شنبه ۱۹ اردیبهشت ۹۴

ورزشگاه بد است، فقط برای ورزش

گزارش تحریریه

مروری بر حضور سیاسی-تبلیغاتی زنان در ورزشگاه‌ها

هشتم اردیبشهت ۹۴ ورزشگاه آزادی میزبان زنان و مردان کارگر شد. آن‌ها نه در پشت درهای بسته باقی ماندند، نه برای ورود به ورزشگاه به مشکلی برخوردند و نه نیروی انتظامی آن‌ها را دستگیر کرد که به وساطت معاونت زنان ریاست جمهوری برای آزاد شدن احتیاج پیدا کنند و نه هیچ مشکل دیگری به وجود آمد. موقع خروج هم درها همان درهای مشترکی بود که محل منازعه‌ی مبحث حضور زنان در ورزشگاه‌هاست و جالب آنکه نه تغییری در سرویس‌های بهداشتی داده شده بود نه در سازه‌های دیگر ورزشگاه. یعنی در واقع همه‌ی آن عواملی که گفته می‌شد دلیلی است برای عدم حضور زنان در ورزشگاه همچنان پابرجا بود.

تنها فرق ماجرا در این بود که اینبار مسابقه‌ای در کار نبود و این رئیس جمهور بود که قصد تقدیر از مردان و زنان کارگر را داشت. تقدیر از کارگران، همان جایی اتفاق افتاد که ورود زنان به آن سال‌هاست که قدغن و ممنوع شده و هربار که کسی علت آن را جویا می‌شد پاسخ می‌شنید که این حضور مشکلات عدیده دارد و تا شرایط آماده نشود باید در آن از اختلاط زن و مرد جلوگیری به عمل آورد.
مراسم تقدیر در محلی رخ داد که همان وقت‌هایی هم که زن‌ها را مجال حضور در ورزشگاه بود باید با حفظ شئون و سکوهای جدا شده و با فاصله‌ای زیاد از مردان می‌نشستند. اما اینبار نه تنها سکوهای جداگانه‌ای در نظر گرفته نشده بود بلکه زن و مرد در کنار هم نشستند و پیامدهای قضایی و قانونی و تهدید برای هیچ شرکت کننده و هیچ زنی به وجود نیامد. این حضور مشترک زنانه و مردانه در مقابل رئیس جمهور و وزیرکار در حالی صورت گرفت که یک ماهی از غائله‌ی تکذیب شورای امنیت کشور و تأیید وزارت ورزش و معاونت زنان رئیس جمهور در ورزشگاه بیشتر نمی‌گذرد. حضوری که هنوز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و همگان منتظر بازی‌های جهانی در خرداد ۹۴ در تهران هستند که ببینند زنان سرانجام می‌توانند بر روی سکوهای "آزادی" برای دیدن بازی بنشینند؟

مراسم تقدیر در محلی رخ داد که همان وقت‌هایی هم که زن‌ها را مجال حضور در ورزشگاه بود باید با حفظ شئون و سکوهای جدا شده و با فاصله‌ای زیاد از مردان می‌نشستند. اما اینبار نه تنها سکوهای جداگانه‌ای در نظر گرفته نشده بود بلکه زن و مرد در کنار هم نشستند و پیامدهای قضایی و قانونی و تهدید برای هیچ شرکت کننده و هیچ زنی به وجود نیامد

البته استفاده از ورزشگاه‌ها برای تبلیغات سیاسی و دولتی سابقه‌ای دیرین در عملکرد دولت‌های مختلف و کاندیداها دارد. هاشمی رفسنجانی در خاطرات سال ۶۸ خود به سخنرانی در استادیوم آزادی اشاده می‌کند "ساعت نه به استادیوم یکصدهزار نفری رفتیم و در اجتماع فرماندهان سپاه و بسیج سخنرانی کردم"۱ . نمونه‌ی دیگر جشن‌های سالگرد پیروزی انقلاب در ورزشگاه‌های ۱۲ و ۱۰۰ هزار نفری و بزرگداشت دوم خرداد توسط دولت محمد خاتمی است. رویه‌ای که دولت دهم نیز آن را ادامه داد. محمود احمدی نژاد که دل به برنده شدن رحیم مشایی در فروردین ۹۲، دوماه قبل از انتخابات یازدهم ریاست جمهوری بسته بود، همایش بزرگ صدهزار نفری‌ای را در استادیوم آزادی به عنوان و بهانه‌ی "تجلیل از خدمتگزاران نوروزی" برپا کرد. این بار نیز زنان به تعداد مردان حضور داشتند کاندیداهای انتخابات هم بزرگ‌ترین "حماسه‌های" خود را در ورزشگاه‌ها در زمان انتخابات آنهم با حضور گسترده‌ی زنان رقم زدند. حسن روحانی زمانی که کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری بود یعنی در خرداد ۹۲ آخرین میتینگ انتخاباتی خود در پایتخت را در ورزشگاه شیرودی با حضور نصف به نصف زنان و مردان برگزار کرد. نه تنها فاصله‌ای بین جایگاه‌ها نبود که وسط سالن را نیز جمعیت زن و مرد توامان پر کرده بودند ۲.
حضور زنان در ورزشگاه‌ها برای تندروترین مخالفان حضور آن‌ها نیز در هنگامه‌ی انتخابات بلامانع بلکه واجب شمرده شد و دست‌آویز تبلیغاتی آنان قرار گرفته است. سعید جلیلی در جریان تبلیغات انتخاباتی خود در خرداد ۹۲ یک بار در ورزشگاه شیرودی و دیگر بار در ورزشگاه حیدرنیا میزبان زنان به همراه مردان بود. در ورزشگاه‌هایی که همان مشکلات و بهانه‌های همیشگی ذکر شده در موردشان صادق بود. نه صندلی‌ها و سکوها و نه درب‌ها و زیرساخت ورزشگاه مانعی در این راه نبوده‌اند. نه استفتایی صورت گرفت و نه بالاترین نهادهای امنیت ملی و نظامی را به موضع‌گیری و دخالت و تهدید واداشت.
باید از تمامی رؤسای جمهور ایران و دیگر رجل سیاسی پرسید، که چرا قیم‌مآبانه حضور زنان را به ابزاری کوتاه مدت تقلیل داده‌اند، و پس از پیروزی و کسب کرسی‌های قدرت، کم قیمت‌ترین صندلی‌های حضور اجتماعی را از زنان شایسته ایران دریغ داشته‌اند؟ آیا حضور زنان در ورزشگاه بد است، فقط برای ورزش؟

البته استادیوم‌ها و حضور زنان در آن فقط به وقت کسب رأی و تبلیغات نیست، بلکه این ورزشگاه‌ها پای ثابت سفرهای استانی رؤسای جمهور هم هستند. رئیس پیشین که رکورد سفرهای استانی را در این میان به خود اختصاص داده است، اغلب دیدارهای مردمی خود را در ورزشگاه‌های شهری برگزار می‌کرد. همان ورزشگاه‌هایی که در روزهای معمول که طبق کاربری اصلی‌شان میزبان ورزشکاران و ورزش‌دوستان است حضور زنان را تاب نیاورده‌اند. در زمان برگزاری مسابقات ورزشی و ملی، زنان تحقیر شده پشت درهای بسته باقی مانده‌اند.
کمپین‌های انتخاباتی اگر جوانانه‌تر و هیجانی‌تر از مسابقات ورزشی نباشند، کمتر از آن نیز شور و نشاط برنیانگیخته‌اند. حال که برسمیت نشناخته شدن این خواسته‌ی زنان و تحقیر مدام آن‌ها به امری فرسایشی بدل شده است، باید از تمامی رؤسای جمهور ایران و دیگر رجل سیاسی پرسید، که چرا قیم‌مآبانه حضور زنان را به ابزاری کوتاه مدت تقلیل داده‌اند، و پس از پیروزی و کسب کرسی‌های قدرت، کم قیمت‌ترین صندلی‌های حضور اجتماعی را از زنان شایسته ایران دریغ داشته‌اند؟ آیا حضور زنان در ورزشگاه بد است، فقط برای ورزش؟




1. http://hashemirafsanjani.ir/content/ سخنرانی-رئیس-جمهور-در-استادیوم-آزادی-توافق-هاشمی-و-رهبری-درباره-سیاست-خارجی
2. http://www.entekhab.ir/fa/news/115670/


■ دسته‌بندی:  «حکمرانی شهری»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها