شنبه ۲ خرداد ۹۴

تأملاتی درباره‌ی گالری شدن ده روزه‌ی تهران

خیزران اسماعیل‌زاده

در روزهایی که گذشت، سازمان زیباسازی شهر تهران در اجرای طرحِ "نگارخانه‌ای به وسعت یک شهر"، آثاری از هنرمندان شناخته شده‌ی ایران و جهان را به مدت ده روز در سطح شهر به نمایش درآورد. اقدامی که واکنش‌های گوناگونی در میان ساکنان شهر به‌وجود دارد، خاصه آن‌ها که بنابر آشنایی قبلی با محتوای آثار به نمایش درآمده، بیشتر بدان جلب شده بودند. این یادداشت به بهانه‌ی این رویداد نگاهی انداخته به دلالت‌های فرهنگی، اجتماعی این پدیده و البته متنی که این تابلوها در آن نصب شده‌اند.

تهران، عرصه‌ی بروز نمادینِ تناقض‌ها
تهران شهر تناقضات فاحش و غریب است و تصورات گوناگونی را نیز پیرامون خود پرورانده است. برخی آن را کلانشهری روستایی می‌خوانند، با بیش از ده میلیون نفر جمعیت، خیابان‌های شلوغ و پرترافیک، و آلودگی هوایی که هر ماه چند صد قربانی می‌گیرد. همین‌ها شاخص‌هایی را یادآور می‌شوند که تهران را در میان ده شهر بدتر جهان بین داکار و کراچی طبقه‌بندی می‌کند. برخی دیگر تهران را پایتخت جهان تشیع تعبیر می‌کنند و وجود بزرگ‌ترین مساجد و سیمای اخلاقی شهر را دلیل آن می‌دانند. دیگرانی نیز این شهر را با وجود کافه‌ها، پارک‌ها، تئاترها و سبک‌های زندگیِ فردیت یافته و متفاوت، نماد زندگی مدرن شهری ایرانیان می‌دانند.

سازمان زیباسازی شهر تهران در اجرای این طرح آثاری از هنرمندان شناخته شده‌ی ایران و جهان را به مدت ده روز در سطح شهر به نمایش درآورده است. اقدامی شگفت‌آور از سوی نهادی که اخیراً با برنامه‌هایی همچون تفکیک جنسیتی در ادارات یا حذف آموزش موسیقی از برنامه‌های فرهنگسراها عده‌ی زیادی از مردم و فعالان مدنی را از خود ناامید کرده بود
همه‌ی این توصیف‌هایِ گاه متناقض، تا حد زیادی درست هستند و زاویه‌ای از خصلت‌های متکثرِ تهران را بازنمایی می‌کنند. در این میان گروه‌های اجتماعی-سیاسی مختلف، گاه با اهداف متضاد در تلاش‌اند تا سیمای کلی تهران را به تعاریف و ایده‌های خود نزدیک‌تر کنند. چهره‌ی تهران بیش از هرچیز نمایان‌گر این تنش و درگیری است؛ تنشی که شاید مشخص‌ترین خصیصه‌ی آن در تضاد میان میل به نوعی زندگی عُرفی مدرن در یک سو و تمایلات سنتی و راست‌کیشانه عقیدتی از سوی دیگر نمود پیدا می‌کند. تضادی که در موارد زیادی تهران را به کلانشهری از تکثر، اختلاط و حتی تناقض بدل می‌کند. یکی از نمونه‌های این تکثر را می‌توان در اقدام اخیر شهرداری در انجام طرحی با عنوان "نگارخانه‌ای به وسعت یک شهر" دید.
سازمان زیباسازی شهر تهران در اجرای این طرح آثاری از هنرمندان شناخته شده‌ی ایران و جهان را به مدت ده روز در سطح شهر به نمایش درآورده است. اقدامی شگفت‌آور از سوی نهادی که اخیراً با برنامه‌هایی همچون تفکیک جنسیتی در ادارات یا حذف آموزش موسیقی از برنامه‌های فرهنگسراها عده‌ی زیادی از مردم و فعالان مدنی را از خود ناامید کرده بود. شهرداری تهران، در این طرح تقریباً تمامی بیلبوردهای سطح شهر را به نمایش آثار هنری (و به طور ویژه نقاشی) اختصاص داد. چنین اقدامی برای ساکنین تهران که تا پیش از این عادت داشتند شهر را در تصرف بیلبوردهای تبلیغاتی ببینند تا حدی عجیب بود. به ویژه اهالی و علاقمندان هنر و کم‌تر از آن‌ها مردم عادی، درباره‌ی این اتفاق به گفتگو پرداختند و صفحات شبکه‌های اجتماعی از عکس‌های متنوع و نظرات اغلب مثبت و گهگاه انتقادی درباره‌ی تبدیل شدن تهران به یک گالری وسیع پر شد.
دیوارها و بیلبوردها و فضاهای شهر تا پیش از این به طیف خاصی از نوعی هنر تبلیغاتی اختصاص داشت؛ یا در نمونه‌های غیرباورمندانه‌ی خود، اغلب نه حاصل کار هنرمندان، بلکه حاصل کار و سلیقه‌ی آن دسته از فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های هنری بود که بیش از آنکه در نقاشی یا مجسمه‌سازی خبره باشند، در ورود به سازوکار پیچیده‌ی سازمان زیباسازی شهر تهران و چانه‌زنی و لابی‌های مربوط برای کسب مجوز توانمند بودند

حذف بیلبوردهای تبلیغاتی به نفع نمایش آثار هنری در شهری مانند تهران، بدون شک باید اقدامی پیشرو برای نهادی همچون شهرداری قلمداد شود. به‌علاوه هر اقدامی که حوزه‌ی عمومی را از ویژگی‌های انحصاری آن خارج می‌کند می‌توان مثبت تلقی کرد؛ چرا که سازمان شهرداری اغلب نه تنها به دلیل اقدام‌های یک‌سویه و بخش‌نامه‌ای خود در زیباسازی، بلکه به دلیل اتخاذ سیاست‌های کلان طراحی شهری، همواره از جانب اهالی هنر مورد نقد قرار گرفته است. با حسابی سر انگشتی می‌شد فهمید که شهرداری نه تنها از سود میلیاردی روزانه‌ی خود از تبلیغات خیابانی برای مدت ده روز چشم پوشیده آست، بلکه برای چاپ بالغ بر ۱۵۰۰ بنر در اندازه‌های متنوع و اغلب بزرگ، هزینه‌ی قابل توجهی را هم متحمل گردیده است. رسم بازدید از آثار هنری در گالری‌ها و موزه‌ها که از ابتدای پدید آمدن آن در ایران معاصر به گروهی خاص منحصر بود، این بار به یاری نهادی حکمران، برای همگان قابل دسترسی و ممکن شده است. دیوارها و بیلبوردها و فضاهای شهر تا پیش از این به طیف خاصی از نوعی هنر تبلیغاتی اختصاص داشت؛ یا در نمونه‌های غیرباورمندانه‌ی خود، اغلب نه حاصل کار هنرمندان، بلکه حاصل کار و سلیقه‌ی آن دسته از فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌های هنری بود که بیش از آنکه در نقاشی یا مجسمه‌سازی خبره باشند، در ورود به سازوکار پیچیده‌ی سازمان زیباسازی شهر تهران و چانه‌زنی و لابی‌های مربوط برای کسب مجوز توانمند بودند. فرایندی که حاصلش اغلب، اگر بی‌اعتنایی مردم به دیوارهای رنگ شده و طراحی‌های انجام شده در شهر نبود، دست‌کم ذوق آن‌ها را در سطح همین کارهای پراکنده‌ی انجام شده نگه می‌داشت. این بار اما، سازمان زیباسازی به سراغ نام‌های بزرگ تاریخ هنر ایران و جهان رفت و حتا نمایش آثار معاصرتر را نیز در دستور کار خود قرار داد.


"نگارخانه‌ای به وسعت یک شهر": شهر یا بیلبوردها؟
اما این اقدام انتقادهایی را نیز در پی داشت. گذشته از برخی نیت‌خوانی‌ها در این‌باره که خود از عدم اعتمادی دیرینه به اقدامات هرچند مثبت نهادهای غیرمردمی حکایت دارد، یک نظر مهم مخالفان، زایل کردن ارزش‌های تصویریِ آثار، توسط کیفیت ناچیز چاپ بَنِری، در اندازه‌هایی نامناسب و گاهاً حتی از ریخت افتاده‌ی آن‌ها با هدف جا دادنشان در کادرهای از پیش طراحی شده بود. به نظر می‌رسد آثاری انتخاب شده بودند که توان ارتباط با مخاطب عام را داشته باشند. از چشم‌اندازی واقع‌بینانه‌تر می‌توان گفت که قرار نبود این کارها چیز زیادی را تغییر بدهند یا در رابطه‌ی روزمره‌ی مردم عادی با خیابان اخلالی ایجاد کنند.

به نظر می‌رسد که انتخاب و چینش آثار به نحوی که در تهران انجام شده، بیشتر حاصل گزینشی تصادفی از تاریخ‌هنر و غربال آن با حذف آثار تکان‌دهنده به نفع آثار رمانتیک‌تر بوده است. تعامل فضا با اثر، مهم‌ترین وجه در نظر گرفته نشده در این نمایش خیابانی است؛ گویی هر کاری می‌توانست به جای هرکاری در هر مکانی قرار بگیرد
بنابراین اولویت با آثار رمانتیک‌تر، منظره پردازانه‌تر، و دکوراتیوتر بوده است. در مقایسه با دیوارنگاری‌ها و تابلوهای شهری سابق، اگرچه این‌بار سطح کارهای انتخابی به لحاظ فرم متفاوت‌تر است ولی به لحاظ کلیت معنایی تا حد زیادی همان سطح قبلی را حفظ کرده است. گزینش آثار بزرگ و چیدمان کلی آنان در یک گالری بزرگ، پیش از هرچیز به متخصصانی بزرگ نیاز دارد تا سطح ارائه حفظ شود و بیشترین میزان تأثیرگذاری اتفاق بیفتد. به نظر می‌رسد که انتخاب و چینش آثار به نحوی که در تهران انجام شده، بیشتر حاصل گزینشی تصادفی از تاریخ‌هنر و غربال آن با حذف آثار تکان‌دهنده به نفع آثار رمانتیک‌تر بوده است. تعامل فضا با اثر، مهم‌ترین وجه در نظر گرفته نشده در این نمایش خیابانی است؛ گویی هر کاری می‌توانست به جای هرکاری در هر مکانی قرار بگیرد.
نگاه نمایشی و تزئینی نهادهای شهری، به هنر مسئله‌ی دیگر مخالفین بود. به نظر می‌رسد نهادی با وسعت و سابقه‌ی سازمان شهرداری همچنان متوجه این امر نیست که پروژه‌ی زیباسازی شهر، یک پروژه‌ی کلی و همه جانبه است. کاری همزمان میان جامعه شناسی، هنر، طراحی شهری و معماری. نمی‌توان چیزی به نام هنر معماری را فدای پروژه‌های ساخت و ساز بی حد و حصر کرد؛ شهر را به ملغمه‌ای از بی‌هویت‌ترین و خشن‌ترین ساختمان‌سازی‌ها بدل کرد؛
انجام پروژه‌هایی همچون ایده‌ی گالری کردن تهران توسط سازمان زیباسازی، هر چند مثبت و قابل تقدیر، تغییری در سازوکار ناکارآمد شهرداری تهران نخواهد داد مگر آن‌که این نهاد با گشودگی نسبت به پروژه‌های هنر عمومی، هنر خیابانی و هنر شهری که توسط هنرمندان و گروه‌های هنری و مدنی انجام می‌شود در ساختار تصمیم‌گیری از بالای خود تجدید نظر کند
خیابان‌ها را جولانگاه اتومبیل‌ها نمود و عابرین پیاده را توسط ناسازه‌ترین فرم‌های پل‌های هوایی و زیرگذرها به آسمان و زمین راند و از دید پنهان کرد؛ به بسیاری از فضاهای شهری و عمومی (نظیر آن‌چه بر فضای عمومی تئاتر شهر آورده شد) و حتا گالری‌ها و موزه‌های معاصر نگاه غیرمیراثی داشت و صرفاً با رنگ کردن چند دیوار شهری، یا در اقدامی پیشروتر، با بیرون کشیدن چند تابلوی مشهور از تاریخ هنر و نصب آن بر گذرگاه‌ها و خیابان‌ها امیدی به تغییر فضای شهری داشت. در شهر اساسی‌ترین ویژگی هر فضایی را حضور مردم می‌سازد و هنر-اگر در جای درست خود باشد- این فضا را انسانی‌تر می‌کند.
انجام پروژه‌هایی همچون ایده‌ی گالری کردن تهران توسط سازمان زیباسازی، هر چند مثبت و قابل تقدیر، تغییری در سازوکار ناکارآمد شهرداری تهران نخواهد داد مگر آن‌که این نهاد با گشودگی نسبت به پروژه‌های هنر عمومی، هنر خیابانی و هنر شهری که توسط هنرمندان و گروه‌های هنری و مدنی انجام می‌شود در ساختار تصمیم‌گیری از بالای خود تجدید نظر کند. خلق پروژه‌های هنری عمومی، صرفاً با قرار دادن اثری گزینش شده در محلی عمومی ممکن نیست؛ بلکه تنها با تضمین خصلت مشارکتی بودن هر عملی در فضای شهری است که هر پروژه‌ی زیباسازی امکان خواهد داشت چیزی فراتر از تماشاگری صرف و منفعلانه در شهر ایجاد کند. این مشارکت نه تنها در خلق اثرهایی همگانی‌تر و آزادانه‌تر ممکن است؛ بلکه به تلاش شهرداری برای رسمیت‌بخشی و پذیرش به گروه‌هایی از بدنه‌ی تولید هنر خیابانی (همچون هنرمندان گرافیتی، یا نوازندگان خیابانی) وابسته خواهد بود که نه تنها امکان وارد شدن به سازوکار هنر در نهادهای رسمی را ندارند؛ بلکه فعالیتشان غیرقانونی و مجرمانه تلقی می‌شود. گالری شدن یک شهر ربط چندانی به ایجاد تغییر در محل پدیدارشناسانه‌ی گالری‌ها و انتقال آن‌ها از فضاهای بسته به عمومی ندارد.
توجه به سلایق دیگرگون در شهر به واسطه‌ی اجرای این طرح، به ایجاد نوعی امیدواری گنگ نسبت به تغییر رویکرد شهرداری به شهر منجر شده است. اما تنها عملکرد و برنامه‌های آتی در حوزه‌ی شهر تهران و فراهم کردن امکان مشارکت برای گروه‌های متنوع اجتماعی و بروز و درج تخیل و آرزوهای آن‌ها در سیما و پیکر زنده‌ی شهر، نشان خواهد داد که چنین امیدی تا چه حد زندگی روزمره‌ی شهرنشینان تهرانی را تغییر خواهد داد و به واقعیت تبدیل خواهد شد
امکانِ تجربه‌کردنِ شهر، به نحوی آزاد، برابر و خلاقانه درکلیت خود یک اثر هنری است؛ بدین منوال شهری که گذشته از بحران‌های بی‌شمار اجتماعی، اقتصادی، بی‌وقفه در حال از دست دادن فضاهای شهری فرهنگی خود است و بعضاً این اتفاق با مداخله مستقیم نهادهای شهری اتفاق افتاده است؛ شهری است که در توسعه‌ی آن هنر آخرین چیزی است که شاید بتوان به یاد آورد. در چنین شرایطی با بی‌توجهی به این جنبه‌ی شهر و همزمان اقداماتی همچون آوردن چند تابلوی تاریخ هنری در آن، در کلیت خود بیشتر به نصب چند کارت‌پستال موقتی بر فضایی آشوب‌زده و ناهنجار نخواهد بود.
توجه به سلایق دیگرگون در شهر به واسطه‌ی اجرای این طرح، به ایجاد نوعی امیدواری گنگ نسبت به تغییر رویکرد شهرداری به شهر منجر شده است. اما تنها عملکرد و برنامه‌های آتی در حوزه‌ی شهر تهران و فراهم کردن امکان مشارکت برای گروه‌های متنوع اجتماعی و بروز و درج تخیل و آرزوهای آن‌ها در سیما و پیکر زنده‌ی شهر، نشان خواهد داد که چنین امیدی تا چه حد زندگی روزمره‌ی شهرنشینان تهرانی را تغییر خواهد داد و به واقعیت تبدیل خواهد شد.




■ دسته‌بندی:  «محیط شهری»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها