سه شنبه ۳۱ تیر ۹۳

بار دیگر غزه، شهرِ بی‌دفاع

حمیده چگونیان

به گزارش نیویورک تایمز در ۱۰ روز اولِ نبردِ نابرابری که میان ارتش اسرائیل و مردم غزه آغاز شده‌است، ۱۶۰۳ مکان هدف قرار گرفته‌اند و ۱۹۴ نفر به قتل رسیده‌اند. اسرائیل مدعی شده است که توانسته اکثر هزار موشکی را که حماس به سوی این کشور پرتاب کرده، در هوا منهدم کند و به این ترتیب، اسرائیل در این نبرد یک کشته بیشتر نداده است. با اینهمه، همانطور که نویسنده‌ی نیویورک تایمز می‌گوید: "چه کسی به این چیزها اهمیت می‌دهد؟"۱.

چه کسی اهمیت می‌دهد؟
سال‌هاست که پرسش‌های اصلی در مورد فلسطین را می‌توان در همین یک سؤال خلاصه کرد: چه کسی اهمیت می‌دهد؟ چه کسی اهمیت داد که قریب دو ماه پیش در پانزدهم ماه مه نیروهای اسرائیلی دو جوان فلسطینی به نام‌های ندیم نوارا و محمد ابوالتحریر را در شهر کوچک بیتونیا در کرانه‌ی باختری کشتند؟ قتل خونسردانه و خونباری که شاهد آن، نواری ویدئوی بود که در سرتاسر جهان پخش شد. چه کسی اهمیت داد که به انتقامِ ربوده شدنِ و قتل سه نوجوان اسرائیلی، دولت اسرائیل بدون تحقیق یا ارجاعِ موضوع به دادگاهی بین‌المللی یا حتی اعلام جنگ، مستقیماً خانه و کاشانه‌ی هزاران فلسطینی را بمباران کند و صدها زن و کودک فلسطینی را به قتل برساند؟ در جهانی که مدعی است چندین و چند کنوانسیون جنگی را میانِ کشورها به امضاء رسانیده‌است، چه کسی اهمیت می‌دهد که دولت اسرائیل رسماً اعلام کند که "از آنجا که نیروهای حماس میان مردم پنهان هستند، ما محق هستیم خانه‌های مردم را بمباران کنیم"؟
بی‌تردید، آن افرادی که بر بلندی‌های شهرهای اسرائیل نشسته و به شهادت عکاسی دانمارکی و گزارشگری از سی‌ان‌ان، برای قتل عام مردم غزه شادی می‌کنند، در زمره‌ی کسانی نیستند که برای این نسل‌کشی اهمیت قائل باشند. جای تعجب هم نیست، چهل سال است که مردم اسرائیل شنیده‌اند که خوشبختی آنها از مسیر امحاء فلسطینیان می‌گذرد.
چه کسی اهمیت می‌دهد که توجیه این کشتار، وجود چند تونل است که گویا مبارزان فلسطینی را به درون خاک اسرائیل (یا دقیق‌تر بگوئیم همان خاکی که به تأیید سازمان ملل، سزرمین‌های اشغالی است) می‌رساند و بهانه‌ای است برای آنکه یهودیانی که به واسطه‌ی مهاجرت به این سرزمین‌های اشغالی خود را شهروند آن می‌دانند، این کشتار را نادیده بگیرند۲؟

غزه، نه آشویتس است و نه بیرکناو، بدتر و فجیع‌تر از آن است؛ چرا که در مقابل چشمانِ میلیاردها نفر اتفاق می‌افتد. اکنون که نمی‌توان گفت که نمی‌دانستیم.

چه کسی است که نداند؟
مهم‌ترین استدلال مردم آلمان برای توجیه سکوت‌شان پس از افشای هولوکاست آن بود که "ما نمی‌د‌انستیم". اما امروز در جهانی که نام "جهان ارتباطات" بر خود گرفته است چه کسی می‌تواند ادعا کند که نمی‌داند؟ کافی است نگاهی به نامه‌ی پزشک نروژی‌ای که در بیمارستان الشفاء در غزه کار می‌کند بیندازیم تا به بُعد فاجعه‌ای که نمی‌توان نامی دیگر جز نسل‌کُشی بر آن نهاد آگاه شویم: "دوستان عزیز، اوضاع پس از حمله‌ی زمینی به غزه فجیع‌تر از پیش شده‌است. کارکنان بیمارستان که چهار ماه است حقوق نگرفته‌اند، بین ۱۲ تا ۲۴ ساعت در روز کار می‌کنند. چه‌کار؟ مرده‌ها را از نمرده‌ها، تکه‌های بدن را از بدن‌های تکه تکه نشده، زخمی‌ها را از کشته‌ها و انسان‌های غرق در خون را از انسان‌هایی که خونریزی نکرده‌اند جدا می‌کنند. انسان‌ها را می‌شنوید، انسان‌ها را. [...] برای رسیدگی به این همه زخمی، بیمارستانی عظیم با تمامی وسائل پزشکی و مجهز، کیسه‌هایِ خونِ زیاد و پرسنلی سرِ پا و سرِ حال احتیاج است. اما اینجا حتی برق هم نداریم. [...] و حالا دوباره صدای بمباران شنیده می‌شود و صدای هواپیماهای ف۱۶ که آسمان را می‌شکافند. آقای اوباما، شما قلب ندارید؟ من صد در صد مطمئن هستم که این فاجعه جهان را تغییر خواهد داد. [...] می‌شنوم که بار دیگر ماشین مرگ آنها به راه افتاده‌است. کاری بکنید. هر کاری از دست‌تان برمی‌آید انجام دهید"۳.
غزه، نه آشویتس است و نه بیرکناو، بدتر و فجیع‌تر از آن است؛ چرا که در مقابل چشمانِ میلیاردها نفر اتفاق می‌افتد. اکنون که نمی‌توان گفت که نمی‌دانستیم. کسانی که کاری از کف‌شان بر نمی‌آید با جمع شدن در مقابل سازمان ملل و سر دادنِ شعار "غزه باید آزاد گردد"، یا با انتشار بیانیه‌هایی در اعلام انزجار و یا راه انداختنِ کارزاری برای خاتمه یافتنِ این کشتار آنچه در توان دارند انجام می‌دهند. اما آنهایی که کاری از دست‌شان بر می‌آید چه می‌کنند؟

جهانِ تکه پاره، جهانِ تبلیغ، جهانِ همراه
واکنش اصلی را باید در گفت و عمل سازمان ملل و شورای امنیت و اتحادیه اروپا و مصر و اتحادیه عرب و کشورهای مسلمان منطقه دنبال کرد . مصر پیشنهاد صلح داده و قول داده است که گذرگاه رفح را برای غذا و تجهیزات پزشکی باز کند. در عین حال متوسل به ایران و اتحادیه عرب شده است که حماس را راضی کنند. به عبارتِ دقیق‌تر، تنها مسیرِ کمک‌رسانی به مردم غزه فعلاً بسته است، آنهم نه به توسط اسرائیل که به دست همکیشانِ فلسطینی‌ها یعنی دولت مصر. به همین دلیل است که وزیر خارجه‌ی ایران (ظریف) در گفتگو با همتای مصری‌اش از وی خواست تا گذرگاه رفح را دست‌ِکم برای کمک‌های بشر دوستانه باز کند و نقشی فعال‌تر در این نزاع به عهده بگیرد. عکس‌العمل رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه اما شدید بود. وی مصر را متهم به اقدامات منفی علیه گروه حماس کرد و این کشور را مسئول آغاز عملیات زمینی توسط اسرائیل در غزه دانست.
در عمل و اگر نیک بنگریم متوجه می‌شویم که هم مصر و هم ایران و هم ترکیه، مواضعی را اتخاذ کرده‌اند در ادامه‌ی سیاست‌های خارجیِ خویش پیش از این فاجعه.
اتحادیه عرب در نشست خود اعلام کرده که باید از تلاش‌های صورت گرفته جهت پایبندی به بندهای توافق، آتش بسی که در نوامبر ۲۰۱۲ میان طرف‌های فلسطینی و اسرائیلی صورت گرفت حمایت لازم به عمل آید. این اتحادیه در خصوص تشدید حملات نظامی اسرائیل به نوار غزه و تدابیر لازم جهت مقابله با آن، نسبت به خطرات عدم اقدام جدی جامعه بین الملل برای توقف حملات اسرائیل و اوضاع نابسامان فلسطینی‌ها هشدار داده است. در این گزارش، اعلام شده است که شرایط خطرناک در اراضی اشغالی فلسطین ممکن است شدیدترین پیامدها را بر امنیت منطقه و صلح و امنیت بین‌المللی داشته باشد.اتحادیه عرب آمریکا را ترغیب کرد تا رژیم صهیونیستی را به احترام به تعهدات پیشین خود ملزم سازد و شرایطی را ایجاد کند که اجازهمذاکره جدی بدهد که به پایان اشغالگری‌های اسرائیل بینجامد .

به نظر می‌رسد انزجار و نفرتی که این واقعه در میان جوانان مسلمان و عرب‌تباری که در کشورهای اروپایی زندگی می‌کنند آنها ایجاد کرده‌است چهره‌ی دیگری از جهان را به نمایش می‌گذارد. جهانی که مصمم است به بیش از نیم قرن بی‌عدالتی پایان دهد

باراک اوباما رئیس جمهوری امریکا در واکنش به بحران غزه اعلام کرده: "اسرائیل حق دارد از خود در مقابل حملات موشکی که مردم آن را مورد تهدید قرار داده است، دفاع کند و هیچ دولتی نمی‌تواند زیر شلیک روزانه موشک‌ها به حیات خود ادامه دهد". البته وی نسبت به کشته شدن شهروندان فلسطینی اظهار تأسف کرده و گفته است که تلاش‌های مصر برای دستیابی به آتش بس میان طرفین درگیر را تایید می‌کند و واشنگتن تمام ابزارهای دیپلماتیک و روابط خود را برای دستیابی به توافق آتش‌بس به کار می‌گیرد.
مضحک یا فجیع اما عکس‌العمل رهبران اتحادیه‌ی اروپاست. آنها شلیک موشک‌ها از سوی فلسطینی‌ها در نوار غزه به سمت اراضی اشغالی را محکوم کرده و در عین حال، از تل آویو خواستند تا "به صورت مناسب پاسخ دهد" و از کشته شدن غیرنظامیان اجتناب کند.

همبستگی بین‌المللی جوانان
در این میان سراغِ تنها وجدانِ بیدارِ جهان را باید در میان جوانانِ غزه و جوانان عرب‌تبارِ اروپا جستجو کرد. به نظر می‌رسد انزجار و نفرتی که این واقعه در میان جوانان مسلمان و عرب‌تباری که در کشورهای اروپایی زندگی می‌کنند آنها ایجاد کرده‌است چهره‌ی دیگری از جهان را به نمایش می‌گذارد. جهانی که مصمم است به بیش از نیم قرن بی‌عدالتی پایان دهد. چهره‌ای که همتای آن را می‌توان در خودِ غزه و در سیمای نادیه پیدا کرد. نادیه نه عضو حماس است نه حزبی دیگر. شهروند عادی غزه است. روابط بین الملل خوانده و آتش‌بس را نمی‌پذیرد. در گفتگو با بی‌بی‌سی راجع به پیشنهاد آتش بس می‌گوید: "اسرائیل یک اشغالگر است، نه یک کشور! و وقتی کشورت اشغال شده صلح با اشغالگر جرم است. حتی اگر همه‌ی ما کشته شویم این سرزمین باید به ما برگردد، اینجا سرزمین آنها نیست . فلسطین برای فلسطینی‌ها است"۴.




1. http://www.nytimes.com/interactive/2014/07/15/world/middleeast/toll-israel-gaza-conflict.html?_r=0
2. https://www.facebook.com/IsraelPersian?fref=nf
3. https://www.middleeastmonitor.com/articles/middle-east/12920-letter-from-gaza-by-a-norwegian-doctor
4. https://www.facebook.com/photo.php?v=796892943688517&set=vb.574284089282738&type=2&theater


■ دسته‌بندی:  «شهرهای جهان»




پیام‌ها