جمعه ۱۴ فروردین ۹۴

نگاه جامعه‌شناختی و اقلیمی به پدیده ریزگرد در نشست انجمن جامعه شناسی

گزارش تحریریه

در روزهای پایانی منتهی به سال جدید، انجمن جامعه‌شناسی ایران در نشستی تحت عنوان "میزگرد نگاه جامعه‌شناختی و اقلیمی به پدیده ریزگرد" میزبان جمعی از دانشجویان علوم اجتماعی و فعالان محیط‌زیست و رسانه‌ها بود. در این نشست که با حضور آقایان دکتر بهروز دهزاد، اکولوژیست؛ مهندس محمد درویش، مدیرکل دفتر آموزش و مشارکت‌های مردمی سازمان محیط‌زیست و دکتر محمدامین قانعی‌راد، رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران و خانم گیتی خزاعی، دانشجوی دکتری تغییرات اجتماعی، به همراه گفتگوی اینترنتی با دکتر ناصر کرمی، اقلیم‌شناس از دانشگاه برگن نروژ برگزار شد به بررسی نقش و جایگاه رشته جامعه‌شناسی در مورد تغییرات اقلیمی و پدیده ریزگرد پرداخته شد.
جلسه با سخنان دکتر دهزاد پیرامون اثر تغییرات محیط‌زیستی بر بحران‌ها و تحول‌های بزرگ اجتماعی آغاز شد. وی یادآور شد که شاهد آن بوده‌ایم که بسیاری از تحولاتی که باعث نابودی تمدن‌های بزرگ بشری شده است ریشه در محیط‌زیست دارد. سومری‌ها که در زمان خودشان یکی از شکوفاترین تمدن‌ها را داشتند و به دلیل شیوه‌ی پیشرفته‌ی آب‌رسانی و آبیاری، در کشاورزی و کشت گندم بسیار متبحر بودند و تولید بسیار بالایی داشتند. اما همین شیوه‌ی پیشرفته‌ی آبیاری به تدریج باعث بالا آمدن آب‌های زیرزمینی شد تا حدی که به سطح زمین رسید و باعث تبخیر آب از سطح زمین شد. آب از سطح تبخیر شد و نمک را باقی گذاشت. استمرار این اتفاق باعث شور شدن خاک‌ها شد و درنهایت به نابودی کشاورزی انجامید و تمدن سومری‌ها از بین رفت.

به دلیل مصرف نابخردانه از کودهای شیمیایی و کشت بسیار زیاد گندم در سال‌های گذشته، بخش بزرگی از خاک کشور از بین رفته است و هم‌اکنون کشور ما یکی از مراکز تولید غبار و ریزگردهایی است که همه را تهدید می‌کند و تحولات اجتماعی ناشی از این پدیده هم‌اکنون آغاز شده و خودش را در غالب مهاجرت از مناطق آسیب‌پذیرتر نشان داده است

طبق اصلی که در اکولوژی تحت عنوان بزرگنمایی شناخته می‌شود وقتی ما به یک بخشی از محیط‌زیست تلنگر می‌زنیم، این تلنگر در جای دیگری خودش را به صورت انفجار نشان می‌دهد. مثل ریزگردهایی که الآن با آن روبرو هستیم. سال‌ها قبل در خوزستان و بخش‌های شرقی سرزمین ایران شاهد این ریزگردها بودیم، اما چه شده است که همان پدیده الآن اثرات مخرب‌تری را به دنبال دارد. در ماهیت این پدیده تغییری ایجاد نشده است، اتفاقی که افتاده است در سطح زمین و در محیط‌زیستی است که جامعه در آن زندگی می‌کند. به عنوان مثال به دلیل مصرف نابخردانه از کودهای شیمیایی و کشت بسیار زیاد گندم در سال‌های گذشته، بخش بزرگی از خاک کشور از بین رفته است و هم‌اکنون کشور ما یکی از مراکز تولید غبار و ریزگردهایی است که همه را تهدید می‌کند و تحولات اجتماعی ناشی از این پدیده هم‌اکنون آغاز شده و خودش را در غالب مهاجرت از مناطق آسیب‌پذیرتر نشان داده است.

سرمایه اجتماعی؛ تنها راه حل
مهندس درویش، سخنران دوم جلسه سخن خود را با توجه دادن به خلاء وجود دغدغه‌ی مشترک محیط‌زیستی بین اقشار جامعه آغاز کرد. این نکته که فعالان و دوستداران محیط‌زیست نتوانسته‌اند دغدغه‌های خود را به سطح جامعه منتقل کنند. شاهد هستیم که اصولاً در چیدمان توسعه، ملاحظات محیط‌زیستی دیده نشده است. اگر مردم ندانند که چرا باید بخشی از سرمایه فیزیکی و مادی خودشان را برای حفط پایداری اکولوژیکی این سرزمین هزینه کنند، حاکمیت با تمام قدرتش هم نمی‌تواند این رویه را اصلاح کند. تلاش باید از همین جا شروع شود و شرح داده شود که با چه وضعیتی از لحاظ اکولوژیکی روبرو هستیم. در اتحادیه اروپا یکی از بحران‌هایی که معرفی شده است، بحث ناپایداری اکولوژیکی است که یکی از مؤلفه‌های آن فرونشست زمین است و اعلام شده که ۴ میلی‌متر فرونشست زمین یعنی شرایط بحرانی و باید حتماً در عالی‌ترین سطح در کشوری که این اتفاق رخ داده است، کمیته‌ای تشکیل شود برای حل این مشکل. فرونشست زمین نشان‌دهنده‌ی این است که حجم سدهای زیرزمینی طبیعی کاهش پیدا کرده است و اگر این روند ادامه پیدا کند حتی اگر عامل مخرب هم حذف شود، با رخ دادن بارندگی، آب نمی‌تواند در زیرزمین جمع‌آوری شود و به صورت سیلاب‌های مهیب با نرخ فرسایش بالا بر روی زمین جاری می‌شود. طبق گزارش سازمان زمین‌شناسی در تهران نرخ فرونشست سالانه‌ی زمین به ۳۶ سانتی‌متر در سال رسیده است. اما این دغدغه‌ها که می‌تواند بنیان زندگی مردم را به مخاطره بیاندازد، نتوانسته که مطرح شود. از خود بپرسیم که چه شده است که تعداد رخدادهای پدیده‌ی ریزگرد به طرز معنی‌داری افزایش پیدا کرده است و این نمی‌تواند ناشی از یک فرآیند صرفاً طبیعی بوده باشد. بیش از ۹۵ درصد دلایل تخریب سرزمین ریشه در عوامل انسانی دارد اما بیشتر کسانی که می‌خواهند این مشکل را حل کنند فقط متخصص‌های صرف در علوم مختلف هستند و جای جامعه‌شناسان و متخصصین علوم اجتماعی در این میان خالی است. این پدیده‌ی ریزگرد و مشکلات زیست‌محیطی که با آن روبرو هستیم چون ناشی از نادرایتی انسانی است تنها با درایت انسانی حل می‌شود و ما برای این کار باید با مردم و برای مردم تصمیم بگیریم. اما در شرایطی که بسیاری از تالاب‌های کشور خشک شده‌اند، عمق متوسط تالاب انزلی از ۱۴ متر به ۱ متر کاهش پیدا کرده در جایی که خشکسالی هم نداشتیم، سرشاخه‌س سفیدرود در اردیبهشت ماه خشک شده است ۱۳۰ نماینده‌ی محترم مجلس طرح دوفوریتی ارائه کرده‌اند برای انحلال سازمان متولی محیط‌زیست کشور. درد بزرگ‌تر از فرونشست زمین و درد بزرگ‌تر از ریزگرد، این بی‌تفاوتی جامعه و نخبگان نسبت به محیط‌زیست است.

بیش از ۹۵ درصد دلایل تخریب سرزمین ریشه در عوامل انسانی دارد اما بیشتر کسانی که می‌خواهند این مشکل را حل کنند فقط متخصص‌های صرف در علوم مختلف هستند و جای جامعه‌شناسان و متخصصین علوم اجتماعی در این میان خالی است

نیاز تغییر نگرش؛ نیاز عمومی
در بخش بعدی دکتر قانعی‌راد به تأثیر تحولات اجتماعی بر محیط‌زیست پرداخت. در تحولات اجتماعی در سده‌ی اخیر که کشور ما تجربه کرده است به عنوان مثال شاهد آن هستیم که بعد از پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷ و به طور طبیعی با پیدایش گرایش رسیدگی به مستضعفین و به دنبال آن تأسیس نهادهایی چون جهاد سازندگی و جهاد کشاورزی، به توزیع کردن منابع زیرزمینی بین مردم و تبدیل زمین‌های کشاورزی دیمی به آبی در حجم گسترده‌ای پرداخته شد. همچنین یکی دیگر از این دلایل که در پی این تحول اجتماعی رخ داد، ایدئولوژی عدالت‌طلبی بود که هم بد فهمیده شد و هم بد اجرا شد یعنی خواستیم که همه چیز از جمله منابع طبیعی بین همه کس توزیع شود. این نگاه توزیعی به همه چیز، نگاه خطرناکی بود که هنوز هم در طرح‌هایی مثل انتقال آب دریا شاهد آن هستیم.
در پارادایم ما که انسان، محور آن قرار دارد طبیعت جایگاهی ندارد. باید از نگرش "انسان‌محور" به سمت یک نگرش "بوم‌محور" یا حرکت کنیم. که در این نگرش بوم‌محور، انسان جزئی از اکولوژی است. در کنار این انسان‌محوری نگرش صنعت‌گرایی هم وجود دارد. در اروپا این صنعت‌گرایی در کنار مضراتی که داشت ولی سطحی از رفاه را فراهم کرد اما ما نتوانستیم از فواید صنعت‌گرایی استفاده کنیم و مضرات و آسیب‌های محیط‌زیستی آن را تجربه کردیم. کاری که جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی می‌تواند انجام دهد این تغییر نگرش است. باید به مفهومی مثل "اجتماعی طبیعی" برسیم. اگر این تحول در جامعه اتفاق بیفتد، آن موقع پارادایم‌های دیگر را هم تغییر می‌دهد از جمله پارادایم سیاست را که آن موقع دیگر کسی نمی‌تواند مسائل محیط‌زیستی را جناحی کند و محیط زیست جایی می‌شود که باید وحدت اجتماعی شکل بگیرد.

در شرایطی که بسیاری از تالاب‌های کشور خشک شده‌اند، عمق متوسط تالاب انزلی از ۱۴ متر به ۱ متر کاهش پیدا کرده در جایی که خشکسالی هم نداشتیم، سرشاخه‌س سفیدرود در اردیبهشت ماه خشک شده است ۱۳۰ نماینده‌ی محترم مجلس طرح دوفوریتی ارائه کرده‌اند برای انحلال سازمان متولی محیط‌زیست کشور

خشکسالی نه؛ خشکیدگی
در این بخش دکتر ناصر کرمی با مروری بر تحولات اقلیمی ۵۰ سال اخیر خاورمیانه بر اساس گزارش‌های "مجمع بین‌المللی تغییرات اقلیمی"، به تبیین شرایطی که هم اکنون خاورمیانه در آن قرار دارد پرداخت. اتفاقی که در خاورمیانه رخ داده است این است که دما به طور متوسط حدود ۲ درجه نسبت به سال ۱۹۷۵ افزایش و بارش به میزان ۲۰ درصد کاهش پیدا کرده است. در چنین شرایطی شاهد افزایش طوفان‌های حاره‌ای هم هستیم. وضعیتی که خاورمیانه در آن قرار دارد یک خروج طولانی مدت با تاریخ بازگشت نامعلوم از نرمال‌های اقلیمی است که به آن شرایط پُست‌نرمال می‌گویند. و اهمیت این شرایط در تحولات اجتماعی است که در پی آن رخ می‌دهد. به طور مثال مقاله‌های بسیاری را می‌توان یافت که بهار عربی و درگیری‌های داخلی کشورها در این منطقه را ناشی از این تحولات اقلیمی در خاورمیانه و شمال افریقا می‌دانند.
کشور ما هم وارد یک دوران پست نرمال خشک شده است و این اصطلاحاً یک وضعیت خشکیدگی برگشت‌ناپذیر است. از نظر اجتماعی در کشورهایی که در شرایط خشکیدگی به سر می‌برند میزان خشونت، تنش بین افراد و قوم‌ها بیشتر می‌شود. از لحاظ اقتصادی هم به علت از بین رفتن زیرساخت‌ها توسعه‌ی درون‌زا و بومی، فقر گسترش پیدا می‌کند و تأثیرات زیست‌محیطی آن هم در مرحله‌ی اول محدود شدن منابع زیستی و عدم حاصلخیزی خاک، در مرحله‌ی دوم تخریب و نابودی تنوع زیستی و مرحله‌ی بعد مرگ سرزمین و قهقرایی زادبوم است مانند روندی که طی ۵۰ سال در شاخ افریقا رخ داده است. در شرایط پُست نرمال باید شیوه‌ی زندگی تغییر کند، اما هم اکنون جامعه‌ی ما آمادگی انطباق با شرایط پُست نرمال را ندارد و اکنون وظیفه‌ای که جامعه‌ی آکادمیک ایران در این شرایط دارد این است که جامعه را برای زندگی در این شرایط آماده کند.

وضعیتی که خاورمیانه در آن قرار دارد یک خروج طولانی مدت با تاریخ بازگشت نامعلوم از نرمال‌های اقلیمی است که به آن شرایط پُست‌نرمال می‌گویند. و اهمیت این شرایط در تحولات اجتماعی است که در پی آن رخ می‌دهد. به طور مثال مقاله‌های بسیاری را می‌توان یافت که بهار عربی و درگیری‌های داخلی کشورها در این منطقه را ناشی از این تحولات اقلیمی در خاورمیانه و شمال افریقا می‌دانند

جایگاه جامعه‌شناسی در پدیده‌ی ریزگرد موضوع سخن خانم خزاعی بود: اینکه جامعه‌شناسی و بخصوص جامعه‌شناسی محیط‌زیست در موضوع ریزگرد در سه حوزه می‌تواند ایفای نقش کند. اول در بحث تدوین رابطه‌هایی که بین حوزه‌ی علوم اجتماعی و مفاهیم اقلیمی مطرح می‌شود. دوم همگانی‌سازی مفاهیمی که در این حوزه تولید می‌شود و سوم هم تمرکز در جوامع محلی برای ایجاد تغییر در این حوزه‌ها. پدیده‌ی ریزگرد در واقع محصول توسعه‌ی ناپایدار و بی‌توجهی به مدیریت صحیح سرزمین است و در واقع نقش عامل انسانی است. جامعه‌شناسی و علوم اجتماعی در این جا باید از یک‌سو رابطه‌ی توسعه‌ی ناپایدار و خشکیدگی‌سرزمین را تبیین کند و از سوی دیگر پیامدهای این پدیده را. مهاجرت یکی از این پیامدها است، اما الآن شاهد جوامعی هستیم که به دلایل اجتماعی و سیاسی حتی نمی‌توانند از آن سرزمین مهاجرت کنند، و باید به پیامدهای این موضوع توجه شود که می‌تواند نارضایتی‌های اجتماعی و تنش‌های قومی را در پی داشته باشد. بخش پایانی نشست هم به پرسش و پاسخ بین حاضرین و سخنرانان اختصاص داشت.




■ دسته‌بندی:  «محیط شهری»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها