چهارشنبه ۱۴ آبان ۹۳

آینده شهر را چه کسانی رقم می‌زنند؟

لادن احمدیان‌هروی

مروری بر تجربه نشست‌های هم‌اندیشی در شهرداری مشهد

بیست سال آینده می‌خواهیم در چگونه شهری زندگی کنیم؟ قرار است شهرمان چگونه رشد کند؟ برای نسل بعدی چه میراث شهری می‌خواهیم به جا بگذاریم؟ چه چیزی برای‌مان مهم است و بنا داریم چگونه از این "مهم‌ها" محافظت کنیم؟ منابع جدید سرمایه‌گذاری برای توسعه شهرمان چیست؟ مهاجران از چه زمانی بدل به شهروندان شهر ما می‌شوند؟ این‌ها و بسیاری سؤال‌های مشابه دیگر دغدغه‌ی ساکنین لندن بود وقتی برای بحث پیرامون تدوین چشم‌انداز بیست ساله لندن در سال ۲۰۱۴ گردهم آمدند؛ فرآیند گفتگویی که در قالب هشتاد رخداد تحت عنوان "دوباره به لندن بیاندیش" و با مشارکت هزاران نفر صورت پذیرفت ۱.
چه کسانی می‌توانند درباره آینده‌ی شهر "ما" بیاندیشند، اظهار نظر و البته اعمال نظر کنند؟ به چه میزان من یا "ما" در ترسیم آینده شهر سهم داریم؟ این که "ما"ی مذکور بناست یک "ما"ی فرهنگی باشد، یا ملی، یا سیاسی یا متشکل از هر عنصر هویت‌بخش دیگر در اینجا محل بحث نیست- بلکه سؤال این‌جا است که چگونه سازوکاری می‌تواند ما را در ساخت رؤیایی جمعی از شهر یاری رساند؟

در مواجهه‌ی اول با سؤالات مذکور شاید این افعال جمع، و این ضمیر تکرارشونده‌ی "ما" زیاد جلب توجه نکند، اما اگر این سؤالات را ملموس‌تر کنیم یا به عبارتی به زمینه شهر خود بیاوریم، ممکن است این سؤال برای‌مان مطرح شود که این "ما" کیست؟ چه کسانی را شامل می‌شود و چه کسانی خارج از دایره‌ی "ما" قرار می‌گیرند؟ چه کسانی می‌توانند درباره آینده‌ی شهر "ما" بیاندیشند، اظهار نظر و البته اعمال نظر کنند؟ به چه میزان من یا "ما" در ترسیم آینده شهر سهم داریم؟ این که "ما"ی مذکور بناست یک "ما"ی فرهنگی باشد، یا ملی، یا سیاسی یا متشکل از هر عنصر هویت‌بخش دیگر در اینجا محل بحث نیست- بلکه سؤال این‌جا است که چگونه سازوکاری می‌تواند ما را در ساخت رؤیایی جمعی از شهر یاری رساند؟
در پاسخ به این سؤال، به نظر می‌رسد باید میان امکان گفتگوی شهروندان در فضاهای عمومی و میزان مشارکت فعالانه آن‌ها در ساخت منظر و درونمایه شهر نسبتی برقرار کرد. می‌توان در این‌جا به نفع این مدعا استدلال کرد که فضاهای عمومی، چه آن‌هایی که در حال و هوایی صمیمانه و غیررسمی هستند و چه آن‌هایی که در بستری حرفه‌ای و رسمی شکل می‌گیرند، به شرط آن‌که فراگیر۲ باشند و در ساحت اندیشه و عمل دچار مرزبندی‌های خودی و غیرخودی نشوند می‌توانند زمینه را برای اندیشیدنی جمعی درباره شهر و آینده آن فراهم آورند. این فرآیندها نه تنها مدخلی هستند برای شکل‌گیری مطالبات مردمی، که خود مقدمه‌ای بر توسعه اجتماعی است، بلکه می‌توانند با تقویت احساس تعلق خاطر افراد به محل زندگی‌شان، شهروندان را به فاعلان اجتماعی بدل نمایند.

از سال ۱۳۸۸ معاونت فرهنگی- اجتماعی شهرداری مشهد سنت چهارشنبه صبح‌ها را به راه انداخت و اقدام به برگزاری جلسات هم‌اندیشی با تکیه بر پژوهش‌های انجام شده در حوزه مسائل اجتماعی شهر مشهد نمود؛ سنتی که با برگزاری نزدیک به دویست جلسه در طول پنج سال قوت گرفته و قوام یافته است.

لزوم این مشارکت در امور شهری در دنیای امروز که رابطه انسان با شهر بیش از آن‌که طبیعی و ساده باشد پیچیده است، بیش از بیش اهمیت می‌یابد. در این‌جا سخن از پیچیدگی‌ای در میان است که از دل رابطه دوسوی انسان و شهر برمی‌آید: انسانی که شهر را می‌سازد و شهری که انسان را می‌سازد. حال اگر گروه یا گروه‌هایی از مردم از دایره‌ی این تعامل حذف شوند و دوگانه شهر/انسان به رابطه‌ای یکسویه که غلبه ساختارهای شهری بر روح و روان انسان است، تقلیل یابد؛ آنگاه است که باید منتظر پیامدهای جدی بیگانگی فرد از محیط پیرامونی و جامعه‌اش باشیم.
از این رو است که به نظر نگارنده بررسی انتقادی، بازبینی و به پرسش کشیدن ماهیت و کارکرد فضاهای عمومی موجود به منظور طرح‌ریزی برای ایجاد فضاهای عمومی ایده‌آل که خود مقدمه و پیش‌شرطِ تلاش برای رسیدن بدان‌هاست، اولویتی جدی برای کنشگران و اندیشمندان حوزه مسائل شهری است. در همین راستا، در این نوشتار به بررسی تجربه "جلسات هم‌اندیشی شهرداری مشهد" می‌پردازیم. تجربه‌ای که اگرچه خالی از اشکال نبوده و شاید راهبردهای حاصل از آن چندان دقیق و روشن نباشند، اما دستِ‌کم با به بحث عمومی گذاشتن موضوعات شهری توانسته است تجربه‌ای کم‌سابقه را در حوزه عمومی به فعلیت برساند.

کالبد زنده یک شهر
برای پژوهشگرانی که به مسائل اجتماعی شهر مشهد می‌اندیشند چهارشنبه‌ها روز آشنایی است و برای بسیاری قرار ملاقاتی مفروض. از سال ۱۳۸۸ معاونت فرهنگی- اجتماعی شهرداری مشهد سنت چهارشنبه صبح‌ها را به راه انداخت و اقدام به برگزاری جلسات هم‌اندیشی با تکیه بر پژوهش‌های انجام شده در حوزه مسائل اجتماعی شهر مشهد نمود؛ سنتی که با برگزاری نزدیک به دویست جلسه در طول پنج سال قوت گرفته و قوام یافته است.
این جلسات هر هفته میزبان طیف متنوعی از مخاطبین است: از دانشگاهیان و پژوهشگران مستقل گرفته تا نمایندگان سازمان‌ها و ارگان‌های مختلف، از جمله نمایندگان واحد پژوهش‌های استانداری، نیروی انتظامی، سازمان حمل‌ونقل و ترافیک، کمیته امداد، بهزیستی و غیره. و گاه در جلساتی با موضوعات حساس‌تر دایره‌ی مخاطبین از این‌هم وسیع‌تر می‌شود، چنان‌که شهروندان عادی که نه پژوهشگرند و نه جامعه‌شناس، نه دانشگاهی‌اند و نه مدیر، در این جلسات شرکت می‌کنند. گو این‌که به عنوان نمونه در یکصد و هشتاد و ششمین جلسه هم‌اندیشی با موضوع "آسیب‌شناسی انجمن معتادان گمنام" برخی از اعضاء این گروه به جمع حاضرین در جلسه پیوستند و در بخش پرسش و پاسخ، بحث میان آن‌ها و برخی از مسئولین چنان بالا گرفت که در روزنامه خراسان با عنوان" آسیب‌شناسی بحث برانگیز فعالیت‌های انجمن معتادان گمنام خراسان رضوی" بازتاب یافت . به عبارتی، می‌توان گفت که حضور و مشارکت در جلسات هم‌اندیشی برای عموم آزاد است؛ و از این‌رو، می‌توان از جلسات هم‌اندیشی به عنوان مصداق فضا گفتگوی عمومی یاد کرد.

پوشش خبری این جلسات در روزنامه‌های کثیرالانتشار مشهد، به ویژه شهرآرا، خراسان و قدس، نیز در همگانی شدن دغدغه‌های شهری نقش مهمی ایفا می‌کند

علاوه بر مخاطبین، این تنوع و تکثر را می‌توان در گستره‌ی وسیع ارائه دهندگان طرح‌های پژوهشی نیز مشاهده نمود. گاه طرح‌های پژوهشی به سفارش سازمان‌های دولتی است و ارائه دهندگان نیز از پژوهشگران رسمی آن سازمان‌ها هستند و گاه نتایج طرح‌های انجام شده در بخش خصوصی و توسط پژوهشگران مستقل ارائه می‌شود. اما خط ربطی که این جلسات را با وجود تنوع‌های بسیار به یکدیگر پیوند می‌دهد موضوع آن‌ها است؛ همه تحقیقات ارائه شده می‌بایست مسئله خود را پیرامون یکی از مسائل شهر مشهد از فقر و اعتیاد و حاشیه‌نشینی گرفته تا زیارت و سیمای شهر و بافت‌های فرسوده و سکونتگاه‌های غیر رسمی تعریف نمایند. در مجموع می‌توان از سه کارکرد اصلی این جلسات سخن به میان آورد.

۱. دموکراتیزاسیون مسائل شهری
در تبیین این کارکرد، می‌توان به دو رویکرد رقیب اشاره نمود. یکی رویکرد انحصارطلبی است که مسائل شهری را در حیطه‌ی مدیران و مسئولان مطرح می‌کند و دیگری رویکردی که قائل به همگانی کردن دغدغه‌ها، معضلات و مسائل شهری است. می‌توان نشان داد که منطق درونی جلسات هم‌اندیشی معاونت فرهنگی-اجتماعی شهرداری مشهد، از رویکرد دوم تبعیت کرده و با ایجاد حساسیت نسبت به فعل و انفعالاتِ درونِ لایه‌های پنهان شهر، مسائل شهری را از دایره‌ی تنگ مدیران و جامعه‌شناسان آکادمیک بُرون آورده و بدل به دغدغه‌هایی عمومی می‌نماید. بدین ترتیب، فضای عمومی‌ای شکل می‌گیرد که مردم همراه با کنشگران اجتماعی، پژوهشگران و مدیران درباره‌ی مسائل شهری بیاندیشند و نتایج تحقیقاتی را که قرار است مبنای تصمیمات مدیریتی آتی شود به چالش کشیده، تکمیل کرده و یا تائید نمایند. به عبارتی دیگر، در ذکر کارکردهای جلسات هم‌اندیشی شهرداری مشهد می‌توان از به پرسش کشیدن نخبه‌گرایی در ساحت اندیشیدن به مسائل شهری سخن گفت.

چنین جلساتی می‌تواند نه تنها از منظر علمی به بینارشته‌ای شدن مطالعات کمک نماید بلکه می‌تواند محملی باشد تا تجارب حرفه‌ای، مدیریتی، صنفی و زیستی افراد در خصوص موضوع مورد بحث مطرح شود و به گشودن روزنه‌ای به سوی ساحت‌های نادیده و به تبع آن به پیشبرد دانش یاری رساند

پوشش خبری این جلسات در روزنامه‌های کثیرالانتشار مشهد، به ویژه شهرآرا، خراسان و قدس، نیز در همگانی شدن دغدغه‌های شهری نقش مهمی ایفا می‌کند. انعکاس مفصل این جلسات با ذکر خلاصه مباحث و دیدگاه‌های متفاوت و بعضاً متعارض مطرح شده در جلسه، نه تنها دغدغه‌ها، چالش‌ها و مسائل شهر مشهد را به درون خانه‌های مردم می‌کشد بلکه دعوتی است برای اندیشیدن بدین سؤال که " بیست سال آینده می‌خواهیم در چگونه شهری زندگی کنیم؟". و از این‌رو می‌توان گفت که این‌گونه جلسات کمک می‌کنند تا مردم با وجوه مناقشه برانگیز مسائلی مواجه شوند که عادتاً در قالب سیاست‌های از بالا به پایین بر زندگی‌شان اعمال شده و پیامدهای منفی آن به نفع پیامدهای مثبت و به نام نامی توسعه از چشمانشان به دور مانده است.

۲. فرارَوی از یکجانبه‌نگری
تخصص‌گرایی افراطی از جمله دام‌هایی است که در زمینه مدرنیته اولیه طرح شد و همچنان آفت بسیاری از مطالعاتِ امروز در ایران است؛ چنین تخصص‌گرایی تمایل دارد به اعتبار علمی بودن، مسائل را به تحلیل از یک منظر فروکاسته و خود را از هرگونه آمیزش با حوزه‌های دیگر بَری بداند. حال آن‌که تجربه‌ی زیسته به ما نشان داده است که ارائه راهکارهایی به منظور مقابله با مسائل و معضلات اجتماعی، نیازمند نگاهی چندجانبه است. به عنوان مثال، امروزه در مطالعات پایداری برآنیم که فرسودگی بافت را لزوماً کالبدی ندانسته و انواع دیگر فرسودگی از جمله فرسودگی اقتصادی و فرهنگی موجود در بافت را در هم‌تنیده با فرسودگی کالبدی بررسی نماییم تا راهکاریی برای احیا و بازآفرینی آن بیاندیشیم که مولد حیات پایدار بافت باشد. چنین جلساتی می‌تواند نه تنها از منظر علمی به بینارشته‌ای شدن مطالعات کمک نماید بلکه می‌تواند محملی باشد تا تجارب حرفه‌ای، مدیریتی، صنفی و زیستی افراد در خصوص موضوع مورد بحث مطرح شود و به گشودن روزنه‌ای به سوی ساحت‌های نادیده و به تبع آن به پیشبرد دانش یاری رساند.

۳.ارتقاء مطالعات، بهبود مدیریت
اولاً باید توجه داشت که نفس برگزاری جلساتی مبتنی بر مطالعات کاربردی در فضای اجرایی شهر مشهد مفید بوده و از اهمیت یافتن این دست از مطالعات به عنوان پیش شرطِ تصمیمات مدیریتی حکایت دارد. ثانیاً اگر نگوییم تنها محمل، به جرأت می‌توان گفت این جلسات از معدود فضاهایی است که در آن، مطالعات از لحاظ روش، شیوه‌های گردآوری داده، چارچوب مفهومی، نظریه‌ی مورد استفاده، شیوه استدلال و استنتاج و از همه مهم‌تر از منظر راهکارهای برخاسته از بستر پژوهش مورد نقد قرار گرفته و به پرسش کشیده می‌شوند. این نکته به خصوص زمانی اعتبار و اهمیت بیشتری می‌یابد که در نظر داشته باشیم بسیاری از این مطالعات قرار است مبنای تصمیم‌گیری‌های مدیریتی آتی قرار گیرند. گاه حتی پیش می‌آید که با نقد شالوده پژوهش، اعتبارِ یافته‌های تحقیق مخدوش شده و سندیت خود را به عنوان اساسی برای سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی‌های بعدی از دست می‌دهد. به عنوان نمونه، هر ساله در پایان فروردین ماه جلسه‌ای به ارائه خروجی‌های مطالعه‌ای در خصوص میزان موفقیت "اِلِمان‌های هنری در طرح استقبال از بهار" اختصاص می‌یابد تا زمینه‌ای برای اصلاح و ارتقاء طرح در سال آینده فراهم گردد۴.

تا زمانی که ساز و کار مشخص و شفافی برای نشان دادن پیوند بین جمع‌بندی جلسات و اقدامات مدیریتی پدید نیاید، اعتماد و انگیزش عمومی برای حضور در این جلسات شکل نگرفته و از سوی دیگر، مسیر پیگیری مطالبات نامعلوم باقی می‌ماند

گام نخست و راهِ پیشِ رو
جلسات هم‌اندیشی معاونت فرهنگی-اجتماعی شهرداری مشهد گام نخست در جهت گشودن فضای گفتگو و برداشتن دیوار قطور و نفوذ ناپذیرِ بین مردم، پژوهشگران و مدیران است؛ گام نخست در راهی که پیشِ رو است و مقصدی که از نظرها بعید می‌آید. اما اگر بخواهیم امیدوارانه مسیرمان را به سوی مقصد نشانه‌گذاری کرده و جاده‌ای بسازیم لازم است تا نقاط ضعف را در همان گام نخست بشناسیم و برای رفع آن‌ها تدبیری بیاندیشیم. در این‌جا می‌توان به دو نقد کلی که مرتبط با دغدغه متن حاضر است اشاره نمود.

خروجی جلسات هم‌اندیشی چیست؟‌
نخستین پرسش انتقادی که پیش می‌آید در خصوص ماحصل این جلسات است: "خروجی برگزاری بیش از دویست جلسه هم‌اندیشی چه بوده است؟" آیا در نتیجه برگزاری این جلسات، ما امروز در شهری بهتر، زیباتر، آرام‌تر و پایدارتر زندگی می‌کنیم؟ البته پاسخ ما بدین پرسش با اشاره به سه کارکردی که در قسمت پیش بدان‌ها پرداختیم آغاز می‌شود: یعنی دموکراتیزاسیون مسائل شهری، فرارَوی از یکجانبه نگری و ارتقاء سطح کیفی مطالعات که به خودی خود حائز اهمیت بسیارند. اما در ساحت مدیریتی و اجرایی، نتیجه انضمامی این کارکردها چه بوده است؟

ٔ تجربه‌ی معاونت فرهنگی-اجتماعی شهرداری مشهد گفته شد هرچند که بیان‌کننده‌ی گام نخست در بستر تجارب شهر مشهد است و از جنبه‌های گوناگون می‌توان به نقد آن پرداخت، اما در نفسِ مفید بودن آن جای تردیدی نیست؛ گام نخستی که با نقدهای سازنده می‌توان به پیشبرد و اصلاح آن یاری رسانده و با بهره‌گیری از تجارب آن الگویی برای شهرهای دیگر ایران طراحی نمود

پیگیری مُصِرانه این جلسات نشان می‌دهد که برخی مسائل و نکات مداماً و در جلسات متعدد مطرح می‌شوند اما نشانی از رسیدگی به آن‌ها توسط مدیران به چشم نمی‌خورد و این ظن به وجود می‌آید که مبادا این مطالعات و این جلسات بیشتر جنبه تزئینی داشته باشد. از سوی دیگر می‌توان این فرض را مطرح نمود که شاید برخی از موضوعات توسط بعضی از مدیران بررسی و برای رسیدگی بدان‌ها تدابیری اندیشیده شده باشد اما از نظر ما، مخاطبین جلسه، مغفول مانده باشد. از این‌رو، بهتر است نقد حاضر را این‌گونه صورت‌بندی نمود: تا زمانی که ساز و کار مشخص و شفافی برای نشان دادن پیوند بین جمع‌بندی جلسات و اقدامات مدیریتی پدید نیاید، اعتماد و انگیزش عمومی برای حضور در این جلسات شکل نگرفته و از سوی دیگر، مسیر پیگیری مطالبات نامعلوم باقی می‌ماند.

صدا صدای کیست؟ همان‌گونه که وصف شد این جلسات برای عموم آزاد بوده و به منظور ورود و مشارکت در مباحث نیازی به اثباتِ انتساب به پست و مقامی نیست. اما این نکته تنها به معنای برداشتن مانع آشکار در برابر حضور مردم است، حال آن‌که مانع پنهان همچنان برجا است. از آن‌جا که نه فراخوان عمومی وجود دارد و نه انگیزش و تمرین عمومی برای حضور در چنین جلساتی، عموماً مخاطبین جلسات، هر چند متنوع، اما متشکل از افراد مشخصی هستند که هر هفته در این جلسات شرکت می‌کنند. به گونه‌ای که گاه جای مردم، پژوهشگران مستقل و نگاه‌های منتقد خالی می‌ماند.




1. http://thelondonplan.ca/full.php
2. Inclusive
3. http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=2&year=1393&month=3&day=8&id=5985708
4. http://old.shahrara.com/details,1390,4,19,6,00.


■ دسته‌بندی:  «حکمرانی شهری»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها