شنبه ۱۰ آبان ۹۳

انتخابات برزیل: پیروزیِ سیاست‌های اجتماع‌محور و تعدیل نابرابری‌ها در شهر

نسترن صارمی

انتخابات ریاست جمهوری برزیلی در حالی برگزار شد که بسیاری از تحلیل‌گران و خبرگزاری‌ها آن را پیش‌بینی ناپذیر و حساس قلمداد می‌کردند؛ البته نتیجه نیز نشان داد که رقابت بالا بود. در هر حال دیلما روسف، رئیس جمهور پیشین و کاندیدای "حزب کارگر" توانست اکثریت آراء را به خود اختصاص داده و پیروز این کارزار باشد. این چهارمین دور حکومت حزب کارگر در برزیل خواهد بود. این انتخابات از جهات مختلف حائز اهمیت و جنجالی به شمار می‌آمد؛ عمده‌ترین آن‌ها، رکودی است که اقتصاد برزیل چند ماهی است بدان وارد شده، و دیگری، شورش‌ها و اعتراضات سراسری که در سال گذشته روی داده و اعتبار و محبوبیت دولت روسف را تا اندازه‌ای خدشه‌دار کرده بود.

رقبای اصلی روسف در این انتخابات مارینا سیلوا، نامزد محیط زیست‌گرای "حزب سوسیالیست" و آئسیو نوس ن

اگرچه اسامی هر سه حزب رقیب، طنین چپ‌گرایانه دارند، اما آن چه این سه جریان عمده‌ی صحنه سیاسی برزیل را از یکدیگر متمایز می‌کند، برنامه‌های اجتماعی و سیاست‌های پولی آن‌هاست. برنامه‌هایی که جهت‌گیری گروه‌های اجتماعی منتفع را در بطن دموکراسی جوان و پویای برزیل تحت تأثیر قرار داده است
امزد "حزب سوسیال دموکرات برزیل" که حزبی میانه‌رو است، بودند. سیلوا که در اغلب نظرسنجی‌ها از نوس پیش بود، در نهایت عقب افتاد: در دور اول انتخابات، دیلما ۴۲% آراء، نوس ۳۴% و سیلوا ۲۱% آراء را به خود اختصاص دادند. بدین ترتیب، دیلما در دور دوم انتخابات وارد رقابت سختی با نوس شد، که به گفته‌ی بسیاری از تحلیل‌گران موجب انشقاق افکار عمومی در برزیل شد. یعنی رقابت دو برنامه که قطبی‌ترین مواجهه انتخاباتی ممکن در برزیل را رقم می‌زنند؛ آن هم از سوی دو حزبی که در بیست سال اخیر ریاست جمهوری را در دست داشته‌اند.
اگرچه اسامی هر سه حزب رقیب، طنین چپ‌گرایانه دارند، اما آن چه این سه جریان عمده‌ی صحنه سیاسی برزیل را از یکدیگر متمایز می‌کند، برنامه‌های اجتماعی و سیاست‌های پولی آن‌هاست. برنامه‌هایی که جهت‌گیری گروه‌های اجتماعی منتفع را در بطن دموکراسی جوان و پویای برزیل تحت تأثیر قرار داده است.
دولت دیلما در یکی دو سال اخیر انتقادات بسیاری را متحمل شده بود: از جمله،اعتراضات شهری که سال گذشته با اعتراض به افزایش نرخ حمل و نقل عمومی و سوخت کلید خورد و در اندک زمانی به حرکتی فراگیر و سراسری در برزیل تبدیل شد. دامنه‌ی این اعتراضات اما از بهای بلیط اتوبوس و مترو فراتر رفت و فساد دولتی، خدمات عمومی ضعیف و عدم سرمایه‌گذاری در بهداشت و آموزش را نیز نشانه گرفت.علیرغم آنکه رئیس جمهور از تظاهرات‌های صلح‌آمیز شهروندان برزیلی حمایت کرد و برگزاری این تظاهرات را حقّ مسلم شهروندان این کشور دانست، اعتراضات مردمی برزیل با برخورد خشونت‌آمیز پلیس مواجه شد. دیلما گفته بود "برای جلب اعتماد مردم قول می‌دهم اصلاحاتی اساسی در خدمات شهری کشور ایجاد کنم و به وضعیت کشور سر و سامان بدهم"۱.
اعتراضات که در مجموع ۳۰۰ شهر بزرگ و کوچک را به مدت سه هفته با تلاطم مواجه ساخته بود، از نارضایی‌های متنوعی در جامعه حکایت می‌کرد. و جالب آنکه این اعتراضات، در میان معترضین با مواضعِ راست‌گرایانه و چپ‌گرایانه‌ی رادیکال نوعی همگرایی ایجاد کرده بود. با این همه، گستردگی اعتراضات نشان می‌داد که ۱۲ سال تکیه بر مسند اداره کشور فرصت طولانی برای انتقاد و انباشت مطالبات مردمی را فراهم آورده است.
اما وضعیت رقبای دیلما از چه قرار بود؟ مارینا سیلوا که برای مدتی سمت وزیر محیط زیست را در دولت دیلما روسف نیز بر عهده داشت، پس از ۲۰۱۰ از حزب سبز جدا شد. او که مخالف سقط جنین و ازدواج همجسنگرایان بود، وقتی کاندیدای حزب سوسیالیست برای ریاست جمهوری شد، اصل سیاسی موافقت حزب با این قبیل ازدواج‌ها را کنار گذاشت. هواداران او ترکیبی از چپ‌گرایان، طرافداران محیط زیست و مسیحیان راست‌گرا هستند. در مجموع، سابقه‌ی او در زمینه دفاع از محیط زیست تصویری پیشرو برای او فراهم آورده است. همزمان با موج نارضایتی ۲۰۱۳، او نیز شعار "سیاست نوین" و "تغییر" را سرلوحه برنامه‌های انتخاباتی‌ش قرار داد؛ اما وعده‌های او در مجموع بیشتر به بازگشتی به دوران پیش از حکمرانی حزب کارگر شبیه بود تا تحولاتی نو و تازه: کاهش هزینه‌های دولت، روابط نزدیک‌تر با ایالات متحده و ارتقای تجاری حوزه کشاورزی۲.
رسانه‌های محافظه‌کار این روزها خبر از اُفت بازار بورس برزیل را برجسته ساخته‌اند. تحلیل‌گران منتقد، اما همدل با دیلما، موفقیت او را در گرو رجوع به میراث حزب کارگر و دستاوردهای دموکراتیک و اجتماع‌محور آن می‌دانند

آئسیو اما بدون ژست‌های نوگرایانه مارینا سیلوا، همین وعده‌ها را ابراز می‌کرد: سیاست‌های اقتصادی محافظه‌کارانه، خصوصی‌سازی، استقلال بانک مرکزی از نهاد ریاست جمهوری و برقراری روابط نزدیک‌تر با دولت امریکا. مسئله مهم دیگر وعده مبارزه با فساد بود؛ چیزی که نوس آن را رسوایی برای دولت نامیده بود. می‌توان گفت فساد یک اپیدمی در برزیل است. خصوصاً که این کشور مقر استقرار کارتل‌های مواد مخدر نیز هست. نوس تاکنون بارها در سخنان خود از لزوم یک خانه تکانی عظیم در نظام سیاسی برزیل صحبت کرده است. واقعیت این است که روسوف نیز برخلاف این سخنان فعالیت نکرده است. او از زمان کسب مقام ریاست جمهوری، هشت وزیر خود را به اتهام فساد مالی از کار برکنار کرد۳. به هر رو، مبارزه با فساد از وعده‌های دشواریاب روسف یا هر کاندیدای دیگری در برزیل هست و خواهد بود.
با تمام این‌ها دیلما موفق شد تا در دور دوم انتخابات و در رقابتی تنگاتنگ برای بار دوم رئیس جمهور برزیل شود. تحلیل‌گران از دشواری‌های پیش روی او حرف می‌زنند و رسانه‌های محافظه‌کار این روزها خبر از اُفت بازار بورس برزیل را برجسته ساخته‌اند. تحلیل‌گران منتقد، اما همدل با دیلما، موفقیت او را در گرو رجوع به میراث حزب کارگر و دستاوردهای دموکراتیک و اجتماع‌محور آن می‌دانند.

دیلما و میراث حزب کارگر
واقعیت آن است که به‌رغم اعتراضات ۲۰۱۳ و انتقادات دائم رقیبان، دولت دیلما روسف توانست دستاوردهای لولا داسیلوا، محبوب‌ترین رئیس جمهور برزیلِ دموکراتیک- را به میرانِ قابل توجهی گسترش بدهد. لولا از چهره‌های برجسته حزب کارگر بود؛ برنامه سیاسی و اقتصادی-اجتماعیِ او دو وجه برجسته داشت: از یک سو مسئولیت پرداخت بدهی‌های خارجی را پذیرفت – کاری که کاردوزو نیز پیشتر انجام داده بود؛ و از سوی دیگر برنامه‌های رفاه اجتماعی گسترده‌ای را پیش برد؛ از جمله طرح "دستمزد خانواده۴" که به خانواده‌های فقیر ماهیانه مبلغی را پرداخت می‌کرد، مشروط بر آنکه فرزندانشان را به مدرسه بفرستند و با استفاده از تسهیلات بهداشتی-درمانی رایگان، سلامت آن‌ها را تضمین نمایند.

شهرداری‌های برزیل از لحاظ دموکراتیک بودن، الگوی تمام شهرداری‌های جهان هستند و برنامه‌های آنها در دســتورکارِ همه‌ی شهرداری‌هایی است که برای مشارکتِ شهروندان در امور شهر ارزش و احترام قائلند

حداقل دستمزدها نیز در برزیل از وضع وخیم گذشته ارتقا پیدا کرد، و نرخ بیکاری نیز در سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹ از ۳۵.۸% به ۲۱.۴% کاهش یافت. هرچند در این سال‌ها ضریب جینی تغییر چندانی نکرد، اما رشد اقتصادی در کنار برنامه‌های دولت برای فقرا، نظیر سوبسیدهای مسکن، برق‌رسانی به سراسر کشور، و گسترش فرصت‌های آموزشی توانست وضع زندگی فرودستان را تا اندازه‌ای بهبود بخشد. با این حال اصلاحاتی که حزب کارگر در حوزه کشاورزی وعده داده بود، به وقوع نپیوست؛ برخی از منتقدان نیز بر این باورند که ضعیف شدن ارتباط حزب با بدنه اجتماعی آن در دوران لولا آغاز شده بود.
دیلما در دوران ریاست‌جمهوری‌اش، می‌کوشید تا به شعار "برزیل بدون نکبتِ" خود جامه عمل بپوشاند. هرچند تحقق این شعار ممکن نبود، اما نرخ فقر در سال ۲۰۱۲ تا ۱۵.۲% پایین آمد. حداقل دستمزد در سال ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ افزایش یافت و پرداخت‌های طرح "دستمزد خانواده" نیز تا ۲۵% افزایش پیدا کرد. نرخ بیکاری و اشتغال غیررسمی به‌رغم کند شدن رشد اقتصادی به نرخ تاریخی ۵% کاهش یافت۴. ضریب جینی نیز نهایتاً در سال ۲۰۱۲ کمی رو به کاهش نهاد و از رقم ۵۴.۷ به ۵۱.۹ رسید. با این حال باید به یاد داشت که برزیل علیرغم تمام پیشرفت‌های دهه‌های اخیر همچنان در میان کشورهای نابرابر جهان رتبه ۱۷ ام را به خود اختصاص داده است ۶.
آنچه میراث حزب کارگر را در این میان برجسته می‌سازد، تجربیات تازه این حزب در حوزه برنامه‌ریزی اجتماعی است. تجربه‌ای که به‌رغم آنچه برخی از رسانه‌های راست‌گرای منتقد می‌کوشند وانمود کنند به هیچ‌وجه قابل قیاس با برنامه‌های پوپولیستی حکومت‌های غیردموکراتیک نیست. حزب کارگر برزیل به عنوان توده‌ای‌ترین حزب دموکراتیک برزیل و حتی جهان، برنامه‌هایی ارائه می‌کند که به هیچ وجه "عوام‌فریبانه" نیستند. در برنامه‌های عوام‌فریبانه، ساختاری برای مشارکت مردمی وجود ندارد و شخص یا حزب، جایگزین مشارکت آزاد مردم، و قیم آن‌ها می‌شود۷. حال آنکه، حزب کارگر برزیل با کنار گذاشتن مواضع تندروانه، در پی پایه‌ریزی برنامه‌های اجتماعی مشارکت محوری برآمد که در حین خروج گروه‌های حاشیه‌ای جامعه از فقر، با مشارکت از پایین به بالا، آن‌ها را در فرآیند توسعه دخیل گرداند. به عنوان مثال "بودجه‌ریزی مشارکتی۸" ، برنامه ای بسیار مترقی است که مردم را در مدیریت شهری‌شان مشارکت می‌دهد. همچنین، به رسمیت شناختنِ "حق به شهر". این هر دو، و سایر برنامه‌هایی نظیر این‌ها، ابتکاراتی بودند که از دل فعالیت‌های این حزب بیرون آمدند۹.
بودجه ریزی مشارکتی دو بال دارد، یک بال جغرافیایی که از محلات سرچشمه می‌گیرد، به این ترتیب که نهادهای مانند شــورایاری‌ها و شورای شهر، در روندِ مدیریت شهری و تعیین برنامه‌های شهرداری مشارکت دارند؛ و بال دیگرِ بودجه‌ریزی مشارکتی است که در آن، بودجه با همراهیِ ترکیبی از اتحادیه‌های مختلف و انجمن‌های صنفی و مدنی تنظیم می‌شود

شهرداری‌های برزیل از لحاظ دموکراتیک بودن، الگوی تمام شهرداری‌های جهان هستند و برنامه‌های آنها در دســتورکارِ همه‌ی شهرداری‌هایی است که برای مشارکتِ شهروندان در امور شهر ارزش و احترام قائلند . شهرداری‌های برزیل به شیوه بودجه ریزی مشارکتی اداره می‌شود. این بودجه ریزی مشارکتی دو بال دارد، یک بال جغرافیایی که از محلات سرچشمه می‌گیرد، به این ترتیب که نهادهای مانند شــورایاری‌ها و شورای شهر، در روندِ مدیریت شهری و تعیین برنامه‌های شهرداری مشارکت دارند؛ و بال دیگرِ بودجه‌ریزی مشارکتی است که در آن، بودجه با همراهیِ ترکیبی از اتحادیه‌های مختلف و انجمن‌های صنفی و مدنی تنظیم می‌شود. برنامه‌های شــهرداری‌ها در برزیل به صورت مستقیم توسط این دو نوع تشکل (جغرافیایی، طبقاتی) هدایت می‌شود۱۰.

ادامه فقرزدایی در گرو گسترش دموکراسی اجتماعی
میراث پربار حزب کارگر بار دیگر در دستان دیلما قرار داد؛ آن هم در دورانی که اتحاد کشور پس از انتخابات قطبی‌شده‌ی اخیر امری خطیر و سرنوشت‌ساز جلوه می‌کند. به گفته‌ی نشریه‌ی فارین پالیسی، تحت برنامه‌های فقرزدای دهه‌های اخیر حدود ۵۰ میلیون نفر در برزیل از فقر خارج شده‌اند و شاید همین طبقه متوسط نوظهور است که با خواسته‌هایش عملکرد دیلما را بیش از پیش به چالش می‌گیرد.
در زمانی که "حق بر شهر" در شهرهای برزیل تصویب شد و به قانون تبدیل گشت، مهم‌ترین مســئله سکونتگاه‌های غیررسمی بود که در برزیل به نام "فاولا" شناخته می‌شود. در طول یک دهه محو چنین شــیوه‌ی زیســت امری چشــمگیر و باورنکردنی بود که از دموکراتیک کردن فرآیند دسترســی به زمین و مســکن شــهری ناشی می‌شد؛ در اعتراضات اخیر، مردم به صراحت فریاد می‌زدند که تنها نجات یافتن از فاولاها کافی نیست و حالا که از حاشیه به مرکز آمده‌اند، متوقف نخواهند شد۱۱.
با این توصیف شاید بتوان گفت دیلما یک راه بیشتر پیش رو ندارد: تعمیق دموکراسی، تعامل و دیالوگ از سویی برای انسجام بیشتر اجتماعی و از سوی دیگر الهام دوباره از میراث حزب‌اش، آنجا که با ارائه طرح‌های "واقعی" می‌کوشیدند میان نیازهای گروه‌های مختلف اجتماعی تعادل برقرار کنند. طرح‌هایی که مانع تعمیق قطبی شدنِ اجتماعی برزیل و تقسیم رأی دهندگان به شمال و جنوب شوند. با این همه، آنچه بیش از همه در برنامه‌ریزی و سیاست‌ورزی برزیل الهام‌بخش می‌نماید، تلاش برای گسترش مشارکت اجتماعی از سویی و حرکت به سوی رفع نابرابری‌ها و آوردن برنامه‌های اجتماع‌محور ذیل سیاست دموکراتیک ملی و استقلال "عاقلانه" از مناسبات ناعادلانه جهانی از سوی دیگر است.




1. http://yekshahr.net/2014/02/post-3.html
2. https://nacla.org/news/2014/10/20/why-dilma-should-look-back-her-bases-brazils-runoff-election
3. همان
4. Bolsa Familia
5. nacla.org, ibid.
6. مریم امیری، "پیچ تاریخی دولت کارگری"، روزنامه شرق، 4تیر 1392
7. کمال اطهاری، "چپ در صحنه"، سایت انسان‌شناسی و فرهنگ، http://anthropology.ir/node/13009
8. participatory budgeting
9. همان
10. کمال اطهاری، "علامت سوال‌ها در ناآرامی‌های برزیل"، روزنامه شرق، 4تیر 1392

11. مریم امیری، همان.


■ دسته‌بندی:  «شهرهای جهان»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها