چهارشنبه ۳۱ اردیبهشت ۹۳

مشارکت سیاسی، راهی برای ادغام مهاجران

نوژن کمیلی

حقّ مهاجران داخلی به شهر در هند
۲۱ ماه مِی مصادف با ۳۱ اردیبهشت، روز جهانی تنوع فرهنگی نام‌گذاری شده است؛ سازمان جهانی یونسکو در سال ۲۰۰۲ برجسته ساختن تنوع فرهنگی و تعامل بینافرهنگی را به دلیل ضرورت صلح، پایداری و توسعه در جهان واجد اهمیت دانسته است. بر این اساس، مبارزه با کلیشه‌های قومیتی، نژادی و فرهنگی، هدایت کردن تعارضات فرهنگی به مسیر مکالمه و سرمایه‌گذاری در خلاقیت‌های حاصل از آن، برای کاهش فقر و دستیابی به توسعه پایدار اهمیت حیاتی دارد. نوشته ی زیر از همین منظر به بحثِ "حقّ مهاجران داخلی"۱ در کشور هند می‌پردازد.

یکی از مسائل مهم ذیل مفهوم "حق بر شهر"، به حقوق مهاجران بر شهر و برابری میان مهاجران و ساکنین بومی در برخورداری از این حق باز می‌گردد. چنانکه این امر در "منشور جهانی حق به شهر" نیز مورد توجه قرار گرفته است و در بند ۱ از ماده‌ی نخست این منشور، "وضعیت مهاجرتی" به عنوان یکی از مؤلفه‌هایی قید شده است که نباید مبنای تبعیض برای برخورداری افراد از شهر واقع شود. با این حال، وقتی سخن از حقوق مهاجران به میان می‌آید، بیشتر مهاجرت‌های برون مرزی و خارجی به ذهن متبادر می‌شود، در صورتی که مهاجران داخلی نیز در بسیاری از جوامع از تبعیض و نابرابری اجتماعی رنج می‌برند. جامعه‌ی هند، به ویژه کلانشهرهای آن از جمله‌ی چنین جوامعی هستند. علی‌رغم اینکه از هند به عنوان بزرگ‌ترین دموکراسی جهان یاد می‌شود، بنابر گزارش‌های ملی و بین‌المللی موجود، نادیده گرفته شدن حق به شهر برای مهاجران داخلی این کشور، که عموماً از اقشار آسیب پذیر و کم درآمد جوامع هندی هستند، باعث شده است تا مساله‌ی ادغام نشدن مهاجران داخلی درون شهرهای مهاجر پذیر در این کشورِ پُر جمعیت بدل به یک معضل فراگیر اجتماعی شود. در این مطلب، تلاش خواهد شد تا با شرح اجمالی ریشه‌های این بحران، با توجه به گزارش‌های تهیه شده توسط یونسکو و یونیسف، امکان ایجاد بسترهای لازم برای مشارکت سیاسی به عنوان راهی برای ادغام و پذیرش مهاجران در ساخت اجتماعی و فرهنگی شهرها بررسی شود. اهمیت این مسئله از منظر متن حاضر، فراتر از صرف آشنایی با موانع به رسمیت شناختن "حق بر شهر" در جامعه‌ای با حاکمیت دموکراتیک چون هند، بیشتر به جهت تأکید بر اهمیت عامل مشارکت سیاسی در بهبود زیست شهری مهاجران به طور کلی است.

مهاجرت داخلی در هند
بنابر داده‌های آماری موجود، یک سوم کل جمعیت و ۳۵ درصد جمعیت شهری در هند را مهاجران داخلی تشکیل می‌دهند. این در حالی است که تنها ۵ درصد جمعیت ساکن در هند سهم مهاجران برون مرزی است. همچنین، در آخرین سرشماری، رشد جمعیت شهری در این کشور برای نخستین بار پس از استقلال یک درصد بیش از رشد جمعیت روستایی بوده است و پیش بینی می‌شود که تا سال ۲۰۳۰ ششصد میلیون شهرنشین در این کشور ساکن باشند. بنابراین به نظر می‌رسد اهمیت مهاجران داخلی به عنوان یک گروه جمعیتی در هند در آینده به شکلی روز افزون افزایش یابد. اما با وجود حضور انکارناپذیر مهاجران در کلانشهرها و نقش سازنده‌ای که می‌توانند در توسعه‌ی انسانی و پویایی اقتصادهای خرد در هند بازی کنند، عدم پذیرش آن‌ها در ساخت اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی شهرهای میزبان سبب شده که این گروه جمعیتی با مشکلات عدیده‌ای دست به گریبان باشند، به طوری که این مسئله به دغدغه‌ی خاطری برای نهادهای بین‌المللی از جمله یونیسف و یونسکو بدل شده است.

با وجود حضور انکارناپذیر مهاجران در کلانشهرها و نقش سازنده‌ای که می‌توانند در توسعه‌ی انسانی و پویایی اقتصادهای خرد در هند بازی کنند، عدم پذیرش آن‌ها در ساخت اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی شهرهای میزبان سبب شده که این گروه جمعیتی با مشکلات عدیده‌ای دست به گریبان باشند

به طور کلی می‌توان این معضلات را در دو سطح طبقه‌بندی کرد. سطح نخست، مشکلات معیشتی است که از محرومیت‌های اجتماعی و اقتصادی ناشی می‌شوند. مواردی چون عدم دسترسی به مسکن، آب آشامیدنی، یارانه‌ی غذا، تسهیلات بهداشتی و درمانی، امکانات بانکی، و فرصت‌های شغلی برابر در کنار دشواری‌های موجود برای ادامه‌ی تحصیل فرزندان مهاجران، بازتاب چهره‌ی منفی از آن‌ها در رسانه‌ها، و ناممکن بودن مشارکت این گروه در فرآیندهای مدیریتی و تقنینی شهرهای میزبان‌شان از جمله مهم‌ترینِ این دست محرومیت‌ها هستند. در سطح دوم می‌توان از تبعیض‌های حقوقی و سیاسی نام برد که بر برخی نارسایی‌ها در قوانین و رویه‌های سیاسی موجود در هند ناظر هستند. قوانین انتخاباتی در این کشور مانع از مشارکت سیاسی فعالانه‌ی مهاجران داخلی در شهرهای مقصد می‌شود. مقررات موجود در زمینه‌ی مهاجرت و همچنین ذهنیت مدیریتی حاکم بر شهرهای هند موانعی بر سر راه مهاجرت آزادانه و قانونی درون مرزهای کشور ایجاد کرده است. از سوی دیگر، احزاب عمده‌ی سیاسی، به خاطر وجود ایدئولوژی قدرتمند "پسران خاک"۲ و تمایل‌شان به حفظ رأی توده‌ای۳، که در هند بر اساس مذهب، کاست، و زبان تعیین می‌شوند، به هیچ وجه از ادغام شدن گروه‌های مهاجر داخلی در شهرهای مهاجر پذیر استقبال نمی‌کنند. این عوامل در مجموع منجر به زیست حاشیه‌ای (به هر دو معنای سیاسی و جغرافیایی کلمه) مهاجران نسبت به ساکنین بومی شهرها شده است. به این ترتیب می‌توان گفت به رسمیت شناختنِ "حقّ مهاجران بر شهر" نیازمند تغییر ۴رویکردی بنیادین از جانب مسئولان و گروه‌های مسلط در جامعه‌ی شهری هند است.
یکی از سیاست‌های پیشنهادی برای حل این معضل، برانگیختن حساسیت مقامات شهری برای دخیل کردن مهاجران در فرآیندهای توسعه و مدیریت شهری است

راهی برای برون‌رفت
با نظر به برآورد یونسکو و یونیسف از چنین وضعیت بغرنجی، که به عنوان نتیجه‌ی چند کار تحقیقاتی و کارگاه آموزشی در هند در قالب سیاست‌های پیشنهادی برای بهبود وضعیت مهاجران بازتاب یافته است، می‌توان دریافت که راه برون‌رفت از این بحران اجتماعی در گروی برطرف شدن محرومیت‌ها و موانع دسته‌ی دوم است. یکی از سیاست‌های پیشنهادی برای حل این معضل، برانگیختن حساسیت مقامات شهری برای دخیل کردن مهاجران در فرآیندهای توسعه و مدیریت شهری است. به این منظور از جانب این دو نهاد بین المللی راهکارهایی چون اعمال تغییرات در برخی طرح‌های کلان ملی، نهادینه کردن "حق بر شهر" برای مهاجران از طریق ورود آن در منشورها و اساسنامه‌های مرتبط با حقوق شهروندان در مدیریت شهری، دموکراتیک‌تر کردن رویه‌های حکمرانی بر شهر و ایجاد حقّ نمایندگی برای مهاجران و مشارکت دادن آن‌ها در فرآیندهای تصمیم سازی، و آموزش مسئولان و مقامات اجرایی و اصحاب رسانه پیشنهاد داده شده است، که همگی آن‌ها ماهیتی سیاسی و حقوقی دارند. سیاست دیگر تثبیت حقّ دسترسی به خدمات و امکانات اساسی زندگی برای مهاجران است، که به طور خاص ناظر به مشکلات معیشتی است؛ اما در این مورد هم، راهکارهایی مانند صدور کارت‌های شناسایی ویژه یا معرفی‌نامه برای مهاجران از جانب سازمان‌های مردم‌نهاد یا مقامات شهرداری به منظور بازشناسی مهاجران از ساکنین بومی و راستی‌آزمایی و تشخیص وضعیت اقامتی آن‌ها تجویز شده است. به این ترتیب، مهاجران خواهند توانست تا از امکانات و تسهیلاتی که توسط دولت و شهرداری‌ها خاص آن‌ها فراهم می‌شود برخوردار گردند. به علاوه، تأمین ملاحظات امنیتی با توجه شرایط زیستی آن‌ها فراهم خواهد شد؛ و مهم‌تر از همه، بستر لازم برای مشارکت سیاسی مهاجران به عنوان اقلیت اجتماعی دارای حقّ رأی و نمایندگی فراهم خواهد شد. از دیگر راهکارهای ارائه شده در این زمینه، می‌توان به بازنگری و اصلاح برنامه‌های کلانِ شهرسازی و اجتماعی، که در آن‌ها سویه‌های تبعیض آمیز نسبت به مهاجران به چشم می‌خورد، و احداث خوابگاه‌ها و امکانات اقامتی موقت خاص مهاجران اشاره کرد. نکته‌ی جالب توجه آن است که به جز مورد آخر، در این سیاست پیشنهادی هم تدابیری تقنینی و حقوقی برای بهبود وضعیت معیشتی مهاجران پیشنهاد شده است. به عبارت دیگر، می‌توان گفت که برای ادغام مهاجران در ساخت اجتماعی و اقتصادی شهرهای مقصدشان اصلاحاتی باید مدنظر قرار گیرند که ماهیتی اصلاحی دارند، که در این بین اولویت با اقداماتی است که بسترساز مشارکت سیاسی هر چه بیشتر مهاجران داخلی در سطح محلی و ملی باشند. زیرا بدیهی است که گام نخست برای پیگیری خواسته‌های این گروه اجتماعی مهیا بودن عرصه‌های تثبیت شده، بازگشت ناپذیر، و قانونی برای بیان این خواسته‌ها است؛ برای مثال، حق رأی و حق نمایندگی.

به طور کلی می‌توان بر این واقعیت صحه گذاشت که ایجاد بسترهای لازم برای مشارکت سیاسی از ضروریات و مقدمات ادغام و پذیرش مهاجران در هر شهر است

بنابراین، با وجود اینکه عملیاتی شدن راهکارهای فوق و میزان کارآمدی هر کدام بسته به زیرساخت‌های قانونی و فرهنگی از جامعه‌ای به جامعه‌ای دیگر متفاوت خواهد بود، اما به طور کلی می‌توان بر این واقعیت صحه گذاشت که ایجاد بسترهای لازم برای مشارکت سیاسی از ضروریات و مقدمات ادغام و پذیرش مهاجران در هر شهر است. می‌توان گفت که چه بسا اگر مانع اصلی در پذیرفته شدن مهاجران در بدنه‌ی بومیِ زیستِ شهری، کلیشه‌های فرهنگی و عرفی ناشی از تفاوت‌های قومی و نژادی باشد، باز هم ایجاد پشتوانه‌های حقوقی برای انبساط فضای سیاسی و مفروض شدن حقّ مهاجران به مداخله در سرنوشت شهر محل زندگی‌شان می‌تواند در دراز مدت به ادغام شدن مهاجران و کاهش تنش‌های فرهنگی میان آن‌ها و ساکنین بومی بیانجامد.

مشارکت سیاسی تنها محدود به حق رأی و نمایندگی نیست؛ فی‌المثل در سکونت‌گاه‌های مهاجرنشین، می‌توان الگوهای مشارکت ساکنین در تصمیم‌سازی محلی را به عنوان مقصد سیاست‌های ادغامی حکمرانی شهری هدف‌گذاری کرد

هرچند ممکن است در جامعه‌ی ما که موانع قانونی برای حق رأی و حق نمایندگی مهاجران داخلی وجود ندارد، برجسته کردن اهمیت امکان مشارکت سیاسی به معنایی که در هند موضوع مناقشه است، بی‌معنا به نظر برسد اما ذکر چند نکته حائز اهمیت است. اول نقشِ مشارکت سیاسی است به عنوان ابزاری برای کشفِ همبستگی افراد با یکدیگر و دیدنِ خویش و دیگری به چشم برابر. به این اعتبار هر چه امکانات این نوع مشارکت گسترده‌تر، مستمرتر و آزادانه‌تر باشد، بیشتر و بهتر می‌تواند همچون ابزاری در جهت صلح اجتماعی و همزیستی ایفای نقش کند. از همین منظر می‌توان به سازوکارهای مشابهی برای دربرگیری مهاجران خارجی، مانند کارگران مهاجرِ افغان در وجوه گوناگون زیستِ شهری و رفع تبعیض‌های موجود میان آن‌ها و ما "شهروندان ایرانی"، دستِ‌کم و در گام نخست در زمینه‌ی دسترسی به امکانات و تسهیلات شهری، بهره برد. به علاوه مشارکت سیاسی تنها محدود به حق رأی و نمایندگی نیست؛ فی‌المثل در سکونت‌گاه‌های مهاجرنشین –چه داخلی و چه خارجی، می‌توان الگوهای مشارکت ساکنین در تصمیم‌سازی محلی را به عنوان مقصد سیاست‌های ادغامی حکمرانی شهری هدف‌گذاری کرد.




مهاجرت داخلی .1 internal migration به نوعی از مهاجرت اطلاق می‌شود که در نتیجهٔ آن محل زندگی فرد مهاجر به صورت موقت یا دائم درون مرزهای یک کشور تغییر می‌یابد. امری که در کشور ما به ویژه پس از سال‌هایِ دهه‌ی 1340 در شکلی گسارده به وقوع پیوسته است.
2. فرزندان خاک نظریه‌ای قوم‌گرایانه در هند است که به ویژه در ایالت مهاراشترا (دومین ایالت پرجمعیت هند با مرکزیت بمبئی) از جانب گروه‌های قدرتمند سیاسی و اقتصادی حمایت می‌شود و به طور کلی مخالف ادغام گروه‌های اقلیت قومی و مهاجر با اکثریت بومی ساکن و برخورداری آن‌ها از مزایای اقتصادی و سیاسی در شهرها است. پیروی از این نظریه گاهی تا حد برخوردهای خشونت‌آمیز با مهاجران مانند تخریب
محل سکونتِ این افراد و اذیت و آزار آن‌ها پیش می‌رود. در سال‌های اخیر برخی از مقامات هن
3. Votebnks
4. See: http://www.unicef.org/india/4_INTERNAL_MIGRATION_AND_THE_RIGHT_TO_THE_CITY_(03-12-2012).pdf


■ دسته‌بندی:  «شهرهای جهان»

■ در این مطلب به «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها