پنجشنبه ۲۸ اسفند ۹۳

از شادکامی تا شادمانی: نگاهی به ابعاد چندگانه‌ی رضایت‌مندی ایرانیان

نسترن صارمی

طبق آمارهای جهانی، و اندک مطالعات بومی انجام شده، ما ایرانیان چندان مردم شاد و خرسندی نیستیم. در نظرسنجی مؤسسه گالوپ، که یکی از منابع "گزارش جهانی شادمانی۱" بوده است، مردم ایران در زمره ناشادترین‌هایند. شرایط اقتصادی و اجتماعی هر دو به یک میزان در این سنجش دخیل بوده‌اند. "ناشادمانی" و "ناخرسندی" کمتر به عنوان مسئله شناسایی شده؛ بسیاری بر این نظرند که بحران‌ها و مسائل مهم‌تر و جدی‌تری حل ناشده باقی مانده‌اند، شادی که پیشکش. و برای برخی تا زمانی که افراد نیازهای اساسی‌ترشان را مرتفع نکرده‌اند، این مباحث تزیینی و حتی تجملی به نظر می‌آیند. در این یادداشت، با نگاهی به دلالت‌های فردی و اجتماعی شادمانی، می‌کوشیم تا با پرداختن از سه منظر رفاهی، مشارکتی و خودمختاریِ اجتماعی اهمیت حیاتی آن را توضیح بدهیم و به پاسخ این پرسش نزدیک شویم که آیا ناخرسندی افراد جامعه تنها نیازمند مداخله‌ی حکمرانان از طریق سیاست‌گذاری است یا شیوه‌های دیگری نیز برای ارتقای شادکامی مردم وجود دارند؟

منظر اول: رفاه و برخورداری
در نیمه دوم قرن بیستم، "مطالعات شادمانی۲" به تدریج در مطالعات اجتماعی، انسانی و فلسفی جایگاهی جدی به دست آورد. دامنه دلالت‌های این مطالعات را شاید بتوان از گستره‌ی واژگانی که برای مقوله به‌کار می‌رود حدس زد: شادمانی، خوش‌بختی، رضایت‌مندی، شادکامی، سرخوشی، خرسندی. این واژگان هم بُعد ذهنی و استنتاجی برداشت فرد از بازه‌های دراز مدت زندگی در گذشته و حال و آینده را دربر می‌گیرند و هم بر لذت و خوشی‌های آنی که در تجربه‌های روزمره ادراک می‌شوند، دلالت دارند.

درست که هیچ‌گاه نمی‌توان به دقت معیار و استاندارد حتمی برای رضایت و شادکامی مقرر کرد، با اینحال در بررسی‌های گوناگون انجام شده، بیان رضایت که معمولاً حالات دوام یافته و تثبیت شده هستند، تا حد قابل توجهی با برخی ظواهر قابل مشاهده زندگی در ارتباط هستند: درآمد مکفی (با معیار میانگین سرانه)، سلامت فیزیکی و دسترسی به استانداردهای اولیه زندگی

درست که هیچ‌گاه نمی‌توان به دقت معیار و استاندارد حتمی برای رضایت و شادکامی مقرر کرد، با اینحال در بررسی‌های گوناگون انجام شده، بیان رضایت که معمولاً حالات دوام یافته و تثبیت شده هستند، تا حد قابل توجهی با برخی ظواهر قابل مشاهده زندگی در ارتباط هستند: درآمد مکفی (با معیار میانگین سرانه)، سلامت فیزیکی و دسترسی به استانداردهای اولیه زندگی. این موارد مشخصاً با وجه شناختی-استنتاجی شادکامی و رضایت‌مندی۳ در ارتباط‌اند و ارزیابی افراد از زندگی‌شان را تحت تأثیر قرار می‌دهند .
در جوامع فقیر یا غیربرخوردار، دستیابی به درآمد بیشتر اغلب از اهمیت فزاینده‌ای برخوردار است و برای فقرا یک موفقیت بزرگ به حساب می‌آید. بخش قابل توجهی از جمعیت در کشور ما نیز از فقدان درآمد کافی، تغذیه مناسب، تسهیلات پزشکی کافی، فرصت‌های آموزشی، مسکن مناسب، آب و بهداشت کافی، رنج می‌برند. به گفته، مدیرکل دفتر توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاه‌های غیررسمی کشور، پیش بینی می‌شود ۱۱ میلیون ایرانی در محلات غیررسمی کشور سکونت داشته باشند۴. همچنین مطابق با آمار سال ۱۳۸۵ که در سال‌های اخیر سیر سعودی داشته، بالغ بر سه میلیون کودک بازمانده از تحصیل در کشور وجود دارد۵. چندین و چند شهر و روستای کشور از دسترسی به آب سالم محروم‌اند. تخریب‌های زیست محیطی زندگی مناطق وسیعی از کشور را با چالش مواجهه ساخته است. از ریزگرد و طوفان و بیماری‌های ناشی از آن، تا کمبود آب، از دست رفتن معیشت‌های وابسته به آن و موارد بسیار دیگر.
درچنین شرایطی، حتی تغییرهای کوچک در منابع مالی و درآمدی خانواده‌ها می‌تواند در یک یا چند مورد از موارد فوق‌الذکر کارگر بیافتد و موجب بقا، بهبودی یا دستیابی به فرصت‌های هرچند حداقلی اما تأثیرگذار در زندگی افراد باشد. به‌علاوه، در هر یک از حوزه‌های فوق‌الذکر، به سیاست‌گذاری‌های بالادستی مشخص و کارآمدی نیاز هست تا دست کم آن‌هایی را که از هرگونه خدمات یا منابعی در خصوص استانداردهای اولیه زندگی محروم‌اند، از تاریکی خارج کند. نمونه قابل ارجاع از این نوع سیاست‌گذاری‌ها که به اجرا درآمده طرح بیمه‌ی سلامت است که به موجب آن، کسانی که تحت پوشش هیچ نوع بیمه درمانی نبودند را از خدمات این طرح برخوردار می‌کند.

منظر دوم: مشارکت
اگرچه دستیابی به حداقل استانداردهای رفاهی برای رضایت‌مندی و شادکامی ضروری است، اما بعد از آن که نیازهای پایه برطرف شد، کیفیت روابط انسانی و اجتماعی اهمیتِ به مراتب تعیین‌کننده‌تری در نسبت با درآمد پیدا می‌کند. در این حوزه، اعتماد و احترام و به‌رسمیت شناخته شدن، که همگی تنها از طریق سیاست‌گذاری‌های مشارکتی قابل دستیابی است، نقشی کلیدی بازی می‌کند.

توانایی و قدرت جوامع برای عمل جمعی از طریق سیاست و حکمرانی مشارکتی، فقط وسیله‌ای برای دسترسی به اهدافی به‌خصوص نیست؛ بلکه به‌خودی‌خود هدف است، چرا که بر میزان قدرت و توانایی افراد در شکل دادن به زندگی‌شان دلالت می‌کند

سازمان ملل متحد در توصیف اهداف توسعه‌ی هزاره، یعنی "توسعه پایدار"، بر چهار رکن تأکید می‌گذارد. نخست، پایان دادن به فقر شدید تا سال ۲۰۳۰؛ دوم ، پایداری زیست محیطی است که بدون آن، هیچ‌یک از دستاوردهای مبارزه با فقر، گرسنگی و بیماری‌ها، پایدار نخواهد بود؛ سوم ادغام اجتماعی است به این معنا که تمامی مزایای پیشرفت‌های اقتصادی، تکنولوژیک و حکمرانی خوب، باید در دسترس همگان باشد، اعم از زن و مرد، گروه‌های اقلیت یا اکثریت؛ و نهایتاً رکن چهارم که عبارت است از حکمرانی خوب، دموکراتیک و مشارکتی در ابعاد خرد و کلان. به این معنا، توانایی و قدرت جوامع برای عمل جمعی از طریق سیاست و حکمرانی مشارکتی، فقط وسیله‌ای برای دسترسی به اهدافی به‌خصوص نیست؛ بلکه به‌خودی‌خود هدف است، چرا که بر میزان قدرت و توانایی افراد در شکل دادن به زندگی‌شان دلالت می‌کند۶. برای سنجش وضعیت کشورها بر اساس این چهار رکن اساسی، سازمان ملل به تبیین شاخص جدیدی اقدام کرده است با عنوانِ شاخص "رضایت‌مندیِ ناخالص ملی۷" که از چارچوب شاخص تولید ناخالص ملی فراتر رفته و ابعاد مهم دیگری از زندگی انسانی و اجتماعی ما را نیز دربرمی‌گیرد۸.
بدین ترتیب حکمرانی، هم از منظر ارزیابی شهروندان از عملکرد آن در ابعاد گوناگون، تصور مردم از میزان فساد (اقتصادی و سیاسی) در حاکمیت حائز اهمیت است و هم از منظر میزان مشارکتی بودن حکمرانی، تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی و به‌رسمیت شناخته شدن طبقات و گروه‌های اجتماعی متنوع در همه ابعاد زندگی جمعی. به نظر می‌رسد در ایران نیز ضعف حکمرانی دموکراتیک، بی‌اعتمادی و فساد یکی از عمده موانع رضایت‌مندی و ارزیابی‌های ناخوشایند افراد از زندگی‌شان باشد. بدون اعتماد و امید، پایداری هرگز ممکن نخواهد بود؛ درواقع همان‌طور که در سند "گزارش جهانی شادکامی" نیز آمده است، شاخصی که توسعه، پایداری و ادغام اجتماعی را با هم آشتی خواهد داد، همین رضایت‌مندی است.

منظر سوم: خودمختاری اجتماعی

شادمانی بُعد دیگری نیز دارد که می‌توان آن را به لفظ شادمانی و سرخوشی ترجمه کرد. این بعد، همان وجه "رفتاری" شادمانی است. وجه رفتاری شادمانی، را نمی‌توان به آسانی با شاخص‌های آماری و ارزیابی‌های کمّی مرتبط ساخت. این رفتارها در دل زندگی قرار دارند که ما به لحاظ اجتماعی "تجربه" می‌کنیم و درواقع برخی از کیفیات تعیین‌کننده‌ی زیست ما را شکل می‌دهد.

شادمانی بُعد دیگری نیز دارد که می‌توان آن را به لفظ شادمانی و سرخوشی ترجمه کرد. این بعد، همان وجه "رفتاری" شادمانی است. وجه رفتاری شادمانی، را نمی‌توان به آسانی با شاخص‌های آماری و ارزیابی‌های کمّی مرتبط ساخت. این رفتارها در دل زندگی قرار دارند که ما به لحاظ اجتماعی "تجربه" می‌کنیم و درواقع برخی از کیفیات تعیین‌کننده‌ی زیست ما را شکل می‌دهد

یکی از موانع و چالش‌های عمده بر سرراه شادکامی ایرانیان شاید عدم احساس خودمختاری اجتماعی و عدم "احساس آزادی"است. سیمای خاورمیانه و ایران، با سنجش شاخص‌های چند عاملی چندان شرایط مساعدی را بازتاب نمی‌دهد. سرزندگی اجتماعی و فرهنگی در معرض تهدید و مجرم‌سازی مدام است: یکی از مصداق‌های آن، در سال‌های گذشته طرح موسوم به "ارتقای امنیت اجتماعی" بود که سال ۱۳۸۷ در دولت محمود احمدی نژاد تحت عنوان طرح جامعه عفاف تدوین گردید. به موجب این طرح برخورد با پوشش زنان و جوانان، بازرسی وسایل و کیف دستی‌ها در مراکز خرید، بازدید و پلمپ عکاسی‌ها، جمع‌آوری جوانان "ولگرد"، در دستور کار نیروی انتظامی قرار گرفت. از این منظر یک آب‌بازی دسته‌جمعی در پارک می‌تواند به پرونده‌ای قضایی تبدیل شود، کافه‌ها و رستوران‌ها وقت و بی‌وقت پلمپ شوند. در کنار این موارد شاهد هستیم که فشار بر زنان در عرصه‌های عمومی افزایش پیدا می‌کند. تمامی این موارد باعث بروز تنش‌های هرروزه، ناامیدی، افولِ اعتماد، و در نتیجه ناخرسندی افراد می‌شود. تجربه سال‌های اخیر به خوبی نشان می‌دهد که در زمان‌هایی که محدودیت بر عرصه عمومی اعمال شده و احساس آزادی عمل و تعلق کاسته شود، جامعه خسارات جبران‌ناپذیری را متحمل می‌شود: مهاجرات فزاینده، افول سرمایه اجتماعی، و غیره از این جمله‌اند.
با این همه تحقیقات اجتماعی نشان می‌هند که میل به تفریح لذت‌جویی و بروز شادمانی، در اشکال متکثر فردی، گروهی و جمعی در تهران به عنوان پایتخت جامعه شهری ایرانی، میلی رو به گسترش، ابداع و جهانی شدن است. در چنین برداشتی "تفریح مجموعه‌ای از مشغولیت‌های غیر معمول و شادی آفرین است که از بازی کردن، جُک گفتن، رقصیدن، تا درگیر شدن در هنر نمایشی، موسیقی، رابطه، و ورزش تا شیوه‌های سخن گفتن، خندیدن، جلوه کردن، را دربرمی‌گیرد؛ آنجا که افراد به طور موقت از محدوده‌های انضباطی زندگی روزمره، تعهدات هنجاری، و قدرت سازمان‌یافته رها می‌شوند. تفریح استعاره‌ای برای بروز فردیت، جوشش، و سبکی است که در آن شادی عنصری کلیدی است"۹.
در معنای خودمختاری اجتماعی، شادی نه فقط در چهارچوب معنایی توسعه انسانی، که در معنای اعمال و کنش‌هایی است که سبب بروز فردیت‌ها، شورمندی جوانی، و اجرا و نمایش شیوه‌های متفاوت زیستی هستند

در معنای خودمختاری اجتماعی، شادی نه فقط در چهارچوب معنایی توسعه انسانی، که در معنای اعمال و کنش‌هایی است که سبب بروز فردیت‌ها، شورمندی جوانی، و اجرا و نمایش شیوه‌های متفاوت زیستی هستند. این بروز شادمانی می‌تواند با کارناوالی شدن فضای خیابان‌ها، به صورت جمعی در موقعیت‌های پیشامدهای کمیاب رخ دهد، نظیر حضور در خیابان‌ها و پایکوبی‌ها بعد از پیروزی‌های ورزشی، یا کارناوال‌های انتخاباتی یا تدارک جشن سالانه چهارشنبه‌سوری.
فرصت جشن‌ها و شادمانی‌های گسترده در شهرهای ما، کمیاب یا اتفاقی است؛ اما شیوه‌های جستجوی شادمانی را می‌توان در لذت‌جویی‌های پیش پاافتاده هر روزه، تا اعمال فردی و گروهی خلاقانه مشاهده کرد. شبکه‌های اجتماعی سنتی، شیوه‌های گردهم آمدن آدم‌ها و تعاملات مدام آن‌ها در قالب محله‌ای و گروهی یکی از این‌هاست. افزون بر آن، خرده فرهنگ‌های جوانانه نیز معمولاً درسرتاسر جهان، در منش ضدآمرانگی، خودمختاری و خلق شیوه‌های متفاوت زیستی نمود می‌یابند. مناسباتی که بر پایه تعاملات اجتماعی و مفرّح ساختن فضای زیستی جوانان‌اند.
برخی از گروه‌های جوانان حتی بخشی از پیاده‌روهای تهران را به هنرنمایی و اجرای موسیقی انواع سازهای خود اختصاص داده‌اند. برخی دیوارهای فضاهای عمومی را برای بیان هنر و تخیلاتشان به تسخیر موقت درآورده‌اند. البته شیوه‌های بروز رفتاری شادمانی و لذت‌جویی تنها منحصر به یک گروه اجتماعی نیست. تحقیقات نشان می‌دهند که گروه‌های فرودست شهری نیز از رفتارهای مفرّح و شادی‌آفرین برای درمان دردها، کسب لذت و تولید خوشی و به عنوان راهبردی برای شکل دادن به هویت انسانی‌شان کمک می‌گیرند۱۰. بدین طریق ساکنین شهرها در ایران از طریق شیوه حضور در فضاهای عمومی، مداخله در آن‌ها، شکل دادن به پاتوق‌ها، نحوه عمل در آن، خود، مناسبات اجتماعی و نیز خود فضا را دگرگون می‌سازند۱۱.
هرچقدر که در وجه رفاهیِ شادمانی می‌توان به لزوم اتخاذ سیاست‌های ایجابی در حوزه‌ی حکمرانی تأکید کرد، در حوزه‌ی وجه اجتماعی شادمانی بیشتر باید به نوعی از "پاپس کشیدن نهادهای حکمرانی" صحبت نمود. هرچه نهادهای حاکمیتی شیوه‌های انضباطی و کنترلی و مجرم‌سازی مرسوم را کنار گذاشته و امکان تعاملات، فعالیت‌های جماعتی، و در یک کلام "تجربه آزادنه‌تر" زندگی را تسهیل نمایند، میزان رضایت‌مندی، اعتماد و سرمایه اجتماعی بیشتر ارتقا خواهد یافت

هرچقدر که در وجه رفاهیِ شادمانی می‌توان به لزوم اتخاذ سیاست‌های ایجابی در حوزه‌ی حکمرانی تأکید کرد، در حوزه‌ی وجه اجتماعی شادمانی بیشتر باید به نوعی از "پاپس کشیدن نهادهای حکمرانی" صحبت نمود. هرچه نهادهای حاکمیتی شیوه‌های انضباطی و کنترلی و مجرم‌سازی مرسوم را کنار گذاشته و امکان تعاملات، فعالیت‌های جماعتی، و در یک کلام "تجربه آزادنه‌تر" زندگی را تسهیل نمایند، میزان رضایت‌مندی، اعتماد و سرمایه اجتماعی بیشتر ارتقا خواهد یافت. به عبارت دیگر، تبدیل رویکردهای سلبی و انضباطی به رویکردهای مشارکتی تنها راه تسکین تنش‌های جاری در مناسبات اجتماعی ماست که می‌تواند شادکامی را نیز در میان افراد جامعه افزایش دهد۱۲.
البته وجه خودمختاریِ اجتماعی شادی از جنبه‌ی مهمی نیز با حکمرانی در ارتباط است: آنجا که بحث بر سرِ ایجاد "شهر شاد" است. در این زمینه مثال شهر بوگوتا در کلمبیا موردی آشناست: ارتقای کمی و کیفی فضاهای عمومی و جمعی، ارتقای حمل‌و نقل عمومی، ترتیب دادن فضاها و برنامه‌های تفریحی رایگان، توسعه فضای سبز، کاهش حضور اتومبیل و تسهیل تردد پیاده، دوچرخه و.. . پنالوسا، شهردار بوگوتا خود هدفش را این‌گونه توصیف می‌کند: "ما باید شهری برای خودمان، بچه های‌مان و آینده‌شان می‌ساختیم، نه شهری برای تجارت و تردد خودروها و به جای گسترش و توسعه بزرگراه‌ها، باید فکری برای کم کردن تعداد اتومبیل‌ها می‌کردیم، می‌بایست به فکر ساخت پیاده‌روهایی عریض بودیم که عابران در آن احساس راحتی کنند. می‌بایست پارک و کتابخانه می‌ساختیم، محل‌هایی مخصوص دوچرخه سواری می‌ساختیم، باید از زیاد شدن تابلوهای تبلیغاتی جلوگیری می‌کردیم و به جای آن‌ها درخت می‌کاشتیم. تمامی این مسائل یک هدف مشترک را دنبال می‌کرد: شادی و خوشحالی شهروندان"۱۳.
آشکار است آنجا که در برنامه‌ریزی شهری، آنجا که حمل‌ونقل مبتنی بر خودروهای شخصی بر حمل‌و نقل عمومی رجحان داده می‌شود، یا آنجا که سترونی و ایجاد محدودیت بر فضاهای عمومی و خصوصی شدنِ تفریح، بر شهر سایه می‌افکند، سرزندگی اجتماعی تحلیل رفته، و آلودگی و افتراق و پراکندگی فزونی می‌گیرد. درواقع، سرمایه‌گذاری در بخش زیرساخت‌ها و خدمات عمومی از سویی، و گشودن و واگذاری عرصه‌های عمومی به جامعه، می‌تواند اعتماد و سرزندگی را تا حد خوبی افزایش دهد. یعنی پیشروی در خدمات عمومی، و واپس نشستن دولت و نهادهای حاکمیتی، و خودگردانی در بخش حیات مدنی شهری.
هر یک از مباحث ذکر شده در این یادداشت، چه در منظر رفاهی، چه مشارکتی و چه اجتماعی می‌تواند موضوع مطالعه‌ای جداگانه و دقیق باشد. اما همین‌قدر می‌توان گفت که ارتقای رضایت‌مندی و شادکامی عمومی موضوعی گشوده، چندوجهی و نیازمند مشارکت فعال جامعه‌ی مدنی و گروه‌های اجتماعی مختلف در سطح شهرها و روستاهای کشور است. برخی از وجوه این شادکامی با کمترین هزینه نیز قابل دستیابی هستند و البته نیازمند تغییر نگرش‌ها و عملکردها در سطوح مختلف حکمرانی کشور.




1. World Happiness Report
2. Happiness studies
3. سید محسن موسوی، شادمانی رویکردهای نظری و یافته‌های تجربی. انتشارات تیسا: 1392: ص 38-42.
یادآور شویم که در مباحث نظری در مورد شادمانی همواره بر این موضوع تأکید می‌شود که در سنجش شادمانی، اغلب بر شخصی بودن واحد ارزیابی آن تأکید می‌شود؛ این مفهوم برای توصیف وضعیت یک جمع به کار برده نمی‌شود. بنابراین نمی‌توانیم بگوییم یک ملت شاد است. در بهترین حالت می‌توانیم بگوییم که بیشتر افراد خودشان را شاد تصور می‌کنند. با این حال تردیدی نیست که شادکامی و رضایت‌مندی، خصوصاً آنجا که به ارزیابی عقلانی و استنتاجی افراد از وضعیت زندگی‌شان مربوط می‌شود، علیرغم کیفیت ذهنی و فردی‌شان، از بسیاری به شکل اجتماعی ساخته می‌شوند.
4. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931202000515
5. بنگرید به گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس: بررسی وضعیت پوشش تحصیلی و ریشه‌کن کردن بیسوادی در کشور، 1385
6. World Happiness Report, Edited by John Helliwell, Richard Layard and Jeffrey Sachs, 2013, P 8-9
7. Gross National Happiness (GNH)
8. 33 شاخص تشکیل دهنده "رضایتمندی ناخالص ملی" بدین ترتیب دسته‌بندی می‌شوند: استانداردهای زندگی (دارایی و درآمد، مسکن، درآمد سرانه)، آموزش (سواد، سطح آموزشی، دانش، ارزش‌ها)، سلامت (سلامت روان، برداشت شخص از وضع سلامتش، روزهای سالم در سال، ناتوانی جسمی)، تنوع زیستی و انعطاف‌پذیری (مسائل زیست محیطی، مسئولیت‌پذیری نسبت به محیط زیست، حیات وحش، مسائل شهرنشینی)، حکمرانی خوب (عملکرد حکومت، حقوق اساسی، خدمات، مشارکت سیاسی و احساس آزادی)، زمان مفید (کار، خواب)، تنوع فرهنگی و انعطاف‌پذیری (زبان ملی، مشارکت فرهنگی، مهارت‌های هنرورزانه، رفتار و سلوک)، سرزندگی اجتماعات (اهدا (وقت و پول)، روابط گروهی/جماعتی، خانواده، امنیت)، سلامت روانی (رضایت از زندگی، احساسات مثبت، احساسات منفی، معنویت). بنگرید به گزارش جهانی شادمانی، منبع فوث، ص. 116.
9. Assef Bayat, Life as Politics, Stanford University Press, Stanford, California, 2009, P.138.
10. نعمت الله فاضلی، استراتژی زیستی فقرا در شرایط سخت چیست؟، ماهنامه نمایه تهران، شماره 1. شهریور 92. ص28
11. اعظم خاتم، حوزه همگانی و فضاهای عمومی در تهران. اندیشه ایرانشهر، شماره3، بهار 1384. ص10
12. به عنوان مثال، رویکرد سلبی ایجاد محدودیت برای حضور زنان در فضاها و عرصه‌های عمومی می‌تواند جای خودش را به رویکرد ایجابی "تسهیل و تأمین شرایط حضور زنان" در این عرصه‌ها بدهد؛ رویکردی که به طور قطع، نشاط را در میان زنان و بالتبع تمامی آحاد جامعه ارتقا خواهد داد.
13. در شهرهای کوچک و بزرگ جهان چه می‌گذرد؟ داستان دو شهردار موفق، ترجمه آرمین هدایتی، روزنامه همشهری، پنجشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۸۴


■ دسته‌بندی:  «جامعه»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها