شنبه ۲۰ دی ۹۳

حیات‌بخشی به خیابان‌ها و فضاهای شهری: همگرایی هنر، رسانه و کنشگری

نسترن صارمی

دهم ماه ژوئن سال ۱۹۷۱تعدادی از مردم در بولواری در بروکسل مقابل ساختمان بورسِ این شهر نشستند؛ آن موقع حدود ۲۰۰۰ نفری می‌شدند. بعضی از آن‌ها بچه‌هایشان را هم با خود آورده بودند؛ بعضی ساندویچ و سالاد و بعضی‌های دیگر حتی صندلی‌های تاشوی مخصوص پیک نیک‌شان را۱. این اولین بار بود که مردم برای رساندن پیغامی به مسئولان شهری و سایر شهروندان به برگزاری پیک نیک در خیابان اقدام می‌کردند.
۲اما شکل‌گیری آنچه با عنوان جنبش "بازپس گیری خیابان ها" (RTS) می‌شناسیم به پاییز لندن در سال ۱۹۹۱ بازمی‌گردد؛ زمانی که گروهی از شهروندان در حرکت خودانگیخته و اقدام مستقیمشان "برای راه رفتن، دوچرخه‌سواری و حمل‌ونقل ارزان قیمت و برضد ماشین‌هایی که خیابان‌ها را به اشغال خود درآورده بودند و البته سیستمی که این وضع را بوجود آورده بود"، وارد عمل شدند. جنبش ادامه‌داری که بدین ترتیب شکل گرفت در واقع اعتراض/فستیوال۳ خلاقانه‌ای بود برای بازپس گیری و احیای مجدد فضای شهری، در دورانی که نظم سرمایه همه چیز را به تصرف خود در آورده است.

مسئله این کنشگران به سادگی تنها مخالفت با تردد اتومبیل‌ها نبود. چراکه بسیاری از آن‌ها خود نیز دست کم در ساعاتی از روز کاربر وسایل نقلیه‌ای بودند که در شهر رفت‌و آمد می‌کردند. اما نقد آن‌ها متوجه مسئله یا بحرانی چندوجهی بود که همزمان، فضا، محیط، برابری، دوام و حیات اجتماعی زندگی شهری را هدف گرفته بود. به واقع، در دهه‌های اخیر در سرتاسر جهان فضای شهری که بخش مهمی از آن‌ها فضاهای عمومی یعنی متعلق به همگان بوده‌اند، به طرز فزاینده‌ای به کالایی برای خرید و فروش مبدل شده‌اند و از این طریق به مالکیت خصوصی درآمده‌اند. این فضاها به مدد ضوابط فرهنگیِ دوگانه‌ساز، شیء را به فاعل انسانی و ارزش مبادله را به ارزش مصرف برتری داده‌اند. فضاهایی اینک چندپاره و جدا افتاده از یکدیگر که به شکلی روزافزون تحت کنترل و نظارت اقتدارهای مدیریت شهری در می‌آیند ۴.

در دهه‌های اخیر در سرتاسر جهان فضای شهری که بخش مهمی از آن‌ها فضاهای عمومی یعنی متعلق به همگان بوده‌اند، به طرز فزاینده‌ای به کالایی برای خرید و فروش مبدل شده‌اند و از این طریق به مالکیت خصوصی درآمده‌اند. این فضاها به مدد ضوابط فرهنگیِ دوگانه‌ساز، شیء را به فاعل انسانی و ارزش مبادله را به ارزش مصرف برتری داده‌اند. فضاهایی اینک چندپاره و جدا افتاده از یکدیگر که به شکلی روزافزون تحت کنترل و نظارت اقتدارهای مدیریت شهری در می‌آیند

جنبش حیات‌بخشی به خیابان یا جنبش بازپس‌گیری خیابان‌ها در حقیقت یک حرکت دامنه‌دار و ناتمام اجتماعی است که اغلب ذیل جنبش‌های ضدجهانی‌سازی دسته‌بندی شده است. فعالان این حرکت در واقع به‌دنبال دگرگونی فضای شهری بودند و از منظرهای متفاوتی روال موجود تولید و مدیریت فضای شهری را به نقد می‌کشیدند: از منظر زیست محیطی، از منظر حقّ ساکنین بر شهر، و از منظر نقد تفوق روز افزون سرمایه و مصنوعات ملازمش بر فضای شهر و نیز در مواردی از منظر جهانی‌سازی و الگوهای شهری‌شدنِ متناظر با آن. در یک کلام، کنشگران و هنرورزانِ جنبش احیای خیابان این سؤال را در فضای شهرها طنین‌انداز می‌کنند: کدام قلمروها عمومی هستند و از آن مهم‌تر اینکه چه کسی از حق تصمیم‌گیری برای شیوه کاربری قلمروها در شهر برخوردار است؟

خلاقیت هنری و رسانه‌ای جنبش حیات‌بخشی به خیابان
تمامی جنبش‌ها و حرکت‌های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی، استراتژی‌های استتیکی/زیباشناختی خاصّ خودشان را تولید می‌کنند. این حرکت نیز از همان ابتدا بر شکل‌های بروز بصری‌اش دقت داشت. در سال‌های اخیر در میان هنرمندان گرایش به "تجربه کردن آثار هنری" به جای تماشا کردن صرف آن‌ها دوباره اوج گرفته است: "چرخشی اجتماعی"ای در هنر که بر مشارکتِ تماشاگر در خلق موقعیت خود مبتنی است. به موازات این چرخش، ما شاهد نوع خاصی از چرخش هنری یا خلاق در کنشگری اجتماعی نیز بوده‌ایم. در سال‌های اخیر ژست‌ها و حرکت‌های نمادین، کنش‌های اجرایی، زبان بصری و خلاقیت‌ها پای ثابت سیاست‌ورزی در گوشه و کنار شهرهای جهان بوده‌اند۵. در توصیف این پدیده، نظریه‌پردازانی چون نینا فلشین از اصطلاح "هنر کنشگر" استفاده می‌کند۶. بسیاری از این تولیدات و اجراها چندان هنرمندانه به معنایی که معمولاً از این کلمه مراد می کنیم نیستند؛ بلکه کنش‌هایی هستند که تجربه و حسانیت ما را دگرگون می‌کنند.
این کنش‌ها عمدتاً از سه شیوه بیان بهره می‌گیرند: ۱- کنش یا مداخله مستقیم؛ ۲- ابداع رسانه‌های آلترناتیو (تولید و تکثیر نشریات غیرحرفه‌ای، ویدیوهای مداخله‌گر، استفاده از اینترنت)؛ ۲- ساختن فضاهایی برای کنشگران (خانه‌ها، پارک‌ها و مکان‌های موقتیِ دیگری که کنشگران در سطح شهر برای اندک زمانی در اختیار می‌گیرند)۷.
فعالیت جنبش احیای خیابان نیز در زمره همین سنخ "نافرمانی‌های فضایی" جای می‌گیرد. در واقع نوع فعالیت این گروه‌ها لحظه‌هایی را خلق می‌کند که در کشاکش میان تعارضات و رؤیاهای آرمان‌گرایانه اجتماعی قرار می‌گیرند و خصلتی متناقض‌نما دارند. زنجیره‌ای از رویدادها و فعالیت‌های دنباله‌دار که ماهیتی سرخوشانه و البته خلاقانه دارند و استتیک و حس و حال اعتراض را از دهه نود میلادی تا کنون دگرگون ساخته‌اند.
در جامعه‌ای که رسانه‌های جمعی نقشی چنین پررنگ در تولید معنا بازی می‌کنند، کنشگری نیز می‌تواند به نمایشی جهت مداخله و جهت دادن به توجهات تبدیل شود. یکی از روش‌هایی که امروز فعالان جنبش احیای خیابان از آن استفاده می‌کنند، تهیه ویدیوهایی است از خیابان‌ها و زندگیِ شهری جاری در آن. به این معنا آن‌ها خود هم در مقامِ کنشگر و هم پوشش دهنده‌ی وقایع وارد کار می‌شوند. یا به عبارت دیگر آن‌ها می‌کوشند تا رسانه‌های خودشان را نیز همزمان با کنشگری‌شان بسازند. این امر به ویژه در مقیاس‌های محلی، در بهبودِ اوضاع کارکردی مهم دارد۸.
روش دیگر، تهیه نقشه‌هایی از شهر است که مسیرهای پیاده‌پذیر، و مناسبت برای راه رفتن و دوچرخه‌سواری در یک شهر را نشان می‌دهند؛ عاملی که در واقع با میزان انسانی بودن یک شهر نسبت مستقیم دارد و به دنبال ترسیم ماهیت دگرگون شونده و سیال شهر در جهان ما و ابداع شیوه‌های خلاقانه حضور و پرسه در فضای شهری است۹. البته رویکردها بسیار متنوع و گسترده‌اند: در لندن و لیورپول فعالان و هنرمندان شبانه خطوط نمادین حرکت عابر پیاده و دوچرخه‌سواران را در خیابان‌ها ترسیم می‌کردند. در برخی از گردهمایی‌ها، فعالان کاناپه‌هایشان را بیرون می‌آورند و برای ساعاتی خیابان را به محل فراغت تبدیل می‌کردند. آن‌ها می‌گفتند، فضای شهر و خیابان‌های آن، محل گردش و گذار مردم است؛ ما می‌خواهیم در خیابان‌های شهر آزادانه رفت‌و آمد کنیم، تجمع کنیم، جشن بگیریم و مراودات و مناسبات اجتماعی، فرهنگی خودمان را شکل بدهیم. اما در میادین و مراکز تجاری جدید، همه چیز با دوربین‌های مدار بسته، تحت کنترل تجارت است، و هرگونه استفاده و حضوری در فضای شهر برخلاف مقرراتی که در حقیقت این شرکت‌های تجاری وضع کرده‌اند، به سرعت پاک‌سازی می‌شود. گروه‌های اجتماعی حاشیه‌ای از چهره شهر پاک می‌شوند و انضباط تولیدیِ فضاهای مصرفی بر شهر حکمفرما می‌گردد.
در سال ۱۹۹۸ اولین مهمانی جهانیِ جنبش احیای خیابان که اعتراض-فستیوالی علیه سرمایه‌داری و جهانی‌شدن بود، همزمان با اجلاس سران جی۸ برگزار شد. در این گردهمایی جهانی، از ماسک‌ها و پرچم‌ها به سه رنگ سرخ، سیاه و سبز، و طلایی استفاده شد. هرکدام از این رنگ‌ها یکی از جنبش‌های اجتماعی حاضر در گردهمایی را نمایندگی می‌کردند: سبز، رنگ اکولوژیست‌ها و طلایی فعالان محیط زیست، سیاه رنگ آنارشیست‌ها، و سرخ چپ‌گرایان را نمایندگی می‌کرد. تمامی ساعات برگزاری این اعتراض-فستیوال آکنده بود از صدای موسیقی، رقص، حرکت دوچرخه‌سواران، و اجرای نمایش‌های خیابانی. آن‌ها فضای میان ساختمان‌های بلند و شاخص تجاری را با پرچم‌ها و بنرهایشان با این شعارها پر کرده بودند: "زیست بوم جهانی، نه اقتصاد جهانی"، "نمایش نده، زندگی کن!"، "زمین قمارخانه ثروتمندان نیست!"، "جشن خیابانی، نه خشونت خیابانی"۱۰.

در جامعه‌ای که رسانه‌های جمعی نقشی چنین پررنگ در تولید معنا بازی می‌کنند، کنشگری نیز می‌تواند به نمایشی جهت مداخله و جهت دادن به توجهات تبدیل شود

رویکرد محیط زیست‌گرایان
آن دسته از فعالین، منتقدان و برنامه‌ریزانی که از منظر اکولوژیستی یا محیط زیست، در این جنبش مشارکت داشته‌اند، با مواضع گوناگون به گسترش این حرکت‌های اجتماعی کمک کرده‌اند. تفوق بی‌چون و چرای اتومبیل‌ها بر شهر و آثار زیست محیطی آن از منظرهای گوناگونی مورد انتقاد قرار گرفته است. هر ساله چیزی در حدود سه میلیون اتومبیل به ناوگان حمل‌ونقل شهری اروپا افزوده می‌شود و پیش‌بینی می‌شود که مساحت تحت اشغال خیابان‌ها و بزرگراه‌های شهری طبق روال موجود از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۳۰ تا ۴۰ درصد افزایش یابند. به ترافیک شهری که خیابان‌ها و فراتر از آن زندگی ساکنان شهر را به تسخیر خود درآورده عموماً با راه‌حل‌های ناپایدار و کوتاه مدت پاسخ داده می‌شوند: افزایش پهنای خیابان‌ها، اضافه کردن راه‌ها و مسیرهای جدید و ساختن بزگراه‌های بیشتر. راه حل‌هایی که به وضوح هزینه‌های مالی، اجتماعی و محیطی گزافی را تحمیل می‌کنند و دوام و کارآمدی‌شان محدود و مقطعی است۱۱. اکنون این سؤال به طور جدی مطرح است که چگونه می‌توان نیازها به کالا و خدمات را برطرف کرد بی آنکه ساعت‌ها اسیر ترافیک بود؟ چگونه می‌توان از سکونت و گردش در فضای شهر لذت برد؟

در لندن و لیورپول فعالان و هنرمندان شبانه خطوط نمادین حرکت عابر پیاده و دوچرخه‌سواران را در خیابان‌ها ترسیم می‌کردند. در برخی از گردهمایی‌ها، فعالان کاناپه‌هایشان را بیرون می‌آورند و برای ساعاتی خیابان را به محل فراغت تبدیل می‌کردند

مصرف روز افزون از اتومبیل، علاوه بر تولید آلودگی، هرروز فضای بیشتری از شهر را به اتومبیل‌های شخصی یا همان خصوصی اختصاص می‌دهد و در حقیقیت در راستای منطقی عمل می‌کند که این جنبش جهت‌گیری کلی خود را بر ضد آن سازمان داده است: خصوصی شدن روز افزون فضای عمومی در توسعه شهری متآخر در سرتاسر جهان.
علاوه بر الهام‌بخش بودن شیوه‌های اعتراضی و فعالیت‌هایی که از دل این جنبش سربرآورد، عاقبت ایده‌ی محوری آن توانسته است در بعضی شهرهای جهان رویکرد برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران را تحت تأثیر قرار بدهد. به عنوان مثال، کپنهاگ، پایتخت سبز اروپا، نمونه‌ای است که نشان می‌دهد می‌توان به جای خیابان‌های آکنده از آلودگی (هوا و صوتی) مراکز پر تردد شهر را با تقویت حمل‌ونقل عمومی و بهبود تردد پیاده و دوچرخه، به خوبی مدیریت کرد. کمیسیون مدیریت محیط زیست اتحادیه‌ی اروپا نیز در مطالعه‌ای با عنوان "بازگرداندن خیابان‌های شهر به مردم"، با تعیین خط مشی و مطالعه موردی لزوم این جهت‌گیری را تأیید می‌کند۱۲.
به ترافیک شهری که خیابان‌ها و فراتر از آن زندگی ساکنان شهر را به تسخیر خود درآورده عموماً با راه‌حل‌های ناپایدار و کوتاه مدت پاسخ داده می‌شوند: افزایش پهنای خیابان‌ها، اضافه کردن راه‌ها و مسیرهای جدید و ساختن بزگراه‌های بیشتر. راه حل‌هایی که به وضوح هزینه‌های مالی، اجتماعی و محیطی گزافی را تحمیل می‌کنند و دوام و کارآمدی‌شان محدود و مقطعی است


مهمانی‌های خیابانی: شادمانی در شهر
شادی در شهر، و امکان برپایی اجتماعات بزرگ و کوچک برای شادمانی از دیگر اهداف جنبش‌های حیات‌بخشی به خیابان بوده است. نائومی کلاین خواست مشترک این گروه‌ها را حقّ بر استعمارزدایی از فضا می‌داند. تا فضای شهری به روی زندگیِ جمعی باز شود. در اواسط سال ۱۹۹۰ میلادی، اعتراضات پراکنده در این زمینه پدیدار شد و خیلی زود صورت جشن به خود گرفت. به عنوان مثالی از یک اجرای خیابانی می‌توان به روی صحنه‌ی خیابان آوردنِ یک تصادف ساختگی در لندن اشاره کرد. در ۱۴ می ۱۹۹۵، دو اتومبیل در مرکز لندن با یکدیگر تصادف کردند؛ راننده‌ها بلافاصله از ماشین‌هایشان پایین آمدند و اتومبیل‌های یکیدیگر را پیش چشم همگان تخریب کردند. در واقع همه این ماجرا یک تئاتر خیابانی بود. این اتومبیل‌ها اوراقی و به همین منظور خریداری شده بودند. در یک اجرای خیابانی دیگر، کنشگران ناگهان به میان اتومبیل‌ها در خیابان آمدند، سیستم صوتی را که نیروی الکتریسته‌اش از رکاب زدن دوچرخه‌ها تأمین می‌شد به سرعت به کار انداختند و با پخش موسیقی در خیابان، مهمانی خیابانی‌شان را آغاز کردند. در واقع مبنای بسیاری از این تحرکات، اشغال موقتی فضا، اجرا و گردهمایی در آن و ترک زودهنگام محل بود.
جان جوردن هنرمند بریتانیایی می‌گوید این جشن‌های خیابانی در واقع تصوری از جهانی دیگر را ترسیم و اعلام می‌کنند؛ جهانی که در آن، انسان بر سود و اکولوژی بر اقتصاد تقدم دارند. آن‌ها می‌کوشیدند بالقوگی‌های اجتماعی و خلاق جامعه را که توسعه‌ی یک جانبه نامرئی ساخته است، بار دیگر در صحنه عمومی به نمایش بگذارند۱۳. همیاری اجتماعی و بهره‌گیری از فضاهای شهری برای خلق امکان‌های گفتگو، زندگی جمعی و انسانی ساختن فضاهای عمومی، خلاصه تاریخ این حرکت‌های متکثر و پراکنده است.
از نظر میخاییل باختین، متفکر و نظریه‌پرداز روس، کارناوال و جشن، و فهم کارناوالی از جهان، همواره در ارتباط نزدیک با "میدان عمومی"، است؛ یعنی مناسبت‌ترین عرصه برای ماهیت جمعی و اجرایی کارناوال و جشن. هرچند از نظر باختین از قرن هفدهم میلادی به این طرف، رفته رفته این نگاه کارناوالی با افول مواجه شده است۱۴. در واقع شاید بتوان گفت کنشگران جنبش حیات‌بخشی به خیابان، همین نگاه کارناولی به فضای زیستی شهر را سرلوحه کار خود قرار داده بودند.

این جشن‌های خیابانی در واقع تصوری از جهانی دیگر را ترسیم و اعلام می‌کنند؛ جهانی که در آن، انسان بر سود و اکولوژی بر اقتصاد تقدم دارند. آن‌ها می‌کوشیدند بالقوگی‌های اجتماعی و خلاق جامعه را که توسعه‌ی یک جانبه نامرئی ساخته است، بار دیگر در صحنه عمومی به نمایش بگذارند

در ایران اهمیت و نقش اجتماعی میدان‌های عمومی قابل مقایسه با نمونه غربی آن نیست و به واقع کارکرد کارناوالی فضای عمومی در ایران جایگاهی نداشته است. اما در هر حال میادین مهم شهر، همچنان در شکل و شیوه‌ی حیات شهری دارای اهمیت ویژه خود هستند. از آنجایی که در تاریخ شهرهای ایران، فضای عمومی در پیوند جدی با بازار بوده است، بسیاری از میادین اصلی شهری در ایران، با نقش محوری در دسترسی به بازار، اقتصاد خُرد مردم شهر، محل ملاقات اجتماعی ویژه خود را بوجود می‌آورند. در سال‌های اخیر، در راستای نظام مدیریت شهری، که جابه جایی در شهر را با محوریت اتومبیل تسهیل می‌کند، بسیاری از میادین از چهره شهر حذف شده و جای خود را به تقاطع‌های همسطح و بعضاً غیر هم‌سطحی داده‌اند که تنها عبور نقطه‌ای اتومبیل‌ها را تسهیل می‌کنند.

ردَ پای جنبش بازپس گیری خیابان ها در جنبش‌های متأخر و سیاست‌گذاری‌های شهری
همان‌طور که فعالان و هنرمندان جنبش حیات‌بخشی به خیابان‌ها بسیاری از ایده‌های و روش‌های خلاقانه "موقعیت‌گرایان" را در خصوص پرسه‌زنی، خلاقیت بخشیدن به زندگی شهری و استعمارزدایی از زندگی روزمره الهام گرفته بودند، شیوه‌های اعتراضی-اجرایی آنان نیز در جنبش‌های اخیر اجتماعی بی‌تأثیر نبوده است.
گفتیم که برگزاری مهمانی‌های خیابانی که از ابتدا سرلوحه فعالیت‌های این گروه‌ها بوده است. از این جمله‌اند گردهمایی‌های آنی در خیابان‌ها، مراکز خرید، ایستگاه‌های مترو و امثال این‌ها. اجراهای روز افزون شهری، و از آن مهم‌تر شیوه‌های اعتراضی که فعالان جنبش‌های اخیر از اشغال وال‌استریت، تا میدان خورشید، یونان و پارک گزی استانبول برای اعتراض، اشغال فضا، و برگزاری کمپ‌های موقتی، همیاری اجتماعی و تولید هنری برگزیدند را می‌توان در این جنبش ردیابی کرد. همچنین می‌توان به ایجاد آرشیوهای اطلاعاتی، اعم از آنلاین و آفلاین، در خصوص مسائل و بحران‌های مربوط، انواع اطلاعات تحلیلی در این زمینه‌ها و گردآوری دقیق تجربیات این گروه‌ها در شهرهایی در گوشه و کنار سرتاسر جهان اشاره کرد۱۵.

چیزی که این فعالان را متحد می‌کرد، اعتقاد به ضرورت و مشروعیت عمل و مداخله مستقیم این کنشگران بود در راستای مقابله با بحران اکولوژیک و اجتماعی‌ای که با آن رو در رو هستیم. آن‌ها می‌دانستند که جامعه برای بقا باید بتواند به شکل‌های مختلف بهره‌کشی که در حقیقت در یک منطق مشترک عمل می‌کنند، توجه داشته باشد

در طول فعالیت گروه‌هایی که ذیل این جنبش فعالیت می‌کردند، اتحادهای مختلفی با دیگر اعتراضات اجتماعی سیاسی در بریتانیا رخ داد. یکی از آن‌ها حمایت و مشارکت فعالان این جنبش در اعتراضات درازدامنه‌ی کارگران بارانداز اخراج شده بود. این کارگران بعد از سال‌ها اعمال قوانین محافظه‌کارانه که اعتصاب را ممنوع ساخته بودند توانسته‌اند حق خود را طلب کند و موجی جهانی را در حمایت از خود به راه بیاندازند. اقداماتی که سه سال به طول انجامید۱۶. فعالان جنبش در گسترده‌ترین مهمانی‌های خیابانی خود به حمایت از کارگران اخراجی لیورپول پرداختند و در ۲۸ سپتامبر ۱۹۹۶ کارگران و فعالانِ جنبش بازپس گیری خیابان ها، برغم تفاوت‌های بارزشان رویدادی مشترک برگزار کردند۱۷.
جنبش RTS همواره اتحادی از تکثرها بود. برخی از کنشگران آن در پی نفی انواع صورت‌های اقتدار بودند، برخی دیگر اعتقاد داشتند که می‌توان از ابزارها و امکانات در راستای اصلاح و بهبودبخشی به عملکرد نهادهایی که به زندگی ما شکل می‌دهند استفاده کرد. اما چیزی که این فعالان را متحد می‌کرد، اعتقاد به ضرورت و مشروعیت عمل و مداخله مستقیم این کنشگران بود در راستای مقابله با بحران اکولوژیک و اجتماعی‌ای که با آن رو در رو هستیم. آن‌ها می‌دانستند که جامعه برای بقا باید بتواند به شکل‌های مختلف بهره‌کشی که در حقیقت در یک منطق مشترک عمل می‌کنند، توجه داشته باشد. با اینهمه، آرمان‌ها و اهداف متکثر جنبش به این‌ها محدود نمی‌شد و در واقع تحقق این ایده‌ها در گرو باز پس‌گیری زندگی شهری از عوامل گوناگونی است که آنرا تحت انقیاد خود درآورده‌اند: حاکمیت بی‌رقیب سرمایه که ابعاد گوناگون زندگی شهری را از پویایی اجتماعی آن تهی کرده و بُعد مصرفی آن را تفوق بخشیده است. هدف جنبش، نیل به عدالت و برابری، هم برای ساکنان فعلی و هم برای نسل‌های آینده بود. آن‌ها همه‌ی این‌ها را در گرو خلق فضاهای زیستی آلترناتیو در دل زندگی شهری می‌دانستند که مناسبات تولید و توزیعِ فضا را متحول و دگرگون می‌سازد. اگر این معجون آرمان‌ها را که یادآور نظریه آنری لوفِور در باب تبدیل کرد
جنبش RTSالهام‌بخشِ طراحی شهرهایی قرار گرفت بر مبنای کاهش تولید دی‌اکسید کربن، اولویت پیاده، حمل‌ونقل عمومی گسترده و ارزان قیمت، گنجاندن روزهای بدون اتومبیل در تقویم و پرداختن به اهمیت شادمانی و تجربه‌گری در دل شهری که طراحی و آن را زندگی می‌کنیم
ن شهر و زندگی شهری به اثر هنری هستند، افق آرمانی جنبش بدانیم، از سوی دیگر می‌توانیم لابلای دستورالعمل‌ها و سیاست‌گذاری‌های قانونی اروپا و برخی از دیگر کشورها، رسوب برخی از این فعالیت‌ها و افق‌هایی که گشودند را پیدا کنیم. جنبش حیات‌بخشی به خیابان الهام‌بخشِ طراحی شهرهایی قرار گرفت بر مبنای کاهش تولید دی‌اکسید کربن، اولویت پیاده، حمل‌ونقل عمومی گسترده و ارزان قیمت، گنجاندن روزهای بدون اتومبیل در تقویم و پرداختن به اهمیت شادمانی و تجربه‌گری در دل شهری که طراحی و آن را زندگی می‌کنیم. هرچند موارد ذکر شده، از بیان شورمندانه این جنبش و تجربه‌هایش فاصله داشته باشند.




1. Philiph Van Parjis, “Reclaim the streets”, Politics & Business, 15 - 28 June 2012, pp. 20-21.
2. Reclaim The Street (RTS)
3. protestival
4. Henri Lefebvre, Production of Space, Translated by Donald Nicholson-Smith, Blackwell, 2007, p. 69.
5. http://thirdtext.com.contentcurator.net/reclaim-the-streets

6. بعضی دیگر نیز با استفاده از دو واژهٔ art و activism، واژه artivism را جعل کرده‌اند.
7. این شیوه‌های تولید فضا یا مداخله در آن را به دلیل پیوند وثیق‌اش با سنت نافرمانی مدنی و مداخله مستقیم، را اصطلاحاً "نافرمانی فضایی" (Spatial disobeidence) هم نامیده‌اند.
8. http://thirdtext.com.contentcurator.net/reclaim-the-streets
9. www.Streetfilms.org
10. http://thirdtext.com.contentcurator.net/reclaim-the-streets
11. Reclaiming city streets for people: chaos or quality of life?, European Commission Directorate General For The Environment.
12. همان
13. http://thirdtext.com.contentcurator.net/reclaim-the-streets
14. Christopher Smith, Whose street? Urban Social Movements and the Politicization of the Space, p.11. http://www.readbag.com/yorku-ca-jmarches-visiblecity-whose-streets
15. www.tacticalmediafiles.net
16. http://www.urban75.com/Action/dockers.html
17. http://rts.gn.apc.org/prop16.htm


■ دسته‌بندی:  «رسانه»




پیام‌ها