سه شنبه ۹ دی ۹۳

آشوراده: بیم‌ها و امیدها

گفت‌وگوی یکشهر با مجتبی حسینی

آقای مجتبی حسینی، کارشناس ارشد محیط‌زیست و دارای سابقه‌ی فعالیت روزنامه‌نگاری (گلستان ایران و هفته نامه سلیم) در حوزه اجتماعی و فرهنگ و محیط‌زیست است. وی از سال ۱۳۸۰ به مدت ۴ سال کارشناس آموزش در اداره کل حفاظت محیط‌زیست، سپس کارشناس محیط‌زیست و کارشناس مسئول حیات‌وحش بوده است. او هم اکنون معاون نظارت و پایش اداره کل حفاظت محیط‌زیست استان گلستان می‌باشد. آقای حسینی همچنین در کارنامه‌اش کارشناسی مشارکت‌های مردمی در حوزه‌ی محیط زیست را دارد. پس از بازدیدی از آشوراده، نگرانی‌های عمومی در مورد این جزیره‌ی حفاظت شده و همچنین راهکارهای ارتقای وضعیت آن را با وی به بحث گذاشتیم.

یکشهر: موضوع آشوراده مانند مشکلاتی که حل نشده باقی می‌مانند، هر از چندگاهی دوباره سر بر می‌آورد. اینک با رو شدن طرحی موسوم به طرح گردشگری که گویا سازمان میراث فرهنگی هم به آن چراغ سبز داده است، بار دیگر وضعیت حال و آینده‌ی این جزیره به بحثی ملی تبدیل شده است. اما کمتر صدایی از خود اهالی استان و مسئولان محیط زیستِ آن شنیده می‌شود.

در سال ۱۳۴۹ که کنوانسیون رامسر شکل گرفت، این جزیره و آن زیست‌گاه‌های آبی را که میزبان بسیاری از پرندگان آبزی و کنارِآبزی مهاجر بودند و همچنین پرندگان بومی این منطقه را شناسایی و به دفتر کنوانسیون معرفی کرد و آن را تحت عنوان یکی از سایت‌های کنوانسیون رامسر ثبت کرده است

مجتبی حسینی: ببینید مجموعه‌ی آشوراده از نظر موقعیت جغرافیایی در جایی قرار گرفته که حداقل دو رودخانه‌ی دائم به نام گرگان‌رود و قره‌سو در استان گلستان به آن وصل می‌شود و آن را تحت تأثیر مستقیم قرار می‌دهد و در نتیجه سواحل حاشیه‌ای آن مکانی غنی است از نظر غذا برای آبزیان. علاوه بر این وجود جنگل‌های پهن‌برگ هیرکانی که فاصله‌اش تا سواحل آشوراده زیاد نیست باعث تثبیت آب‌های زیرزمینی می‌شود که به سمت پایین دست می‌آیند و همین امر باعث شده که ما چشمه‌های آب شیرینی را هم درجزیره (به صورت فصلی) و هم در سواحل و زیر دریا داشته باشیم که آن نیز خود شرایط خاصی را بوجود می‌آورد که پلانگتون‌ها و سایر آبزیان خیلی خوب می‌توانند رشد کنند و باعث می‌شود که کل ماهیان خاویاری دریای خزر به دور این جزیره بیایند و از آن کانالی که حدود صد سال پیش احداث شده بود بیایند برای زادآوری و تخم‌ریزی. وجود این گونه‌های در خطر انقراض جهانی به تنهایی یک پتانسیل هست، علاوه بر استفاده‌ی اقتصادی که می‌شود از خاویار و گوشت ماهی اوزون بورون کرد، وجود این گونه‌ها به عنوان یک ذخیره‌ی ژنی در تنوع‌زیستی خیلی حائز اهمیت است. سایر آبزیان هم که جای خود را دارد که در سواحل آشوراده یا خلیج گرگان زندگی می‌کنند و همه از آن اطلاع دارند. وجود آب شیرین باعث این شده است که ما در خود جزیره پوشش گیاهی خوبی را داشته باشیم که مأمن بسیاری از پرندگان و در واقع دیگر حیات‌وحش ما است.
این پتانسیل‌ها از همان ابتدای امر مورد توجه سازمان حفاظت محیط‌زیست بود و در سال ۱۳۴۹ که کنوانسیون رامسر شکل گرفت، این جزیره و آن زیست‌گاه‌های آبی را که میزبان بسیاری از پرندگان آبزی و کنارِآبزی مهاجر بودند و همچنین پرندگان بومی این منطقه را شناسایی و به دفتر کنوانسیون معرفی کرد و آن را تحت عنوان یکی از سایت‌های کنوانسیون رامسر ثبت کرده است.
بعد مجدداً بررسی کردند و متوجه شدند علاوه بر آن جزیره، پیرامون آن با پیش‌روی و پس‌روی آب اتفاقاتی می‌افتد که باعث می‌شود این پتانسیل‌ها گاهاً تسری پیدا کند به زیست‌گاه‌های پیرامونی و باعث می‌شود که یک رشته گونه‌ها هم آنجا تجمع کنند و این نیز حائز اهمیت است. لذا بر اساس قوانین و مقررات، سازمان حفاظت محیط‌زیست این منطقه را تحت عنوان پناه‌گاه حیات‌وحش میانکاله، به تصویب شورای عالی حفاظت محیط زیست رسانید و این مصوبه، ثبت روزنامه رسمی شد.
منطقه‌ای با وسعت بیش از ۶۰ هزار هکتار که جزیره آشوراده با ۶۵۰ هکتار هم جزئی از این پناه‌گاه شد. زمانی که این پناه‌گاه حیات‌وحش مصوب شد قوانین و مقرراتی که در کشور تصویب شده بر آن مترتب می‌شود، یعنی ما دیگر نمی‌توانیم با این پهنه مثل قبل برخورد کنیم. می‌دانید که IUCN (سازمان جهانی حفاظت از منابع طبیعی) طبقات حفاظتی‌ای را از ۱ تا ۱۰ تعریف کرده است و هر کشوری را آزاد گذاشته مطابق با قوانین و مقررات خودشان از این طبقات استفاده کنند. ایران هم بر اساس قوانین و مقررات ۴ طبقه را پذیرفته است. این چهار طبقه عبارت‌اند از: پارک‌های ملی، آثار طبیعی ملی، پناه‌گاه حیات‌وحش و منطقه‌ی حفاظت شده. که این چهارتا زیرمجموعه مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست قرار می‌گیرند.

یکشهر: فارغ از اینکه احیاناً مالکیت این محل حفاظت شده از آنِ چه کسی باشد؟

مجتبی حسینی: بله با حفظ حقوق مالک، سازمان حفاظت محیط‌زیست منطقه را به عنوان یکی از این مناطق چهارگانه معرفی می‌کند. حقوق مالک در آن زمان که این مصوب می‌شود محترم شمرده می‌شود. یعنی فرضاً اگر مالکی کشاورزی می‌کند، اشکالی ندارد، کشاورزی‌اش را ادامه دهد. البته طبق قانون، سازمان حفاظت محیط‌زیست در بلند مدت موظف است که بر اساس قیمت کارشناسی آن عرصه را از مالک خریداری کند و به منطقه‌ی خودش اضافه کند اگر قصد ارتقاء سطح حفاظتی‌اش را دارد. بالاترین سطح حفاظتی پارک‌های ملی هستند. اگر ما یک منطقه‌ی حفاظت شده یا پناه‌گاه حیات‌وحش را بخواهیم ارتقاء سطح حفاظتی بدهیم و برسانیم به آن طبقه‌ی اول IUCN که پارک‌های ملی هستند موظفیم این مستثنیات را که در مالکیت افراد حقیقی یا حقوقی غیر از دولت هستند خریداری کنیم و به این منطقه اضافه کنیم و ارتقاء دهیم. اما مالک بخواهد کاربری دیگری را در آن عرصه لحاظ کند یا کسی بخواهد سرمایه‌گذاری کند، یک کارخانه بزند، ما قوانین و مقرراتی داریم و فقط طبق آن ضوابط می‌توان تغییر کابری را لحاظ کرد.

بر اساس مطالعات، نود درصد آشوراده در زون تفرج گسترده است و فقط ده درصد آن در زون تفرج متمرکز. در تفرج گسترده ما نمی‌توانیم هیچ سازه‌ای بنا کنیم. فقط می‌توانیم با یک رشته سازه‌های سبک و سازگار با محیط و با توان محل به مدد تشویق کاربری‌های خاصّ گردشگری مثل پیاده‌روی، گردش علمی ، پرنده‌نگری و غیره بیاییم. اما در تفرج متمرکز ما می‌توانیم سازه‌هایی را داشته باشیم متناسب با ظرفیت بُردی که برای آن منطقه تعریف شده

یکشهر: به عبارت دقیق‌تر غیر از تملک، سازمان محیط زیست خود باید به هر حال وارد مدیریت کار هم بشود.


مجتبی حسینی: بله همه جا بحث مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست مطرح است و این مدیریت دو گام دارد. مدیریت توجیهی و مدیریت تفصیلی. در گام اول، وضع موجود باید شناسایی شود. از نظر زمین‌شناسی، اقلیمی، گیاه‌شناسی، جانورشناسی و همه‌ی پتانسیل‌ها به خصوص پتانسیل‌های اجتماعی، اقتصادی، جوامع پیرامونی واثرات آن را ارزیابی می‌کنند. گام دوم مدیریت تفصیلی است ناظر بر برنامه‌ریزی. در این گام، منطقه را زون‌بندی می‌کنند بر اساس توان سرزمین و برای هر زون برنامه ارائه می‌دهد.
در مورد میانکاله خوشبختانه مطالعات توجیهی و تفصیلی هر دو انجام شده است. زون‌بندی انجام شده و برای هر زون برنامه ارائه و مصوب گشته است. ما برای پناه‌گاه حیات‌وحش میانکاله یک زون امن داریم، یک زون بینابینی داریم، زون بافر داریم که سپر حفاظتی است در واقع، دوتا زون تفرج داریم که تفرج گسترده هست و متمرکز. بر اساس مطالعات، نود درصد آشوراده در زون تفرج گسترده است و فقط ده درصد آن در زون تفرج متمرکز. در تفرج گسترده ما نمی‌توانیم هیچ سازه‌ای بنا کنیم. فقط می‌توانیم با یک رشته سازه‌های سبک و سازگار با محیط و با توان محل به مدد تشویق کاربری‌های خاصّ گردشگری مثل پیاده‌روی، گردش علمی ، پرنده‌نگری و غیره بیاییم. اما در تفرج متمرکز ما می‌توانیم سازه‌هایی را داشته باشیم متناسب با ظرفیت بُردی که برای آن منطقه تعریف شده. فرضاً در این مطالعات در زون تفرج متمرکز بیان شده که این زون می‌تواند در طول ۲۴ ساعت ۱۰۰ نفر را تحمل کند. یا اینکه مثلاً در این ماه از سال می‌توان ۱۰۰ نفر مسافر بیاوریم اینجا و می‌توان به اقامتگاهی در همین حدود اندیشید. این را هم اضافه کنم که این مطالعات شامل مدیریت پسماند و فاضلاب هم می‌شود.

رهاشدگی آشوراده یک علت سوم هم دارد که تلخ است اما باید گفته شود و آن اینکه به محضِ اینکه بحث آشوراده باز می‌شود، عده‌ای فقط به این اکتفا می‌کنند که شعار بدهند که "آشوراده فروخته شد" یا اینکه "دولت به فروش آشوراده چشم طمع بسته" است. خوب با این نوع جنجال‌ها هم کار از پیش نمی‌رود

رهاشدگی آشوراده یک علت سوم هم دارد که تلخ است اما باید گفته شود و آن اینکه به محضِ اینکه بحث آشوراده باز می‌شود، عده‌ای فقط به این اکتفا می‌کنند که شعار بدهند که "آشوراده فروخته شد" یا اینکه "دولت به فروش آشوراده چشم طمع بسته" است. خوب با این نوع جنجال‌ها هم کار از پیش نمی‌رود

یکشهر: اما این طرحی که صحبت از آن می‌شود خیلی عظیم‌تر از این حرف‌هاست.

مجتبی حسینی: بله همینطور است. متأسفانه اشتباهی که رخ داد این بود که مشاوری که سازمان گردشگری برای ارائه‌ی طرح معرفی کرد، مطالعات و برنامه‌های پیشنهادی سازمان حفاظت محیط‌زیست را مبنای کار خود قرار نداد. و طرحی که ارائه کردند برخلاف این مطالعات است. مثلاً برای زون امن آمده‌اند هتل درنظر گرفته‌اند و چندین و چند برنامه‌ریزی دیگر که همه مغایرت قانونی دارد. اما مسلم است که نمی‌توانند اینکار را بکنند. خلاف قانون است.


یکشهر: ما از آشوراده بازدید کردیم. کاملاً معلوم است که اینجا رها شده است و ساکنان اصلی آن هم ۹۰ درصدشان رفته‌اند. حتی یک نوع رهاشدگی عمدی هم وجود دارد. مسئولان به ما گفتند که چندماه پیش در آنجا به طور عجیبی آتش‌سوزی رخ داده است. پس این مدیریت که می‌گوئید کجاست؟


مجتبی حسینی: چند مشکل وجود دارد که باید از هم تفکیک شود. اولاً طرح وجود دارد اما اجرای آن نیاز به اعتبار و بودجه دارد. متأسفانه این اعتبار در بودجه‌ی دولت دیده نشده است. یعنی علت اول این رهاشدگی، نبود پول و اعتبار کافی است برای اجرای برنامه‌هایی که تدوین شده‌اند. حال به همین دلیل دولت تصمیم می‌گیرد به دستگاه دیگری مثل میراث فرهنگی و گردشگری مأموریت بدهد که با هماهنگی محیط‌زیست این زون را اجرا کند. آن‌ها می‌گویند خب ما سرمایه‌گذار داریم و پول داریم و این کار را می‌کنیم. اما وقتی طرح را می‌آورند می‌بینیم که به کل قوانین و مقررات را نادیده گرفته‌اند. پس علت دوم عدم هماهنگی است. رهاشدگی آشوراده یک علت سوم هم دارد که تلخ است اما باید گفته شود و آن اینکه به محضِ اینکه بحث آشوراده باز می‌شود، عده‌ای فقط به این اکتفا می‌کنند که شعار بدهند که "آشوراده فروخته شد" یا اینکه "دولت به فروش آشوراده چشم طمع بسته" است. خوب با این نوع جنجال‌ها هم کار از پیش نمی‌رود. شما رهاشدگیِ فیزیکی و قابل رؤیت را دیدید، اما از نگاه یک متخصص محیط‌زیست

راه حل دیگری هم هست و آن اینکه تمامی آنچه به عنوان سازه‌های سنگین دیده شده است که بعضاً هم ابداً قابل اجرا نیستند- چون زمین شناسی منطقه واقلیم منطقه چنین اجازه ای را نمی‌دهد- به نزدیک‌ترین محل یعنی بندر ترکمن منتقل شود
مهم‌ترین رهاشدگی ناظر است بر خودِ زیست‌گاه طبیعی این اکوسیستم یا بومسازگان که باعث فراهم شدن این پتانسیل شده است.

یکشهر: خوب تکلیف چیست؟

مجتبی حسینی: در آخرین صحبت‌های انجام شده پیشنهاد شده که مشاور طرح پیشنهادی‌اش را تعدیل کند و بر اساس مطالعات تفصیلی میانکاله دوباره طرحش را بازبینی و با آن تطبیق دهد. مثلاً در جزیره‌ی آشوراده در این ۶۵۰ هکتار حدود ۴۷ تا ۶۰ هکتار مستثنیات داریم. یعنی هم سازه‌هایی هست، خانه‌های قدیمی مردم آنجا هست، زیرساخت‌های لازم مثل برق و آب فراهم هست، تأسیسات دولتی مثل شیلات وجود دارد، آموزش و پرورش و نیروی انتظامی وجود دارد. مشاور بیاید در همین مستثنیات با توجه به وجود پتانسیلی که هست کار را انجام دهد.

یکشهر: نگران نیستید که افرادی که تا به این حد به قوانین و مقررات بی‌توجه بوده‌اند که طرحی داده‌اند که ۷۰٪ جزیره را به جای ۵ درصدی که شما می‌گوئید تسخیر کرده است، وقتی پایش به جزیره باز شد، سازمان محیط زیست را دور بزنند؟ کنترل‌ناپذیری ساخت‌وسازِ بخش خصوصی در کشور ما یک واقعیت هولناک است.

مجتبی حسینی: صحبت‌های شما درست است. اما صحبت سر این است که اصلاً سازمان حفاظت محیط‌زیست، اداره کل منابع طبیعی و هیچ فردی نمی‌تواند مالکیت منابع ملی ما را به غیر واگذار کند. اینکه مجری یا سرمایه‌گذار دنبال چیز دیگری باشد همیشه هست اما برای جلوگیری از آن باید بر نظارت دولت و سازمان محیط زیست به طور اخص تأکید شود. همین نظارت باعث شد که طرح برگشت داده شد.

اگر نهادهای مردمی بیشتر حضور داشته باشند و آنقدر انجمن داشته باشیم که بتوانند با یک آگاهی و دانایی نسبت به علم محیط‌زیست وارد گود بشوند، درواقع کار ما هم در سازمان حفاظت محیط زیست خیلی راحت‌تر خواهد شد؛ هم در وجه آگاهی دهی به جامعه و هم در وجه نظارتی

راه حل دیگری هم هست و آن اینکه تمامی آنچه به عنوان سازه‌های سنگین دیده شده است که بعضاً هم ابداً قابل اجرا نیستند- چون زمین شناسی منطقه واقلیم منطقه چنین اجازه ای را نمی‌دهد- به نزدیک‌ترین محل یعنی بندر ترکمن منتقل شود. این از یک نظر دیگر هم خوب است و آن اینکه در ماه‌هایی از سال که هر روز نمی‌توان رفت و آمد به جزیره را تضمین کرد به علت طوفانی بودن دریا، گردشگران می‌توانند از سایر مناطق گردشگری استان که به تعداد زیاد هم وجود دارد بازدید کنند.


یکشهر: حدود دوازده سال پیش، استان گلستان از نظر سازمان‌های مردم‌نهادِ ناظر بر محیط‌زیست در کل کشور حرف اول را می‌زد. اما حالا هیچ صدایی از آن‌ها نمی‌شنویم. حتی در پرسش از اینکه آیا گردهمایی‌ای یا همایشی در خودِ گرگان در مورد آشوراده برگزار شد، جواب شنیدیم که خیر. چه اتفاقی افتاده است؟

مجتبی حسینی: البته صحبت‌هایی پیرامون موضوع مطرح شد، اما کمتر جنبه‌ی تخصصی داشت. حرف شما درست است که استان گلستان ده‌ها سازمان غیردولتیِ محیط‌زیستی که حالا به آن‌ها می‌گویند سازمان‌های مردم‌نهاد داشت. خود من هم برای هماهنگی آن‌ها و ارتقای دانشِ علمی‌شان در زمینه‌ی محیط‌زیست و در تشکل‌یابی‌شان خیلی فعال بودم. دلیل این تعدد آن بود که دولت در سال‌های پایانی دهه‌ی ۷۰ خیلی مشوق اینکار بود. اما با آمدن دولت نهم سختگیری خیلی زیاد شد. نه فقط در صدور مجوز و تمدید مجوزها سختگیری شد، بلکه جلسات هم به سختی تشکیل می‌شد. البته این را هم باید اضافه کنم که در آن سال‌ها خودِ سمن‌ها هم نتوانستند به نهادهای قوی و تخصصی و پرطرفداری تبدیل شوند. نهادهایی نشدند که پایه‌های اجتماعی قوی‌ای برای خود دست و پا کرده باشند. در نتیجه اکثر قریب به اتفاقشان یا از بین رفتند یا در حدود چند نفر و گاه اعضای یک فامیل باقی ماندند. اما من تردیدی ندارم که اگر جامعه‌ی ما بخواهد به سمت جامعه‌ی مدنی حرکت کند یکی از مؤلفه‌های آن وجود اصناف و نهادهای مدنی است. نمی‌توان جامعه‌ی مدنی را خواست اما مؤلفه‌های آن را نخواست. مبانی و پایه‌های آن را نخواست. لذا ناگزیر به داشتن این سمن‌ها که در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و محیط‌زیستی فعلیت دارند هستیم و بایدزمینه را برای فعالیت آن‌ها فراهم کنیم. اگر نهادهای مردمی بیشتر حضور داشته باشند و آنقدر انجمن داشته باشیم که بتوانند با یک آگاهی و دانایی نسبت به علم محیط‌زیست وارد گود بشوند، درواقع کار ما هم در سازمان حفاظت محیط زیست خیلی راحت‌تر خواهد شد؛ هم در وجه آگاهی دهی به جامعه و هم در وجه نظارتی.

یک راه حل مطمئن بیشتر وجود ندارد و آن اینکه سازمان حفاظت محیط زیست خودش متولی سفارش پروژه بشود و از سیر تا پیازش را خودش نظارت کند

یکشهر: به موضوع آشوراده باز گردیم. بالاخره چکار باید کرد؟

مجتبی حسینی: ببینید یک راه حل مطمئن بیشتر وجود ندارد و آن اینکه سازمان حفاظت محیط زیست خودش متولی سفارش پروژه بشود و از سیر تا پیازش را خودش نظارت کند.

یکشهر: تناقض بوجود نمی‌آید که نهاد ناظر و مجری یک نفر باشد؟

مجتبی حسینی: ما خودمان مجری نخواهیم بود. سفارش دهنده‌ی پروژه خواهیم بود و در موقع سفارش، قید و بندها کاملاً روشن هستند و بعد هم نظارت با خودمان خواهد بود. ساخت آن را گروه‌های مختلف بخش خصوصی که پروژه‌هایشان را ارائه می‌دهند و بهترینش انتخاب می‌شود اجرا خواهند کرد. ما در پارک ملی گلستان این تجربه را داریم و جواب هم داده است.

یکشهر: از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید از شما سپاسگزاریم.




■ دسته‌بندی:  «طرح و برنامه»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها