دوشنبه ۱۷ فروردین ۹۴

معضلات نظرآباد: نمونه‌ای از مشکلاتِ بزرگِ شهرهای کوچک

رسول عباسی *

مطبوعات و رسانه‌ها سال‌هاست از ضعف‌های مدیریتی و اعمالِ غیرقانونی که به ساخت‌و سازهای بی‌رویه در شهرهای بزرگ و کلانشهرهای کشور انجامیده می‌نویسند و به آن اعتراض می‌کنند. واقعیت آن است که شهرهای کوچک کشور در وضعیتی خطیرتر و نگران کننده‌تر قرار دارند. مکان‌هایی که به دور از حداقلّ پوشش رسانه‌ای و در فقدان برخورداری از حداقل توجه مسئولان کشوری و استانی چنان به حال خود رها شده‌اند که گویی سکونتگاهِ مردمانی هستند از سیاره‌ای دیگر. شهرهایی که سرپناه و محل زیستِ افرادی هستند که نقش‌شان در رشد و توسعه‌ی اقتصاد کشور غیرقابل اغماض است. شهر نظرآباد در استان البرز نمونه‌ای است از یک‌چنین شهرهایی. شهری که بنا بوده حداکثر با ده هزار نفر شهروند محل سکونت مزدبگیرانی باشد که در کارخانه‌های اطراف آن کار می‌کنند و دیگرانی که در اطراف آن به کار کشاورزی مشغولند،هم اکنون شهری است که با ۱۴۰ هزار نفر جمعیت به حال خود رها شده است. در این نوشته به گوشه‌هایی از این رهاشدگی اشاره خواهم کرد.


نظرآباد: دیروز و امروز
نظرآباد یکی ازشهرستان‌های استان البرز با مساحت ۵۷۶کیلومتر مربع از شمال و شرق به بخش مرکزی شهرستان ساوجبلاغ و رشته کوه‌های البرز از جنوب به شهرستان اشتهارد واز غرب به شهرستان آبیک محدود می‌شود. این شهرستان دارای ۵۴ اثر تاریخی و باستانی می‌باشد که مهم‌ترین آن محوطه باستانی ازبکی با ۹ هزار سال پیشینه‌ی تاریخی است که اولین خشت دست ساز بشر از این محوطه کشف شده و هم اکنون در سازمان ملل متحد نگهداری می‌شود. نظرآباد باوجود باغات و اراضی مستعد کشاورزی یکی از قطب‌های کشاورزی استان البرز است. علاوه بر این وجود دو شهرک صنعتی دولتی نظرآباد وغیردولتی سپهر با بیش از ۲۰۰ واحد تولیدی و صنعتی فعال و حضور صنایعی چون سیمان آبیک ،نسا جی فخر ایران ، محور خودرو،کارخانجات مقدم ، جمع‌ساز وساران به این شهرستان چهره‌ای صنعتی نیز بخشیده‌اند.

کمترین چیزی که می‌توان گفت آن است که شهرداری نظرآباد برای پاسخگویی به نیازهای افزایش جمعیت هیچ برنامه‌ی مدونی نداشت و واگذاری زمین برای ساخت و ساز –که به حدود ۵۰۰ هکتار برآورد می‌شود- به صورتی ناموزون و گاه نیز خودسرانه انجام گرفت

اولین کارخانه در نظرآباد، کارخانه‌ی پارچه مقدم بود. نقل شده است که حاج‌میرزا عبدالله مقدم هنگام تأسیس کارخانه، نقشه‌های معابر و محدوده‌ی کاربری مسکونی و باغات شهری را که بنا داشت بر زمین‌های خریداری شده احداث کند کشید و در دهه‌ی ۱۳۴۰ ابراز امیدواری کرد که بتواند شهری تأسیس کند که در آینده تا ۵ هزار نفر را در خود جای دهد. شهر تا دهه‌ی ۱۳۶۰ به صورت محلاتی که حول آن شکل گرفتند (محلاتی که اکنون با نام های سید جمال‌الدین، رسا لت ، صالح آباد،فلسطین ومفتح شناخته می‌شوند) رشد کرد. مهاجرت از استان‌های همجوار به این محلات بود که نیازهای این شهر را ناگهان تغییر داد و نظرآبادِ امروز با حدود ۱۴۰ هزار نفر جمعیت به صورتی بی‌برنامه رشد کرد.
کمترین چیزی که می‌توان گفت آن است که شهرداری نظرآباد برای پاسخگویی به نیازهای افزایش جمعیت هیچ برنامه‌ی مدونی نداشت و واگذاری زمین برای ساخت و ساز –که به حدود ۵۰۰ هکتار برآورد می‌شود- به صورتی ناموزون و گاه نیز خودسرانه انجام گرفت. حتی درآمدهای حاصل از این واگذاری‌ها نیز به عوض ایجاد امکانِ رشد و توسعه‌ی شهر به مصارف جاری رسید و نتیجه این شده است که هیچیک از سرانه‌هایی که باعث اراتقای کیفیت زندگی در این شهر می‌شوند رعایت نشده‌اند. سرانه‌ها اعم از سرانه‌ی فضای سبز ورفاهی و آموزشی و فرهنگی و تفریحی ومذهبی بسیار پائین‌تر از استانداردِ کشوری هستند.
فقدان جاده یا جاده‌های مناسب یک سوی معضل است و سوی دیگرِ آن جاده‌هایی است که بدون برنامه کشیده شده‌اند. اولینِ آنها جاده موسوم به نجم آباد است که اراضی ۱۸ واحد تولیدی وصنعتی را قطع می‌کند


جاده‌هایی که شهر و شهروندانش را شخم می‌زنند
عدم وجود جاده‌ی کمربندی در این شهر که محل تردد خودروهای سنگین از محور جنوب شهرستان٬ علی‌الخصوص از جاده اشتهارد وشهرک‌های صنعتی از داخل شهر به سمت شمال شهرستان نظرآباد است، شهر را با آلودگی صوتی و تنفسی مواجه کرده و علاوه بر این خساراتی را به منازل و معابر اصلی شهر وارد آورده است. همین دست معضل را می‌توان در جاده معروف به بادامک (بلوار خلیج‌فارس)دید. بلواری پررفت‌وآمدکه به جاده قدیم شهر هشتگرد و اتوبان منتهی می‌گردد و در مسیرش از زیرگذر راه‌آهن عبور می‌کند. زیرگذری چنان تنگ و بد طراحی شده که تا همین امروز بارها جانِ افراد را در تصادفات مرگبار گرفته است. باید از خود و مسئولان پرسید که مگر دوبانده کردن یک چنین جاده‌ای چقدر هزینه دارد که نمی‌توان از پسِ پرداخت آن بر آمد و جان انسان‌ها را از این طریق خرید؟
فقدان جاده یا جاده‌های مناسب یک سوی معضل است و سوی دیگرِ آن جاده‌هایی است که بدون برنامه کشیده شده‌اند. اولینِ آنها جاده موسوم به نجم آباد است که اراضی ۱۸ واحد تولیدی وصنعتی را قطع می‌کند. جاده‌ای که به شهرک صدمه زده، واحدهای تولیدی را در بلاتکلیفی قرار داده است و پس از گذشت ۲۰ سال و برگزاری جلسات عدیده هنوز برایش تعیین تکلیفی نشده است. دیگر جاده‌ای که معضلش همچنان حل نشده باقی مانده است، جاده‌ی منتهی به پلی است که از نظرآباد به سمت قزوین می‌رود. پل چنان بد طراحی شده است که به نقطه‌ای حادثه‌خیز مبدل گردیده.

زهرا محمدی خریداری دیگر می‌گوید: "در اوایل ساخت مسکن مهر به ما گفتند اگر ۸ میلیون تومان بدهید با احتساب ۲۵ میلیون تومان وام بانکی خانه‌دار می‌شوید. ولی اکنون شرکت تعاونی مسکن مهر از هر یک از متقاضیان تقاضای پرداخت ۷ میلیون پانصد هزار تومان دیگر کرده که ما این مبلغ را نداریم".

مسکن مهر نظرآباد: خانه‌ای روی آب

مسکن مهر نظرآباد از آن دسته مسکن مهرهایی است که علیرغم گذشت زمان مقرر هنوز در اختیار متقاضیان قرار نگرفته است، اما در میان همین دسته نیز در قعر جدول قرار دارد. به اذعان معدود ساکنان، کمتر از ۱۰ درصد از ۳ هزار واحدی که قرار بوده ساخته شوند تحویل داده شده‌اند. دلایل این وضعیت گوناگون هستند. خبرگزاری جمهوری اسلامی در تاریخ ۲۹ / ۱۲ / ۹۲ از قول احمد شماخی یکی از خریدارانی که چهار سال از ثبت نامش می‌گذرد می‌نویسد: "در ردیف اولین ثبت نامی‌های مسکن مهر بوده‌ام. تاکنون چند مرحله هزینه‌های اعلام شده را پرداخت کرده‌ام لیکن آنطور که از ظاهر امر پیداست ، تقاضا برای دریافت وجه از سوی تعاونی‌ها پایانی ندارد و ما نیز توانایی پرداخت هزینه‌های بیشتر را نداریم. من ماهانه ۴۰۰ هزارتومان از بابت سرایداری حقوق دریافت می‌کنم اما آنطور که مسوولان بنیاد مسکن می گویند باید هفت میلیون تومان دیگر پرداخت نماییم که تهیه این وجه در بضاعت من نیست". در همین گزارش، زهرا محمدی خریداری دیگر می‌گوید: "در اوایل ساخت مسکن مهر به ما گفتند اگر ۸ میلیون تومان بدهید با احتساب ۲۵ میلیون تومان وام بانکی خانه‌دار می‌شوید. ولی اکنون شرکت تعاونی مسکن مهر از هر یک از متقاضیان تقاضای پرداخت ۷ میلیون پانصد هزار تومان دیگر کرده که ما این مبلغ را نداریم".

اینکه شهرستانی با این همه امکانات کشاورزی و صنعتی که باید به آن جاذبه‌های گردشگری را افزود با چنین مشکلات عدیده و گاه پیشِ پا افتاده‌ای دست و پنجه نرم می‌کند باید ما را نسبت به دلایل وجود یک چنین پدیده‌ای که مسلماً در سراسر کشور به وفور یافت می‌شود حساس کند

مسئولان امر و از آن جمله محمد ظفری رییس اداره بنیاد مسکن شهرستان نظرآباد افزایش قیمت‌ها را می‌پذیرد اما در توجیه آن به خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) در استان البرز در تاریخ ۱۷ مهرماه سال ۹۲ می‌گوید: "این افزایش قیمت به دلیل افزوده شدن خدماتی نظیر سرامیک کف واحدها، درهای ضد سرقت و هزینه‌هایی از این قبیل بوده است. هم‌چنین اشتراک آب، برق، گاز و محوطه‌سازی است که بعد اضافه شده است و سبب شد که هزینه ساخت از متری ۳۰۰ تومان به متری ۴۵۰ هزار تومان افزایش یابد". اما به شهادت وب سایت انجمن اسلامی معلمان شهرستان نظراباد خبری از محوطه‌سازی نامبرده نیست و "امروز کمتر کوچه‌ای از مسکن مهر نظرآباد را پیدا می‌کنید که نخاله‌های ساختمانی در آن رها نشده باشد یا آن‌که به ندرت سطل‌های زباله را که جزو ابتدایی‌ترین امکانات است در فضاهای عمومی مسکن مهر می‌بینید".
وضع مسکن مهر نظرآباد به اندازه‌ای وخیم است که بالاترین مسئولان استانی نیز به آن اذعان دارند. معاون عمرانی استاندار البرز که در مصاحبه خود در تاریخ ۲۱ ابان ۹۳ با خبرگزاری ایسنا می‌گوید:"باید بپذیریم خدماتی که در مسکن مهر ارایه می‌شود با شهرها فاصله دارد چون امکانات امروز شهرها حاصل سال‌هایی است که از شکل‌گیری آنها گذشته است و مسکن مهر صرفا سکونت‌گاه است و ویژگی‌های شهری را ندارد که با فضاهای شهری مقایسه شود". اما واقعیت آن است که موضوع بر سر قدمت یا تازه بودنِ ساخت نیست بلکه و به شهادت خودِ همین معاونت، یعنی مجید سریزدی "فاضلاب و مسیرهای دسترسی به‌عنوان مشکلات اصلی پروژه مسکن مهر نظراباد است و با وجود اینکه خدمت‌رسانی به مناطقی که برای مسکن مهر در نظرگرفته شده است در کشور با مشکل مواجه است ، اما در شهرستان نظراباد مشکل فاضلاب و پس از آن دامداری‌های اطراف پروژه از معضلاتی است که به مشکلات خدماتی اضافه شده و باید برطرف شوند".


دور و نزدیکِ قدرت در شهرهای کوچک
اینکه شهرستانی با این همه امکانات کشاورزی و صنعتی که باید به آن جاذبه‌های گردشگری را افزود با چنین مشکلات عدیده و گاه پیشِ پا افتاده‌ای دست و پنجه نرم می‌کند باید ما را نسبت به دلایل وجود یک چنین پدیده‌ای که مسلماً در سراسر کشور به وفور یافت می‌شود حساس کند.

اکنون با توجه به تغییراتِ کُند در نظام اداری استانی کشور و شبکه‌های قدرتی که در هشت سال گذشته به وجود آمده و به تمامی سطوح محلی نیز گسترش یافته‌اند، به نظر نمی‌رسد که جز بر روی افزایش مشارکت مردمی برای حلّ برخی از این مشکلات و جلوگیری از وخامت بیشتر اوضاع، بر عامل دیگری چندان حساب کرد

به نظر می‌رسد که علاوه بر دلایلی مانند مهاجرت گسترده، فقدان برنامه‌های مسکن، عدم وجود برنامه‌های تفصیلی برای شهرهای کوچک باید به دلیل دیگری نیز اشاره کرد که عجالتاً برای آن جز "دور و نزدیکِ قدرت" عنوان بهتری نمی‌توان یافت. دور ماندن این دست شهرها از نگاه رسانه‌های ملی و حتی استانی و همچنین فقدان توجه مسئولان استانی به این شهرها –تا زمانی که اوضاع به حدّ بحرانی نرسیده- در یک سوی این معادله قرار دارد و ایجاد شبکه‌های قدرت و اقتدار محلی که می‌توانند به‌دور از نظارت، هر تصمیمی را در مورد این شهرها بگیرند در سویِ دیگرِ آن.
اکنون با توجه به تغییراتِ کُند در نظام اداری استانی کشور و شبکه‌های قدرتی که در هشت سال گذشته به وجود آمده و به تمامی سطوح محلی نیز گسترش یافته‌اند، به نظر نمی‌رسد که جز بر روی افزایش مشارکت مردمی برای حلّ برخی از این مشکلات و جلوگیری از وخامت بیشتر اوضاع، بر عامل دیگری چندان حساب کرد.






رسول عباسی، عضو شورای شهر نظرآباد در دوره‌ی سوم بود و هم اکنون نیز رئیس صندوق ذخیره فرهنگیان استان البرز است.

■ دسته‌بندی:  «طرح و برنامه»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها