یکشنبه ۱۸ آبان ۹۳

از آسـمان تا روی زمیـن

علی نیلی

طرح سنجش عدالت در شهر در گفت‌وگو با محمدرضا واعظ مهدوی
تقریباً همه جوانی خود را صرف مطالعه و شناخت امور اجتماعی کرده است؛ در سازمان برنامه و بودجه، سازمان بیمه خدمات درمانی، وزارت بهداشت، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، وزارت رفاه و شهرداری تهران. محمدرضا واعظ مهدوی پزشک است و شاید به همین دلیل جذب فعالیت‌های مرتبط با سلامت شد. اما خیلی زود، روی دیگر سکه سلامت تن، یعنی سلامت روان و بعد سلامت اجتماع نظرش را جلب کرد و به این ترتیب، امور اجتماعی به یکی از دغدغه‌های همیشگی‌اش بدل شد. دغدغه‌ای که سبب شد یکی از جامع‌ترین مطالعات موجود در کشور را در مورد عدالت راهبری کند؛ طرح سنجش عدالت در شهر که بیش از ۵ سال زمان برد و اینک نتایج اولیه آن منتشر شده است. در این گفت‌وگو واعظ مهدوی از ویژگی‌ها و یافته‌های مطالعه خود سخن گفته است.

نمایه تهران: شما طرحی را به اجرا درآوردید با عنوان «طرح سنجش عدالت در شهر»؛ قبل از اینکه در مورد خود طرح صحبت کنیم، بفرمایید که ایده این پژوهش از کجا آمد و چرا به این نتیجه رسیدید که عدالت در شهر باید سنجیده شود؟

شاید یکی از مهمترین دلایل سقوط رژیم پهلوی همین بیتوجهی به کیفیت زندگی مردم، افزایش تبعیض و ناعادلانه بودن مناسبات اجتماعی و اقتصادی بود. رژیم پهلوی خیلی دیر متوجه این نقص شد.

محمدرضا واعظ مهدوی: ریشه‌ی اصلی این موضوع به تجربیات من در بخش اجتماعی و به‌خصوص در سازمان مدیریت و برنامهریزی سابق برمیگردد. در آن مقطع ما به عنوان معاونت اجتماعی سازمان، در واقع رسالت توسعه‌ی اجتماعی کشور را بر عهده داشتیم. توسعه‌ی اجتماعی شامل غلبه بر آسیبهای اجتماعی، بهبود وضعیت شاخصهای بهداشتی، آموزشی، و فرهنگی، همچنین ارتقای سرمایه‌ی اجتماعی و اعتماد در جامعه، کاهش جرم، تأمین امنیت اجتماعی و مواردی از این قبیل است. تحقق این موارد همواره یکی از دغدغههایی بوده که در کشور وجود داشته است و شاید بتوان گفت همه نیروهای ملی و مذهبی در پی تحقق این آرمانها بودهاند. در واقع یکی از اصلیترین اهداف در برنامهریزی ملی ارتقای همین شاخصهاست. باید توجه داشت که هدف همه فعالیتهای انسانها و برنامههای توسعه شهری و اجتماعی، بهبود کیفیت زندگی انسانها است و ارتقای شاخصهای اجتماعی در حقیقت از اصلیترین کارکردهای فعالیتهای توسعهای است.

نمایه تهران: پس باید در برنامه های توسعه این طرز تلقی ردگیری شود.

بله، حتی در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی که نظام برنامهریزی در کشور ما شکل گرفت، این دغدغه وجود داشت. گرچه خیلی جدی نبود و شاید یکی از مهمترین دلایل سقوط رژیم پهلوی همین بیتوجهی به کیفیت زندگی مردم، افزایش تبعیض و ناعادلانه بودن مناسبات اجتماعی و اقتصادی بود. رژیم پهلوی خیلی دیر متوجه این نقص شد. در واقع در پایان برنامه پنجم توسعه، به ضعف برنامهریزی اجتماعی پی برده شد و به همین دلیل دفتر توسعه اجتماعی در سازمان برنامه و بودجه سابق شکل گرفت و سعی شد به ارتقای شرایط اجتماعی در کنار اهداف توسعه عمرانی توجه شود.

نمایه تهران: یعنی از نظر شما بیتوجهی به وضعیت اجتماعی باعث وقوع انقلاب شد؟

به نظر من یکی از مهمترین عوامل انقلاب بود. این را از نشانههای بعدی هم میتوان دریافت. اگر دقت کنید می‌بینید مهمترین دغدغه، شعار و انگیزه انقلاب اسلامی بهبود شرایط اجتماعی کشور بود. شعارها و وعدههای اجتماعی امام خمینی(ره) به عنوان رهبر انقلاب، حاوی مباحث بسیار غنی در زمینه بهبود شرایط اجتماعی بود. در واقع شعارهای اجتماعی مانند تحقق عدالت اجتماعی، از بین رفتن بیعدالتی و تبعیضها، حمایت از فقرا، کاهش فاصله طبقاتی، اعتلای انسانها، رشد آگاهی و سواد و خارج شدن انسانها از جهل، غلبه بر بیماریها و بهطور کلی پیروزی بر مثلث شوم جهل و فقر و بیماری از انگیزههای اصلی شکل‌گیری انقلاب اسلامی بود. بر همین اساس هم بعد از انقلاب به بهبود شاخصهای توسعه انسانی توجه جدی شد. من و همکارانم در کتابی که چندی پیش منتشر شد، با استناد به منابع خارجی و نظریات و ارزیابیهای بیرونی نشان دادیم که دستاوردهای نظام جمهوری اسلامی در حوزه مسائل اجتماعی دستاوردهای ارزندهای بوده است و ساختارها و نهادهای مختلفی برای بهبود وضعیت اجتماعی در کشور شکل گرفتهاند؛ بعد از انقلاب آموزش و پرورش گسترش پیدا کرد، مدارس روستایی توسعه یافت، به سوادآموزی توجه جدی شد، شبکه بهداشتی و درمانی رشد وسیع پیدا کرد، شاخصهای سلامتی رشد کردند، امید به زندگی بالا رفت ودیگر شاخص‌های از این دست. سیاستهای مختلفی هم برای توانمندسازی روستاها و مناطق محروم به کار گرفته شد، این سیاستها شامل اختصاص وامهای اشتغال، معافیت مالیاتی، تأسیس شبکه بهداشتی و درمانی، طراحی نظام آموزش و پرورش روستایی، اعزام پزشک، اختصاص سهمیه دانشگاهی برای فارغ‌التحصیلان این مناطق وغیره بود. برای مثال با ارزیابیهایی که ما در حدود سالهای ۶۴ و ۶۵ داشتیم، به این نتیجه رسیدیم که علیرغم تأسیس مدارس در نقاط مختلف، آمار ترک تحصیل در مقطع ابتدای دبیرستان به خصوص در میان دخترها بالا است. بعد از بررسیها متوجه شدیم به ازای هر سه یا چهار روستا یک دبیرستان وجود دارد و والدین به دلیل دوری مسیر و امنیت، حاضر نیستند فرزندان خود را به یک یا دو روستا آن طرفتر بفرستند. آن موقع تصمیمگیری شد که در مناطق محروم خوابگاههایی برای اقامت دانشآموزان ایجاد شود که این خیلی مؤثر بود.

نمایه تهران: ارزیابی شما از سیاستهای اجتماعی در کشور چیست؟ آیا کاملاً موفق بودهاند؟

باید ببینیم ملاک و متر ارزیابی ما چیست؟ اگر توجه کنیم که ۸ سال درگیر جنگی بسیار بزرگ بودهایم و تا یک دهه بعد از انقلاب فرصتی برای برنامهریزی توسعهای نداشتهایم، بله موفق بودهایم. گرچه به نظر میرسید که باید اقدامات و سیاستهای گستردهتری سازمان پیدا کند و به خصوص سعی شود که میزان اثربخشی این سیاستها بررسی شود. به عبارت دیگر بررسی کنیم که کدام یک از این سیاستها اثربخش و کارآمد بوده و کدام ناکارا بوده است تا اصلاح شود و ارتقا پیدا کند. به همین دلیل در برنامه چهارم توسعه، شاخصهای اجتماعی در قالب جدول شماره دو ضمیمه برنامه تنظیم شد و اهداف کمّی برای دستیابی به اهداف اجتماعی تعریف شد. همچنین بحث ضرورت برخورداری حداکثری از امکانات و شرایط توسعه برای همه شهروندان در برنامه چهارم مورد توجه جدی قرار گرفت و به همین دلیل شاخصهای عدالت تدوین شد. شاخصهای عمومی شامل ضریب جینی، فاصله دهکهای درآمدی، فاصله بیستکهای درآمدی، و وضعیت مرگومیر کودکان و مادران و میزان امید به زندگی به عنوان شاخصهای عمومی عدالت اجتماعی احصا شد. همچنین قرار شد شاخصهای اختصاصی تعریف و تدوین شود که در آن مقطع در بخش بهداشت و درمان این اقدام صورت گرفت و این امکان برای ما به وجود آمد که بتوانیم شاخصهای عدالت اجتماعی را مرتب پیگیری و سنجش کنیم.

به این نتیجه رسیدم که باید این مواهب برخورداری از عدالت اجتماعی نه تنها در میانگین کشوری مانیتور شود بلکه باید در سطح استانها و مناطق مختلف کشور هم پیگیری شود. یعنی نباید فقط دلمان خوش باشد که بیسوادی را در کل کشور کاهش دادهایم بلکه باید این موضوع را منطقه به منطقه هم بررسی کنیم

نمایه تهران: از ایده سنجش عدالت در شهر میگفتید.

بعد از سازمان برنامه من در وزارت رفاه این موضوع را به صورت تخصصیتر پیگیری کردم و به این نتیجه رسیدم که باید این مواهب برخورداری از عدالت اجتماعی نه تنها در میانگین کشوری مانیتور شود بلکه باید در سطح استانها و مناطق مختلف کشور هم پیگیری شود. یعنی نباید فقط دلمان خوش باشد که بیسوادی را در کل کشور کاهش دادهایم بلکه باید این موضوع را منطقه به منطقه هم بررسی کنیم. براساس دستاوردهای جهانی به این نتیجه رسیدیم که غیر از میانگین شاخص، توزیع شاخص هم مهم است. در همین راستا در واقع در همان سالها موفق شدیم ۱۲ مؤلفه و شاخص را تعریف کنیم و برای آن در سطح استانها هدف کمّی تعیین کنیم. هیئت دولت این ۱۲ شاخص را به عنوان شاخصهای رفاه یا توسعه اجتماعی تصویب کرد و استانداریها موظف شدند برای بهبود این شاخصها خودشان را سازماندهی کنند.

متأسفانه با آمدن دولت نهم تقریباً همه این مفاهیم به کناری گذاشته شد و رویکرد به عدالت، منحصر به شعار شد

متأسفانه با آمدن دولت نهم تقریباً همه این مفاهیم به کناری گذاشته شد و رویکرد به عدالت، منحصر به شعار شد. ما سعی کرده بودیم بحث عدالت را از سطح شعار به یافتهها و کمیتهای قابل سنجش تبدیل کنیم تا بتوان برایش سیاست و برنامه عملی تدوین کرد که متأسفانه دوباره به حالت اول برگشت. اما من کماکان این دغدغه را داشتم. آنچه آموزههای دینی و اسلامی به ما میگوید این است که خداوند، جهان را که خلق کرده، نعمتهای آن را برای همگان قرار داده است و هر جا در قرآن صحبت از نعمت هست، اختصاص همگانی آن هدفگذاری شده است نه فقط برای مسلمانان، نه فقط مؤمنان و نه فقط برای فقرا. میگوید ما دریا را آفریدیم تا شما از آن استفاده کنید. خوراکیهای پاکیزه قرار دادیم که شما بخورید و شکر خداوند را به جا آورید. در واقع اراده خداوند و اختصاص نعمتها در جهان که در حقیقت بزرگترین عنایت خداوند است، همگانی است و هر عاملی که باعث شود در برخورداری از این نعمتها نابرابری ایجاد شود و یک عده نابرخوردار باشند، برخلاف سنت و منطق جهان است. بنابراین نظامهای برنامهریزی باید در جهت کاهش نابرخورداریها حرکت کنند. عدالت یعنی اینکه افراد به حقشان برسند. اصل ۲۹ و سایر اصول قانون اساسی هم تصریح میکند که همه شهروندان در برابر خدمات اساسی و خدمات پایه از حقوق برابر برخوردارند و دولتها باید زمینهسازی کنند تا اشخاص به حقوق خودشان برسند. بنابراین هر جا فقر و تبعیض و نابرابری وجود دارد، حقی ضایع شده است. همه آن تجربیات من را به این نتیجه رساند که توسعه محقق نمیشود، مگر اینکه عدالت حاصل شود و عموم مردم از مواهب توسعه بتوانند برخوردار شوند. طبیعتاً زمانی که در شهرداری به عنوان معاون برنامهریزی منصوب شدم این دغدغهها وجود داشت.
تجربیات من را به این نتیجه رساند که توسعه محقق نمیشود، مگر اینکه عدالت حاصل شود و عموم مردم از مواهب توسعه بتوانند برخوردار شوند

همان اوایل حضور در شهرداری، جلسهای با مسئولان سازمان جهانی بهداشت داشتیم که برای یک سمینار برنامهریزی میکردند. موضوع سمینار بحث شهر سالم و همکاریهای بینبخشی بود. در آخر جلسه مسئولان سازمان جهانی بهداشت گفتند کار دیگری از قبل قرار بوده در این جلسه مطرح شود و آن بررسی مدلی است که شاخصهای اجتماعی را تبدیل به چند حیطه کرده است. برای هر حیطه چند شاخص مشخص شده و این شاخصها اندازهگیری میشود و طبق یک ماتریس، گزارشی از وضعیت این شاخصها به تفکیک مناطق و شهرها ارائه میکنند. ما میخواهیم این مدل را معرفی کنیم. من هم چون آن دغدغهها را داشتم، استقبال کردم. کنفرانسی با حضور نمایندگان ۴۰ شهر برگزار کردند و مدل معرفی شد. ما این مدل را دیگر رها نکردیم. خیلی به آن بها دادیم و وقت گذاشتیم. همان زمان سفری به مصر داشتم و آنجا هم با دکتر آسایی این موضوع را مطرح کردم. ایشان مسئول این پروژه در خاورمیانه بود و من از ایشان درخواست کردم اسناد کار را بفرستند که این اتفاق هم به ما کمک کرد بتوانیم از آن مدل استفاده کنیم.

نمایه تهران: هدف مدل سازمان بهداشت جهانی چه بود؟

آن مدل در واقع عدالت در سلامت را بررسی میکرد. البته سلامت در مفهوم جامعاش. خود این هم تاریخچهای دارد. از سالها قبل کمیسیونی در وزارت بهداشت به نام کمیسیون مؤلفههای اجتماعی بهداشت و درمان، دنبال این بود که عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت را شناسایی کند و روی آن اقدامات و سرمایهگذاریهایی انجام دهد. بعدها این کمیسیون به این مدل تبدیل شده بود و در انستیتوی تحقیقاتی کوبه، بحث سنجش عدالت و پاسخگویی به نابرابریها و تلاش برای تحقق عدالت در دستور کار قرار گرفت.

نمایه تهران: در واقع هدف مدل اولیه، سنجش تأثیر سیاستهای اجتماعی بر بهداشت و سلامت در شهرها بود؟

بله. در واقع میخواست عوامل تأثیرگذار بر سلامت را سنجش کند.

نمایه تهران: یعنی بررسی شود که وقتی فلان تصمیم را شهرداری یا شورای شهر میگیرد چه تبعاتی برای بهداشت و درمان دارد؟

الزاماً در شهرداری و شورای شهر هم نبود. این مدل ممکن است مدل ملی باشد یا مدلی که وزارت بهداشت کشورها آن را پیگیری میکند.

نمایه تهران: میخواهم بدانم چطور با شما مرتبط شدند؟ چرا سراغ وزارت بهداشت نرفتند؟

یکی از شاخصهای ما بررسی پوشش بیمه بود، یعنی سنجش افراد و خانوارهایی که فاقد پوشش بیمه هستند. ما نشان دادیم حدود ۳۳ هزار نفر از جمعیت نمونه ما فاقد بیمه هستند. بنابراین نرخ فقدان بیمه در تهران را ۲۸.۷ درصد درآوردیم که رقم بالایی است و البته در مناطق مختلف با هم فرق میکند

رفته بودند، اما آن‌ها استقبال نکردند. ما استقبال کردیم و خودمان مدل را گرفتیم و پیگیری کردیم و سازمان جهانی بهداشت هم از اینکه مخاطبی پیدا کرده، خوشحال بود و سعی میکرد موارد را پیگیری کند. البته این مدل اشکالاتی داشت از جمله اینکه خیلی با شرایط ما منطبق نبود. مثلاً یکی از موارد، میزان مصرف سوخت بود. خوب سوخت منازل در تهران اکثراً گاز است. آن‌ها مثلاً زغال سنگ و چوب و این‌ها را هم در شاخصها گنجانده بودند. یکی دیگر از مسائل دسترسی به آب لولهکشی بود که ما دیگر در تهران این معضل را نداریم. اقتضائات تهران ایجاب میکند ما مثلاً در مورد فلزات سنگین یا نیتراتها در آب مطالعه کنیم. بنابراین مدل را تغییر ذاتی دادیم. در حین بررسیها موارد بسیاری از جمله سلامت روان، عناصر سرمایه اجتماعی، کیفیت زندگی، هزینههای بهداشت و درمان، و ارزیابی فقر را به آن اضافه کردیم و سعی کردیم آن را گسترش دهیم. در نهایت این مدل خیلی خوب توسعه پیدا کرد. اوایل ۵۶ شاخص، بعد ۶۵، بعد ۷۲ شاخص و در نهایت در ۷۹ شاخص تدوین شد و مورد مطالعه قرار گرفت.
این مطالعه یک پیمایش را هم در برداشت که یک بار در سال ۱۳۸۷ و بار دوم در سال ۱۳۹۰ انجام شد. اساس این طرح بر سنجش نابرابریها استوار است و بهطور کلی نابرابری در برخورداری از مواهب توسعه شهری را نامطلوب میداند و سعی میکند برای کاهش نابرابریها اقدام کند.


نمایه تهران: الان یک برنامهریز شهری میتواند از نتایج این طرح برای هدفگذاری استفاده کند؟

بله، نتایج این طرح در نهایت به صورت یک ماتریس درآمد. این ماتریس در مطالعه سال ۸۷، حدود ۲۲ سطر و حدود ۵۶ ستون داشت؛ یعنی ۵۶ شاخص برای ۲۲ منطقه تهران. بنابراین تصویر مسائل اجتماعی هر منطقه برای خود منطقه مشخص شده بود. در همان سال ۸۷، وقتی اولین سری نتایج استخراج شد، ما در تنظیم بودجه و اعتبارات شهرداری بازنگری کرده و حدود ۱۶۰ میلیارد تومان از اعتبارات را بازتوزیع کردیم. یعنی طرح، نابرخورداریها را مشخص کرد و اعتبارات را جهت داد تا این نابرخورداریها کاهش پیدا کند. در ویرایش آخر طرح که در سال ۹۰ انجام شد، حجم نمونهها برای محاسبات حداکثر شد. بنابراین ما ۳۷۲ سطر و حدود ۸۰ ستون را خواهیم داشت در یک ماتریس که وضعیت هر محله در قالب شاخصهای مختلف ارزیابی شود. این گزارش الان میتواند برای شهرداران هر محله تصویری از آن محله ارائه کند.

نمایه تهران: ارزیابی شما از وضعیت عدالت در تهران چیست؟

یکی از ویژگیهای طرح این است که کلیگویی نمیکند. در واقع مفهوم عدالت را به کمیت قابل سنجش تبدیل کرده و شاید بتوان گفت آن مفهوم کلی و آسمانی را جزیی و زمینی کرده است. بنابراین من نمیتوانم به پرسش شما پاسخ دهم. شما باید سؤال کنید که در کدام شاخص، دنبال تصویر عدالت میگردید. خشونت، فقر، هزینه درمان، زنان بیسرپرست یا شاخصی دیگر؟ شاخصها بسیار متنوعاند. برای نمونه در شاخص بیسوادی حجم نمونه ما شامل ۵۴ هزار و ۷۵۰ مرد و ۵۵ هزار و ۳۱۵ زن است که از اینها به ترتیب ۲۴۴۷ نفر مرد بیسواد هفت سال به بالا و ۴۳۳۴ زن بیسواد داریم. بنابراین در واقع ما ۴.۶ درصد در مردان و ۸.۳ درصد در زنان در سطح تهران بیسواد داریم. حالا میتوانیم به تفکیک مناطق بگوییم سطح بیسوادی زنان در کجا بیشتر است.

نمایه تهران: یعنی میتوانید به من بگویید در فلان منطقه میزان بیسوادی از میانگین تهران بالاتر یا پایینتر است و این به من کمک میکند که مثلاً اگر بخواهم، یک آموزشگاه تأسیس کنم، بهتر است کجا این کار را انجام بدهم؟

بله، از آن مهمتر این است که به شهردار منطقه کمک میکند بفهمد سطح بیسوادی در منطقهاش چطور است.

نمایه تهران: ولی یک بخش از آن چندان هم به شهردار مربوط نمیشود.

هدف ما این است که چالشها به صورت جزیی در بیاید و به همان صورت اصلاح شود. یعنی در محلهای که بیسوادی زیاد است، برای آن راهکاری اندیشیده شود. در محلهای که دسترسی به ایستگاه اتوبوس نیست، باید ایستگاه ایجاد شود. در یک محله خشونت وجود دارد و باید برای آن چارهای اندیشیده شود، پس روح طرح ما این است که برخورداری از همه ابعاد صورت بگیرد و نابرخورداریها باید در تمام ابعاد مانیتور شود

ایرادی ندارد، رفع بیسوادی شاید وظیفه شهردار نباشد اما میتواند به او تصویری از منطقهاش بدهد. طبیعتاً در منطقهای که نرخ بیسوادی بالا است، برنامههای اجتماعی و فرهنگی شهرداری باید متفاوت از منطقهای با نرخ بالای باسوادی باشد.

نمایه تهران: چند شاخص از شاخصهای طرح سنجش عدالت را معرفی کنید.

بیسوادی افراد هفت سال به بالا، میزان تحصیلات دانشگاهی، میزان ترک تحصیل، میزان افراد بیسواد ۱۵ تا ۴۹ سال یعنی افرادی که در سن فعالیت هستند، درصد کودکان زیر شش سال (چون امروز میدانیم که دوران نخست کودکی ارزش زیادی در شکلگیری شخصیت آینده افراد دارد)، وضعیت کتاب کودک، وضعیت کودکان کار، بهرهمندی کودکان از مهدکودک، آسیبپذیری خانوار، میزان سالمندی، میزان معلولیت. خانوارهای دارای سرپرست زن، زنان مطلقه، خشونت خانگی. خشونت فردی، خشونت جسمی، خشونت کلامی، خشونت عاطفی، امنیت غذایی (میزان مصرف میوه و میزان مصرف شیر)، بیکاری، وضعیت مسکن یعنی خانوارهایی که مالک مسکن هستند و خانوارهایی که منزل استیجاری دارند، کیفیت زندگی در خانه، وجود آشپزخانه، خانوارهایی که خودرو ندارند و غیره از شاخصهای طرح سنجش عدالت در شهر است.

نمایه تهران: همانطور که اشاره شد بعضی از این شاخصها به شهرداری مربوط نیستند، اما به چه کسی مربوط میشوند؟ این شاخصها در واقع عامل ایجاد حساسیت در مدیران و مسئولان نسبت به مسائل اجتماعی است.

وقتی شما صبح از خانه بیرون میآیید و میبینید یک نفر دارد یک نفر دیگر را کتک میزند، میتوانی بگویی به من مربوط نیست. اما عاطفه انسانی ایجاب میکند واکنش نشان دهی و بیتفاوت نباشی. درست است که بخشی از این‌ها جز وظیفه شهردار نیست اما مسئولیت اجتماعی برای شهردار و هرکس که در هر محلهای با خشونت و فقر و بیماری زندگی میکند، ایجاب میکند که در جهت رفع آن تلاش کند. ما البته برای این تلاشها هم مدلی داریم که با استفاده از توانمندسازی اجتماعمحور آن را عملیاتی و محقق کردیم.

نمایه تهران: چند مورد از یافتههای مهم این پژوهش را بگویید.

یکی از شاخصهای ما بررسی پوشش بیمه بود، یعنی سنجش افراد و خانوارهایی که فاقد پوشش بیمه هستند. ما نشان دادیم حدود ۳۳ هزار نفر از جمعیت نمونه ما فاقد بیمه هستند. بنابراین نرخ فقدان بیمه در تهران را ۲۸.۷ درصد درآوردیم که رقم بالایی است و البته در مناطق مختلف با هم فرق میکند. مثلاً در منطقه ۱۱ شهرداری، در محله جمهوری ۱۱.۷ درصد، در جمالزاده ۱۸ درصد، در فلسطین ۲۰ درصد، در شیخ هادی ۲۸ درصد، در باغ شاه ۱۳ درصد، در اسکندری ۲۴ درصد فاقد پوشش بیمهای هستند. شما به خوبی تفاوت محلهها را هم مشاهده میکنید.
هزینههای کمرشکن سلامت شاخص دیگری است که ما محاسبه کردیم، متوسط هزینه سلامت، هزینه دارو، بیمارستان، ویزیت، تشخیص بیماری، شاخص متوسط سرمایهگذاری، پسانداز، خط فقر و جمعیتی که در اثر هزینههای سلامتی زیر خط فقر میافتند. وضعیت زباله و دسترسی به سطل زباله یا استفاده از کیسه زباله به عنوان متغیرهای بهداشت شهری.

برنامهریزان شهری باید یک تصویر اجتماعی از شهر داشته باشند تا بتوانند برنامههای مؤثر و مفیدی اجرا کنند وگرنه اگر قرار باشد ما صرفاً خیابان بکشیم، همان اتفاقی برای شهر میافتد که در طرح نواب افتاده است؛ خانههایی که دور طرح نواباند دچار یک انفکاک ساختاری با سایر بافت محل هستند که این میتواند تعارضهای مختلفی ایجاد کند

حمل و نقل عمومی در قالب زمان رسیدن به ایستگاه اتوبوس، زمان انتظار در ایستگاه اتوبوس و زمان رسیدن به ایستگاه مترو سنجیده شده است.
عوامل خطر در سلامتی، اعتیاد، وضعیت سلامت روان در قالب پنج شاخص ارزیابی شده است. اضطراب، اختلال جسمی، اختلال کارکرد اجتماعی، افسردگی و شاخص کلی سلامت روان یا کیفیت سلامت دهان و دندان، مسواک زدن، دیابت، فشارخون، آسم، سکته قلبی، سکته مغزی، سرطانها. شاخص دیگرمان سنجش سلامت اجتماعی در قالب ناامیدی، احساس لذت از فعالیتهای روزمره، عدم رضایت یا رضایت از کیفیت زندگی بود.
در حیطه فرهنگی، هزینههای فرهنگی و آموزشی را سنجیدیم و همانطور که گفتم حدود ۸۰ جدول، مجموعه اطلاعات این مجموعه را در بر دارد. هر کدام از این جداول موضوع یک تحلیل است.

نمایه تهران: عمده مخاطبان ما برنامهریزان شهری، معماران و مهندسین مشاورند. میخواهم بدانم در این حیطه وضعیت شهر چگونه است؟

دو نکته در این رابطه مطرح است؛ یکی اینکه این طرح اصولاً اطلاعات حاصل شده را با هم ادغام نمیکند و یک شاخص ترکیبی ارائه نمیدهد. رویکرد کلی طرح، مداخلات برای اصلاح آن چالش خاص است. یعنی ما میخواهیم بدانیم در کدام محله چاقی زیاد است، تا برای آن اقدام کنیم. اگر ما بگوییم وضع این محله کلاً خوب یا بد است، دیگر مداخلات ما جهتدار نخواهد بود. صرفاً یک برداشت و برآوردی از وضع کلی آن محله میتوانیم به دست آوریم. در حالی که هدف ما این است که چالشها به صورت جزیی در بیاید و به همان صورت اصلاح شود. یعنی در محلهای که بیسوادی زیاد است، برای آن راهکاری اندیشیده شود. در محلهای که دسترسی به ایستگاه اتوبوس نیست، باید ایستگاه ایجاد شود. در یک محله خشونت وجود دارد و باید برای آن چارهای اندیشیده شود، پس روح طرح ما این است که برخورداری از همه ابعاد صورت بگیرد و نابرخورداریها باید در تمام ابعاد مانیتور شود.
نکته دوم این است که اصولاً برنامهریزی شهری یک برنامهریزی کالبدی نیست بلکه یک برنامهریزی اجتماعی برای شهر است و برنامهریزان شهری باید یک تصویر اجتماعی از شهر داشته باشند تا بتوانند برنامههای مؤثر و مفیدی اجرا کنند وگرنه اگر قرار باشد ما صرفاً خیابان بکشیم، همان اتفاقی برای شهر میافتد که در طرح نواب افتاده است؛ خانههایی که دور طرح نواباند دچار یک انفکاک ساختاری با سایر بافت محل هستند که این میتواند تعارضهای مختلفی ایجاد کند. همینطور بعد از چندین بار تخریب محلههایی مثل خاک سفید، دروازه غار و سایر جاها باز میبینیم کماکان مشکل سرجای خودش است. یعنی بعد از مدت کوتاهی محله ما جرمخیز و جرممحور و آسیبزا می‌شود. یا محلههایی هستند که کارکرد اقتصادی ندارند و حیات‌شان بدون جریان اقتصادی دچار اختلال میشود. بنابراین برنامهریزان شهری باید تحلیل اجتماعی داشته باشند، باید بدانند مسائل اجتماعی چیست. مسائل اجتماعی هم ترکیبی از همه این شاخصها و محورهاست.

نمایه تهران: ولی من وقتی میخواهم برنامه بریزم و به عنوان یک مهندس مشاور براساس نظر کارفرما کار کنم، طبیعتاً نمیتوانم خیلی مسائل اجتماعی شهر را مطالعه کنم.

بعد از چندین بار تخریب محلههایی مثل خاک سفید، دروازه غار و سایر جاها باز میبینیم کماکان مشکل سرجای خودش است. یعنی بعد از مدت کوتاهی محله ما جرمخیز و جرممحور و آسیبزا می‌شود. یا محلههایی هستند که کارکرد اقتصادی ندارند و حیات‌شان بدون جریان اقتصادی دچار اختلال میشود. بنابراین برنامهریزان شهری باید تحلیل اجتماعی داشته باشند، باید بدانند مسائل اجتماعی چیست

باید مطالعه کنید وگرنه برنامهریزی شما درست درنمی‌آید. باید بدانی در منطقهات بیسوادی چقدر است. باید بدانی در منطقهات انواع آسیبهای اجتماعی چیست. میزان ثروت مردم چقدر است. این اطلاعات کمک میکند که تصویر روشنی از وضعیت اجتماعی منطقه یا محله داشته باشی.
عملاً این اتفاق هم افتاده که طراحان طرحهای تفصیلی و طرح جامع شهری هم یکسری اطلاعات در مورد وضعیت اجتماعی منطقه خودشان استخراج میکردند و خود این تصویر اجتماعی برای اینکه چه تصمیمات و چه راهبردهایی را برای احیا و توسعه محله اتخاذ کنند، نقش ایفا کرده است. این فاکتوری است که باید به آن توجه شود و مسالهای است که باید دغدغه آن را داشته باشید. یعنی یک معمار باید جامعهشناس باشد، مسائل اقتصادی را بداند، مسائل دینی و روانی را بداند، مکانیک خاک را بشناسد. مسائل مهندسی را بداند تا بتواند درست تصمیم بگیرد.

نمایه تهران: وجود این مطالعه چقدر میتواند ظاهر و باطن تهران را متحول کند؟

بستگی به رویکرد شهرداری و شهرسازان دارد. من امیدوارم مشاور اصلی طرح جامع و تفصیلی شهر تهران در بازبینی طرح، نتایج این مطالعه را مد نظر قرار دهند. چون قطعاً هدفگذاری بهتری خواهند داشت و در آن صورت تهران را به اهدافی میرسانند که در چشمانداز آن ذکر شده است.

منبع: ماهنامه‌ی نمایه‌ی تهران. عکس از امیر جدیدی




■ دسته‌بندی:  «طرح و برنامه»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها