جمعه ۳ مرداد ۹۳

از فراز طرح تفصیلی و نشیب تهران

فرشید مقدم سلیمی

نگاهی به مطالعات اجتماعی طرح تفصیلی تهران
طرح تفصیلی جدید تهران از آغاز مطالعات پایه‌ی آن در سال ۸۱ و سپس تهیه‌ی آن توسط ۲۲ شرکت مهندسان مشاور برای ۲۲ منطقه تهران، بعد تجمیع آن‌ها ذیل طرح تفصیلی تهران، آن‌گاه تصویب‌اش در شورای اسلامی شهر تهران و سپس بررسی و تعدیل در کمیسیون ماده‌ی پنج و در نهایت ابلاغ توسط شهرداری تهران در سال ۹۱ مسیری پُرپیچ‌وتابی را پیموده است که هر گام آن باید به طور دقیق و عمیق باید مطالعه و نقادی شود.

مثلاً مهم است که ارزش‌های محوری و حاکم بر هر مرحله شناسایی شود. همچنین برندگان و بازندگان هر گام، هر اصلاح یا هر تعدیل را باید شناخت. برای نمونه برندگان مصوب‌ی اردیبهشت ۱۳۹۱ شورای عالی شهرسازی و معماری که بر اساس آن ۱۷ درصد به تراکم ساختمانی تهران افزوده شد کیستند؟ بازندگان این مصوبه چه کسانی‌ هستند؟ نکته‌ی مهم دیگر اینکه امکان و فرصت ساکنان شهر برای مشارکت و تأثیرگذاری در هر گام چقدر بوده است؟ مثلاً الغای حق رأی نمایندۀ شورای شهر در کمیسیون ماده‌ی پنج چه تأثیری بر تأثیرگذاری ساکنان تهران بر فرایندها دارد؟ در همین رابطه می‌توان پرسید آیا در این مراحل مطالعه یا هر نوع اقدامی برای فهم مسایل واقعی، اولویت‌ها و مطالبات ساکنان شهر انجام شده است؟ آیا اساساً امکانی برای دیده شدن برنامه‌های شخصی و خانوادگی و اجتماعی، آرزوها یا ترس‌های ساکنان شهر وجود داشته است؟

مهم است که ارزش‌های محوری و حاکم بر هر مرحله شناسایی شود. همچنین برندگان و بازندگان هر گام، هر اصلاح یا هر تعدیل را باید شناخت

مهم است که دانسته شود گروه های مسلط و تأثیرگذار در هر گام چه کسانی بوده اند؛ هر کدام از مهندسان مشاور، تکنوکرات های دولت، سرمایه‌گذاران خُرد یا کلان شامل افراد و بانک‌ها و مؤسسات سرمایه‌گذاری، و نهایت شهرداری تهران، در هر مرحله چه نقشی ایفا کرده‌اند و تضادهای میان این گروه ها و سازش¬های مقطعی یا پایدار میان‌شان چطور و بر سر چه موضوعاتی بوده است.
سوالات بسیاری است که می‌بایست پاسخ‌هایی در خور بیابند. در این متن به سراغ مطالعات پایه‌ی طرح تفصیلی تهران می‌رویم که در قالب "بررسی مسایل توسعۀ شهری مناطق تهران" در سال‌های ۸۲-۱۳۸۱ انجام شده است و مطالعات اجتماعی آن‌ها را مورد بررسی قرار می‌دهیم۱.
برای این منظور طرح‌های "بررسی مسایل توسعه‌ی شهری" چهار منطقه تهران شامل مناطق ۳، ۴، ۹ و ۱۶مطالعه و بررسی شده است. این موارد مشتی از خروار و هر یک از نکات و انتقادات وارد شده بر آنها نمونه ای از رویه هایی است که غالباً در این دست مطالعات اجتماعی به چشم می خورد. مواردی که در زیر می آید و شیوه پرداختن به آنها می تواند منافع گروه های اجتماعی ساکن شهر و نیز ابعاد وضعیت زیستی شهر را در طرح های توسعه ای که بر مبنای این مطالعات شکل می گیرند نادیده انگاشته یا تحت تأثیر قرار دهد.

ابهام در تعیین شاخص ها در مطالعات اجتماعی منطقه ۳
در این مطالعات برای شناسایی سیمای اجتماعی منطقه از چهار شاخص استفاده شده است: وضع سواد، وضع ازدواج، نحو‌ه‌ی تصرف مسکن و در نهایت برخورداری خانوارها از تسهیلات مسکن. توضیح اینکه در مطالعات اجتماعیِ مرسوم برای سنجش یک مفهوم یا متغیر، ابتدا از آن تعریفی نظری و سپس تعریفی عملیاتی ارایه می‌شود. تعریف عملیاتی برای مشاهده‌پذیر کردن مفهوم انجام می‌شود به این شکل که سنجه‌هایی که معرِف و نمایند‌ه‌ی مفهوم باشند تعیین می‌شوند تا مورد سنجش قرار گیرند. اما در طرح مورد بررسی احتمالاً چون تصور شده امر اجتماعی روشن و نیاز به تدقیق ندارد، تعریفی از آن داده نشده است. در نتیجه، عملیاتی کردن آن مستدل و موجه نشده است. یعنی مشخص نیست چرا سیمای اجتماعی را شامل این چهار بُعد دانسته‌اند. از این گذشته ذیل سیمای اجتماعی مفهوم‌های مشخصاً اجتماعی بررسی نشده اند. وضع سواد و وضع ازدواج بیشتر متغیرهای جمعیت‌شناختی‌اند، نحو‌ه‌ی تصرف مسکن و برخورداری خانوارها از وام مسکن نیز بیشتر به مطالعه‌ی اقتصادی مربوط است.

مهم است که دانسته شود گروه های مسلط و تأثیرگذار در هر گام چه کسانی بوده اند؛ هر کدام از مهندسان مشاور، تکنوکراتهای دولت، سرمایه‌گذاران خُرد یا کلان شامل افراد و بانک‌ها و مؤسسات سرمایه‌گذاری، و نهایت شهرداری تهران، در هر مرحله چه نقشی ایفا کرده‌اند و تضادهای میان این گروه ها و سازش های مقطعی یا پایدار میان‌شان چطور و بر سر چه موضوعاتی بوده است

در ادامه، در جمع‌بندیِ مطالعات وضع موجود جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی، بخشی با عنوان پهنه‌بندی جمعیتی، اقتصادی و اجتماعی منطقه ارایه شده است. این‌جا قرار بوده که با ترکیب و تلفیق داده‌های بالا که به تفکیک محله‌های منطقه موجود بوده‌اند، پهنه‌بندی منطقه ارایه شود. در گزارش آمده است که "می‌توان مجموعه شناسه‌های پهنه‌های مدیریتی (نواحی شهرداری) و محله‌های منطقه را استخراج و بررسی کرد. بر پایه‌ی این بررسی مشخص می‌شود که همبستگی مشخصی میان این شناسه‌ها در پهنه‌های مورد نظر وجود ندارد. علت این امر را می‌توان در همبستگی اقشار گوناگون اجتماعی و اقتصادی جمعیت در هر یک از پهنه‌ها و نیز تأثیر موثر بسیاری از عوامل دیگر در اندازه‌ی این شناسه‌ها که در این مطالعات مورد توجه نبوده‌اند جستجو کرد. در حالی که معمولاً در جوامع جدا از یکدیگر [منظور جوامع تمایزیافته است]۲، با شدتی کم و بیش، همبستگی میان این شناسه‌ها را می‌توان مشاهده کرد"۳.
به نظر می‌رسد در این مرحله فرضیه‌های نانوشته‌ی محققان رد شده است. این فرضیه‌ها جایی نوشته نشده‌اند اما برای محققان وجود دارند. فرضیه‌هایی مانند این‌که وضع سواد و وضع ازدواج یا نحوه‌ی تصرف مسکن با هم در ارتباطند. محققان انتظار تأیید این فرضیه‌ها را هم داشته‌اند و وقتی آن‌ها تأیید نشده‌اند ایراد را نه در روش‌شناسی تحقیق که در جامعه‌ی مورد بررسی یافته‌اند. جامعه‌ای که تمایزنیافته است یا ممکن است گفته شود جهان‌سومی، در مرحله‌ی گذار یا آنومیک است و در نتیجه غیرقابل شناخت است.
بر اساس این مطالعات اجتماعی و بخش‌های دیگر طرح، در نهایت راهبردهایی برای برنامه‌ریزی شهر ارایه می‌شود. مثلاً در راهبردهای جمعیت‌پذیری منطقه در آینده برای تحقق هدف تثبیت جمعیت منطقه در حد زمان مطالعات (حدود سال ۸۰) پیشنهاد شده که با راهکارهایی مانند کنترل تراکم فروشی، بالابردن زیربنای واحدهای مسکونی و سهم زمین به واحد مسکونی قیمت مسکن در منطقه تا جایی بالا برود که جمعیت متوسط به پایین و اقشار کارمند و کارگر از منطقه خارج شده و ثروتمندان جانشین آن‌ها شوند و تجانس منطقه نیز بالاتر رود. نوسازی بافت‌های فرسوده در منطقه‌ای مانند ده ونک نیز باید به تحقق این هدف کمک کند. اما سوال اینجاست که بر اساس کدام اسناد فرادست، مطالعات، نظریه‌ها و ارزش‌ها این سیاست و راهبردهای مربوط به آن پیشنهاد شده است و چگونه تصور شده است که این موضع قابل دفاع است.

چالش شیوه های بهره گیری از آمار در مطالعات اجتماعی منطقه ۴
نمونه دیگر را می توان در مطالعه منطقه چهار یافت؛ اینکه چطور تفاوت‌ها و خودویژگی‌ها، مزاحم مطالعه تلقی می‌شود و از این رو نادیده گرفته می‌شوند. گزارش می‌گوید در این منطقه به علت فراوانی خانوارهای نظامی و انتظامی که شاغلان آن‌ها در گروه سایر و اظهارنشده طبقه‌بندی شده‌اند، سهم این گروه به ۱۷ درصد رسیده که در مقایسه با الگوی کل تهران که ۱۰ درصد است بالا است و از سوی دیگر سهم سایر اقشار و گروه‌های شغلی کم شده است. برای رفع این مشکل ارقام مربوط به شاغلان گروه سایر و اظهارنشده حذف می‌شود تا "تحلیل بهتری از وضع اقشار اجتماعی" به دست آید۴.
به این ترتیب، یکی از مهم‌ترین شاخص‌هایی که می‌تواند ویژگی منطقه را نشان دهد، از مدل تحلیلی مشاور خارج می‌شود. در مطالعات این منطقه نیز اثری از مطالعات پیمایشی و کیفی نیست و تکیه‌ی اصلی مطالعات اجتماعی طرح را بر آمارهای عمومی نشان می‌دهد. مثلاً در گزارش قیدشده که پهنه‌بندی محلات بر حسب شاخص‌های اجتماعی، بر اساس آمار سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۷۵ انجام شده است۵.

فاصله تحلیل داده ها و مشاهدات کیفی در مطالعات اجتماعی منطقه ۹
مشاور منطقه۹ نیز در پهنه‌بندی شبیه به مشاور منطقه ۱۶ عمل کرده است. همان سه شاخص تراکم جمعیت، بعد خانوار و میزان باسوادی را گرفته تا با ترکیب آن‌ها پهنه‌بندی را ارایه کند. روش مشاور این بوده که این شاخص‌ها را دو-به-دو مقایسه کرده و همبستگی میان‌شان را محاسبه کرده است. گزارش می‌گوید این همبستگی‌ها معنادار نیستند یا در مواردی غیرمنطقی به نظر می‌رسند. البته اینجا نمی‌بینیم که تقصیر به گردن جامعه انداخته شود. اما در این مورد نیز برای بهبود همبستگی، محله‌هایی که دارای واحدهای مسکونی سازمانی بوده یا به طور عمده شامل کارگاه های صنعتی و انبارداری بوده‌اند حذف می‌شود. نتیجه به نظر مشاور باز راضی‌کننده نیست چنان‌که در گزارش نوشته‌اند "تا حدودی پذیرفتنی است"۶.
آنچه مورد توجه قرار نمی گیرد آن است که در مطالعه‌ی اجتماعی همانقدر که یکسانی‌ها و شباهت‌ها مهم‌اند، تفاوت‌ها و خودویژگی‌ها نیز حائز اهمیت هستند. اما ما در این گزارش‌ها می‌بینیم که چطور برای دست‌یابی به نظم ریاضی، تفاوت‌ها حذف می‌شوند. نتیجه این است که همبستگی‌های مورد اشاره‌ی مطالعه با چه دشواری به دست می‌آید. اما این همبستگی‌ها برای عقل سلیم محققان و بر اساس اطلاعات کیفی غیرنظام‌مندی که در اختیار دارند نمی‌تواند جدی و قابل قبول باشد. ردّ پای این اطلاعات کیفی در برخی قسمت‌های گزارش منطقه‌ی ۹ قابل مشاهده است. برای نمونه در "شناسایی مسایل حاد و معضلات ناشی از ویژگی‌های اجتماعی-اقتصادی منطقه ۹ در حوزه‌ی اسکان و فضاهای کار و فعالیت"، دلایل خروج نسل دوم ساکنان از منطقه بر اساس اطلاعات کیفی ارایه شده است. همچنین مسایل حاد اجتماعی منطقه بر اساس گفتگو با ساکنان برشمرده شده‌اند۷.
بدین ترتیب تحلیلی ارایه شده است که ما داده‌های پشتیبان آن را در گزارش نیافتیم. وقتی از مدیر این مطالعات پرسیدیم که چطور به این تحلیل رسیدند گفتند ضمن تکمیل پرسش نامه در منطقه با مردم مصاحبه می‌کردند. این مصاحبه‌ها البته بخشی از فرایند رسمی تحقیق نبوده‌اند، چون ظاهراً چنین روشی اعتبار لازم را برای به رسمیت‌شناخته شدن توسط کارفرما یا پیمانکار نداشته است. اطلاعات این مصاحبه‌ها به طور نظام‌مند مکتوب و مستند نشده‌اند اما تأثیر آن را در کل طرح مشاهده می‌کنیم. در واقع مجری آگاه بوده که داده‌های مرکز آمار ایران و حتی داده‌های کمی پیمایشی که خود اجرا کرده تکافوی نیازهای طرح را نمی‌دهد و به این ترتیب با حضور در محله‌ها و مشاهده و مصاحبه با ساکنان محله تلاش کرده کمبودهای مطالعات کمی و آماری را پوشش دهد.

می توان گفت طرح تفصیلی تهران که بر مبنای مطالعات "بررسی مسایل توسعه شهری مناطق" تهیه شده است به لحاظ علم جامعه‌شناسی پشتوانه‌ی ضعیفی دارد. چرا که مطالعات اجتماعی آن دارای ضعف در بینش اجتماعی، مبانی نظری، چارچوب‌های مفهومی و روش‌شناسی است

سردرگمی در پهنه بدنی ها در مطالعات اجتماعی منطقه ۱۶
گزارش مطالعات اجتماعی و اقتصادی منطقه ۱۶ اطلاعات معنادار و قابل تأمل بسیاری را گردآورده است. با این همه همچنان نقصان هایی در شیوه تحقق مطالعه‌ی اجتماعی به معنی دقیق آن دیده می شود. طرح توسعه منطقه‌ی ۱۶ هم پهنه‌بندی‌ای از منطقه ارایه کرده است. در گزارش آمده که برای این کار از "شاخص‌هایی که محاسبه‌شدنی بودند" استفاده شده است۸. در نتیجه شاخص های احتمالی کیفی حذف شده اند.
آن‌چه باقی ‌مانده بُعد خانوار، نسبت باسوادی، خانوار در واحد مسکونی، تراکم، مشارکت زنان و بالاخره بار تکفل است که داده‌های‌شان در سطح محلات منطقه در دسترس بوده است. سپس به محله‌های منطقه بر اساس رتبه‌شان در هر کدام از این شاخص‌ها امتیاز داده شده، با جمع امتیازهای هر محله شاخصی به‌دست آمده که رتبۀ کلی محله را به دست می‌دهد. سپس برای بررسی "صحتِ" شاخص کلیِ به‌دست آمده، ضریب همبستگی آن با هر کدام از شاخص‌های اولیه محاسبه شده است. نتیجه‌ی این کار نشان داده که این شاخص کمترین ضریب همبستگی را با شاخص‌های بعد خانوار و تراکم جمعیت داشته است. برای بهبود ضرایب همبستگی، شاخص بُعد خانوار حذف شده است در نتیجه مثلاً ضریب همبستگی شاخص کلی با تراکم از ۳۰ درصد به ۴۵ درصد رسیده است. در ادامه چون بر مبنای شرح خدمات می بایست پهنه‌بندی با سه شاخص بعد خانوار، تراکم و سواد انجام شود همین روش با این سه شاخص نیز تکرار شده است. ضریب همبستگی این شاخص اخیرِ سه متغیره با "نرخ سواد" ۶۰ درصد، با بُعد خانوار ۴۰ درصد و با تراکم ۳۳ درصد بوده است. گزارشِ طرح این درصدها را پایین می‌داند. البته برای این ارزیابی معمولاً از روش‌هایی مانند تحلیل خوشه‌ای یا تحلیل عاملی استفاده می‌شود که در این تحقیق این کار صورت نگرفته است. گزارش می‌گوید میزان شاخص‌ها اگر چه در محله‌ها متفاوت‌اند اما جمع امتیازهای محله‌ها بسیار به هم نزدیک است. بنابراین نمی‌توان منطقه را به راحتی پهنه‌بندی کرد و کل منطقه را باید به عنوان یک پهنه‌ی همگون در نظر گرفت۹. حال آنکه یکی از دلایل عدم موفقیت پهنه‌بندی می‌تواند یکسان فرض کردن پهنه‌های اجتماعی با پهنه‌های اداری یعنی محله‌های شهرداری باشد.

جمع‌بندی
در مجموع و با توجه به نمونه های نام برده می توان گفت طرح تفصیلی تهران که بر مبنای مطالعات "بررسی مسایل توسعه شهری مناطق" تهیه شده است به لحاظ علم جامعه‌شناسی پشتوانه‌ی ضعیفی دارد. چرا که مطالعات اجتماعی آن دارای ضعف در بینش اجتماعی، مبانی نظری، چارچوب‌های مفهومی و روش‌شناسی است. در این مجالِ اندک، بیشتر به ضعف‌های روش‌شناختی آن پرداخته شد. امیدواریم به ابعاد دیگر این طرح‌ها در فرصت‌های دیگر توسط پژوهشگران دیگر پرداخته شود و این بررسی‌ها همچنان ادامه یابد.




1.این بررسی پیشتر در نشست عمومی مورخ 19/3/93 گروه شهر و مطالعات منطقه‌ای انجمن جامعه شناسی ایران ارایه گردیده است.
2. بخش‌های داخل قلاب [ ] توضیحات اضافی منتقد است که از متن نقل قول مستقیم جدا شده است.
3. مهندسین مشاور شاران، " بررسی مسایل توسعه شهری (منطقه 3)". جلد 5، 1382، صص. 1 - 68
4. مهندسین مشاور عرصه، "طرح بررسی مسایل توسعه شهری مناطق تهران (منطقه 4)"، ویراست 2، جلد 5، 1382، ص. 45.
5. همان ص. 53.
6. مهندسین مشاور آمود، "بررسی مسایل توسعه شهری (منطقه 9)"، ویراست 2، جلد 5، 1382، ص. 72.
7. همان، ص. 130.
8. مهندسین مشاور نقش محیط، " بررسی مسایل توسعه شهری تهران (منطقه 16)"، 1381، ص. 57
9. همان، ص. 54


■ دسته‌بندی:  «طرح و برنامه»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها