پنجشنبه ۲۰ فروردین ۹۴

برابری‌خواهی زنانِ منطقه در سالی که گذشت

سامان صفرزایی

علی رغم وضع آشفته سیاسی در خاورمیانه، روند کنشگری زنان برای رسیدن به مطالبات خود به نظر امیدوارکننده و هوشمندانه می‌آید، امیدوارکننده از این جهت که در عمده کشورهای خاورمیانه بلندترین سمفونی‌ها با نت‌هایی که بر ارزش‌های برابری خواهانه تأکید داشته در یک سال اخیر از سوی جنبش‌ها و کمپین‌های زنان شنیده شده‌است، و هوشمندانه بدین جهت که عمده این پویایی‌هایِ جمعی به لحاظ سیاسی و حقوقی تااندازه‌ای سرو شکل یافته و فعالانِ این جنبش‌ها عموماً در پی تثبیت حقوقی مطالبات خود و تبدیل آنها به قانون بوده‌اند.
از بهار ۲۰۰۹ به طور خاص و از زمستان ۲۰۱۱ به طور عام خیزش چشم نواز و عظیم شهروندان در خاورمیانه برای عقب راندن نیروهای غیر دموکراتیک از صحنه سیاست آغاز شد، نیروهای اجتماعی در کشورهای مختلف با رخدادهایی خون‌بار و پس از آن وضعیتی ناگوار مواجه شده‌اند. خاورمیانه هیبتی یافته است که به هنگام برپایی ضیافت‌های پی‌درپی پیروزی بر دیکتاتورها در میدان‌های شهر، هرگز کسی در بدترین پیش‌بینی‌ها هم آن را چنین تصویر نمی‌کرد. راه انقلاب جز در استثنای تونس، به بیراهه‌هایی منتهی شده است که یکی از دیگری هول‌انگیزتر است. مصر به یک دیکتاتوری نظامی بازگشته است، لیبی به سان خانه‌ای پوشالی می‌ماند، یمن در گیر و دار نزاع مسلحانه است، جنگ در سوریه همچنان به فزونی قربانی می‌گیرد و عراق درگیرجنگی شده‌است که یک سویش نیروهایی ایستاده‌اند که ظاهراً قصد دارند خود را بی‌رحم‌ترین موجودات از آغار تمدن تا امروز معرفی کنند، پادشاهان در خلیج فارس و اردن، برای چند ماه هراسان از آنکه تندباد بهار عرب تاج آنها را از سر بر ندارد ادعای انجام اصلاحات سیاسی و اجتماعی کردند و با فرونشستن آن طوفان، وعده‌های خود را از یاد بردند.

خاورمیانه هیبتی یافته است که به هنگام برپایی ضیافت‌های پی‌درپی پیروزی بر دیکتاتورها در میدان‌های شهر، هرگز کسی در بدترین پیش‌بینی‌ها هم آن را چنین تصویر نمی‌کرد

با اینحال، وجه خوشبینانه‌ی ماجراها آن است که نیروهای اجتماعی بازی را تمام شده نمی‌پندارند و از هر شکافی در قدرت و هر روزنه‌ای برای طرح مطالبات و پیشروی سود می‌جویند. گرچه کشور به کشور و شهر به شهر، روایت این ماجراجویی شهروندی متفاوت است، اما با بررسی رخدادها و کنش‌های جمعی به ویژه می‌توان دریافت که زنان در خاورمیانه به نیروی قدرتمندی اجتماعی و پیشرو تبدیل شده‌اند که قصد دارند در این کشاکش سیاسی مطالبات خود را مطرح کنند. به عبارت دیگر، آنها از یک سو به بخشی قدرتمند از نیروی رهایی‌بخش ضد استبداد بدل شده‌اند که در کنار نیروهای دیگر از درغلتیدن نظام سیاسی به سوی استبداد مقاومت می‌کنند و از سوی دیگر، مطالبات برابری‌خواهانه و حقوقی خود را که متمرکز بر کاهش نابرابری‌های جنسیتی وضع شده در قانون است پی می‌گیرند.
در واقع با پیگیری کنش‌های جمعی زنان در کشورهایی همچون مصر، ترکیه، ایران، اردن و لبنان می‌توان ردّ پایی از نوعی "پیشروی آرام" یا در مواقعی "مقاومت" زنان خاورمیانه‌ای را در عرصه‌ی عمومی سیاست و تلاش برای حقوقی کردن مطالبات برابری‌خواهانه‌شان مشاهده کرد.
در سالی که گذشت در ایران برغم کمرنگ بودن مطالبات زنان در سیاست‌گذاری‌های دولتی و حکومتی، زنان فعال در عرصه‌ی اجتماعی، به شیوه‌های گوناگونی حقوق و مطالبات‌شان را پیگیری کرده‌اند؛ از حقّ حضور در ورزشگاه‌ها، تا اعتراض به نابرابری‌های آموزشی، استخدامی، نقد تصویب قوانین مخاطره‌انگیز، و نیز مقاومت در برابر خشونت‌های زنجیره‌ای چون اسیدپاشی که با همراهی بسیاری نیز همراه شد. مواردی که در طول سال به تفضیل در جریان آنها قرار گرفته‌ایم. در این یادداشت نگاهی می‌اندازیم به مثال‌هایی از این دست در دیگر کشورهای منطقه، در سالی که گذشت.

با پیگیری کنش‌های جمعی زنان در کشورهایی همچون مصر، ترکیه، ایران، اردن و لبنان می‌توان ردّ پایی از نوعی "پیشروی آرام" یا در مواقعی "مقاومت" زنان خاورمیانه‌ای را در عرصه‌ی عمومی سیاست و تلاش برای حقوقی کردن مطالبات برابری‌خواهانه‌شان مشاهده کرد

زنان در ترکیه
رجب طیب اردوغان تمام تلاش خود را به کار بسته است تا زمینه را برای تغییر قوانین ترکیه که حقوق زنان و مردان را برابر می‌داند مهیا کند. در این راه تقریبا از هیچ تلاشی هم فروگذار نیست، حتی از اینکه در مقام حقوقی‌ترین شخص مملکت در راستای استدلال، از مادر خود خاطره تعریف کند. نوامبر سال ۲۰۱۴ بود که جریان نشستی تحت عنوان "زنان و عدالت" در استانبول، اردوغان با بیان اینکه بهشت زیر پای مادران است و علاقه داشته پای مادر خود را ببوسد اما مادر او اجازه نمی‌داده و گریه می‌کرده است و این "اصرار و انکار" به درازا می کشیده خاطرنشان کرد :"مادر بالاترین مقام را در انسانیت دارد، ولی نمی‌تواند این را به فمینیست ها توضیح دهد، چون مادر بودن را قبول ندارند، اصلا همچین مشکلی ندارند".
رئیس جمهور ترکیه که در انتقاد از برابری حقوق زنان و مردان می‌پندارد "کار کار ِ کمونیست‌هاست"، می‌گوید: "کار درست آن است که بین خود زنان‌ها برابری ایجاد کنیم. کار درست این است که بین خود مردها برابری ایجاد کنیم. شما نمی توانید زنان را در کارهای مردانه قرار دهید، این کار بود که قدیم الایام کمونیست‌ها انجام می دادند و به بدن ظریف زن‌ها رحم نمی‌کردند".
اظهارات اردوغان که مقدمه‌ای برای تغییر قانون اساسی علیه برابری حقوق جنسیتی بود بلافاصله با واکنش سازمان‌ها، احزاب و نیروهای غیر دولتی حامی برابری جنسیتی قرار گرفت. آن ها به شدت مواضع اردوغان را محکوم کردند. دست کم ۵۷ سازمان حامی زنان بیانیه‌ای مشترک صادر و تأکید کردند که قانون اساسی ترکیه از ابتدای تأسیس جمهوری، برابری حقوق زنان با مردان را تضمین کرده است. این مقاومت که بی تردید ادامه‌دار خواهد بود، قیچی دولت ترکیه برای بریدن صفحاتی از قانونی اساسی که بر برابری‌های جنسیتی تأکید دارد را بسیار کند کرده است.

زنان در لبنان
در لبنان نیز زنان آماده و مهیا هستند، شرایط آشفته سیاست داخلی در لبنان نتوانسته است مانعی برای تلاش‌های حقوقی گسترده نهادهای حامی زنان برای تصویب لوایح قانونی پشتیبان حقوق زنان باشد.

رجب طیب اردوغان تمام تلاش خود را به کار بسته است تا زمینه را برای تغییر قوانین ترکیه که حقوق زنان و مردان را برابر می‌داند مهیا کند. در این راه تقریبا از هیچ تلاشی هم فروگذار نیست، حتی از اینکه در مقام حقوقی‌ترین شخص مملکت در راستای استدلال، از مادر خود خاطره تعریف کند

آوریل سال ۲۰۱۴ پارلمان لبنان سرانجام قانون "خشونت خانگی" را تصویب کرد، ایده‌ی اولیه این قانون در سال ۲۰۰۷ و در دفتر گروه خشونت علیه زنان "بس است" متولد شد. پروژه‌ی تلاش برای تصویب قانونی که از زنان در برابر خشونت حمایت کند ۶۴ سازمان غیردولتی لبنان را کنار هم قرار دارد و آنها پیش‌نویس اولیه را در سال ۲۰۰۹ به پارلمان ارائه دادند.
بی‌عدالتی دستگاه قضائی و بی‌تفاوتی پلیس در خصوص پرونده‌ی قتل زنان توسط شوهران‌شان از اصلی‌ترین دلایل بسیج زنان لبنانی برای تصویب قانونی علیه وضع موجود بود. برای نمونه باید ماجرای تلخ نسرین روحنا را به خاطر آورد، زمانی که قصد داشت به خاطر خشونت خانگی همسرش، از او طلاق بگیرد توسط همسرش و با شلیک دو گلوله از پای در آمد.
فعالیت‌های سازمان "بس است" بسیاری از زنان لبنانی را که همواره در مقابل خشونت همسران‌شان خاموش بودند مجاب کرده است که می‌توانند از این وضعیت رها شوند. مایا عمار، مدیر بخش رسانه‌ای "بس است" ادعا می‌کند که تنها از ماه ژانویه‌ی ۲۰۱۴، هزار و پنجاه زن تحت حمایت این سازمان قرار گرفته‌اند.

زنان در عربستان
در عربستان، زنانِ فعال حقوق زنان پس از برخورد خشن پلیس با کمپین رانندگی آنان در خیابان‌ها که فیلم‌هایش در یوتیوب بسیار پر بیننده شده بود، حالا بسیار محتاط تر از قبل خودروی مطالبات خود را می‌رانند، اما به‌رغم اینها تحرک آنان دستگاه حاکم را بر آن داشته است تا برخی امتیازات را به تدریج اعطا کند. دستگاه سیاسی آل سعود حالا از مواضع خود عقب نشسته و برای نمونه برای نخستین بار به زنان حق تحصیل در رشته حقوق و مهندسی را داده است، به آنها کارت هویت شهروندی انفرادی داده و در مجلس الشورا که پیشتر تنها و تنها کرسی‌هایش در اختیار مردان بود، کرسی‌هایی نیز برای زنان در نظر گرفته است.

بی‌عدالتی دستگاه قضائی و بی‌تفاوتی پلیس در خصوص پرونده‌ی قتل زنان توسط شوهران‌شان از اصلی‌ترین دلایل بسیج زنان لبنانی برای تصویب قانونی علیه وضع موجود بود. برای نمونه باید ماجرای تلخ نسرین روحنا را به خاطر آورد، زمانی که قصد داشت به خاطر خشونت خانگی همسرش، از او طلاق بگیرد توسط همسرش و با شلیک دو گلوله از پای در آمد

نزدیک ۶۰ درصد زنان عربستان سعودی برای آموزش عالی ثبت نام کرده‌اند و حدود یک سوم از ۱۴۰ هزار دانشجوی بورسیه‌ی عربستانی که در خارج از کشور تحصیل می‌کنند دختران هستند.
پادشاه تازه درگذشته عربستان حتی وعده داده بود که در انتخابات شورای شهر بعدی – که البته تاریخی برای آن مشخص نشده- زنان نه تنها حق رأی خواهند داشت که می‌توانند کاندیدای انتخابات هم بشوند.

زنان در مصر
در مصر نیز علی‌رغم اینکه عبدالفتاح السیسی، ژنرال و رئیس جمهور قدر قدرت، بی‌توجه به آرمان‌های انقلاب، پس از کنار نهادن اخوان المسلمین تلاش چشمگیر برای قبضه کردن قدرت را انجام داد، اما نزاع زنان مصری علیه بی‌عدالتی همچنان ادامه یافته و در این مسیر با کامیابی‌های حقوقی نیز مواجه شده است. در قانون اساسی سال ۲۰۱۴ که در دولت سیسی تصویب شد در ماده ۱۱ بر برابری زن و مرد علناً تاکید شده است :"حکومت تعهد می‌کند برای دست‌یابی به برابری بین زنان و مردان در زمینه حقوق مدنی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و سیاسی اقدام کند".
همزمان در ماده ۱۸۰ به توانمندسازی سیاسی زنان اشاره شده است: "هر واحد محلی یک شورای محلی را با رأی مستقیم و مخفی انتخاب می‌کند... که باید یک چهارم کرسی‌های آن به زنان اختصاص داشته باشد".

دستگاه سیاسی آل سعود حالا از مواضع خود عقب نشسته و برای نمونه برای نخستین بار به زنان حق تحصیل در رشته حقوق و مهندسی را داده است، به آنها کارت هویت شهروندی انفرادی داده و در مجلس الشورا که پیشتر تنها و تنها کرسی‌هایش در اختیار مردان بود، کرسی‌هایی نیز برای زنان در نظر گرفته است

از هم اکنون مساله حقوق زنان از سوی فعالان این حوزه در مصر به یکی از مطالبات اصلی تبدیل شده‌است و باید پس از انتخابات پارلمانی در ماه آوریل (اردیبهشت) در دستور کار نمایندگان مجلس قرار بگیرد و قوانین الزام آوری در راستای آن تصویب شود.
در مصر دانشجویان مطالبات خردتر را نیز مطرح می کنند، برای نمونه سلسله کمپین‌هایی که علیه اذیت و آزارِ دختران در دانشگاه برپا شده است. کمپین "صدایت را بلند کن" در فیس بوک دست به یارگیری زده است و به ویژه در دانشگاه قاهره چندین تجمع را برگزار کرده است، موضوعی که سرانجام باعث واکنش مسئولان دانشگاهی شده است و اعلام کرده‌اند در خصوص شمار زیادی از این آزار و اذیت‌ها تحقیق خواهند کرد.

چشم‌اندازِ پیشروی برغم بحران‌های سیاسی
مشکلات زنان خاورمیانه عمیق و تکان‌دهنده هستند، امری که بعضی اوقات به یک مانع ذهنی برای شهروندان برای مشارکت اجتماعی و سیاسی برای حل و فصل آن مشکلات و تبعیض‌ها منجر می‌شود و قوانین نیز تا حد زیادی سلطه بر زنان را تأیید می‌کند. اما نباید فراموش کرد که در آن کشورهایی که امروز شاهد برابری حقوقی زنان و مردان هستیم نیز روزگاری وضع به همین منوال بوده‌است.
در حقوق عرفی انگلستان و ایالات متحده، زن متأهل نمی‌توانسته مالک اموال شخصی خود باشد، همه اموال او قانوناً به شوهرش تعلق می‌گرفته است، زنان به لحاظ حقوقی حقّ نوشتن وصیت‌نامه و قراردادهای الزام‌آور را نداشته‌اند، در یادداشت‌های ویلیام بلک استون، که در اواخر قرن هجدهم، تدوین قوانین عرفی انگلستان بر اساس آن شکل گرفت آمده: "در طول ازدواج، وجود یا موجودیت حقوقی زن به تعلیق در می‌آید، یا حداقل در موجودیت حقوقی همسرش جذب و تحکیم می‌گردد، زن، تحت حمایت و پوشش و زیر پر و بال همسرش است که قادر به انجام هر کاری می‌شود."

از هم اکنون مساله حقوق زنان از سوی فعالان این حوزه در مصر به یکی از مطالبات اصلی تبدیل شده‌است و باید پس از انتخابات پارلمانی در ماه آوریل (اردیبهشت) در دستور کار نمایندگان مجلس قرار بگیرد و قوانین الزام آوری در راستای آن تصویب شود

در قرن هجدهم، نوزدهم و بیستم حتی پُرشورترین هواخواهان جمهوری و مردم‌سالاری در ایالات متحده از پذیرش اینکه زن شهروندی تمام عیار است سرباز می‌زدند. ژان ژاک روسو، متفکر پیشرو، در مقاله‌ای تحت عنوان "گفتمانی در باب ریشه‌های نابرابری" که قرار بوده است حمایتی از زنان هم داشته باشد می‌نویسد :"بخش اعظم جنس شما همواره بر جنس ما حاکم خواهد بود، اما فقط به عنوان همسر و مادر، و نه شهروند."
پیگیری نزاع‌هایی که جنبش‌های زنان برپا کرده‌اند نشان می‌دهد گفتمان‌هایی از جنبش زنان که در پی یارگیری از گروه‌های متعدد اجتماعی – از جمله مردان- برای یافتن نیروی مؤثر برای تغییرات حقوقی و قانونی و شکستن مقاومت حاکمیت‌های مخالف اصلاح قوانین هستند، در عمل منسجم‌تر و موفق‌تر از کاردرآمده‌اند.




■ دسته‌بندی:  «شهرهای جهان»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها