دوشنبه ۷ مهر ۹۳

جداسازی جنسیتی: شهر، شهروند، شهرداری و دولت

سامان صفرزایی

سخنان محمد‌باقر قالیباف ۲۷ تیرماه از تریبون نماز جمعه تهران در خصوص لزوم حمایت از جدا کردن اتاق کار مردان و زنان در ادارات شهرداری اگر هزار عیب داشت، که داشت، دستِ کم از یک حسن برخوردار بود و آن اینکه نظمِ جدیدی را که بر اذهان شهروندان کشور از این منظر حاکم است آشکار کرد. نظمی که در یکسوی آن شهر و شهروندان و تا حدودی هم دولت قرار دارند و در سوی دیگرش شهرداری در جستجوی هویتی جدید برای خود و همراهانش. هویتی که بازپس گرفتنِ سریع آن از دو چیز حکایت داشت: یکی آگاهی شهروندان از حقوق خویش و ایستادگی بر سر آن‌ها، که چهره‌ی جدیدی از شهر را به نمایش گذاشت و دیگری غرییه بودنِ شهردار پایتخت با این چهره‌ی جدید شهری که ۹ سال است بر آن حُکم می‌راند.

چرا گفت؟
۲۷ تیر ماه گذشته بود که شهردارِ ۹ سالِ اخیرِ تهران به ناگاه خود را وارد معرکه‌ای کرد که کمتر کسی به دلایل آن پی برد. قالیباف طی اظهاراتی تعجب‌برانگیز از تریبون نماز جمعه اعلام کرد که "ما غیرت دینی داریم، حرف ما این است که نباید اجازه دهیم یک خانم در طول زمان، معاشرت بیشتری با نامحرمان داشته باشد تا با محرمان خود و شوهر و فرزندش، زیرا این موضوع کانون خانواده را تحت تأثیر منفی قرار می‌دهد"۱ . وی سپس برای آنکه نشان دهد در اظهاراتش جدی است چند روز بعد نیز یادآور شد که "اگر در یک اتاق، یک مجموعه کاری که با هم همکاری می‌کنند و سه یا چهار نفر آن‌ها آقا و سه چهار نفر دیگر خانم هستند و همه در یک رابطه مثلاً در رابطه با بودجه فعالیت می‌کنند، می‌توان کاری کرد که آن چهار خانم در یک اتاق و چهار آقا در اتاق دیگری کار کنند۲."

عده‌ای نیز تلاش کردند این یارکشی را با یارکشی‌های بی‌نام و نشان‌ها در دوران اصلاحات مقایسه کنند و این اظهارات را ترفندی برای "فلج" کردنِ دولت. اما آشکارا مقایسه مع‌الفارق بود. روشن بود که یارگیری میان نیروهایی که پس از ۸ سال تجربه‌ی دولتی، رسماً در برابر هم ایستاده بودند و به مشاجرات علنی و تن به تن علیه یکدیگر پرداخته بودند با یک جمله و یک موضع‌گیری ممکن نخواهد شد

ماجرا آنقدر تعجب‌آور بود که حتی برخی از روزنامه‌نگاران آن را به نعل وارونه زدن برای به فراموشی سپرده شدن قراردادهای چند صد میلیاردی دانستند که گویا از طرف شهرداری و بدون طی تشریفات قانونی به پیمانکاران خاص سپرده شده بود۳. برخی دیگر نیز با توجه به موج اعلام موافقت‌هایی که با این اظهارات همراه شد، دلیل آن را تلاشی دانستند برای "یکپارچه" ساختنِ اصولگرایانی که حداقل حدود سه سال است دچار پراکندگی مفرط هستند: علی مطهری در نامه‌ای از او قدردانی کرد۴، روح‌الله حسینیان و حمید رسایی و دیگر اعضای جبهه پایداری به حمایت از او پرداختند۵ و نهایتاً ۲۰۰ نماینده مجلس هم متحد شدند و از تلاش وی برای این اقدام "فرهنگی" تشکر کردند۶. رئیس صدا و سیما۸، رئیس قوه قضائیه۷، فرمانده سپاه تهران ، تعداد کثیری از امامان جمعه۹، دبیر کل حزب موتلفه۱۰، رئیس دیوان‌عالی کشور ۱۱، فرماندار تهران۱۲ و برخی از اعضای شورای شهر – همچون سردار طلایی - از جمله چهره‌های بودند که قاطعانه از اظهارات قالیباف حمایت کردند و گفتند پشت او خواهند ایستاد ۱۳.
اما این توضیحات به نظر کافی نمی‌آمد. از این دست نمایش‌هایِ "وحدت‌آفرین" گاه و بیگاه توسط مجلسی‌ها و تعدادی دیگر از مسئولان اجرا می‌شود و دیگر کمتر کسی برای آن‌ها اهمیتی سیاس قائل است. عده‌ای نیز تلاش کردند این یارکشی را با یارکشی‌های بی‌نام و نشان‌ها در دوران اصلاحات مقایسه کنند و این اظهارات را ترفندی برای "فلج" کردنِ دولت. اما آشکارا مقایسه مع‌الفارق بود. روشن بود که یارگیری میان نیروهایی که پس از ۸ سال تجربه‌ی دولتی، رسماً در برابر هم ایستاده بودند و به مشاجرات علنی و تن به تن علیه یکدیگر پرداخته بودند با یک جمله و یک موضع‌گیری ممکن نخواهد شد.
درست که مطرح کردن گفتمان "غیرت دینی" و جدا سازی جنسیتی نمی‌توانست بر تمامی مشکلات اصولگرایان فائق آید، اما در عمل عده‌ای را همراه خود کرده بود که از مقام و منزلت‌شان برای او مایه گذاشته بودند. حالا قالیباف پشت همه را خالی کرد، صندلی را از زیر پای آن‌ها کشید و گفت "من نیستم"

چرا پس گرفت؟
اگر دلیل آن اظهارات روشن نبود و بالاخره هم روشن نشد، اما دلایلی که باعث شدند شهردار تهران حرفش را پس بگیرد نسبتاً واضح بودند. درست یک‌ماه و یک هفته بعد از آن اظهارات اولیه، شهردار تهران به مشهد رفت تا در جمع بسیجیان این شهر اعلام کند که "متأسفانه برخی گفتند که قالیباف بعد از انتخابات درباره تفکیک جنسیتی صحبت می‌کند که تمام این موارد کذب است."
به دلایلی که باعث شدند قالیباف حرف خود را پس بگیرد در خطوط بعد اشاره خواهم کرد. آنچه اما در وهله‌ی اول اشاره به آن لازم است، وجه تعجب‌برانگیز این عقب‌نشینی است. درست که مطرح کردن گفتمان "غیرت دینی" و جدا سازی جنسیتی نمی‌توانست بر تمامی مشکلات اصولگرایان فائق آید، اما در عمل عده‌ای را همراه خود کرده بود که از مقام و منزلت‌شان برای او مایه گذاشته بودند. حالا قالیباف پشت همه را خالی کرد، صندلی را از زیر پای آن‌ها کشید و گفت "من نیستم". یک ماه تبلیغات، یک ماه ورود کلیدی‌ترین چهره‌های سیاسی اصولگرایی. و حالا کسی که قرار بود معمار جداسازی شهروندان زن و مرد باشد ، گفته است اساساً این نقشه متعلق به او نبوده است و اصلاً نمی‌داند راجع به چه چیزی صحبت می‌کنند.
این چرخش سیاسی دلایل متنوعی می‌تواند داشته باشد، خوشبینانه اش آن است که آن را فقط معطوف به مقاومتی بدانیم که نیروهای اجتماعی و مدنی در برابر گفتمان شهردار تهران از خود نشان دادند. واقع بینانه و محتاطانه آن است که دست کم از این مقاومت به عنوان یکی از اصلی‌ترین دلایل عقب نشینی صحبت کنیم.
تردیدی نیست که اعلام مخالفت با یک چنین طرحی ابتدائاً و عمدتاً توسط شهروندان صورت گرفت. مشارکت گسترده بسیاری از شهروندان و فعالین مدنی در حوزه اطلاع رسانی ، نقد و هشدار پیرامون احتمال عملی شدن چنین طرحی در ادارات شهرداری و دیگر حوزه‌های بوروکراتیک جدا از اینکه یک هم‌ارزی رنگین کمانی میان طیف‌های متعدد نیروهای غیر رسمی سیاسی تحول خواه ایجاد کرد بلکه در کوتاه مدت به ایجاد یک هم‌ارزی دیگر میان این جامعه و دولت نیز منجر گشت.
دست کم دو عضو کابینه حسن روحانی خیلی زود به این زنجیره پیوند خوردند. علی ربیعی وزیر کار در انتقادی تند و تیز از مواضع قالیباف گفت که "غیرت دینی را در این می دانم زنی با فقر و گرسنگی سر بر بالین نگذارد"۱۴ و شهیندخت مولاوردی، معاون حسن روحانی در امور زنان هم این پرسش را پیش کشید که: "چرا پس از گذشت ۹ سال از شهرداری آقای قالیباف تفکیک جنسیتی اجرا شده است؟ تا به حال غیرت دینی کجا رفته بود؟"۱۵
ورود شهروندان به منازعه‌ای که شاید تا یک دهه قبل به عنوان منازعه‌ای "خُرد" در نظر گرفته می‌شد، چهره‌ی جدیدی از شهر و شهروندانش را به نمایش گذاشت. چهره‌ای که سویه‌های آن را در ماه‌های اخیر در اعتراض به کم‌آبی، به آلودگی‌های محیط زیست، به ساخت‌وسازهای بی‌رویه، به مقابله با تغییر بوستان‌های درون شهری به برج و بارو و غیره و غیره شاهد بوده‌ایم.

در واکنشی حقوقی‌تر قائم‌مقام وزیر کار در امور بین‌الملل به شهرداری تهران نامه‌ای نوشت و هشدار داد تفکیک جنسیتی می‌تواند "نقض حقوق بشر" تلقی شود :"دولت و شرکای اجتماعی آن مکلف به رعایت و اجرای کنوانسیون‌های الحاقی می‌باشند. در صورتی که مفاد بخشنامه اخیر شهرداری تهران به صراحت با مفاد کنوانسیون‌های مذکور مغایر است و حتی از دیدگاه سازمان یادشده می‌تواند به‌عنوان نقض حقوق‌بشر تلقی شود۱۶."
برخی اساتید حوزه‌ی علمیه همچون محسن غرویان نیز به این زنجیره پای گذاشتند تا از منظر فقهی سیاست جداسازی را زیر سؤال ببرند: "روابط زن و مرد براساس مسائل شرعی و فقهی باید بر مبنای محرم و نامحرم تقسیم‌بندی شود البته خانواده از دیدگاه اسلام محل روابط احساسی و زن و شوهری است اما محیط کار و جامعه محیط دیگری است و این محیط براساس نیازهای جامعه و نوع کار تقسیم‌بندی شده است۱۷."
زمانی که احتمال داده شد که ممکن است تفکیک جنسیتی از ادارات به دیگر عرصه‌های عمومی همچون مناسبت‌های فرهنگی نیز برسد ، هنرمندان نیز وارد منازعه شدند و به این اتحاد پیوند خوردند. برای نمونه داریوش ارجمند – بازیگر شهیر سینما - در مصاحبه با سایت آفتاب، انتقاد خود از این موضوع را چنین بیان کرد :" اگر در جامعه ما که صبغه دینی و فرهنگی غنی دارد افراد حتی در کنسرت موسیقی و یا به عنوان یک کارمند نتوانند در کنار یکدیگر بنشینند باید به حال آن جامعه گریست۱۸."
شهردار تهران که در دوره‌های مختلف تلاش کرده بود برای خود هویت‌های گوناگونی را دست‌وپا کند، اینبار خود را در کنار افرادی دید که نه فقط او بلکه به نظر می‌رسد هیچ‌یک از مسئولان کشور نمی‌خواهند با آن‌ها "هم‌هویت" پنداشته شوند

سنگ اندازی برای لغو کنسرت یا بر هم ریختن گردهمایی‌های موسیقیایی تنها مربوط به تهران نیست. اوضاع در شهرستان‌ها که توجه رسانه‌ها و فعالین مدنی به آن‌ها بسیار کمتر از پایتخت است، غم انگیز تر هم هست. برای نمونه فقط کنسرت کوارتت زهی اروند که قرار بود، ۲۱ اردیبهشت‌ماه در تالار احسان شیراز برگزار شود، به دلیل صدور دیرهنگام مجوز لغو شد. همان ماه کنسرت موسیقی ایرانی با صدای وحید تاج در یزد با اقدام نیروهای خودسر مواجه شد و در حالی که نوازندگان روی صحنه می‌نواختند، این خواننده اجازه رفتن روی صحنه را پیدا نکرد. مجید خراط‌ها و امید جهان نیز قرار بود، اردیبهشت‌ماه در یاسوج اجرا داشته باشند که در پی آن جمعی در اعتراض به این موضوع مقابل دفتر نماینده ولی فقیه در استان کهگیلویه و بویراحمد و نیز استانداری یاسوج تجمع کرده و خواستار لغو این برنامه شدند. گروه چارتار قرار بود، در اهواز به اجرای کنسرت بپردازد اما برنامه این گروه به گفته مسؤول انجمن موسیقی خوزستان به دلیل نداشتن مجوز اجرا نشد.

چهره‌ی جدید شهر
ورود شهروندان به منازعه‌ای که شاید تا یک دهه قبل به عنوان منازعه‌ای "خُرد" در نظر گرفته می‌شد، چهره‌ی جدیدی از شهر و شهروندانش را به نمایش گذاشت. چهره‌ای که سویه‌های آن را در ماه‌های اخیر در اعتراض به کم‌آبی، به آلودگی‌های محیط زیست، به ساخت‌وسازهای بی‌رویه، به مقابله با تغییر بوستان‌های درون شهری به برج و بارو و غیره و غیره شاهد بوده‌ایم. به نظر می‌رسد این چهره‌ی جدید که یادآور گفتارهای نظریه‌پردازانی است که در مورد "بیدار شدگی" و " به فاعلیت رسیدن" گروه‌های اجتماعی به عنوان مرحله‌ای از بلوغ سیاسی کشورها یاد می‌کنند با سایر چهره‌هایی که در دو دهه‌ی اخیر از شهر و شهرو. شد
تردیدی نیست که با پایان جنگ تحمیلی و بازگشت امر سیاسی به صحنه‌ی اجتماعی، شهروندان کشور بارها تعلق خاطر خود را به بهبود شرایط زندگی‌شان از طریق مشارکت در انتخابات نشان دادند و به این به پراکندگی قدرت، که امکان انواع مشارکت را فراهم می‌کرد چندان جدی نگرفتند۱۹. اکنون به نظر می‌رسد که این شهروندان با ورود به نزاع تفکیک جنسیتی و و تبلیغات و اعتراضات گسترده علیه شهرداری تهران ( به عنوان یک نزاع خُرد که ظاهراً فقط باید دغدغه تهرانی‌ها و کارمندان ادارات شهرداری پایتخت باشد) نشان دادند که مایل به مداخله در سرنوشت خویش در سطوح دیگری جز سطوح سیاسی کلان نیز هستند.
اگر بپذیریم که وجهی از بازی قدرت و اقتدار در توانایی افراد جامعه است در تبیین و تعریف هویت‌های جدید و در ریختن همه داشته‌ها بر روی میز مشترکی تا بتوان با انتخاب از میان آنها هویت‌های جدیدی را تعریف کرد، آنگاه می‌توان از خود پرسید که "ماجرای تفکیک جنسیتی" که شهردار تهران آغاز کرد چه هویت جدیدی را برای وی به ارمغان آورد و چه هویت جدیدی را نزد مخالفانش آشکار کرد؟
شهردار تهران که در دوره‌های مختلف تلاش کرده بود برای خود هویت‌های گوناگونی را دست‌وپا کند، اینبار خود را در کنار افرادی دید که نه فقط او بلکه به نظر می‌رسد هیچ‌یک از مسئولان کشور نمی‌خواهند با آن‌ها "هم‌هویت" پنداشته شوند. قالیباف که در دوره‌ای با تصویر خلبان هواپیما و تکنوکرات موفق، در جلب نظر شهروندان کشور ناکام ماند؛ در دوره‌ای دیگر به ارزش‌های مردمی‌تری روی آورد با حمل چفیه و شعارهایی ناظر بر شیوه‌ی کار بسیجی، سعی کرد به نوع دیگری برای خویش تخته پرشی به سوی مقاماتی بالاتر از شهرداری تهران تعبیه کند. دیدیم که این ترفند نیز ناموفق بود و در انتخابات سال ۹۲ او همچنان پشت در ماند. حضور سه‌باره‌ی وی با شعار "غیرت دینی" اما از همین آغاز ناکام ماند. وی ناگهان خود را در کنار کسانی دید مانند حسینیان و رسایی و دبیرکل مؤتلفه و دیگرانی که به علت نزدیکی‌شان با دولت دهم از کمترین محبوبیت و مقبولیتی برخوردار نیستند.

آن هجمه و این عقب‌نشینی یک مطلب اساسی دیگری را نیز آشکار ساخت و آن اینکه شهردار تهران از خواست‌ها و انتظارات و ذهنیت شهروندان شهری که او قرار است شهرشان را اداره کند بی‌خبر است

اما این تلاش سوم یک مشکل دیگر برای او ایجاد کرد و آن اینکه به هویت‌بخشی مخالفانی دامن زد و باعث نزدیک‌تر شدن بیش از پیش شهروندان و دولت یازدهم شد. عقب نشینی شهردار تهران دلیلی نداشت جز اینکه وی ناخواسته باعث ایجاد محبوبیتِ رقیبش شده بود. اما آن هجمه و این عقب‌نشینی یک مطلب اساسی دیگری را نیز آشکار ساخت و آن اینکه شهردار تهران از خواست‌ها و انتظارات و ذهنیت شهروندان شهری که او قرار است شهرشان را اداره کند بی‌خبر است. بی‌خبری‌ای که از جمله موجب شده است تهران به شهری برای اقلیت کوچکی تبدیل شود و هر روز به واسطه‌ی ساخت و ساز و اتوبان‌کشی و مال‌سازی و غیره و غیره، حقّ اکثریت شهروندان به شهرشان را پایمال کند.




1. http://isna.ir/fa/print/93042715727
2. http://isna.ir/fa/news/93051909452
3. بنگرید به یادداشت "علی مطهری و ضرورت پاسخ به یک تناقض" – ثمینا رستگاری – روزنامه اعتماد
4. همان
5. http://tnews.ir/news/47EC28148541.html
6. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930501000862
7. http://tnews.ir/news/2EA728754604.html
8. http://www.isna.ir/fa/news/93051406595
9. http://www.ana.ir/Home/Single/97277
10. http://www.khabaronline.ir/%28X%281%29S%281fipa3gaiqcjqeds%C3%98oflknc33%29%29/detail/369261/Politics/parties
http://www.akairan.com/havades-akhbar/farsnews/a96348947112184102.html
نیز بنگرید به
http://www.sharqparsi.com/2014/07/article20724
11. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930502000440
12. http://isna.ir/fa/news/93051507022
13. http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2998945
14. http://www.entekhab.ir/fa/news/175832
15. http://www.entekhab.ir/fa/news/174095
16. http://shahrvand-newspaper.ir/1393/05/15/Main/PDF/13930515-346-2-2.pdf
17. http://aftabnews.ir/fa/news/256507
18. http://aftabnews.ir/fa/news/256507
19. رابرت دال می‌نویسد :" هرگاه انسان بی توجه به نحوه پراکندگی قدرت عمل کند، بدین معنی که مثلاً اگر قدرت به صورت پراکنده است آن را متمرکز بپندارد و یا اگر متمرکز است پراکنده تصور کند، در چنین حالتی وی بی آنکه خودش متوجه شود در حال ارتکاب اشتباهات سیاسی بزرگی خواهد بود." رابرت دال، تحلیل سیاسی مدرن، ترجمه حمیرا مشیر زاده، انتشارات فرهنگ جاوید.


■ دسته‌بندی:  «حکمرانی شهری»




پیام‌ها