سه شنبه ۴ فروردین ۹۴

بهاری برای عشّاق سینما: بازگشایی سینماتک موزه هنرهای معاصر

گزارش تحریریه

نیمه دوم اسفند ماه، سینمادوستان تهرانی شاهد بازگشایی سینماتک موزه‌ی هنرهای معاصر بودند. رویدادی که بعد از چندین سال تعطیلی سینماتک، با استقبالی چشم‌گیر مواجه شد. ساعت ۵ عصر روز دوشنبه ۱۸ اسفند، درهای سینماتک موزه هنرهای معاصر برای نمایش فیلم "دایی جان" ساخته ژاک تاتی باز شد. اگرچه صندلی‌های سالن کفاف تماشاچیان را نمی‌داد، و بسیاری ناچار شدند با گذاشتن صندلی‌های پلاستیکی میان صندلی‌های سالن فیلم را تماشا کنند یا حتی ایستاده به سخنرانی‌ها گوش دهند و نمایش فیلم را انتظار بکشند. اما این دشواری‌ها خود نمایشی بود از اشتیاق دوستداران سینماتک.
سینماتک موزه هنرهای معاصر فعالیت خود را از مهر ماه ۱۳۷۷ آغاز کرد و تحت مدیریت علیرضا قاسم‌خان رونق زیادی داشت. هدف از برپایی‌اش، تجلیل از هنر هفتم ، نمایش آثار ارزشمند و متفاوت سینمای ایران وجهان، نقد و تحلیل فیلم‌های به نمایش در آمده توسط منتقدان و کارگردانان مطرح ایران، و ارتقای سطح تجربه و نگاه علاقه‌مندان همیشگی سینما بود. حالا با تجهیز و بازسازی سالن، گروه جدیدی درصدد هستند جان دوباره‌ای به این مرکز فرهنگی بدهند.

در شروع مراسم مجید ملانوروزی سرپرست موزه‌ی هنرهای معاصر در سخنانی ابراز امیدواری کرد که دوره‌ی جدید کار سینماتک دوره‌ای پربار باشد. ملانوروزی تأکید کرد، راه اندازی وفعالیت سینماتکِ موزه هنرهای معاصر تهران از سال گذشته از مهم‌ترین دغدغه‌های ما بود تا سینماتک محلی برای اندیشه، تفکر و سینما باشد.

روز بازگشایی و سخنرانان سینماتک
در شروع مراسم مجید ملانوروزی سرپرست موزه‌ی هنرهای معاصر در سخنانی ابراز امیدواری کرد که دوره‌ی جدید کار سینماتک دوره‌ای پربار باشد. ملانوروزی تأکید کرد، راه اندازی وفعالیت سینماتکِ موزه هنرهای معاصر تهران از سال گذشته از مهم‌ترین دغدغه‌های ما بود تا سینماتک محلی برای اندیشه، تفکر وسینما باشد. سپس علی اصغر کاراندیش معاون توسعه مدیریت و منابع وزارت ارشاد پشت تریبون قرار گرفت و بر جایگاه هنر و ارتباط آن با رشد و اعتلای فرهنگ تأکید کرد.
امیرحسین سیادت مدیر جدید برنامه‌های سینماتک سخنران بعدی بود. وی فیلم "دایی جان" ساخته ژاک تاتی را نشانی از جهت‌گیری آینده‌ی سینماتک دانست که مشخص می‌کند سمت و سوی دوره جدید متمایل به کدام جریان‌های سینمایی خواهد بود. سیادت در صحبت‌های خود گفت اولین بار ۱۴ سال پیش عضو سینماتک شده است و فرق آن دوران با زمان حال در این است که حالا گیرآوردن نسخه‌هایی با کیفیت از فیلم‌ها بسیار راحت‌تر شده و به همین دلیل در دوره‌ی جدید، سینماتک درصدد است فیلم‌هایی را به نمایش بگذارد که مختص به سینماتک‌ها باشند. یعنی جریان‌های مهجورتر و کم‌تر دیده شده مورد توجه قرار بگیرند. شادمهر راستین؛ فیلمنامه نویس در همین مراسم افتتاحیه گفت که علاقه‌مندان ومخاطبان سینماتک باید بتوانند فیلم‌های خاص ونابی را که دوست دارند در سینماتک ببینند، فیلم‌هایی را که جایی دیگر دیده نمی‌شود و لزوماً منتخبِ مدیران دولتی نیستند. راستین آرزو کرد که سینماتکِ رادیکالی پیش رو داشته باشیم، و در آن به تماشای فیلم‌هایی از جریانات متفاوت سینما بنشینیم.

پیش از نمایش "دایی جان"، فیلمی ده دقیقه‌ای از وقایع ماه می ۱۹۶۸ در سینماتک پاریس و تعطیلی جشنواره کن توسط سینماگران سیاسی فرانسوی پخش شد: "مه ۱۹۶۸، سینماتکِ پاریس"

مهدی هاشمی بازیگر قدیمی سینما با تجربه‌هایی بسیار در زمینه سینمای کمدی که مشابهتی بین او و ژاک تاتی در ذهن متبادر می‌کند بعد از شادمهر راستین پشت تریبون رفت و از حضورش در سینماتک‌ها در زمان دانشجویی گفت. هاشمی اشاره کرد که در دهه‌ی ۵۰ این نمایش‌ها به شاهکارهای سینمای کلاسیک مثل "رزمناو پوتمکین" و فیلم‌های کوروساوا می‌پرداختند. مهدی هاشمی سینماتک‌ها را جایی دانست که عاشقان سینما را سیراب می‌کند. کسانی که با سینماروهای عادی یا حتی سینماروهای پیگیر تفاوت دارند و برخلاف اکثریت دنبال تجربه نو هستند. هاشمی در پایان خاطره‌ای از تجربه تماشای فیلم "ایثار" تارکوفسکی تعریف کرد که بعد از کلی صبر و تماشای این فیلم وقتی از سالن سینما بیرون آمد احساس لذت از تصاویر تاریک و پرجذبه این فیلم کرده بود و این تصاویر را به فضای رازآلود و لوکیشن فیلم در اسکاندیناوی که شش ماه از سال هوا تاریک است مربوط کرده بود. اما آپاراتچی سالن بعد از تمام شدن فیلم خود را به مهدی هاشمی می‌رساند و از او معذرت می‌خواهد که فیلم را با این کیفیت پائین تماشا کرده چون آن روز یکی از لامپ‌های دستگاه آپارات سوخته بوده است!

در بیانیه‌ی موج نو سینمای فرانسه که از دست‌اندرکاران این حرکت بودند، آمده بود: "اعتصاب سینماگران بخاطر روند دولتی و سلیقه‌ای سینمای فرانسه است و دور شدن از مسائل انسانی و پرداخت نکردن به رخدادهای اجتماعی و سیاسی زمان"


ده دقیقه در سینماتک پاریسِ سال ۱۹۶۸
پیش از نمایش "دایی جان"، فیلمی ده دقیقه‌ای از وقایع ماه می ۱۹۶۸ در سینماتک پاریس و تعطیلی جشنواره کن توسط سینماگران سیاسی فرانسوی پخش شد: "مه ۱۹۶۸، سینماتکِ پاریس". فضای داخلی: گدار، تروفو، لویی مال، کلود لُلوش و دیگر بزرگان سینمای فرانسه زیرِ سقفِ سینماتکِ پاریس جمع شده‌اند تا به فضای ملتهبِ پیرامونشان واکنش نشان دهند. مگر می‌شود وقتی بیرون از سالن سینماتک، دانشجویان و کارگران، درگیر نبردی سخت هستند، با خیال راحت به برگزاری جشنواره در یک سالن در قلب شهر و توزیع جوایز آن پرداخت؟
نمایش‌ِ فیلم در سینماتک به کل لغو شده و هیاهوی پاریس به کن رسیده و فستیوالِ فیلم را تحتِ تأثیر قرار داده است. رومن پولانسکی که از اعضای هیأت داوران جشنواره کن است به پاریس آمده تا به دوستانِ معترض‌اش بپیوندد و میلوش فورمن نیز فیلمش را از جشنواره بیرون کشیده. از دلِ تصاویرِ مستند و آرشیویِ آن روزها فیلمی کوتاه تهیّه شده در روزِ افتتاحیه، پیش از اکرانِ "دایی جانِ" ژاک تاتی، به نمایش درآمد. در بیانیه‌ی موج نو سینمای فرانسه که از دست‌اندرکاران این حرکت بودند، آمده بود: "اعتصاب سینماگران بخاطر روند دولتی و سلیقه‌ای سینمای فرانسه است و دور شدن از مسائل انسانی و پرداخت نکردن به رخدادهای اجتماعی و سیاسی زمان". گدار جایی در این ویدئو می‌گوید:"من دارم از انسان حرف می‌زنم، شما از کلوز آپ و لانگ شات!"

پس از نمایشِ "مه ۱۹۶۸"، فیلم "دایی جان" یا "داییِ من " برای حضار به نمایش درآمد. موسیو اولو با پیپِ همیشه بر لب با بارانی‌ای بلند، چتری دردست و اغلب اوقات خاموش و ساکت

نمایش فیلم دایی جان: شهر و معماری آقای تاتی
پس از نمایشِ "مه ۱۹۶۸"، فیلم "دایی جان" یا "داییِ من۱" برای حضار به نمایش درآمد. موسیو اولو با پیپِ همیشه بر لب با بارانی‌ای بلند، چتری دردست و اغلب اوقات خاموش و ساکت، داییِ ژرار پسربچه‌ای ۹ ساله است. ژرار او را دوست دارد و تحسین می‌کند. خواهر موسیو اولو و شوهر و پسرشان (خانواده‌ی آرپل) در خانه‌ای لوکس و فوق مدرن زندگی می‌کنند و داستان فیلم هم حول‌وحوش همین خانواده می‌گذرد. شوهرخواهر اولو مدیر یک کارخانه‌ی تولید لوله‌های پلاستیکی است. فضای خانه‌ی این زن و شوهر به‌شدت ماشینی و در خدمت زندگی متظاهرانه آن‌هاست. زندگی لوکس و در عین حال ملال‌آور، سرد و آکنده از تشریفات مضحک و دست و پاگیر که در معماری، طراحی داخلی و فضای شهری محل زندگی آن‌ها نیز به‌وضوح دیده می‌شود. زن و شوهر هم به این وسایل وابسته‌اند ولی پسر کوچک خانواده علاقه‌ای به این مسائل ندارد و جذب شخصیت بی‌قیدوبند دایی‌اش می‌شود۲.
فضای خانه آرپل‌ها در تضاد کامل با خانه‌ی آقای اولو قرار دارد، خانه‌ی اولو در گوشه‌ای از شهر در طبقه‌ی سوم آپارتمانی حقیر قرار دارد. فضایی که به‌رغم محقر بودن آکنده از زندگی پرجنب‌و جوش و جذاب مردم در تعامل و مواجهه با یکدیگر است؛ اگرچه بی معنایی کمیک خاص سینمای تاتی در فضای محل زندگی موسیو اولو هم وجود دارد، اما این جذابیتِ بی‌ قید و انتزاعی نشده را در معماری خانه‌ی اولو و فضای شهری پیرامون آن نیز می‌توان به خوبی مشاهده کرد. شخصیت آرپل‌ها هم نسبت به اولو در تناقضی کامل به سر می‌برد. آرپل‌ها متظاهر و جاه‌طلب هستند در حالی که اولو ساده و بی‌شیله‌پیله، دست‌وپاچلفتی و درعین‌حال مهربان است. وقت گذارندن با دایی یعنی تجربه لذت‌های ناب و جزیی زندگی مردم معمولی شهر، که از نظر خانواده ژرار پیش پاافتاده و بی‌منزلت و مضر به حساب می‌آیند.
پدر خانواده که این وضع را می‌بیند تصمیم می‌گیرد با به‌کارگیری آقای اولو در کارخانه‌اش، هر دو را زیر نظر بگیرد. اما این کار هم تاثیری در روابط دوستانه‌ی ژرار و دایی‌اش ندارد، پس آقای آرپل خرابکاری‌های اولو در کارخانه را بهانه می‌کند و او را به عنوان فروشنده‌ی یکی از شعب کارخانه به شهرستان می‌فرستد.

تاتی با ساخت ماکت‌هایی از خانه‌های مدرن دهه‌های ۵۰ و۶۰ میلادی، علاوه بر تاریخ‌نگاری، نگاه هجو آلودی به این معماری دارد. به عقیده‌ی او همسانی و یکنواختی این نوع معماری در مقایسه با معماری متنوع و سنتی قبل از آن و خانه‌ها و مغازه‌های دوران کودکی‌اش در پاریس تحمل ناپذیر و گاه رقت‌بار است

"آقای اولو" برآیندی است از کل سینمای کمدی قبل از خودش؛ در کمدی دایی من، به خوبی می توان فضای انتزاعی شده شهر را در کنار بافت زنده تر شهر مشاهده کرد. موسیو اولو یک پرسه زن شهری است که دو جغرافیای شهری و انسانی متفاوت را بر نقشه شهر ترسیم می کند. تاتی با ساخت ماکت‌هایی از خانه‌های مدرن دهه‌های ۵۰ و۶۰ میلادی، علاوه بر تاریخ‌نگاری، نگاه هجو آلودی به این معماری دارد. به عقیده‌ی او همسانی و یکنواختی این نوع معماری در مقایسه با معماری متنوع و سنتی قبل از آن و خانه‌ها و مغازه‌های دوران کودکی‌اش در پاریس تحمل ناپذیر و گاه رقت‌بار است. فرودگاه پاریس همان‌گونه ساخته شده که فرودگاه‌های مونیخ، لندن و شیگاکو ساخته شده‌اند و گردشگران به‌هیچوجه تفاوتی در بافت مکان‌های جدید نمی‌بینند. بیمارستان‌ها و ادارات و غذاخوری‌ها شبیه هم هستند و آسمانخراش‌ها و کارخانجات بزرگ صنعتی در آثاراو در آن سوی دیوار در پرسپکتیو قرار دارند و زمانی که آقای اولو در دایی جان (۱۹۵۸) از خانه خود که در محله قدیمی پاریس است به بخش مدرن شهر پا می‌گذارد رنگ، صدا و فضا کاملاً عوض شده و موسیقی شاد فیلم به صداهای درهم و عذاب آور تبدیل می‌شود، چنانکه لحظاتی از درون گوشی تلفن فقط می‌توان به آن موسیقی شاد محلی گوش سپرد. تاتی به خوبی در یافته بود که صدا چه نقش مهمی در درک
صحیح فضا و بافت معماری ایفا می‌کند۳.
در سال ۹۴، بهار سینماتک به نمایش فیلم‌هایی از مدرسه سینمایی برلین با کارگردان‌هایی چون کریستین پتزولد و سینمای انیمیشن ژاپن اختصاص خواهد داشت

بهار سینماتک و برنامه های پیشِ رو
در سال ۹۴، بهار سینماتک به نمایش فیلم‌هایی از مدرسه سینمایی برلین با کارگردان‌هایی چون کریستین پتزولد و سینمای انیمیشن ژاپن اختصاص خواهد داشت که جز آثار میازاکی در ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. در کنار برنامه‌های سه ماهه‌ی خود، سینماتک به اجرای برنامه‌های ویژه نمایش فیلم کارگردانان مطرح سینمای ایران، برگزاری کارگاه‌های آموزشی– تخصصی و جلسات نقد وبررسی با حضور کارگردانان و منتقدان سینما اقدام خواهد کرد.
سینماتک در دوره فعالیت‌هایش برنامه‌های نمایش فیلم خود را به طور ثابت و فصلی درشش بخش به علاقه‌مندان سینما عرضه می‌دارد: سینمای ایران، سینمای جهان، پیشگامان سینما، یک فیلمساز – یک نگاه، مروری بر سینمای مستند و فیلم کوتاه و همچنین هنرهای تجسمی بر پرده سینما.

این روزها به آسانی می‌توان حجم بالایی از فیلم‌ها را در یک حافظه‌ی الکترونیکیِ کوچک جابجا کرد و در خانه به تماشای این فیلم‌ها نشست، اما این تجربه‌های فرهنگی در فضاهای عمومی و جمعی است که می‌تواند زمینه‌ساز بروز جریان‌های هنری و فرهنگی متفاوت و نو باشد

گشایش سینماتک، نوید تجربه‌ای تازه برای جوان‌ترهایی است که دوران پیشین فعالیت آن را به خاطر ندارند. اگرچه این روزها به آسانی می‌توان حجم بالایی از فیلم‌ها را در یک حافظه‌ی الکترونیکیِ کوچک جابجا کرد و در خانه به تماشای این فیلم‌ها نشست، اما این تجربه‌های فرهنگی در فضاهای عمومی و جمعی است که می‌تواند زمینه‌ساز بروز جریان‌های هنری و فرهنگی متفاوت و نو باشد. در صفحه سینماتک آمده است:
"عادت کرده‌ایم فیلم‌ها را در کنجِ خلوت‌مان در خانه ببینیم. صفحه‌ی کوچک تلویزیون، فیلم‌بینی را برای ما به امری شخصی بدل کرده است. دیدنِ فیلم در سینما امّا ضرورتی‌ست که انگار داریم در گذرِ زمان از یادش می‌بریم. داریم در انزوا جذبه‌ی جادویی آیینِ جمعیِ فیلم دیدن را فراموش می‌کنیم و حواس‌مان نیست که هیچ چیز جای پرده‌ی سفید و تالارِ تاریک را پر نخواهد کرد. فیلم را باید در سینما دید و فیلمِ متفاوت را در سینماتک. سینماتک پاتوغِ عشّاقِ سینماست. کلاسِ درسی‌ست که می‌شود ــ به قولِ گدار ــ در آن سینما را بی‌واسطه آموخت؛ با دیدنِ نسخه‌هایی مطلوب از آثارِ مهمّ و مشهورِ تاریخ سینما (چه ایران و چه جهان) که نمی‌شود آن‌ها را جای دیگری دید؛ با شناختنِ جریان‌های درخورِ توجّه امّا کمتر شناخته شده یا کمتر در دسترسِ دیروز و امروز؛ با جلساتِ نقد و کارگاه‌های تحلیلی ـ تخصّصی، و با نگریستنی دوباره به سینما از زوایایی تازه، با قاب‌های نظریِ گوناگون".




1. Mon Oncle
2. داود زادمهر، "نگاهی به فیلم «دایی جان» ساخته ژاک تاتی به بهانه سالگرد تولدش"، وب‌گاه لوح، ۲۰ مهر ۱۳۸۷. بازبینی‌شده در ۴ بهمن ۱۳۹۰.
3. http://www.madomeh.com/site/news/news/1984.htm


■ دسته‌بندی:  «رسانه»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها