جمعه ۱۱ مهر ۹۳

زن‌ها که بیایند فحش نمی‌دهیم

الناز محمدی

گفتگو با تماشاگران فوتبال درباره‌ی حضور زنان در ورزشگاه‌ها
زن بیاد بنشینه روی سکوهای ورزشگاه کنار مردها؟ صدهزار نفر با هم فحش بد بِدَن به داور؟ زن‌ها می‌تونن سرشون رو بالا بیارن از خجالت؟ منم بعضی وقت‌ها نمی‌تونم چه برسه به اون‌ها!
- یعنی تا فحش هست جای زن‌ها اینجا نیست؟
- نه
او می‌گوید: نه و قرمزپوش‌ها یکی‌یکی از راه می‌رسند. همه شیپور به دست و با بوق‌هایی که قرمز است و صدای بلند دارد و زدنشان "نفس مردانه می‌خواهد". صدای شیپور می‌پیچد در نسیم عصرگاهی شهریور و می‌رود به آسمان نیمه‌آفتابی و گرم تهران. ساعت هفت عصر در ورزشگاه آزادی، پرسپولیس با پدیده‌ی مشهد بازی دارد . امیر و دوست‌هایش کارشان که در اداره تمام شده لباس‌های قرمزشان را پوشیده‌اند و آمده‌اند که تیم‌شان را تشویق کنند. بلیت‌شان را نشان می‌دهند و می‌روند پشت میله‌های سفید ورزشگاه آزادی که سال‌هاست سکوهایش جز مردان و گاهی هم زنان خارجی، آدم‌هایی با سر و شکل دیگری به خود ندیده است. آن‌ها وقتی می‌بینند زنانی تا پشت در اصلی ورزشگاه آزادی آمده‌اند اما نمی‌توانند پای‌شان را حتی یک متر آن طرف‌تر از میله‌ها بگذارند کم‌کم لبخند از صورت‌های‌شان می‌رود و جدی می‌شوند . از این صحنه‌ها کم ندیده‌اند که زنان تا پشت میله‌های ورزشگاه آزادی آمده‌اند تا فوتبال نگاه کنند، والیبال نگاه کنند و نتوانسته‌اند. بعضی وقت‌ها هم داستان فرق می‌کرده و دیده‌اند که مأموران ورزشگاه آمده‌اند و بغل دستی‌شان را از بین جمعیت بیرون برده‌اند. بعد همه فهمیده‌اند که خودش را شبیه مردها کرده تا یکی از سکوهای ورزشگاه را مال خودش کند.

حالا دوباره امیر و رفقایش آمده‌اند تا بازی تیم‌شان را تماشا کنند و حواس‌شان به همه چیز هست جز تماشاگرها. او برای گفتن نظرش درباره‌ی حضور زنان در ورزشگاه‌ها درنگ نمی‌کند: اینجا بیان که چی بشه‌؟ ورزشگاه جای زن نیست خانم؛ "یک کلام ختم کلام" . و بعد راهش را می‌گیرد و می‌رود. می‌گوید: "میثم بقیه‌اش را تو بگو، من برم جا بگیرم". میثم سلیمانی ۳۱ ساله می‌ایستد در چند متری ردیف مأموران گارد ورزشگاه دست راستش را می‌کند توی جیبش و همینطور که زیر چشمی مأموران را می‌پاید می‌گوید با حضور زنان تماشاگر در ورزشگاه‌ها مخالف نیست.
"الان وضع جامعه فرق کرده. مثلاً من ده‌سال پیش توی شهرستان دانشجو بودم. روز اولی که رفتم اونجا اصلاً حضور زنان در فضاهای مختلف پذیرفته شده نبود ولی سال آخر که برمی گشتم وضع خیلی فرق کرده بود و حضور زنان عادی‌تر شده بود. حالا حکایت ورزشگاه هم همینه. به نظر من هم مردان باید رعایت کنن هم زنان. هیچ کدوم کار غیراخلاقی نکن تا بتونن بیان کنار هم روی صندلی‌های ورزشگاه بشینن. اصلاً اگر زن‌ها بیان، مردها خودشون رعایت می‌کنن و فحش نمی‌دن و مشکل حل می‌شه".
ولی مگه مردها فقط تو ورزشگاه فحش میدن؟ زن‌ها همه جا این فحش را می‌شنوند توی خیابون بین خانواده و خیلی جاهای دیگه اصلاً ممکنه خودشون هم در موقعیت‌هایی فحش بدن. به نظر شما مسئله اصلاً فحش دادن مردهاست؟ یا موضوع دیگه‌ای هم این وسط نقش داره‌؟
از جمع چندنفره‌ی آن‌ها ناصرخیری ۲۳ ساله جوابم را می‌دهد: "به نظر من حضور زن‌ها توی ورزشگاه مشکلی نداره ولی جو ورزشگاه‌های ما الان طوریه که کلاً فحاشی توی آن‌ها خیلی زیاده. این را قبول دارم که مردها فقط توی ورزشگاه نیست که فحش میدن شما توی خیابون هم که راه بری حداقل یکی دو تا دعوا می‌بینی که رکیک‌ترین فحش‌ها توش رد و بدل میشه . برای یک جایی مثل ورزشگاه که فضای عمومیه اگه زن‌ها هم بیان حضورشون باعث میشه مردها هم کمتر فحش بدن. از نظر من فضای واقعاً قشنگتری میشه آگه زن‌ها هم بیان ولی این طور که پیداست ۵۰ سال دیگه!" (می‌خندد)

من ده‌سال پیش توی شهرستان دانشجو بودم. روز اولی که رفتم اونجا اصلاً حضور زنان در فضاهای مختلف پذیرفته شده نبود ولی سال آخر که برمی گشتم وضع خیلی فرق کرده بود و حضور زنان عادی‌تر شده بود. حالا حکایت ورزشگاه هم همینه. به نظر من هم مردان باید رعایت کنن هم زنان. هیچ کدوم کار غیراخلاقی نکن تا بتونن بیان کنار هم روی صندلی‌های ورزشگاه بشینن. اصلاً اگر زن‌ها بیان، مردها خودشون رعایت می‌کنن و فحش نمی‌دن و مشکل حل می‌شه

علی که کارمند دولت است و یک ساعت از محل کارش در راه بوده تا به ورزشگاه آزادی برسد تکیه می‌زند به میله‌های سفید ورودی اصلی و دنبال حرف میثم می‌گیرد. "اگه محیط مناسب باشه چرا، چه اشکالی داره آدم‌ها چه زن و چه مرد بیان اینجا و هیجان خودشون را تخلیه کنن. ولی اول باید فضای اینجا درست بشه این رو هم که میگن کسانی که میان ورزشگاه همه بی‌ادبن و فحاشی می‌کنن رو هم قبول ندارم. شاید عده‌ای اینطوری باشن ولی دلیلی نمیشه همه‌ی تماشاگرها فحاش باشن. کسی که این طوری باشه اصلاً چرا باید وقتش را پای ورزش بذاره؟ میره توی خیابون کیف قاپی می‌کنه و مزاحم مردم میشه. قبل از این توی سالن والیبال می‌دیدم که خانوم ها میامدن ورزشگاه و هیچ مشکلی هم پیش نمی‌آمد. امسال که شنیدم ورودشون به استادیوم برای تماشای والیبال ممنوع شده خیلی ناراحت شدم. امیدوارم که دوباره بتونن حداقل بازی‌های والیبال رو ببینن".
علی همین سه ماه پیش را می‌گوید که مسابقات لیگ جهانی والیبال مردان شروع شده بود و تیم‌های لهستان و برزیل و ایتالیا به ایران آمده بودند تا مقابل تیم ملی والیبال ایران بازی کنند. زنانی که تا همین پارسال ورزشگاه ۱۲ هزارنفری آزادی برای‌شان جا داشت، آن سه روز پشت درهای ورزشگاه ماندند. تعدادی هم چند‌ساعتی بازداشت شدند. آن‌ها از مأموران یگان ویژهه ورزشگاه یک جواب شنیدند: "شورای تأمین استان اجازه‌ی ورود زنان به ورزشگاه را نمی‌دهد". هنوز هم با وجودی‌که مسئولان معاونت امور زنان می‌گویند این موضوع را پیگیری کرده‌اند، درهای ورزشگاه آزادی برای تماشای مسابقات والیبال هم چنان به روی زنان بسته است.
ناصر فرح‌بخش مأمور حفاظت فیزیکی وزارت ورزش و جوانان که آن روزها بی‌سیم به‌دست کنار در ورودی ورزشگاه و اتاق نگهبانی می‌ایستاد حالا هم در گرمای اوایل شهریور جلیقه‌ی زردش را پوشیده و همان‌جا ایستاده و رفت و آمدها را کنترل می‌کند. یک چشمش به آدم‌ها و ماشین‌هایی است که از در رد می‌شوند و با چشم دیگر پسران جوانی را می‌پاید که دور هم جمع شده‌اند تا نظرشان را درباره‌ی ورود زنان به ورزشگاه‌ها بگویند. وقتی تعداد موافقان کم کم زیاد می‌شود، دیگر طاقت نمی‌آورد و می‌آید جلو عینک آفتابی‌اش را می‌گذارد روی پیشانی‌اش و همینطور که حواسش به تماشاگرها و بلیت‌های‌شان است، می‌گوید که آن چند روز هم که حدود ۵۰ زن آمده بودند تا برای تماشای بازی والیبال وارد ورزشگاه شوند به آن‌ها گفته راه‌شان را بگیرند و بروند چون تلاش‌شان به جایی نمی‌رسد.
"اینجا اتفاقات زیادی می افته . این چیزها توی فرهنگ ماست و نمیشه کاری باهاش کرد. ما توی سینما و مترو و تاکسی و کنسرت کنار هم می‌نشینیم ولی اینجا نمیشه زن و مرد با هم بیان داخل ورزشگاه. به نظر من شرایطش هنوز وجود نداره که زنان وارد ورزشگاه بشن. اصلاً شما فکر می‌کنی این‌ها برای چی میان ورزشگاه؟ برای اینکه خودشون را خالی کنن. طرف از سرکار اومده خسته؛ از این ور و اونور خسته؛ میاد اینجا که تخلیه بشه. اونوقت شما فکر کن زن‌ها هم اینجا باشن. چه شود!"
از خواهر هجده سالش می‌گوید که عاشق فوتبال است و اسم بازیکنان همه تیم‌ها را می‌داند . استقلالی است و با تمام وجود دوست دارد بازی‌های تیمش را از نزدیک در ورزشگاه ببیند. اما اگر برادرش روزی بشنود که تا پشت درهای ورزشگاه آمده قلم پایش را می‌شکند .
اما اگر خود شما با خواهرتون بیاین توی ورزشگاه ممکنه جلوی خودتون را بگیرین و فحش ندین. بقیه هم همینطور. "همه که مثل هم نیستن خانوم‌. هنوز مونده تا خیلی‌ها این چیزها را یاد بگیرن". صدای بی‌سیمش بلند می‌شود: "آقای فرحبخش میگن یکی دختر شش ساله رو آوردن نذارین بره تو". این را می‌شنود و می‌گوید "بفرما یگان ویژه نمیذاره دختر شش ساله بره تو اون وقت شما میگی چرا زن‌ها نمی‌تون برن ورزشگاه؟" تا می‌آید جواب رئیسش را بدهد ماشینی کنارش می‌ایستد. راننده سرش را از پنجره بیرون می‌آورد و می‌گوید آقا ناصر چه خبر؟ خبرنگار ورزشی یکی از مهم‌ترین رسانه‌ها است. همه‌ی بازی‌های فوتبال را از داخل زمین گزارش می‌کند. می‌گوید باز هم آمده‌اید بلوا درست کنید؟ و بعد یکی یکی جواب سؤال‌ها را می‌دهد که از مخالفان سرسخت ورود زنان به ورزشگاه‌ها است. ۲۰ دقیقه از علت مخالفتش می‌گوید و دست آخر هم می‌گوید نباید نامش در گزارش بیاید. این سؤال و جواب‌ها بین ما رد و بدل می‌شود .
چرا با آمدن زنان به ورزشگاه مخالفید؟
چون من روشنفکر نیستم . چرا باید موافق باشم؟ وقتی قانون میگه نه، یعنی نه.
قانونی در این باره وجود نداره.
به هر حال من اجازه نمی‌دم دخترم بیاد اینجا. شما هم کافیه یکبار بیاین اینجا تا بفهمین جاتون اینجا خالی نیست.
این رو هم که میگن کسانی که میان ورزشگاه همه بی‌ادبن و فحاشی می‌کنن رو هم قبول ندارم. شاید عده‌ای اینطوری باشن ولی دلیلی نمیشه همه‌ی تماشاگرها فحاش باشن. کسی که این طوری باشه اصلاً چرا باید وقتش را پای ورزش بذاره؟ میره توی خیابون کیف قاپی می‌کنه و مزاحم مردم میشه

به نظر شما اگر زنان بیان اینجا چه اتفاقی می‌افته؟
ببینین ورزشگاه یک محیط مردونه است هرچی از دهن‌شون در میاد نثار هم می‌کنند. شما تحمل شنیدن این فحش‌ها را دارین؟
خیلی‌ها معدن رو هم مردونه میدونن ولی ما زنان معدن‌کاری داریم که در شرایط سخت کار می‌کنن و خیلی هم موفقن.
توی معدن که فحش نمیدن اینجا فحش میدن به هم.
ممکنه زنان هم در جریان بازی عصبانی بشن و یک فحشی از دهنشون بپره. از نظر شما فحش دادن هم مردونه است؟
فحشی که زنان میدن با فحش مردان فرق داره. من خودم عذاب می‌کشم وقتی میام اینجا. برین توی خونتون راحت بشینین و بازی رو نگاه کنین.
مثل اینه که یه وقت آدم سی‌دی فیلمی رو میگیره و میره توی خونه می‌بینه، ولی یه موقع هم دوست داره بره اون فیلم رو توی سینما ببینه.
خوب باید دید معایبش به مزایاش می‌چربه یا نه. شما نگاه کن ببین چه کسانی دارن میرن داخل استادیوم. اگه این‌ها رو ول کنن. می دونین چه بلایی سر زن‌ها میارن ؟ اینجا یک مملکت اسلامیه. مأمورها هم که نمی تونن جلوی فحاشی همه رو بگیرن و دهن همه رو چسب بزنن . اگه اینجا آدم‌ها رو ول کنن. هزارتا اتفاق می افته که حتی فکرش رو هم نمی تونین بکنین.
نظرتون درباره همه استادیوم‌ها همینه؟ یعنی فوتبال و هم والیبال و هم بسکتبال؟
نه من فکر می‌کنم برای والیبال و بسکتبال اشکالی نداره ولی در فوتبال چرا. شما ببینین کسایی که میان فوتبال نگاه می‌کنن چه کسایی هستن. و اونهایی که برای بسکتبال و والیبال میان چه جور.
مخاطبان این ورزش‌ها کاملاً با هم متفاوت هستند . وضع فوتبال خیلی فرق می‌کنه‌. اگر ورود خانم‌ها به اینجا آزاد هم اعلام بشه من اجازه نمی‌دم همسر و دخترم بیان اینجا. کسانی که میان اینجا فوتبال تماشا می‌کنن. از نظر شخصیتی و فرهنگی در سطح پایینی هستند.
او بعد از این توهین‌ها به تماشاگران فوتبال می‌رود. تا ماشینش را جایی پشت ردیف سربازها پارک کند. امیر حشمتی یکی از آن‌ها است. او باید دوسال در یگان حفاظت از ورزشگاه خدمت کند تا سربازی‌اش تمام شود. روبروی در ورزشگاه آزادی ایستاده کنار هم قطارهایش. چندین بار دیده زنانی تا پشت درهای ورزشگاه آمده‌اند و یک ساعت برای ورود اصرار کرده‌اند و دست خالی برگشته‌اند. این‌ها ولی باعث نشده که نظرش برگردد.
سربازی که چندماه اول خدمتش را گذرانده سرک می‌کشد داخل سالونی که مأموران درجه‌دار در آن نشسته‌اند و بعد آرام می‌گوید: "من ولی موافقم که زن‌ها بتونن بیان ورزشگاه. اون ها هم یک حقی دارن خوب".

"زن‌ها برن توی ورزشگاه‌ها؟ اصلاً چرا باید برن؟ همین مردها رو هم به زور کنترل می‌کنیم. زن‌ها که بیان دیگه واویلا. حالا اگه قسمت زنان و مردان رو از هم جدا کنن یک چیزی. اگه اینطوری باشه به نظرم میشه زن‌ها هم بیان. ولی قاطی، نمیشه. این‌ها شعار میدن فحش میدن نمیشه که زن‌ها هم پیششون نشسته باشن. من شنیدم دولت هم دیگه قبول نمی‌کنه که زن‌ها برای تماشای والیبال هم برن. برای فوتبال هم به نظرم حالا حالاها نمیشه که زن‌ها بیان."
مهدی نویدی سربازی که چندماه اول خدمتش را گذرانده سرک می‌کشد داخل سالونی که مأموران درجه‌دار در آن نشسته‌اند و بعد آرام می‌گوید: "من ولی موافقم که زن‌ها بتونن بیان ورزشگاه. اون ها هم یک حقی دارن خوب". بیشتر از این ادامه نمی‌دهد. رئیس‌شان مشکوک شده. سکوت می‌کند و رئیس می‌گوید: "برین تا گزارش ندادم".
باید دوباره به سمت در اصلی برگشت. جایی که هانیبال جعفری ۱۸ ساله و چهار دوستش تازه از مینی‌بوس پیاده شدند و پرچم‌های سرخ‌شان در هوا می‌چرخانند. او ماجراهای دو سه ماه گذشته را دنبال کرده و در سایت‌ها عکس زنانی را دیده که برای دیدن بازی والیبال آمده بودند. اما مأموران اجازه نداند وارد ورزشگاه شوند. کلاه قرمزش را بر می‌دارد دست می‌کشد به موهایش کلاه را می‌گذارد سرجایش و همینطور که آرش و حسن و نیما را صدا می‌کند تا بیایند و نظرشان را بگویند، می‌گوید خودش با ورود زنان به ورزشگاه موافق است.
"حق زنان است که وارد ورزشگاه بشن. مگه از بقیه کشورها چی کم داریم؟ اگه یک روز ورود زنان به ورزشگاه آزاد بشه و خواهرم بگه دوست دارم بیام من هیچ مخالفتی نمی‌کنم. چون بهش اعتماد دارم. مهم اعتماد خودمونه. به نظر من برای شروع میشه فضای زن‌ها و مردها رو توی ورزشگاه جدا کنن و بعد کم کم فضای حضور زنان در ورزشگاه جا می‌افتد. فرهنگ یک شبه عوض نمیشه ولی ما دوره‌ای رو هم داشتیم که توی همین استادیوم آزادی مرد و زن با هم میومدن ورزشگاه. اما حالا دلایل مختلفی آورده میشه که چرا زنان نباید وارد ورزشگاه شوند. مثلاً میگن اگر پنجاه هزار تا زن بیان ورزشگاه و آقای ایکس رو تشویق کنن هول می شه و توپ رو می زنه توی گل خودشون"! (می‌خندد)
هنوز خنده‌اش تمام نشده که عباس اسماعیل بیگی سرلیدر تیم ملی و سرپرست کانون هواداران پرسپولیس از راه می‌رسد. لازم نیست سؤال خاصی برایش مطرح شود ۲۲ سال است که به قول خودش در ورزشگاه زندگی کرده و بحث ورود زنان به ورزشگاه‌ها برای او چیز تازه‌ای نیست.
"من ۲۲ ساله که سَکودارِ فوتبالم. خیلی از سفرهای خارجی رو هم با تیم رفتم و اومدم. بیشتر ورزشگاه‌های دنیا رو هم از نزدیک دیدم. وقتی بحث ورود زنان ایرانی به ورزشگاه میشه باید ببینیم فضای ورزش ما به حضور زنان احتیاج داره یا نه؟ آیا به خاطر رفع بعضی کمبودهای ورزشیه که باید ورودشون آزاد بشه یا برای رفع کمبودهای فرهنگی؟ من فکر می‌کنم دیگه وقتشه که زنان ایرانی هم مثل زنان همه‌ی کشورها بتونن بیان ورزشگاه که یک جای عمومیه. ما تعداد زیادی زن فوتبال‌دوست داریم‌. خب چرا نباید بیان بازی تیمی رو که عاشقش هستن نگاه کنن؟ همین چند روز پیش با پرسپولیس رفته بودم قم. نصف جمعیتی که برای دیدن بازیکنان اومده بودن هتل، زن بودن. ولی مسئله دیگه اینه که اگه همین الان حضور زنان توی ورزشگاه آزاد بشه، زیرساخت‌ها اصلاً فراهم نیست. اگه بیان باید راه‌های ورود خروج امنیت وسایل بهداشتی و چیزهای دیگه براشون مهیا باشه. اما این‌ها هنوز برای تماشاگران زن فراهم نیست. کل فضای ورزشگاه‌های ما مختص مردان درست شده و برای ورود زنان خیلی کار داریم".
اسماعیل بیگی از ضربه‌هایی می‌گوید که ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه‌ها به ورزش ایران زده است: "الان یکی از دلایلی که میزبانی جام ملت‌های آسیا رو به ما نمیدن همین موضوع ورود زنانه. درباره‌ی والیبال هم همین موضوع مطرحه. این مسئله به ورزش ما ضربه‌ی بزرگی میزنه. میشه کم کم از یک سری بازی‌های دوستانه شروع کرد و هوادارن زن رو با تیم ملی به بازی‌ها فرستاد".
اشاره‌ی او به روسری سفیدها است . گروهی از زنان طرفدار حضور زنان در ورزشگاه‌ها. اولین بار اوایل سال ۸۴ بود مأموران اجازه ندادند زنانی که برای تماشای بازی ایران و بحرین به ورزشگاه آزادی رفته بودند وارد ورزشگاه شوند. هر چند آن روز وقتی سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت با هیئت همراه از دراصلی مجموعه‌ی ورزشی آزادی عبور کرد و با صحنه‌ی تجمع زنان روبرو شد، اجازه‌ی حضور آن‌ها را در ورزشگاه برای برای دیدن آن مسابقه صاد رکرد. آن روز زنان بازی ایران و بحرین را تماشا کردند و حتی در جشن صعود تیم ملی به مسابقات جام جهانی هم حضور داشتند ولی بعد از آن دیدار باز هم پشت درهای استادیوم ماندند. پس از آن بود که فعالان حقوق زنان کمپینی با نام روسری سفیدها برای ورود به ورزشگاه‌ها تشکیل دادند و با حضور پشت درهای بسته‌ی ورزشگاه‌ها خواسته‌های‌شان را برای ورود زنان به ورزشگا ها به گوش مسئولان رساندند.
فعالیت این گروه تا سال ۸۸ ادامه داشت. در سال ۸۵ محمود احمدی نژاد رئیس دولت نهم با ارسال نامه ای به رئیس سازمان تربیت بدنی خواستار فراهم شدن امکانات حضور زنان در ورزشگاه‌ها شد. در این دستورالعمل آمده بود که "بسترسازی برای حضور دختران در ورزشگاه‌ها در اولویت قرار بگیرد". در آن زمان احمدخاتمی خطیب نماز جمعه تهران مهم‌ترین عامل مخالفت روحانیون با حضور زنان در ورزشگاه‌ها را اهمیت رعایت حجاب و عفاف دانست و گفت نمی‌توان بر رعایت آن در صورت حضور زنان در ورزشگاه‌ها برای تماشای مسابقات ورزشی تضمینی داد.
آن روز وقتی سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت با هیئت همراه از دراصلی مجموعه‌ی ورزشی آزادی عبور کرد و با صحنه‌ی تجمع زنان روبرو شد، اجازه‌ی حضور آن‌ها را در ورزشگاه برای برای دیدن آن مسابقه صاد رکرد. آن روز زنان بازی ایران و بحرین را تماشا کردند و حتی در جشن صعود تیم ملی به مسابقات جام جهانی هم حضور داشتند ولی بعد از آن دیدار باز هم پشت درهای استادیوم ماندند

بعد از آن در شهریور ۸۷خبرهایی منتشر شد مبنی بر اینکه زنان می‌توانند بازی‌های زیر نظر ای‌اف‌سی را تماشا کنند اما به ۷ دختری که برای دیدن بازی سایپا و بنیادکار به ورزشگاه آزادی رفته بودند اجازه‌ی ورود داده نشد .
پس از گذشت چندسال از این اتفاقات، برای ممانعت از ورود زنان به ورزشگاه‌ها، به نظر بعضی مراجع درباره‌ی حرام بودن نگاه زنان به قسمت‌های لخت بدن ورزشکاران استناد شد؛ و حالا این فحاشی‌ در ورزشگاه‌هاست که دلیل اصلی مخالفت با حضور زنان در ورزشگاه‌ها شده است.
بازی‌های لیگ جهانی والیبال در خرداد گذشته و ممنوعیت دوباره‌ی ورود زنان به ورزشگاه برای تماشا، این داستان را دوباره تازه کرد. استدلال هنوز همان است که بود "مردان در ورزشگاه فحش می‌دهند و این فضا مناسب زن‌ها نیست". حالا اما بعضی از تماشاگران بازی‌های ورزشی کم کم می‌گویند که اگر زنان وارد ورزشگاه شوند این مشکل حل می‌شود. به قول علی ، مرد ۲۷ ساله ای که آرزو دارد یک روز بتواند با خواهر و همسرش روی سکوهای ورزشگاه‌ها بنشیند : " زن‌ها بیان ما دیگه فحش نمی‌دیم."

منبع: ماهنامه زنان امروز




■ دسته‌بندی:  «حکمرانی شهری»

■ در این مطلب به «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها