چهارشنبه ۳۰ مهر ۹۳

قوت‌ها و ضعف‌های لایحه‌ی "حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان"

در گفت‌وگو با خانم هاله‌السادات سرّی
خبرها حکایت از آن دارند که بررسی لایحه‌ی "حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان" در کمیته‌ی حقوق خصوصی مجلس در حال اتمام است. اغلب صاحبنظران در بابِ اهمیت این لایحه متفق‌القول‌اند و با اینهمه همچنان پرسش‌هایی در مورد نقاط قوت و ضعفِ این لایحه باقی هستند. این پرسش‌ها را با خانم هاله‌السادات سرّی، کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم‌شناسی و عضو ”انجمن حمایت از حقوق کودکان“ که تجربه‌ی پذیرش داوطلبانه وکالت کودکان آسیب دیده را داشته‌اند، در میان گذاشته‌ایم.

یکشهر: مفاد این لایحه، بناست که کلیه‌ی افراد کمتر از ۱۸ سال تمام را در بر بگیرد؛ از طرف دیگر می‌دانیم که طبق قانون مدنی سن ازدواج دختران ۱۳ سال تمام شمسی و پسران ۱۵ سال تمام شمسی است؛ در قانون مجازات اسلامی با اعداد و ارقام دیگری روبرو هستیم، از نظر شما این اختلاف‌ها که همه به نوعی به "سن بلوغ" بر می‌گردند مشکلاتی را در آینده برای اجرای این قانون ایجاد نخواهند کرد؟

: توجه این لایحه به کودک بزه‌دیده است، اما توجه قانون مجازات به کودکی است که رفتار معارض قانون از او سر زده یا از دستور قانونگذار تخطی کرده است.

سرّی: ببینید این‌ها قوانینی نیستند که زیرمجموعه‌ی هم باشند. ما در کشورمان یک رشته قوانین داریم ، قانون مدنی داریم ، قانون مجازات اسلامی داریم، قانون آیین دادرسی کیفری داریم، قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب سال ۱۳۸۱ را داریم و خود کنوانسیون حقوق کودک را داریم که خاصه در مورد کودک است. قوانینی که هر کدام یک بخش کاملاً مجزایی دارند در خصوص کودک و نوجوان، نمی‌توانیم ما بیاییم بگوییم آن چیزی که در این لایحه آمده مغایرت دارد با آن چیزی که در قانون مجازات آمده و یا باید حتماً آن را تحت پوشش قرار بدهد یا نه.
لایحه‌ی حمایت از کودکان و نوجوانان، باید با خودش مقایسه بشود و با زیرمجموعه‌های خودش. نباید بگوییم که چون قانون مجازات اسلامی سن مسئولیت کیفری را چیز دیگری تعریف کرده و اینجا چیز دیگر، پس این دو باهم مغایر هستند.
به نظر می‌رسد که در متن این لایحه هم کودکان ساکن ایران و کودکان ایرانی جای بگیرند.

یکشهر: از نظر شما این لایحه می‌تواند اختلاف بین این قانون‌های مرجع متعدد را اصلاح کند؟ راه حل چیست؟ آیا این لایحه می‌تواند به عنوان مرجع بالا دستی برای دیگر قوانین و آیین‌نامه‌ها باشد؟

سرّی: ایده‌آل و آرمان همه‌ی فعالین حقوق کودک این است که سن ۱۸ سال در تمام قوانین به عنوان سن کودکی تعریف بشود. اما همانطور که استحضار دارید، قانون مجازات قبلی سن بلوغ را به‌عنوان سن مسئولیت کیفری تعیین کرده بود. یعنی می‌گفت کودکی که به سن بلوغ برسد، یک شبه بزرگ می‌شود و باید مسئولیت یک فرد بزرگسال را داشته باشد و همان موقع هم ما کنوانسیون حقوق کودک را داشتیم که می‌گفت فردِ زیر ۱۸ سال کودک است. قانون حمایت از کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۸۱ آمد و همین را تسجیل مرد. این اختلاف باعث شد که کم‌کم قانون مجازات ما یک مقداری مترقی‌تر بشود و نزدیک کند تعریف خودش را از سن کودکی به ۱۸ سال و به خاطر همین اگر به قانون مجازات جدید نگاه کنید، سن کودکی بخصوص در جرائم تعزیری خیلی به سن ۱۸ سال نزدیک شده است. یک مسئولیت پلکانی را تعریف کرده است. ۹ تا ۱۵ سال، ۱۲ تا ۱۵ سال، ۹ تا ۱۸ سال، حتی در حدود و قصاص و دیات هم گفته است که باید رشد را قاضی احراز کند و ببیند فردی که عنوان مجرمانه را انجام می‌دهد آیا از ماهیت عملی که انجام می‌دهد اطلاع داشته است. هر چند که به سن بلوغ رسیده باشد. این‌ها اصلاً باهم قابل قیاس نیستند. الآن در قوانین جاری کشورمان این تقسیم بندی فعلاً در حال اجراست و این‌ها مغایرتی از نطر اجرا پیدا نمی‌کنند. هر چند که ایده‌آل ما این است که همه ۱۸ سال بشود هم از نظر سن مسئولیت کیفری و موارد دیگری که نیاز به تعریف سن کودک هست ۱۸ سال باشد. اما الآن که این اختلاف وجود دارد قانون مجازات جای خودش است، قانون مدنی جای خودش و قانون آیین دادرسی کیفری جای خودش. هرکدام این‌ها خودشان زیرمجموعه‌ی قانون دیگری نیستند که قانونی بخواهد بیاید و آن‌ها را نقض یا نصب کند. این لایحه در محدوده همان قوانینی که در انتهای متن‌اش گفته شده که طبق این لایحه نسخ می‌شوند عمل می‌کند.

یکشهر: یعنی تعریف سن کودکی در تصمیم قاضی تآثیری ندارد؟

سرّی: توجه این لایحه به کودک بزه‌دیده است، اما توجه قانون مجازات به کودکی است که رفتار معارض قانون از او سر زده یا از دستور قانونگذار تخطی کرده است. هرچند که در چند جای این لایحه به اشتباه یا سهواّ یا عمداّ کودک بزه‌کار هم وارد شده، درصورتی‌که اینجا جایش نبوده. مثل مواردی که راجع به کانون اصلاح و تربیت آمده. در مورد مسئله‌ای که شما می‌فرمایید باید دید که قاضی می‌خواهد راجع به یک کودک بزه‌دیده رأی بدهد یا راجع به کسی که عمل معارض قانون را انجام داده است.

یکشهر: آیا حمایت‌های این لایحه شامل تمام کودکان ساکن ایران می‌شود یا فقط برای کودکان ایرانی است؟

در لایحه آمدیم به درستی آزارها را تعریف کرده‌ایم. گفتیم آزار جسمی، آزار روحی، آزار اجتماعی، آزار عاطفی حتی سرزنش، تحقیر، ترساندن. این‌ها را کودک‌آزاری تعریف کرده‌ایم. ولی چه کسی تشخیص می‌دهد که این سرزنش و تحقیر در راستای این بوده که آن بچه بهتر درس بخواند یا اینکه مسئله دیگری در کار بوده. این خلاءیی است که با آن روبرو هستیم و این بار مسئولیت قضات را زیاد می‌کند.

سرّی: از آنچه که از شواهد این لایحه برمی‌آید این لایحه همه‌ی کودکان ساکن ایران را در بر می‌گیرد. حتی در برخی از مواد لایحه اشاره کرده است به کودکانی که بی‌هویت هستند، اعم از اینکه ایرانی باشند یا غیر ایرانی. یا در خصوص شناسایی کودکانی که بی‌هویت هستند وظایفی را برای شهرداری‌ها لحاظ کرده، اعم از اینکه ایرانی باشند یا غیر ایرانی. یا آمده است که وزارت کشور مکلف است از طریق شهرداری و دیگر نهادها، نسبت به شناسایی افراد کودک و نوجوان بی‌هویت اعم از ایرانی و غیر ایرانی و معرفی آن‌ها به سازمان‌های مربوطه جهت انجام اقدامات حمایتی، اقدام کند. این موارد در دل لایحه وجود دارند. در قوانین کلی کشورمان و در قانون مجازات هم داریم که هر جرمی که در داخل ایران انجام بشود، می‌بایست بر طبق قانون ایران به آن رسیدگی شود. به نظر می‌رسد که در متن این لایحه هم کودکان ساکن ایران و کودکان ایرانی جای بگیرند.

یکشهر: ولی در مورد اعلام واقعه‌ی ولادت چیزی در لایحه نیامده است، درست است؟

سرّی: ببینید ولادت بحثش فرق می‌کند. منظورتان این است که برای همه باید شناسنامه گرفته شود. ما قوانین متعددی در کشورمان داریم. آیین‌نامه‌ها، دستورات مختلف. متأسفانه قانون راجع به بحث ولادت توسط مثلاً مادر ایرانی که شوهر غیرایرانی دارد سکوت کرده و به این مسئله ورود پیدا نکرده است.

یکشهر: از نظر شما در این لایحه مرزی میان تربیت و خشونت لحاظ شده؟ به عبارت دیگر آیا لایحه صرفاّ مجازات محور است یا ابعاد پیشگیرانه نیز در آن پیش‌بینی شده؟

باید پیشگیری کنیم که این کودک آسیب نبیند و اگر این اقداماتی که برای پیشگیری کودک از آسیب در لایحه هست تحقق پیدا کند یک اتفاق بزرگی است که به نظر من درخصوص کودک و نوجوان صورت می‌گیرد.

سرّی: این خلاءیی هست که در این لایحه وجود دارد. در قانون مدنی ما و بیش از آن در قانون مجازات اسلامی، آمده است که اگر والدین و سرپرستان قانونی اعمال و اقداماتی انجام دهند که در راستای تأدیب و حفاظت از صغیر و مجانین باشد، در صورت انجام عمل مجرمانه مجازات نمی‌شوند؛ البته در اینجا صغیر را هم تعریف نمی‌کند. اصلاً صغیر کی هست؟ آیا صغیر همان فرد غیر بالغ است؟ صغیر نوجوان است؟ صغیر زیر ۱۸ سال است؟ اصلاً دلیلی ندارد عبارت صغیر به کار برده شود. ما کودک را چند جا تعریف کرده‌ایم. ایراد دیگر و همیشگی این بوده است که مصداق و حدود بحث تأدیب در حدود شرعی و متعارف کجاست؟ چه کسی این حدود را تعیین می‌کند؟ آیا از شهری به شهر دیگر و از از فرهنگی به فرهنگ دیگر متغیر است؟ اگر عرف را در نظر بگیریم شاید بگوییم که بله فرهنگ تربیتی که در جنوب کشور ما هست با شمال کشور ممکن است کمی متغیر باشد، اما حد یقف این مسئله کجاست؟ چگونه فرق تأدیب و غیر تأدیب را تشخیص می‌دهیم.
ببینید ما در لایحه آمدیم به درستی آزارها را تعریف کرده‌ایم. گفتیم آزار جسمی، آزار روحی، آزار اجتماعی، آزار عاطفی حتی سرزنش، تحقیر، ترساندن. این‌ها را کودک‌آزاری تعریف کرده‌ایم. ولی چه کسی تشخیص می‌دهد که این سرزنش و تحقیر در راستای این بوده که آن بچه بهتر درس بخواند یا اینکه مسئله دیگری در کار بوده. این خلاءیی است که با آن روبرو هستیم و این بار مسئولیت قضات را زیاد می‌کند. چون قاضی که در مسند رأی هست و قانون هم دست او را بسته و اوست که باید به عنوان فردی که رأی نهایی را می‌دهد تشخیص بدهد که در حد متعارف بوده است یا خیر. آن قاضی اصلاً ممکن است که با آن فرهنگ، با آن مواردی که لحاظ شده آشنایی کافی نداشته باشد. پس چطور می‌خواهد تصمیم بگیرد که مثلاً این ضربی که صورت گرفته است در راستای تأدیب بوده یا خانواده از آن حدود قانونی تجاوز کرده است. این خلاءیی هست که در لایحه با آن روبرو هستیم.

یکشهر: آیا مبحث پیشگیری از کودک‌آزاری و ممانعت از آموزش کودکان در لایحه به خوبی دیده شده‌اند؟

سرّی: در این لایحه نوعی نگاه پیشگیرانه هم وجود دارد. یعنی با تعریف کودکِ در معرض خطر، یک رشته اجازه‌های قانونی قرار داده برای ورود پیدا کردن برای نجات کودکی که در معرض خطر است. در واقع پیشگیری را سرلوحه‌ی خودش قرار داده است. تعداد زیادی از نهادهای دولتی و رسمی مثل وزارتخانه‌ها، صدا و سیما، تشکیل شورای عالی حمایت از کودکان و نوجوانان، دفتر حمایت از کودکان و نوجوانان قوه قضاییه، بهزیستی، آموزش و پرورش را هم با تعیین وظایفی بسیار کلی درگیر لایحه کرده. مثلاً به آموزش و پرورش گفته که باید کادرهایش را تربیت کند. آموزش اینکه با بچه‌ها درست رفتار کنند. کما اینکه ما الآن می‌بینیم که گاهی بعضی از کودک‌آزاری‌ها در مدارس صورت می‌گیرد و به‌خاطر این است که شاید کادر آموزشی آشنایی، آموزش و اطلاع کافی از حقوق کودک ندارند و خب در مناطق و شهرهای مختلف این مسئله کاملاً متغیر است. صدا و سیما هم باید برنامه‌هایی درست کند که برای آموزش حقوق کودک باشد یا آموزش و پرورش باید باید در کتاب‌هایش حقوق کودک را لحاظ بکند. به صورت خیلی گسترده وظایفی را بر دوش وزارتخانه‌ها و سایر نهادها می‌گذارد و هدفش هم پیشگیری از کودک‌آزاری و آموزش کودکان است اما اینکه آیا همه‌ی این تشکیلات با این همه وظایف به اضافه‌ی وظایف دیگری که طبق قوانین دیگر دارند فرصت می‌کنند، بودجه‌ی لازم را دارند که این همه تعهدات را بپذیرند که باعث آموزش کودکان و جلوگیری از کودک‌آزاری بشود، خودش یک سؤال است. اما در صورت تحقق این امر، خب یکی از قدم‌های مهمی است که در خصوص پیشگیری از کودک‌آزاری ایجاد می‌شود.

این لایحه اختیار را داده تا مددکار تشخیص بدهد که آیا این وضعیت مخاطره‌آمیز است یا خیر و اینجا دیگر قانون دست او را باز گذاشته که بتواند کودک را از محیط پرخطر دور کند و به نظر من تصویب این ماده، کودکانی را که در شرایط سخت و محیط‌هایی هستند که احتمال آسیب وجود دارد، بسیار کمک خواهد کرد

ببینید شما در نظر بگیرید که ما بیاییم که بالاترین ضمانت اجراء مرگ و حبس ابد است برای یک جرمی لحاظ بکنیم که یک کودک‌آزاری هست. این هیچ‌وقت جنبه‌ی پیشگیرانه در خصوص کودک و نوجوان به آن شکل که مد نظرتان است نخواهد داشت. به‌خاطر این که کودکی که آسیب دیده؛ آسیب دیده است. حالا آن فردی که مرتکب است به مجازات سنگینی برسد، وجود ضمانت اجراء خیلی خوب است و نشان می‌دهد که آن قانون استوار است و یک ضمانت اجرای قوی باعث تضمین اجرای آن قانون است، اما در خصوص کودک و نوجوان باید این را هم در نظر داشت که کودک دنبال این نیست که آن فردی که او را اذیت کرده مجازات بشود چون کودک آسیب دیده و با این آسیب بزرگ می‌شود و به همین خاطر باید پیشگیری کنیم که این کودک آسیب نبیند و اگر این اقداماتی که برای پیشگیری کودک از آسیب در لایحه هست تحقق پیدا کند یک اتفاق بزرگی است که به نظر من درخصوص کودک و نوجوان صورت می‌گیرد.

یکشهر: به نظر می‌رسد اجازه‌ی ورود مددکاران به منزل یا هر محل دیگر برای کودکِ در معرض خطر، این لایحه گام بزرگی را به جلو برداشته است.

آموزش تخصصی در خصوص کودکان و کودکانی که موضوع این قانون هستند همه روی کاغذ خیلی خوب است. امیدواریم که سازو کارهایی که این همه را به صورت عملی در بیاورد نیز در کنارش لحاظ شود.

سرّی: به نظر من این بهترین نقطه‌ی این لایحه است. در مواردی که کودک در وضعیت‌های مخاطره‌آمیز است و نیاز به اقدام فوری است، این امکان خوبی برای پیشگیری بوجود می‌آورد. یعنی شما کودک را از محیط پر خطر دور کنید، بعد رسیدگی کنید که ماجرا به چه صورت بوده است. در آن لحظه‌ای که اطلاع دارید از محیط پر خطر دور بشود. بعد ممکن است که این ایراد وارد بشود که آن مددکار یا روانشناس چگونگی وضعیت را چطور تشخیص می‌دهد. خب قانوگذار یک رشته معیارهایی را برای تشخیص موقعیت پرخطر تعریف کرده. حتی آمده است که در حد امکان باید با دادستان هماهنگ شود. یعنی این لایحه اختیار را داده تا مددکار تشخیص بدهد که آیا این وضعیت مخاطره‌آمیز است یا خیر و اینجا دیگر قانون دست او را باز گذاشته که بتواند کودک را از محیط پرخطر دور کند و به نظر من تصویب این ماده، کودکانی را که در شرایط سخت و محیط‌هایی هستند که احتمال آسیب وجود دارد، بسیار کمک خواهد کرد. و در کنار این موضوع وظیفه اطلاع‌رسانی برای کسانی که از این کودک‌آزاری مطلع باشند را نیز قائل شده، و اگر فرد مطلع این شرایط را رعایت نکند برای آن هم مجازات تعیین کرده است. این باعث می‌شود که من به عنوان یک شهروند مسئولیت اجتماعی داشته باشم. وقتی که صدای کتک کاری یک کودک را از خانه‌ی همسایه‌ام می‌شنوم بی‌تفاوت از کنار این قضیه نگذرم . این را اعلام بکنم به فوریت‌های اجتماعی بهزیستی. آن‌ها هم با توجه به این لایحه می‌تواند به محل بیایند و در همان حین اینکه کودک به شدت مورد شکنجه قرار می‌گیرد او را از محل خارج کند. در صورتیکه این خلاء در قانون قبلی وجود داشت.

یکشهر: آیا وظایفی که برای سازمان‌ها (بهزیستی و آموزش و پرورش) در نظر گرفته شده است برای اجرای این لایحه (قانون) کافی است؟ به نظر شما این سازمان‌ها توان اجرایی انجام این وظایف را دارند؟

شهرداری‌ها در واقع با کودکانی که موضوع این قانون هستند از نزدیک تماس دارند. به هر حال بخشی از کودکانی که تحت عنوان "کودکان کار" از آن‌ها نام برده می‌شود، خب مسئولین شهرداری هستند که با این‌ها ارتباط مستقیم دارند. شاید اگر در تشکیلات مستقلاً به شهرداری پرداخته می‌شد کمک بیشتری می‌کرد.

سرّی: یکی از سؤالاتی که ما هم داریم این است که سازمان بهزیستی چه میزان مددکار در اختیار دارد؟ مددکارهای آموزش دیده‌ای که بتوانند از وضعیت‌های مخاطره‌آمیز گزارش بدهند، در دادگاه‌ها شرکت کنند. در نظر داشته باشید که ما راجع به ایران صحبت می‌کنیم، مسئله محدود به تهران نیست. نظام مددکاری در کل ایران را در نظر بگیرید. آیا سازمان بهزیستی از چنین توانایی سراسری برخوردار است؟ آیا اصلاً بودجه‌اش می‌رسد که این کارها را در کنار تمام مسئولیت‌های دیگری که برعهده دارد پیگیری کند؟ ببینید هر آن چیزی که مربوط به کودک و نوجوان و معلولین باشد، زیر نظر سازمان بهزیستی است. مثلاً آموزش و پرورش باید کتاب‌هایش را تغییر بدهد. حقوق کودک را در آن لحاظ کند. کادر آموزشی‌اش را آموزش بدهد. این‌ها خیلی خوب است. به خصوص برای آموزش و پرورش این تغییر و تحولات ضروری است. این خیلی مفید و مؤثر است. اما امکانات لازم برای تحقق این‌ها هم باید آن‌ها داده شود. در مورد بهزیستی که وظایف گسترده‌ای برایش تعیین شده است باید پیش‌بینی بشود که نیروی مددکاری مورد نیازش را چگونه تأمین می‌کند. آیا دانشجویان و فارغ‌التحصیلانی که از رشته‌های مددکاری و رشته‌های مرتبط هستند، پاسخگوی تأمین نیاز هستند؟ آیا اصلاً این‌ها استخدام می‌شوند؟ آیا اصلاً پیش‌بینی شده است که این مددکاران چگونه وارد چرخه‌ی کار بشوند. آموزش تخصصی در خصوص کودکان و کودکانی که موضوع این قانون هستند همه روی کاغذ خیلی خوب است. امیدواریم که سازو کارهایی که این همه را به صورت عملی در بیاورد نیز در کنارش لحاظ شود.

یکشهر: می‌دانیم که درمتن لایحه برای سازمان‌های شهری مثل شهرداری‌ها و شوراها و شورایاری‌ها وظایفی درنظر گرفته نشده است. آیا مداخله‌ی این نهادها می‌تواند به بهبود امکانات بینجامد؟

لایحه برای سازمان‌های مردم نهادی که در خصوص کودک و نوجوان فعالیت می‌کنند، حق حضور در جلسات دادرسی و ارائه‌ی نظر لحاظ شده است. این به نظر من خوب و مفید است

سرّی: بله در متن مستقلاً نامی از این‌ها نیامده است. وزارت کشور را آورده ولی مستقلاً از شهرداری‌ها نام نبردهاست. اما در بحث شناسایی، نگهداری و در واقع حمایت از کودکانی که موضوع این قانون هستند، شهرداری باید با بهزیستی هماهنگ باشد و همکاری داشته باشد. برای تخصیص یک رشته امکانات مادی مثل جا و مکان باید با بهزیستی هماهنگ باشد. شهرداری‌ها در واقع با کودکانی که موضوع این قانون هستند از نزدیک تماس دارند. به هر حال بخشی از کودکانی که تحت عنوان "کودکان کار" از آن‌ها نام برده می‌شود، خب مسئولین شهرداری هستند که با این‌ها ارتباط مستقیم دارند. شاید اگر در تشکیلات مستقلاً به شهرداری پرداخته می‌شد کمک بیشتری می‌کرد.

یکشهر: نقش سازمان‌های مردم نهاد در لایحه چگونه دیده شده است؟

سرّی: به طور کلی لایحه برای سازمان‌های مردم نهادی که در خصوص کودک و نوجوان فعالیت می‌کنند، حق حضور در جلسات دادرسی و ارائه‌ی نظر لحاظ شده است. این به نظر من خوب و مفید است. تا حدودی حقوقی را برای این سازمان‌ها قائل شده‌اند که قبلاً وجود نداشته و این به نظر من در صورت تصویب می‌تواند دست سازمان‌های مردم نهاد را برای حمایت بیشتر از کودکان باز بگذارد.

یکشهر: در متن لایحه هیچ کجا از لزوم ایجاد بانک اطلاعاتی جامع برای ثبت دقیق موارد کودک‌آزاری و ارقام مربوط به کودکان محروم از تحصیل و کودکان کار در لایحه صحبتی نشده است. به نظر شما چنین فقدانی، سیاست‌گذاری و مداخله در این زمینه را با اختلال مواجه نمی‌کند؟

سرّی: ببینید در مورد جمع‌آوری اطلاعات مربوط به کودکانی که در وضعیت مخاطره‌آمیز هستند وظیفه‌ای برای سازمان بهزیستی در نظر گرفته شده. کودکان در وضعیت مخاطره‌آمیز، همان‌هایی هستند که ممکن است ترک تحصیل کرده باشند. همان‌هایی که ممکن است دچار فقر شدید باشند. مورد آزار قرار گرفته باشند، بزه‌دیده باشند. یعنی باید یک سامانه‌ای برای آمار دادن از این‌ها باشد. ولی خب آیا سازمان بهزیستی می‌تواند این کار را انجام بدهد؟

یکشهر: یک از موارد مورد سؤال، وارد کردنِ بحث تمکن یا عدم تمکن در مورد موضوع کودکان مانده از تحصیل به در متن لایحه است.

سرّی: بله، این یک نقطه‌ی ابهام است. عدم تمکن مالی یعنی چه؟ اولاً که ما در قانون اساسی داریم که آموزش رایگان است. پس منظور از عدم تمکن چیست؟ آیا نمی‌تواند کتاب و دفتر تهیه کند. اتفاقاً شما باید از این خانواده حمایت کنید. مثلاً کمیته امداد کمک کند. نداشتن تمکن نمی‌تواند عذر موجه برای نفرستادن کودک به مدرسه باشد.

از وقتی که در اختیار یکشهر گذاشتید از شما ممنونیم.




■ دسته‌بندی:  «جامعه»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها