دوشنبه ۸ اردیبهشت ۹۳

منظرهای جدید در مطالعات شهری *

آندرو کِربی/ترجمه:سامان صفرزایی

کدام موضوع‌ها به شهر مربوطند
مطالعه شهرها از بسیاری جهات مبنای مطالعه‌ی توسعه انسانی است۱. اسکان‌های دائمی، پیش درآمد یکی از اولین تغییرات مهم برای انسان بود که با پیشرفت‌های چشمگیر در بخش کشاورزی، فن آوری، باورمندی و دیگر عملکردهای فرهنگی همراه شد. اصطلاح "مدنیت" از منظر ریشه‌شناسی به واژه "شهر" مرتبط است و "شهرنشینی"، همچنان همردیف پیشرفت شمرده می‌شود. شهرهای خاص نماینده‌ی شاخص‌های پیشرفت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در هر قاره هستند، و ما می‌توانیم به تماشای ظهور و سقوط شهرهای مختلف در تاریخ بنشینیم: شهرهایی چون وِنیز، آمستردام، لندن و نیویورک جملگی در گذشته به عنوان کانون‌های اقتصادیِ مهم ایفای نقش کرده‌اند و هم اکنون توکیو، تایپه و پکن وارد رقابت شده‌اند.

ثروت به شهرهای در حال توسعه سرازیر می‌شود و با خود، مظاهر رفاه، فضاهای تنفس عمومی و دستاوردهای زیربنایی که مشخصه هر عصری هستند را به ارمغان می‌آورد. این دستاوردهای زیربنایی می‌تواند کلیزئوم شهر رم، پل بروکلین یا یک دهکده المپیک جدید باشد. بنابراین شهر، تجلی واقعی موفقیت است، آهن‌ربایی که مهاجران از مناطق روستایی را هنوز مجذوب خویش می‌کند. شهرها مکان‌هایی هستند که مهاجران می‌توانند در آن به جستجوی کار و مراقبت‌های پزشکی بهتر و تحصیلات بالاتر بپردازند. با اینهمه امروزه مشکل می توان به این ضرب‌المثل قدیمی که "حال و هوای شهر رهایی‌بخش است" باور داشت. به طور فزاینده، بسیاری افراد، شهر را به عنوان مکان زاغه‌ها و آلودگی می‌بینند، و همچنین یک نهاد مصنوعی که روابط سنتی را از بین برده و روابط ناآرام کار و همسایگی را جایگزین آن می‌سازد. اگر مدرنیته یک تجربه بزرگ شهری بود، بنا به گفته برخی، عصر حاضر، همچون بازتاب غم‌انگیز ناراحتی‌های کنونی ماست و با چشم‌اندازی از حومه‌نشینی‌ای یکدست عجین شده که در آن وابستگی به اتومبیل موجب تغییرات آب و هوایی شده‌است. دیگر گفتنِ اینکه اکنون برای اولین بار، جمعیت جهان بیشتر شهرنشین است تا روستایی گفته‌ای نخ‌نماست. هر چند این گزاره صحیح است، اما از ملتی به ملت دیگر تفاوت‌های زیادی دارد: بعضی شهرها هنوزعمدتاً ییلاقی هستند، کوچک و تولیدات روستایی، در حالی‌که مابقی به طور کامل شهری شده‌اند. بعضی مراکز شهرنشینی به صورت جهانی شناخته شده‌اند، به عنوان مثال آتن، رم، تیمباکتو، کیوتو، لندن و نیویورک. هنوز برخی دیگر واقعاً ناشناخته‌اند: برای مثال چین شامل مناطقِ طبقه‌بندی نشده بیشمار با بیش از یک میلیون نفر جمعیت است. برای بسیاری از منتقدین شهرنشینی، این همان توسعه‌ای است که سیاره‌ی ما را به صورتی منفی شکل داده است: نابودی زیستگاه‌های طبیعی و گونه‌های جانوری-گیاهی. اما این انتقادِ بِجا، از واقعیت دیگری غفلت می‌کند و آن اینکه شهرها، مکان‌هایی کارآمد برای کار و زیستن و دستیابی به کالا و خدمات هستند. در مقیاس بزرگ این همان چیزی است که گلیسر از آن به عنوان "پیروزی شهرها" یاد می‌کند۲. یعنی شهرها، مکان‌هایی هستند که در آن چیزهای مختلف اتفاق می‌افتند- اقتصادها، دولت و جوامع انسانی در بیشتر بخش‌های جهان در مناطق شهری رشد می‌کنند و شهر جایی است که نوآوری در آن به وقوع می‌پیوندد، راه حل‌ها مورد سنجش قرار گرفته و آزمایش می‌شوند، مردم با کسانی که شبیه‌شان هستند و آنانی که از آن سوی دنیا می‌آیند در تعامل قرار می‌گیرند. در شهرها ما فواید شهرنشینی را تجربه می‌کنیم و البته چیزهای دیگری را همچون خطر زلزله، سیل و بیماری‌های واگیردار. در شهر است که ما شاهد بروز انواع و اقسامِ تجربیات در طراحی هستیم و باز هم در شهر است که تلاش‌های مختلفی برای برنامه‌ریزی در ارتباط با وضعیت‌های آب‌وهوایی مختلف شکل گرفته‌اند. روندی که البته از شهری به شهر دیگر فرق می‌کند. دستِ آخر اینکه هر چند سقوط بازارهای اعتباری از وال‌استریت شروع شد، اما در شهر به پایان رسید و عاقبت نیز این شهرداری بود که محل منازعه را به صورت اولش بازگرداند. به طور خلاصه، شهرهای ما مکان‌هایی هستند که ایده‌های انتزاعی در آن‌ها به بار می‌نشیند. آن‌ها بهترین (و ناگزیر بدترین) مظاهر جوامع ما هستند. برخی از شاخص¬ترین متفکرین دو قرن گذشته، وقت‌شان را بر روی فهم مسائل شهرنشینی سرمایه‌گذاری کردند. از مارکس و انگلس تا وبر و ویرث و جاکوبز و مامفورد، و تا به امروز، مانوئل کاستلز، آنتونی گیدنز، دیوید هاروی، پل کروگمن- همگی حرف مهمی درباره‌ی پویایی آشکار زندگی شهری برای گفتن داشته‌اند. فراتر از این متفکران، ارتشی ازمحققان وجود دارد که کارهای‌شان به نوعی مرتبط با وضعیت شهری است.

چگونه باید به مطالعات شهری نگاه کرد

با اینکه بسیار گفته شده (و حتی بیشتر از آن کار انجام شده‌است) اما تمام این تلاش فکری برای درک شهرها به طور قابل توجهی ناکامل باقی مانده است. به استثنای عده‌ای قلیل مانند فیزیکدانانی که هنوز مشتاق یافتن معنای "زندگی، جهان و همه چیز" باقی مانده‌اند، سایرِ محققان و از آن جمله محققانِ مسائل شهری دیگر فقط سرشان در کار خودشان است. فرقی نمی‌کند که منظور از این "کارِ خودشان" کلنجار رفتن با تعاریف سرشماری از مکان‌های شهری۳ باشد یا آنچه باتی از آن با عنوان پرطمطراق "علم شهرها" یاد می‌کند که می‌تواند مشتمل بر طرحِ پرسش‌های پیچیده باشد۴. یا اینکه به دعوت پیتر هال به تماشایِ آن چیزی بنشینیم که او از آنها به عنوان جرقه‌های بنیادین خلاقیتی یاد می‌کند که مکان‌های منحصر به فرد شهری را ساخته‌اند مانند آتن، رم، وین. مکان‌هایی که به نوبه‌ی خود عصر خودشان را تعریف کردند و رویدادهای انسانی را غنی ساختند۵. بنابراین با اذعان به اینکه مطالعات شهری مبحث بسیار بزرگ و بی نظمی است، ما با چندین روش مختلف برای تصمیم‌گیری درباره‌ی اینکه چه چیز به شهرنشینی مربوط است و چه چیزی نیست (دستِ‌کم برای اینکه بدانیم چه چیزهایی را می‌توان ذیل این مبحث در رسانه‌های مکتوب رده‌بندی کرد)، روبرو هستیم. یکی از رویکردهای سنتی، ایجاد فرهنگی جامع از واژه‌های کلیدی‌ است با هدف ساختن یک چشم‌انداز موضوعی از یک مبحث. این روش استقرایی می‌تواند چالش برانگیز باشد. با این حال گستردگی انتقال اطلاعات دیجیتال، تأکید بر روش‌های قیاسی را به سمت تولید دانش سوق داده است. با اینکه این روش‌ها ممکن است مبهم به نظر بیایند، اما در حقیقت آن‌ها بینش بسیار دقیقی ارائه می‌کنند. urban-studies-1-dakheli.jpg مطالعه‌ی آماری مجلات علمی‌ای که اساساً به حوزه‌های دیگر تعلق دارند اما در آنها به موضوع شهر توجه شده است، نشان می‌دهد که مجلاتی در زمینه جمعیت شناسی، مردم شناسی، روان‌شناسی، معماری، مطالعات محیطی، توریسم، جامعه‌شناسی در زمره‌ی مجلاتی هستند که بیش از سایرین به موضوع شهر توجه کرده‌اند. اما موضوع شهر مورد توجه بسیاری دیگر از مجلاتی نیز بوده‌است که ممکن است در نگاه اول تصور شود که علی‌الاصول ارتباط ویژه‌ای با موضوع شهر ندارند. اینها به عنوان مثال عبارت هستند از مجلات تخصصی در حوزه‌‌های فیزیک آماری، الکتروشیمی، مطالعات دارویی، اعتیاد، مهندسی شیمی، زبانشناسی، عصب‌شناسی، ژنتیک، میکروبیولوژی، آب شناسی و غیره۶. روش جایگزین، آزمودن دامنه گسترده‌تری از مجلات و تمرکز بر کلمات کلیدی است. برای مثال تصویر مقابل نتیجه‌ی بکارگیریِ روش ساده ای را نشان می‌دهد که در آن ۲۰۰۰ مقاله که در مجلات علمی سال ۲۰۱۰ با محتوای شهرنشینی منتشر شده‌اند (بر اساس کلمات کلیدی "شهرنشینی"، "شهر" و "شهرها") و بیشتر از سایر مقالات مورد ارجاع قرار گرفته‌اند. این مقالات وارد یک برنامه پردازشگر واژه شده تا مورد واکاوی قرار گیرند. در این روش کلمات کلیدی که متناوباً استفاده شده‌اند با ابعادی متناسب با میزان استفاده‌شان نمایش داده می‌شوند. این روش از قدرت آنالیز کمی بهره‌مند است، اما توجه را به سوی کلمات کلیدی جلب می‌کند، به عنوان مثال "سلامت". بدین ترتیب می‌توان دید که غیر از واژه‌ی "شهری" urban ، واژه‌های توسعه، سلامت، برنامه‌ریزی و جمعیت یعنی به ترتیب development, health, planning , population کلیدواژه‌های مهمی در مطالعات مربوط به شهر و شهرنشینی هستند۷.


ساماندهی فرایند تحقیقات شهری

راه‌های متعددی برای درک فعالیت‌های گسترده‌ی میان‌رشته‌ای، مانند مطالعات شهری، وجود دارد. یکی از سهل‌ترین روش‌ها، شناختن آن دسته از رشته‌هایی است که خود، زیرمجموعه‌ی مشخصی را در ارتباط با شهر تعریف کرده‌اند. به عنوان مثال در رشته‌ی جغرافیا، زیرمجموعه‌ای به نام جغرافیای شهری داریم. همین طور در مورد جامعه‌شناسی شهری، تاریخ شهری، اقتصاد شهری و غیره. با این حال، از آنجایی که محققانی که در این رشته‌ها فعالیت می‌کنند تمایل دارند که به طور مجزا یعنی فقط از منظرِ رشته‌ی خودشان به مسائل بپردازند -رفتاری که گاه کار را به بحث‌های و جدل‌های فکری با همدیگر نیز می‌کشاند، بدست آوردن یک خروجی واحد دشوار می نماید. در عوض، ما به شرایط و روشی نیازمندیم که به ما اجازه ادغامِ تحقیقات بدهد، البته بی آن که ما را زیاده‌گویی و حتی تناقض بکشاند. در مرحله اول، باید بدانیم که عملاً تمام رشته‌های دانشگاهی چیزی برای ارائه و کمک به این پروژه دارند، از زمین‌شناسی و هواشناسی گرفته تا فلسفه سیاسی. در همه‌ی این رشته‌ها، کارهای با ارزشی برای کمک به درک و شناخت بهتر ما از شهر وجود دارد. به جهت کارآیی و بهره‌وری بیشتر، ما باید به مسائل یکپارچه نیز دقت و توجه کنیم، مسائلی نظیر اکولوژی شهری برای درک فرآیندهای فیزیکی، یا دانش بومی و منطقه‌ای برای درک شهر و اقتصاد شهری از این جمله هستند.

باید بدانیم که عملاً تمام رشته‌های دانشگاهی چیزی برای ارائه و کمک به این پروژه دارند، از زمین‌شناسی و هواشناسی گرفته تا فلسفه سیاسی. در همه‌ی این رشته‌ها، کارهای با ارزشی برای کمک به درک و شناخت بهتر ما از شهر وجود دارد

نکته‌ی مهم آن است که یکچنین پروژه‌ای از حُسن عملی بودن هم برخوردار است. از این‌رو، هر چند مهم است که تلاش کنیم علوم طبیعی و فلسفه را در تحقیقات دخیل سازیم، نباید فراموش کنیم که هدف اصلی، روشن کردن درک‌مان از توسعه شهری –یعنی درک عام از چالش‌های موجود برای ایجاد شهرهای بهتر است، نه بازگشت مداوم به اصول اولیه در علم و فلسفه. در نتیجه، بسیاری از مواد مرجع تلویحاً از دیدگاه علوم اجتماعی و رفتاری سازماندهی می‌شوند. به عبارت دقیق‌تر اگر سه زیرشاخه برای مطالعات شهری قائل باشیم که عبارتند از فلسفه، علوم طبیعی و علوم اجتماعی، سرفصل‌های مطالعات شهری از علوم اجتماعی منتج می‌شوند و خود به سه حوزه ی اصلی که عبارت باشند از اقتصاد، حکومت و جامعه‌ی مدنی تقسیم می‌شوند. این مهم‌ترین خط و مشی‌ای است که باید در بابِ سازماندهی اجتماعی از آن پیروی کرد. مارکس، و تمام کسانی که تحت تاثیر او هستند، مدام به ما یادآوری می‌کنند که این سرمایه‌داری است که به‌ویژه پس از انقلاب صنعتی، پایگاه‌های تولید جامعه را شکل داده‌است و نهایتاً آن‌ها را به واسطه ی جهانی شدن، یکپارچه کرده‌است. از ماکس وِبِر و پیروان او نظیر مانوئل کاستلز، آموخته‌ایم که ظهور و تحول دستگاه دولت مدرن است که قرن بیستم را شکل داده‌ –شاید در جهت ایجاد تعادلی بهتر- اما در هر حال طی روندی طولانی و پیچیده. و به عنوان واکنشی به افراطی‌گری‌های بازار و دولت، ما می‌توانیم شاهد ظهور جوامع مدنی موفق‌تری باشیم. فرآیندی که از منطقه‌ای به منطقه‌ی دیگر گامی به پیش و گاه به پس می‌گذارد.

اقتصاد

مسائل اقتصادی توسعه‌ی اکثریت قریب به اتفاق شهرها را هدایت می‌کنند (یا افول آن را تسهیل می‌بخشند). مگر شهرهایی چون برزیلیا که به واسطه‌ی جایگاه سیاسی‌شان به عمد از این روند دور نگه داشته شده باشند. در حوزه‌ی اقتصادی، موضوع‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند: در یک سو، موضوع‌ها ناظر هستند به فرآیندهای گسترده‌ای که شهرهای جهانی را تولید می‌کنند، همبستگی‌های فضایی جدید را شکل می‌دهند و به زنجیره‌های مهاجرتی توجه دارند؛ و در سوی دیگر، موضوع‌هایی که ناظر هستند بر فرایندهای داخلی‌ای که به کاربری های متفاوت زمین می‌انجامند یا باعث تبعیض و تفاوت می‌شوند. ‌البته، هر تقسیم‌بندی‌ای فقط به معنای یک نقطه‌ی شروع است و گاه به ناهمخوانی‌هایی می‌انجامد، مثلاً ورود بخش خصوصی در حمل‌و نقل‌عمومی. اما در کل می‌توانیم بگوئیم که این مسائل به حوزه‌ی حقوق مربوط هستند. همین مسئله را می‌توان در بحث‌های مرتبط با ارائه امکانات به مسکن‌سازی‌‌هایی که با هدف استفاده‌ی خصوصی انجام می‌گیرند، در مقابل تولید مسکن برای استفاده‌ی عمومی مشاهده کرد. اما لازم به تأکید مجدد است که تقسیم‌بندی‌ها فقط نشانه‌‌ای هستند از علایق ژورنال‌ها و یک اصل صُلب را در سازماندهی فعالیت نشریه تشکیل نمی‌دهند. در مجموع، حوزه‌ی اقتصاد را می‌توان حوزه‌ای دانست ناظر بر سرمایه‌گذاری در شهر و سرمایه‌گریزی از آن، معاملات املاک و حوزه‌ی اعتبارات و خدمات. حوزه‌ی اقتصاد را می‌توان به سه زیرمجموعه که هر یک دامنه‌ی شمول مختلفی دارد به شرح زیر تقسیم کرد: ۱- فعالیت‌های اقتصادی شهری، شامل رقابت‌های کلان اقتصادی، نوآوری‌های اقتصادی، برندسازی و صعود و افول موقعیت شهرها، ۲- مسکن شهری که مشتمل است بر بحث فضای سبز، پهنه‌بندی‌های مسکونیِ مختلف، مسکن‌های اجتماعی، گِتوها و فضاهای مسکونی محصور، ۳- حمل‌و‌نقل که رفت‌و‌آمد، حمل‌و‌نقل عمومی و خصوصی و جابه جایی در شهر را شامل می‌شود.

حکومت و جامعه‌مدنی

از مسائل اقتصادی که بگذریم، می‌توانیم به موضوعاتی که بیشتر با حکومت یا جامعه مدنی مرتبط هستند بپردازیم. با این یادآوری که این حوزه‌ها هرگز جدا و مستقل از یکدیگر نیستند. بسیاری خدمات در قلمرو حکومت است (البته نه همه‌ی آن‌ها)، برنامه‌ریزی، و تهیه و تنظیم زیرساخت‌ها (شامل خدمات شهری "سخت" نظیر آب، و "نرم" مانند نظارت) از این جمله هستند. علاوه بر این، ما باید روابط اجتماعی پیچیده‌ای که از مهاجرت بین و درون‌شهری نتیجه می‌شود و همچنین کنش اجتماعی‌ای را که در عکس‌العمل به نیروهای سیاسی و اقتصادی انجام می‌گیرد و در سامان دادن به شهر مؤثر است مدّ نظر داشته باشیم. به این اعتبار اگر مسائل محلی، ملی و بین‌المللی را ذیلِ عنوان حکومت قرار دهیم، می‌توانیم تقسیم‌بندی سه‌گانه‌ای به شرح زیر داشته باشیم: ۱- مخاطرات و برنامه‌ریزی که شاملِ مخاطرات طبیعی و تکنولوژیکی است و تغییرات آب‌و هوایی را نیز در بر می‌گیرد، ۲- خدمات شهری که عبارتند از بهداشت و آموزش و خدمات حقوقیِ در حوزه ی جُرم، ۳- زیرساخت‌ها که انواع "نرم" و "سخت" آن را در بر می‌گیرد. همچنین، تقسیم بندی سه‌گانه‌ای را ذیل عنوان جامعه‌ی مدنی می‌توان به شرح زیر انجام داد: ۱- حکمرانیِ فضاهای عمومی و خصوصی، ۲- عدالت و مهاجرت، ۳- جنبش‌های اجتماعی، تبعیض‌ها و تفاوت‌ها.

"آب" و "هوا" شایع‌ترین کلمات کلیدی در مقالات پژوهشیِ شهری‌ای هستند که در مجلات علمی به چاپ می‌رسند. در حالیکه، در مقابل تقریبا به طور کامل اثری از موضوعات زیست محیطی در مجلات مطالعات شهری و علوم اجتماعی وجود ندارد. این عدم توازن و ناهماهنگی نیازمند تأمل و تفسیر است

البته همه‌ی این تقسیم‌ها به منزله پیشنهاد هستند و نه احکام قطعی. این امر به ویژه در مورد رویکرد ما نسبت به طبیعت و محیط‌زیست صادق است. از نظر فکری و عقلانی، می‌دانیم تفکیکی که ریموند ویلیامز میان "شهر از روستا" قائل بود، اشتباه است. این دوگانگی ناظر بر اعتقاد آن دسته از کارشناسان محیط شهری که شهر را دشمن طبیعت می دانند که در واقع سنتی است که به رمانتیک‌ها بر می‌گردد. یعنی کسانی در قرن ۱۹ که از زندگی شهری به ستوه آمده بودند. این یک اشتباه همه‌جانبه است. به عنوان مثال در سرتاسر جهان، کشاورزی شهری یک منبع مهم تغذیه است و تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که پارک‌های شهری میزبان گونه‌های پیچیده و غیر معمول از گیاهان و جانوران است.علیرغم وجود همه این دلایل خوب، ما باز به هنگام پژوهش متعهد به یافتن راهی جداگانه برای مسائل محیط زیستی شهری هستیم. زیرا این تقاطع طبیعت و شهر است که امکانات پژوهشی متمرکز و پویا را برای حال و آینده فراهم می‌آورد. "آب" و "هوا" شایع‌ترین کلمات کلیدی در مقالات پژوهشیِ شهری‌ای هستند که در مجلات علمی به چاپ می‌رسند. در حالیکه، در مقابل تقریبا به طور کامل اثری از موضوعات زیست محیطی در مجلات مطالعات شهری و علوم اجتماعی وجود ندارد . این عدم توازن و ناهماهنگی نیازمند تأمل و تفسیر است۸.




۱. این نوشته ترجمه‌‌ای است از مقاله‌ی زیر:
Andrew Kirby, “Current Research on Cities and its contribution to urban studies”, Cities ۲۹ (۲۰۱۲) S۳–S۸. Journal homepage: www.elsevier.com/locate/cities
۲. Glaeser, E. (۲۰۱۱). The Triumph of the City: how our greatest invention makes us richer, smarter, greener, healthier and happier, NewYork, Penguin.
۳. Vias, A. C. (۲۰۱۲), “Micropolitan areas and urbanization processes in the US”, Cities, ۲۹(Supp. ۱), ۲۴–۲۸.
۴. Batty, M. (۲۰۱۲), “Building a science of cities”, Cities, ۲۹(Supp. ۱), ۹–۱۶.
۵. Hall, P. G. (۱۹۹۸), Cities in civilization, London, Weidenfeld and Nicholson.
۶. Bollen, J., Van de Sompel, H., Hagberg, A., Bettencourt, L., Chute, R., Rodriguez, M. A., Balakireva, L. (۲۰۰۹).
“Clickstream data yields high-resolution maps of science”. PLoS ONE, ۴(۳), e۴۸۰۳. doi: ۱۰.۱۳۷۱/journal.pone.۰۰۰۴۸۰۳.
۷. Liu, Z. (۲۰۰۵), “Visualizing the intellectual structure in urban studies: A journal co citation Analysis”, Scientometrics, ۶۲(۳), ۳۸۵–۴۰۲.
۸. ۱. Kamalski, J., & Kirby, A. (in press), Bibliometrics and urban knowledge transfer, Cities, ۲۹ (Suppl. ۲).

■ دسته‌بندی:  «رسانه»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها