جامعه از آثار و پیامدهای تغییرات آب‌وهوایی؛ ۲- اطلاع‌رسانی درخصوص شیوه‌های تخفیف این تغییرات؛ ۳- بازنگری برنامه‌های توسعه، سیاست‌گذاری‌ها، و پیش‌بینی پروسه‌هایی که طی آن‌ها، نسبت هر پروژه‌ای با تغییرات آب‌وهوایی مذکور و نیز تأثیر احتمالی این پروژه‌ها بر روند تغییرات اقلیمی سنجیده و خنثی شود. یعنی مواد و منابع مورد نیاز هر پروژه، شیوه به کاررفتن آن‌ها و محصولات احتمالی آن از منظر آب‌وهوایی و اقلیمی مورد سنجش قرار گیرد؛ ۴- منابع و انرژی‌های تجدید پذیر نظیر انرژی خورشیدی، بادی و آبی توسعه یافته و مورد استفاده قرار گیرند.

به نظر می‌رسد نیاز عاجل بحران اقلیم و آب‌وهوا در ایران، گسترش آگاهی‌های زیست محیطی، عمومی شدنِ مسئله حفاظت و در عین گسترش شکلی از حرکت اجتماعی نوین است که در عین مطالبه‌ی عدالت و رویکرد پایدار به زیست‌بومش، خود نیز منادی شیوه‌های نوین زندگی اجتماعی درراستای جامعه و شهری پاکیزه‌تر، عادل‌تر و پایدارتر است

در همین راستا، افراد و گروه‌های مدنی و محلی می‌توانند:۱- فعالانه در جمع‌آوری اطلاعات در مورد علل محلی تغییرات آب‌وهوایی شرکت داشته باشند؛ ۲- این مباحث را در محافل کوچک، دوستانه، محلی، دانشگاهی و عمومی به بحث بگذارند؛ ۳- درراستای تخفیف این عوامل و آثار آن‌ها بکوشند؛ ۴- با قدرت‌ها و حکمرانان محلی، نمایندگان، شهرداری‌ها، فعالان مدنی و اجتماعی وارد تعامل شده و از آن‌ها بخواهند تا درراستای تخفیف و مدیریت مسائل مربوطه اقدام کنند ۶.
این توصیه‌ها و راهکارها میسر نخواهند بود، مگر آنکه نیروهای اجتماعی فعال بتواند اراده‌ی حکمرانان را برای تحقق آن به کار ببندد. بنابراین به نظر می‌رسد نیاز عاجل بحران اقلیم و آب‌وهوا در ایران، گسترش آگاهی‌های زیست محیطی، عمومی شدنِ مسئله حفاظت و در عین گسترش شکلی از حرکت اجتماعی نوین است که در عین مطالبه‌ی عدالت و رویکرد پایدار به زیست‌بومش، خود نیز منادی شیوه‌های نوین زندگی اجتماعی درراستای جامعه و شهری پاکیزه‌تر، عادل‌تر و پایدارتر است. دشوار بتوان تصور کرد مردمی را که کمالِ مطلوبِ زندگی شهری‌شان را در مصرف ببینند و بتوانند تصیمیم‌گیران و حکمرانانشان را وادار به چاره‌اندیشی برای حفاظت از زندگی در فلات ایران کنند.
شهروندان کم‌شماری که در ماه‌های اخیر برای مقابله با تخریب روز افزون فضاهای سبز شهری و باغات به پا خواسته‌اند، می‌توانند نویدبخش بروز آگاهی و عملِ تازه کنشگران شهری باشند. حفاظت از باغات، و فراتر از آن، آگاهی عمومی برای مقابله با عوامل انسانی آلودگی‌ها، تخریب محیط زیست، و جنگل‌زدایی از سویی، و مطالبه‌ی هوای پاک در شهرها می‌تواند نقطه عزیمت خوبی برای خواست مقابله با تغییرات آب‌وهوایی باشد. با پیدایش درک جامع‌تری از زیست بوم، شاید بتوان امیدوار بود که مبارزه با خشکسالی از طرح شعارهای کاهش مصرف سرانه‌ی شهری فراتر رود، و شیوه‌ی اداره و زندگی در شهرها و فراتر از آن فلات ایران را دگرگون سازد. افقی که اگرچه به کورسویی می‌ماند، اما تنها مسیر بقای زندگی برای ما خواهد بود.




1. http://www.theguardian.com/world/2014/sep/17/natural-disasters-refugee-people-war-2013-study
2. See more at: http://www.climate-change-guide.com/wars-over-natural-resources.html#sthash.0S011Clm.dpuf
3. Drot Verner & Jesse Biroscak, Climate change and the Middle East, Horizons Development, The World Bank Middle East Department, P.5
4. http://www.scientificamerican.com/article/climate-change-will-be-solved-in-cities-or-not-at-all/

5. Climate change: what does this mean for your city, CIVIS, Sharing knowledge and learning from cities, Cities Alliance. No1, July 2009.
6. See Climate change and the Middle East, Drot Verner & Jesse Biroscak, Horizons Development, The World Bank Middle East Department, P.6-8


■ دسته‌بندی:  «محیط شهری»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها