جمعه ۲۳ خرداد ۹۳

حقّ حضور زنان در ورزشگاه‌ها، چالش‌ها و چشم اندازها

رضا خباز

شاید اگر در اوایل دهه‌ی هفتاد کسی به مسئولان یادآوری می‌کرد که در ماه‌ها و سال‌های اولیه‌ی پس از انقلاب، خودِ آن‌ها به ورزش که به گمان‌شان در شکل و شمایل مرسومش دست‌پرداخته‌ی رژیم پهلوی به شمار می‌آمد با سؤظن می‌نگریستند، دیگر کمتر کسی حاضر می‌شد از آن نگاهِ اولیه که انقلابی هم شمرده می‌شد، دفاع کند. دهه‌ی‌ هفتاد بود و دیگر کسی نمی‌خواست از سیاست‌های محدود کننده‌ای که بر ورزش وضع شده‌بود یاد کند. نه از انحلال مسابقات سابق، نه از قطعِ پخش زنده مسابقات و نه از دیگر محرومیت‌ها. اکنون دوباره مسابقات گروهی فوتبال با نام لیگ قدس از سر گرفته شده بود و پخش زنده مسابقات کشتی در تصویرمستطیلی کوچک در کنار تصویر بزرگ گزارشگر حضوری ملموس پیدا کرده‌بود و همه چیز از اهمیت یافتنِ دوباره‌ی ورزش حکایت داشت. اما این تغییرها هم گویا کسی را به صِرافت نینداخت که به محدودیت‌های دیگری که در همان سال‌های آغازین باب شد نگاهی بیندازد و از این تغییر رویه درس بگیرد: حوزه‌ی ورزش و زنان. در این زمینه، دامنه محدودیت‌ها علاوه بر خود ورزش کردن، تماشای آن را هم شامل شده بود و حضور زنان در ورزشگاه‌ها "مجرمانه" به شمار می‌آمد. زنان در تمام سال‌های بعد از انقلاب در چالشی مدام برای امکان ورزش کردن، مسابقه دادن، حضور در مجامع بین المللی و البته تماشای ورزش از نزدیک بودند. چالشی که فراز و نشیب‌های بسیاری داشته ولی هنوز گره‌های مهمیاز آن، باز نشده باقی مانده است.

زنان در تمام سال‌های بعد از انقلاب در چالشی مدام برای امکان ورزش کردن، مسابقه دادن، حضور در مجامع بین المللی و البته تماشای ورزش از نزدیک بودند. چالشی که فراز و نشیب‌های بسیاری داشته ولی هنوز گره‌های مهمی از آن، باز نشده باقی مانده است

تاریخچه
در سال‌های اولیه‌ی انقلاب، ورزش زنان در قالب کمیته‌ای به نام ورزش خواهران، که اولین تشکیلات ورزش زنان بعد از انقلاب بود، خلاصه می‌شد و فعالیت‌هایش به شدت محدود بود. این وضعیت تا سال‌های پایانی دهه‌ی ۶۰ ادامه پیدا کرد، تا اینکه در سال ۶۹، پیشنهاد تشکیل شورای همبستگی ورزش بانوان (فدراسیون اسلامی ورزش زنان) در هیئت اجرایی کمیته ملی المپیک به تصویب رسید و فائزه هاشمی، دختر رئیس جمهور وقت، به نیابتِ رئیس کمیته ملی المپیک منصوب شد۱، در همین سال‌ها طاهره طاهریان، اولین معاون امور زنان سازمان تربیت بدنی شد، معاونتی که جایگزین کمیته ورزش خواهران شده بود. با برگزاری چند دوره از مسابقات ورزشیِ همبستگی بانوان اسلامی، ورزش زنان رونقی دوباره، هر چند محدود، گرفت. اما هنوز چند سالی زمان لازم بود تا مطالبه‌ی حضور زنان در ورزشگاه‌ها به صورت رسمی مطرح شود، هر چند در تمام این سال‌ها دخترانی بودند که با تغییر لباس، برای ورود به ورزشگاه تلاش می‌کردند و حتی در مواردی موفق هم می‌شدند۲.
اولین جرقه‌های رسمی مربوط به حضور زنان در ورزشگاه‌ها، در اوایل سال ۷۶ زده شد، به گفته‌ی بهزاد کتیرایی مسئول حراست سازمان تربیت بدنی: "با توجه به این دیدگاه که نیمی از جامعه‌ی ما را بانوان تشکیل می‌دهند در بحث تماشاگران و علاقه به تشویق ورزشکاران متوجه خلأ بزرگی شدیم که آن هم ناشی از عدم حضور بانوان در ورزشگاه‌ها بود. بحثی که بانوان نیز بارها ثابت کرده بودند برای اجرای آن علاقه‌ی فراوانی دارند [...] و مواردی را داشتیم که تعدادی از دخترخانم‌ها با لباس‌های پسرانه وارد استادیوم آزادی می‌شدند. این موضوع ما را بر آن داشت تا به صورت جدی راهکاری اساسی برای این مشکل پیدا کنیم"۳.

کتیرایی در ادامه مصاحبه‌اش با ایسنا می‌افزاید:" اولین حضور بانوان در ورزشگاه‌ها را در بازی والیبال نوجوانان آسیا در سال ۷۷ تجربه کردیم. اتفاقاً در آن بازی نیز علاوه بر حضور پرشور تماشاگران خانم، تیم نوجوانان ایران قهرمان شد. پس از این ماجرا اعتراضات زیادی به حضور بانوان در مکان‌های ورزشی مطرح شد که هاشمی‌طبا رییس وقت سازمان تربیت بدنی پس از بررسی موضوع و دسته‌بندی رشته‌های ورزشی، تنها در بعضی از رشته‌ها اجازه‌ی حضور بانوان را صادر کرد." به گفته‌ی وی تأکید سازمان تربیت بدنی در آن زمان مبنی بر عدم حضور بانوان در سالن‌های ورزشی کشتی و شنا بود. "اما در رابطه با فوتبال هیچ بحثی مطرح نشد، چرا که نه تنها فاصله‌ی بین تماشاگران و بازیکنان زیاد بود، بلکه موضوع ناهنجاری نیز به دلیل مباحث شرعی با توجه به دوری فاصله‌ی تماشاگر و بازیکن رد شد".
به گفته‌ی کتیرایی، پس از یک رشته تست‌های اولیه، تصمیم بر آن شد که "بهترین مکان در طبقه‌ی دوم استادیوم که حدود چهار هزار نفر ظرفیت داشت و سمت چپ و راست جایگاه که هر کدام دو هزار نفر ظرفیت پذیرش تماشاگر را داشت" در اختیار خانواده‌ها قرار گیرد. این مکان‌ها "با راه‌های ورودی و خروجی کاملاً مجزا و سرویس‌های بهداشتی کاملاً جداگانه با پارکینگ‌های اختصاصی برای حضور اتوبوس‌های ویژه خانواده‌ها از مهم‌ترین برنامه‌های سازمان برای رفع دغدغه‌های موجود در این خصوص بود. "
در همین سال‌ها و به طور مشخص در سال ۷۷ اولین حضور زنان در ورزشگاه‌های فوتبال رقم خورد. جشن راهیابی تیم ملی به جام جهانی ۹۸ فرانسه در ورزشگاه آزادی، با حضور آنان همراه شد. سال‌های بعد در رقابت‌هایی مثل مسابقه حذفی ایران و بحرین در مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۶، حضور زنان هر چند با سختی، اما محقق شد و البته در بسیاری از بازی‌ها هم این اتفاق نمی‌افتاد و زنان خواهان حضور در ورزشگاه، که حالا صاحب کمپینی به نام "روسری سفیدها" هم شده بودند، با برخوردهای سلبی و گاه قهری برای حضور در ورزشگاه مواجه می‌شدند.
عارفه الیاسی۴، اَفت و خیزهای این ماجرا را به این صورت بازگو می‌کند. "آبان ماه سال ۸۳، هنگامی که در بازی ایران و آلمان که در استادیوم آزادی برگزار می‌شد، درحالی که بانوان آلمانی اجازه حضور در استادیوم را داشتند، از ورود بانوان ایرانی به داخل استادیوم جلوگیری شد. پس از آن، برای بازی ایران و بحرین تعدادی از بانوان به استادیوم رفتند و سرسختانه برای حضور در استادیوم پافشاری کردند. تعداد بانوان و پافشاری آن‌ها در آن بازی به قدری زیاد بود که سرانجام عده‌ای از مسئولان ورزشگاه آزادی، آن‌ها را سوار بر اتوبوسی کردند و به جایگاه ویژه استادیوم بردند. بعد، مسابقه میان دو تیم ایران و کاستاریکا در سال ۸۴ بود که [...] اجازه‌ی ورود به داخل استادیوم داده نشد".
وی سپس به دستور محمود احمدی نژاد، درمورد آزادی ورود بانوان به استادیوم‌ها اشاره می‌کند. دستوری که بعد از چندی با مخالفت شدید برخی مراجع۵ مواجه شد و منجر به عقب‌نشینی دولت گشت. طرفداران حقوق زنان این دستور را مانور نمایشی دیگری از محمود احمدی نژاد می‌دانستند، اما از نفس استقبال کردند. به‌ هر حال حتی دستور بالاترین مقام اجرایی کشور هم نتوانست کمکی به حضور زنان در ورزشگاه‌های فوتبال بکند. الیاسی می‌گوید که یکی آخرین تلاش‌ها در این زمینه در خرداد ۸۵، هنگام مسابقه‌ی ایران و بوسنی قبل از جام جهانی بود که "عده زیادی از بانوان در مقابل استادیوم آزادی حضور یافتند و پای تلویزیونی که با خود آورده بودند نشستند و مسابقه را تماشا کردند. "
البته در مورد ورزش‌های سالنی، غیر از شنا و کشتی، سختگیری کمتری صورت می‌گرفت و زنان پای ثابت مسابقات والیبال، بسکتبال و هندبال بودند تا این‌که همین امکان هم از سال ۹۱ و با دستور حراست وزارت ورزش و جوانان که حالا جایگزین سازمان تربیت بدنی شده بود، از آن‌ها گرفته شد.

اصغر شرفی، از بازیکنان و مربیان قدیمی تیم ملی فوتبال در مصاحبه‌ای که در سال ۱۳۸۰ انجام داد، گفت: "آمدن خانم‌ها به ورزشگاه‌ها باعث شادابی محیط می‌شود، به خصوص در فرهنگ ما ایرانی‌ها که همیشه در مقابل خانم‌ها عفت کلام و حیا در رفتار رعایت شده است. این که به این بهانه از ورود آنان جلوگیری می‌کنند، تنها تزریق مسکن به یک عضو دردناک بدنه‌ی ورزش است. برای رفع درد باید فکر جدی‌تری کرد نه این که فقط مسکن تجویز نمود

استدلال مخالفان و موافقان
مخالفان، از ابتدا با حضور زنان در همه‌ی مسابقات مخالف بودند و به مرور و با افزایش مطالبات زنان، بر حجم و دامنه مخالفت خود افزودند، استدلال‌های مخالفان را در سه دسته می‌توان خلاصه کرد:
۱. حرمت شرعی حضور زنان در ورزشگاه‌ها
۲. نبود امکانات سخت افزاری لازم برای حضور زنان
۳. سالم نبودن فضای ورزشگاه‌ها
برخی از مراجع تقلید، حضور زنان در ورزشگاه‌ها را مصداق اختلاط می‌دانند و آن را جایز نمی‌‌شمارند، در مقابل، برخی همچون سردار عزیز‌الله محمدی رئیس سابق سازمان لیگ فوتبال، با بیان اینکه با تفکیک جایگاه‌ها این مشکل قابل رفع است، معتقد است در مسابقاتی چون فوتبال، حرمت دیدن بدن به علت دوری از زمین بلاموضوع است، او بر همین اساس، خواستار صدور فتواهای به روز در این مورد شده است. عزیز محمدی که در نشستی در دانشگاه تهران، در سال ۹۲، درباره‌ی حضور زنان در ورزشگاه‌ها سخن می‌گفت، در این مورد اضافه کرد: "دینِ ما بر تساوی حقوق مرد و زن تأکید دارد ولی ما در عمل آن را رعایت نمی‌کنیم. چطور بانوان می‌توانند در راهپیمایی ۲۲ بهمن درکنار مردها حضور پیدا کنند ولی در استادیوم‌ها نمی‌توانند؟"۶ عده‌ای هم، چون بهرام افشارزاده دبیر سابق کمیه ملی المپیک معتقدند: "حضور زنان هیچ ایرادی ندارد. وقتی اعضای سفارت برای تماشای مسابقات مختلف و حمایت از تیم‌های ملی اعزامی به ورزشگاه‌ها می‌آیند این مسائل دیگر مطرح نیست و فقط باید به رشد فرهنگ عمومی کمک کرد"۷.
عده‌ی دیگری (به عنوان مثال علیپور، دبیر کمیته منشور اخلاقی فدراسیون فوتبال)، منع قانونی برای حضور زنان در ورزشگاه‌ها نمی‌بینند اما نبودن امکانات سخت افزاری همچون ورودی، خروجی و سرویس‌های بهداشتی جداگانه برای زنان را دلیل این ممانعت می‌دانند۸. مشکلاتی که در خطوط پیشین دیدیم که به گفته‌ی بهزاد کتیرایی به سادگی قابل رفع هستند.
اما، مهم‌ترین دلیل مخالفان برای عدم حضور زنان در ورزشگاه‌ها سالم نبودن محیط آن است، ورزشگاه‌هایی که از دید آن‌ها، محلی پر از فحش و خشونت است، موافقان اما همین را دلیلی بر لزوم حضور زنان می‌دانند. عزیز محمدی با رد این استدلال، از نقش زنان در کاهش این خشونت در تجربه‌های مشابه گفته است: "در ترکیه، تیم فنرباغچه دو جلسه از حضور تماشاگران محروم شد. اما مسئولان مسئله را جور دیگری حل کردند. آن‌ها برای آن دو بازی تنها به هواداران خانم و کودکان زیر ۱۲ سال اجازه حضور در استادیوم را دادند که این ماجرا عنوان " شب به یادماندنی فوتبال" را از آنِ خود کرد."
صادق درودگر دبیر سابق کمیته‌ی فوتسال فدراسیون فوتبال می‌گوید: "ما در سال‌های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ فوتسال جهانی را در ایران میزبانی کردیم، اما اکنون به دلیل ممنوعیت حضور بانوان در ورزشگاه‌ها از این عرصه‌ها حذف شده‌ایم. میزبانی مسابقات جهانی محقق نخواهد شد مگر که بانوان بتوانند در ورزشگاه حضور داشته باشند

فریده شجاعی، نایب رییس فوتبال و فوتسال زنان در گفت‌وگوی تفصیلی با گروه ورزشی ایسنا هم در ردّ این ادعا می‌گوید: "ورود زنان به استادیوم به نفع فوتبال ایران نیز هست. از طرفی حضور زنان در استادیوم باعث می‌شود مردها شعارهای زشت ندهند و حرمت نگه دارند. در این صورت، آرام آرام محیط سالم‌تری در ورزشگاه‌ها ایجاد می‌شود."
در میان فوتبالیست‌ها هم موافقین جدی برای حضور زنان یافت می‌شود، مثلاً اصغر شرفی، از بازیکنان و مربیان قدیمی تیم ملی فوتبال در مصاحبه‌ای که در سال ۱۳۸۰ انجام داد، گفت: "آمدن خانم‌ها به ورزشگاه‌ها باعث شادابی محیط می‌شود، به خصوص در فرهنگ ما ایرانی‌ها که همیشه در مقابل خانم‌ها عفت کلام و حیا در رفتار رعایت شده است. این که به این بهانه از ورود آنان جلوگیری می‌کنند، تنها تزریق مسکن به یک عضو دردناک بدنه‌ی ورزش است. برای رفع درد باید فکر جدی‌تری کرد نه این که فقط مسکن تجویز نمود.۹"
عده‌ای از مخالفین هم این سؤالات را مطرح می‌کنند که مگر محیط عادی جامعه و خیابان‌های شهر، عاری از خشونت جسمی و کلامی است؟ یا آن‌که چرا به علت خطای برخی از تماشگران و به جای پرداختن به روش‌های برطرف کردن آن، نیمی از جامعه را از حقی محروم می‌کنند؟
برای برخی از موافقان حضور زنان در ورزشگاه‌ها، مهم‌ترین دلیل، حق شهروندی زنان است. آن‌ها این ممنوعیت نانوشته در قانون را نقض آشکار حق انتخاب و شهروندی زنان می‌دانند و از این منظر پیگیر این مطالبه هستند، مطالبه‌ای که تحقیقی میدانی، همنظر بودن حدود ۸۲ درصد از مردم را با آن نشان داده است، در این تحقیق که توسط محسن صفابخش انجام شده است، ۶۴ درصد از این موافقان مهم‌ترین علت موافقت خود را برخوردار شدن زنان از حقّ شهروندی و فرصت برابر با مردان اعلام کردند۱۰.
احتمال از دست دادن میزبانی مسابقات بین‌المللی در صورت ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاه‌ها، یکی دیگر از دلایل موافقان ورود زنان است. در این‌باره، صادق درودگر دبیر سابق کمیته‌ی فوتسال فدراسیون فوتبال می‌گوید: "ما در سال‌های ۲۰۰۱ و ۲۰۰۳ فوتسال جهانی را در ایران میزبانی کردیم، اما اکنون به دلیل ممنوعیت حضور بانوان در ورزشگاه‌ها از این عرصه‌ها حذف شده‌ایم. میزبانی مسابقات جهانی محقق نخواهد شد مگر که بانوان بتوانند در ورزشگاه حضور داشته باشند".
همچنین محمدرضا داورزنی رئیس فدراسیون والیبال در باره‌ی ارتباط میزبانی مسابقات لیگ جهانی و حضور زنان به خبرگزاری جمهوری اسلامی، ایرنا گفته است: " فدراسیون بین‌المللی والیبال معتقد است که والیبال ورزش خانوادگی است و برای آنان قابل قبول نیست که زنان امکان حضور در سالن را نداشته باشند۱۱. سال ۲۰۱۳ این مشکل را با حضور بازیکنان تیم ملی و منشی‌های و داوارن و زنان غیر ایرانی که از طرف تیم‌های مهمان معرفی می‌شود، تا حدودی حل شد، اما برای ۲۰۱۴ باید سالن ۱۲ هزارنفری را از نظر تجهیزات و امکانات مورد نیاز آماده کنیم که زنان نیز حضور داشته باشند۱۲. " همچنین امکان حضور زنان در ورزشگاه‌ها از شروط کنفدراسیون فوتبال آسیا برای نامزدی ایران برای مسابقات فوتبال جام ملت‌های ۲۰۱۹ است۱۳.
اما جدیدترین استدلال موافقان، اهمیت حضور زنان در رونق اقتصادی ورزش و چرخش مالی آن است، آن هم در زمانه‌ای که تعداد تماشگران مسابقات ورزشی و به خصوص فوتبال، به شدت کاهش یافته است. این دسته از موافقان مهیا شدن امکان حضور خانواده‌ها و زنان در ورزشگاه‌ها را عاملی برای افزایش تماشاگران و در نتیجهافزایش درآمد باشگاه‌های ورزشی می‌دانند.
کسانی که دنبال جلوگیری از حضور زنان در استادیوم هستند با برنامه پیش می‌روند اما متأسفانه آن‌ها که دنبال حضور زنان در استادیوم هستند برنامه منسجم و مدونی ندارند

چشم انداز آینده
موافقان حضور زنان در ورزشگاه‌ها در بهمن ماه ۹۲، نامه‌ای با امضای ۴ فدراسیون (بسکتبال، والیبال، هندبال و کمیته فوتسال فدراسیون فوتبال) به سازمان‌های مرتبط فرستادند۱۴. امضاکنندگان، با اشاره به قول‌های حسن روحانی به هنگام کمپین انتخاباتی‌اش در بهبود وضعیت اجتماعی زنان، در این نامه خواهان حل ریشه‌ای مشکل حضور زنان در ورزشگاه‌ها و تثبیت این حضور شدند. عامل دیگر فشارهای بین المللی است. تهدید محروم شدن ایران از مسابقات در صورت عدم حضور زنان در ورزشگاه‌ها، می‌تواند مسئولین امر را مجبور به صدور اجازه‌ی حضور زنان برای تماشای مسابقات ورزشی کند.
در کنار این‌ها، مهم‌ترین عامل، تلاش و اعمال فشار بی وقفه جامعه مدنی است. یعنی همان چیزی که صادق درودگر فقدانش را مهم‌ترین دلیل ادامه‌ی این وضعیت برشمرده‌ بود: "کسانی که دنبال جلوگیری از حضور زنان در استادیوم هستند با برنامه پیش می‌روند اما متأسفانه آن‌ها که دنبال حضور زنان در استادیوم هستند برنامه منسجم و مدونی ندارند"۱۵.




1. http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=269923
2. در همین زمینه در سال 1386 جعفر پناهی فیلم: آفساید" را ساخت که موضوع آن علاقه چند دختر ایرانی به تماشای بازی فوتبال در استادیوم و گرفتار شدن آن‌ها است.
3. http://isna.ir/fa/print/8502-04203
4. http://hamshahrionline.ir/details/250872
5. http://www.farsnews.com/printable.php?nn=8502060499
6. http://hamshahrionline.ir/details/250872
7. www.meydaan.com/aboutcamp.aspx?cid=44 (در این منبع همچنین می‌توانید، تجربه نوشت هایی از فعالین کمپین روسری سفیدها بیابید )
8. http://sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=299&pageno=10
9. http://isna.ir/fa/print/8009-06022
10. www.meydaan.com/Showarticle.aspx?arid=522
11. http://sharghdaily.ir/Default.aspx?NPN_Id=299&pageno=10
12. http://www.irna.ir/fa/News/80935642
13. http://www.tabnak.ir/fa/news/356419
14. http://www.ettelaat.com/etiran/?p=41351&print=0
15. http://hamshahrionline.ir/details/250872


■ دسته‌بندی:  «محیط شهری»

■ در این مطلب به «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها