شنبه ۶ تیر ۹۴

شهرداری تهران و دستفروشان: در همچنان بر همان پاشنه می‌گردد

حمیده چگونیان

"قطعاً این افراد، انسان‌های با شخصیتی هستند که نیاز زندگی خود را با دستفروشی اداره می‌کنند"۱ . برای کسانی که در همین یکی دو هفته‌ی گذشته چندین بار اخبار هجمه‌ی "معبربانان" شهرداری تهران به دستفروشان را خوانده بودند، شنیدنِ یک چنین جمله‌ای از زبان شهردار تهران نه فقط غیرمنتظره که عجیب به نظر می‌رسید. این تغیییر لحن را شاید می‌شد خوشبینانه پایان سالی دانست که در آن دستفروشی در تهران در درگیری با عوامل شهرداری کشته شد و دستفروشانی در تبریز و خرمشهر پس از برهم خوردن بساطشان توسط عوامل شهرداری و از دست دادنِ آخرین امیدهایشان به کسب درآمد از طریق اشتغال به دستفروشی خودسوزی کردند. سالی که شاهد گسترش تهاجم به بساط دستفروشان بود از سوی مأمورانِ سد معبر در بسیاری از مناطق تهران. تهاجمی که سایت ایسنا از آن با عنوان "نظم خونین" یاد کرد۲. سالی که شهرداری برای مقابله با افرادی که برای امرار معاش در شرایط سخت اقتصادی قرار دارند فقط و فقط به نقش خود در رفع سدّ معبر اکتفا کرد و قدمی در جهت ایجاد شغل که مهم‌ترین معضل کشور به شمار می‌آید بر نداشت. زمانی که تک‌مضراب شهردار تهران در زمینه‌ی لزوم تغییر دیدگاه نسبت به دستفروشان، با پیشنهاد نخ‌نمایِ ساماندهیِ "در زمان، مکان و اقلام مشخص" دستفروشان تکمیل شد، ارتباط آن جمله با راه اندازی اما با حملات ارکستر تهاجمیِ معربانان به دستفروشان روشن‌تر گشت و آشکار شد که در ارتباط شهرداری با دستفروشان در همچنان بر همان پاشنه می‌گردد و قرار بر این نیست که حاکمانِ شهر تهران یکبار هم که شده به دستفروشی به عنوان راه حل مردمیِ ایجاد کار در شرایطی که خود ناتوان از انجام کمترین عملی در این زمینه هستند نگاه کنند.


اظهارات شهردار و معاون فرهنگی‌اش درباره‌ی دستفروشان و دستفروشی می‌توانست از متنبه شدنِ شهرداریِ تهران از نوع نگاهش به دستفروشان و تغییر شیوه‌ی برخوردش با آن‌ها حکایت داشته باشد. تغییری که واقعیت رو به گسترش مشاغل دستفروشی را علیرغم برخوردهای خشن مأموران الزامی می‌ساخت

قسم حضرتِ عباسِ شهرداری
شهردار تهران در حاشیه نشست توجیهی اجرای طرح انضباط شهری منطقه ۱۲ راجع به دستفروشان اظهارات متفاوتی را مطرح کرد که در ادبیات ایراد شده از سوی وی سابقه نداشت. او در این نشست گفت که "ما نمی‌خواهیم با دست فروشان مخالفت کنیم و جلوی این‌ها را بگیریم چرا که شرایط اشتغال را می‌فهمیم و متوجه هستیم که بسیاری از خانواده‌ها به این کار نیاز دارند". او سپس و بر خلاف سال‌های قبل که می‌خواست چهره‌ی شهر را از وجود دستفروشان پاک کند اذعان کرد که "قطعاً این افراد، انسان‌های با شخصیتی هستند که نیاز زندگی خود را با دستفروشی اداره می‌کنند"۳. اظهارات شهردار و معاون فرهنگی‌اش درباره‌ی دستفروشان و دستفروشی می‌توانست از متنبه شدنِ شهرداریِ تهران از نوع نگاهش به دستفروشان و تغییر شیوه‌ی برخوردش با آن‌ها حکایت داشته باشد. تغییری که واقعیت رو به گسترش مشاغل دستفروشی را علیرغم برخوردهای خشن مأموران الزامی می‌ساخت. نیک می‌دانیم که روی آوردن به دستفروشی برای امرار معاش تنها راهی است که برای بسیاری از افراد این جامعه باقی مانده‌است. اظهارات حجت الاسلام و المسلمین میثم امرودی، چند روزی پس از سخنرانی قالیباف نیز امیدواری‌هایی را در این زمینه ایجاد کرد. او که درباره‌ی دستفروشانی که در نزدیکی بازار تهران بساط می‌کنند صحبت می‌کرد گفت که "برخورد سلبی با دستفروشانی که زندگی آن‌ها از طریق این کار تأمین می‌شود، زندگی این افراد را آشفته می‌کند". هر چند که همچنان بر این نظر بود که " دستفروشی یکی از آسیب‌های اجتماعی این منطقه است"۴.

دُم خروس ساماندهی

ساماندهی در قالب روز و ساعت معین با منطق دستفروشی که بساط خود را بر دوش دارد و به دنبال خریدار و نبض بازار در حرکت است هیچ تناسبی ندارد. دستفروشانی که به دلیل کوچکی سرمایه و اسباب معیشت خود و به دنبال سلیقه‌ی خریدار گاه در طی چند ماه اقدام به تغییر وسایل فروش خود می‌کنند، از کالاهایی که قرار است شهرداری برای فروش در اختیار آن‌ها قرار دهد طرفی نخواهند بست

تعارفات شهردار البته که در همان چند جمله خلاصه شد و سریع‌تر آز آنچه ممکن بود فکرش را کرد به کُنه برنامه‌ی شهرداری برای پایان دادن به راه حل مردمی برای ایجاد اشتغال رسیدیم. تعارفات که تمام شد نوبت به برنامه‌ی "ساماندهی" این فعالیتِ خود جوش اقتصادی رسید. قالیباف گفت "ما نمی‌خواهیم نان این‌ها ( دستفروشان )را قطع کنیم بلکه می‌خواهیم آن‌ها را ساماندهی کنیم به نحوی که فروش آن‌ها باید در زمان و مکان معین و با اقلام مشخص صورت گیرد". برنامه‌ای که با اظهارات معاون فرهنگیِ شهرداری چند روز پس از اظهارات شهردار تکمیل شد. . او نیز برای حل این مشکل اعلام کرد که "شهرداری به دنبال ساماندهی فعالیت دستفروشان در قالب بازار روز است [...] براساس این برنامه، این دستفروشان پس از آموزش برای فراگیری حرفه‌ای، روزهای معین کارهای دستی خود را در پیاده راه‌هایی مثل شهدا، سی تیر و باب همایون درمعرض فروش قرار می‌دهند"۵.

فقدان اطلاعات یا گفتارِ توجیهی؟
تمامی کسانی که اندک شناختی از ساز و کارِ شغل دستفروشی در ایران و کشورهای در حال توسعه در جهان دارند به خوبی می‌دانند که انتخاب مکان و زمانِ عرضه‌ی کالا و خدمات توسط دستفروشان و همچنین انتخاب کالا یا خدماتی که عرضه می‌کنند تمامی آن چیزی است که باعث می‌شود کارِ دستفروشی بتواند همچون راه حلی برای امرار معاش این افراد مطرح باشد. ساماندهی در قالب روز و ساعت معین با منطق دستفروشی که بساط خود را بر دوش دارد و به دنبال خریدار و نبض بازار در حرکت است هیچ تناسبی ندارد. دستفروشانی که به دلیل کوچکی سرمایه و اسباب معیشت خود و به دنبال سلیقه‌ی خریدار گاه در طی چند ماه اقدام به تغییر وسایل فروش خود می‌کنند، از کالاهایی که قرار است شهرداری برای فروش در اختیار آن‌ها قرار دهد طرفی نخواهند بست. هم‌چنین تردیدی نمی‌توان داشت که اختصاص دادن برخی فضاهای شهری دور از مکان‌هایی که عمدتاً و عادتاً مردم برای خرید به آنجا رفت و آمد می‌کنند در قالب بازارهای روز نیازهای معیشتی دستفروشان را برطرف نمی‌سازد. آموزش فنی حرفه‌ای دستفروشانی که قرار است پس از این دوره‌ی آموزشی توانِ تولید کالاهایی را به دست آورند که با فروش‌شان به مردم در همین روزهای معین و مکان‌های خاص امرار معاش کنند، بیشتر به شوخی تلخی شبیه است تا نشانه‌ای باشد از بذل توجه جدی به این افراد.

به نظر می‌رسد که شهرداری هیچ برنامه‌ی جدید و عملی‌ای برای رسیدگی به دستفروشان و امر دستفروشی در شهر تهران ندارد. برنامه همان "رفع سدّ معبر است" از طریق بر هم زدنِ بساط دستفروشان و آن راه حل‌های خیالی و نمایشی که از آن به منزله‌ی ساماندهی صحبت می‌شود جز برای توجیه خشونت تهاجم معربانان و داشتنِ پاسخی برای انتقادهای روز افزون از عملکرد شهرداری کارکرد دیگری ندارند

ساماندهی تهاجم
در کنار و همراه با این برنامه‌های غیرواقعی که مسلم کمترین گرهی از کار دستفروشان نخواهد گشود، شاهد برنامه‌های دیگری هستیم کاملاً واقعی و برنامه‌ریزی شده: حضور دسته‌های چندین نفره‌ی افرادی با لباس‌های فرم در مکانه‌های شلوغ شهر برای بر هم زدنِ بساط دستفروشان. افرادی که با عنوانِ "معبربان" به جمع کردن و ضبط اموال دستقروشانی می‌پردازند که در اغلب اوقات نیز حضورشان کمترین مشکلی را برای رفت و آمد شهروندان ایجاد نمی‌کند. یکی از این موارد که حتی عکس‌العمل شهروندان را به همراه داشت ورود خشونت‌بار این مأموران در میدان ولیعصر بود. مداخله‌ای چندان خشونت‌بار که باعث شد تا تعدادی از دستفروشان برای حفاظت از جان خود به نیروی انتظامی برای مقابله با معربانان شهرداری متوسل شوند. یکی از دستفروشان در این رابطه به خبرنگاران گفت: "چرا شهرداری برای اینکه ماها را جمع کن۶د با چماق‌دارها به سراغ ما می‌آید که بعد هم آن‌ها و هم ما مجبور شویم پلیس خبر کنیم "
از در کنار هم قرار دادنِ آن اظهارات دلجویانه نسبت به دستفروشان و تهاجم‌های گسترده به همین دستفروشان،چاره‌ای باقی نمی‌ماند که نتیجه بگیریم که آن پیشنهادات برای ساماندهی جز گفتاری در توجیه این خشونت‌ها نیستند. به نظر می‌رسد که شهرداری هیچ برنامه‌ی جدید و عملی‌ای برای رسیدگی به دستفروشان و امر دستفروشی در شهر تهران ندارد. برنامه همان "رفع سدّ معبر است" از طریق بر هم زدنِ بساط دستفروشان و آن راه حل‌های خیالی و نمایشی که از آن به منزله‌ی ساماندهی صحبت می‌شود جز برای توجیه خشونت تهاجم معربانان و داشتنِ پاسخی برای انتقادهای روز افزون از عملکرد شهرداری کارکرد دیگری ندارند.





1. http://khabarfarsi.com/ext/13167001 -
2. http://www.isna.ir/fa/imageReport/94030905440/
3. http://khabarfarsi.com/ext/13167001 -
4. http://isna.ir/fa/news/94032916508/
5. همان
6. http://www.bartarinha.ir/fa/news/216529/


■ دسته‌بندی:  «طرح و برنامه»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها