پنجشنبه ۴ اردیبهشت ۹۳

گزارشی از اولین نشست حق بر شهر

محمد کریم آسایش*

حق بر شهر و زیرگذر پیاده چهار راه ولیعصر
اولین نشست "حق بر شهر" با موضوع "نقد و بررسی زیرگذر عابر پیاده چهارراه ولیعصر" برگزار شد. نشست با استقبال خوبی روبرو شد که حکایت از اهمیت موضوع داشت. نشست با معرفی پژوهشکده فرهنگ و هنرِ جهاد دانشگاهی (برگزارکننده نشست) و برنامه توسط مسعود دادگر، مدیر گروه پژوهشی معماری و منظرشهریِ این پژوهشکده آغاز شد. سپس علی طیبی مجری برنامه و نماینده ی "مجمع حقّ بر شهرِ باهمستان"، اهداف و فعالیت های مجمع را تشریح کرد و هدف از نشست را تأثیر بر سیاست های شهری از طریق برقراری بحث مدنی میان نظریه پردازان، متخصصان، اصحاب رسانه (به عنوان رکن چهارم دموکراسی)، نمایندگان مردم در شهر و مدیران شهری، اعلام نمود.

سخنرانان نشست، عارف اقوامی مقدم، مترجم آثاری از دیوید هاروی، جان فریدمن، لوئیز مامفورد، آلن کاکرین و در کل طیف و سنت انتقادی نظریه شهری و سیدمهدی معینی مؤلف کتاب شهرهای پیاده‌مدار بودند که به ترتیب با عناوین "تبیین نظری مفهوم حق بر شهر" و "حق پیاده در شهر" به طرح نظر پرداختند.

عارف اقوامی مقدم با بیان این که در آستانه‌ی ورود به شهر ایستاده‌ایم و اینکه توضیح رؤیا با واقعیت دشوار است، بیان داشت که در بحث اش به سه موضوع خواهد پرداخت:
۱. تبیین منطقی حقّ بر شهر
۲. تبیین تاریخی- جغرافیایی حقّ بر شهر
۳. دستور کار حقّ بر شهر

وی اظهار نمود اگر در مواجهه با پدیده های نو، جغرافیای تاریخی شان را نادیده بگیریم به خطا خواهیم رفت و نباید مفاهیمی جعلی را به عنوان "حقّ بر شهر" جا بزنیم. باید مفاهیم را در زمره ی مسائل بدانیم و نه مقولاتی پایان یافته. بنابراین نباید گرفتار تقلیل گرایی شد و حقّ بر شهر را به مفهومی فنی یا به مقوله‌ی سیاسی حکمرانی تقلیل داد. باید روابط اجتماعی را هدف گرفت نه نمودهای بازنمایی آنها را.
اقوامی افزود، در مبحث "حق بر شهر" پنج گام را باید مد نظر داشت: اولین مسئله، بازگشت انسان به خویشتن و رهایی از بیگانگی است. بارزترین معضلات معاصرِ ناخویشمندی، شهر است. دوم، فراروی از مناسبات پولی است که سرتاسر زندگی انسانی را فراگرفته است. در سومین گام باید به غلبه بر ایدئولوژی های کاذب پرداخت که در قالب تقلیل گرایی فنی (دانش شهرسازی) و تقلیل گرایی فرهنگی- زیباشناختی شهر (رویکردهای چرخش فرهنگی و تقلیل شهر به مصرف و توریسم) تجلی می یابند. گام چهارم، غلبه بر عقلانیت ابزاری- صنعتی است و در نهایت امر باید بازگرداندن شهر به باشندگان شهر را در هدف داشت.
اقوامی بر این نظر بود که باید حقّ بر شهر را متفاوت از حقوق بشر دانست، حقی که در پی تحقق صورت تازه ای از انسان‌گرایی و عمل است. به این معنا، آنچه از تحقق انسان جلوگیری می کند پل و زیرگذر نیست بلکه مسئله خودِ فن سالاری است و بنابراین مطالبات را نباید مجدداً در چهارچوب و در راستای فن سالاری مطرح کرد.
با استناد به این بینش است که اقوامی مقدم، نقد پروژه زیرگذر چهارراه ولیعصر را خنثی تر و بی اهمیت تر از آن دانست که بتوان آن را ذیل مفهوم حق بر شهر مطرح کرد.

حقّ بر شهر، حقّ بر زندگی شهری است

اقوامی شرح داد که واضع مفهوم حقّ بر شهر هانری لوفِور است و در اواخر دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی یعنی دوران وفورِ دولت‌های و ابتنایِ سیستم و سازمان کار بر فوردیسم، قدرت چانه زنی طبقه‌ی کارگر بالا بود و در نتیجه سرمایه داری ناگزیر از عقب نشینی. هر چند سیستم سعی داشت که این عقب‌نشینی را به حوزه مصرف و مدیریت مصرف جمعی هدایت نماید.
وی بر این نظر بود که روایت های رقیبِ "حق بر شهر"، دو گفتمان حقوق شهروندی لیبرال و همچنین مارکسیسم ارتدوکس است ¬که مبارزه را محدود به عرصه‌ی تولید می دانند؛ اما حقّ بر شهر مبارزه را به عرصه تولید محدود نمی کند، ساحت مصرف را نیز انتقادی می‌خواهد. به این اعتلار، حقّ بر شهر نباید محدود به مطالبه پل و زیرگذر شود بلکه باید مدیریت سیاسی شهر و مدیریت مازاد و انباشت را هدف قرار دهد.

اقوامی بر این نظر بود که باید حقّ بر شهر را متفاوت از حقوق بشر دانست، حقی که در پی تحقق صورت تازه ای از انسان‌گرایی و عمل است. به این معنا، آنچه از تحقق انسان جلوگیری می کند پل و زیرگذر نیست بلکه مسئله خودِ فن سالاری است و بنابراین مطالبات را نباید مجدداً در چهارچوب و در راستای فن سالاری مطرح کرد.

سپس سید مهدی معینی سخنان خود را آغاز نمود. وی موضوعات متعددی را در خصوص مسئله پیاده و تأثیرات فرایندهای شهری بر حقّ پیادگان مطرح نمود.
نخست آن که حقّ پیادگان، حقی برای تمام اقشار (اعم از زن، مرد، سالمند، جوان، کودک و ...) است. پس از آن مهدی معینی توضیح داد که پیاده‌پذیری شهر گسترده تر از پیاده راه سازی در محورهای محدود و مرکزی شهر است، که به اشتباه با هم خلط می شوند. پیاده راه ها غالبا مسیرهای کوتاهی هستند که به روی وسایل نقلیه موتوری بسته شده یا محدودیت زمانی برای تردد آنها قائلند.
در حال حاضر در شهر تهران، در جاهای مناسب و غیرمناسب، ۱۱ مورد پیاده‌راه وجود دارد، همچنین در مشهد و شیراز و اصفهان و تبریز نیز مواردی ساخته شده است. اما وجود معدودی پیاده‌راه معادل پیاده مداری شهر (پیاده پذیری walkability) نیست. پیاده پذیری یعنی جایی که پذیرای پیاده است و امنیت و راحتی .معینی تأکید کرد حقّ عابر پیاده باید اولویت شماره یک باشد زیرا هم، و از حقّ سواره بسیار گسترده تر است و در نتیجه پیاده ها در شهر در اولویت هستند.
معینی تأکید کرد حقّ عابر پیاده باید اولویت شماره یک باشد زیرا همه فارغ از جنس، سن، طبقه و ... باید از این حق بهره مند باشند. حقّ پیاده همه‌ی افراد را دربرمی گیرد، و از حقّ سواره بسیار گسترده تر است و در نتیجه پیاده ها در شهر در اولویت هستند. اما اینکه چرا به سواره ها اولویت داده می شود تناقص مدیریت شهری است که بدون شناخت روابط قدرت نمی توان آن را فهمید.
از جمله این تناقص ها می توان به این موارد اشاره نمود:
الف- نامتناسب بودن کاربری های شهری و توزیع جغرافیایی آنها در سطح شهر
ب- طرح های توسعه شهری پیامدها و تبعاتی در پی دارند. مشکلات طراحی شهری نیز به راه حل های مهندسی نادرست ختم می شود. برای کنترل سرعت، سرعت‌گیر می گذاریم، بعد برای افزایش سرعت، بزرگراه ساخته می شود، سپس برای رفت و آمد عابر، پل هوایی بنا می شود، زمانی که می بینند پل کمتر مورد استفاده قرار گرفته، در آن پله برقی تعبیه می کنند، باز می بینند چندان ثمری ندارد، کارکرد پل را عوض می کنند و تبدیلش می کنند به تابلوی تبلیغاتی. این الگو متأسفانه همه جا تکرار می شود. در لواسان با جمعیت کم و شهر کوچک و یک خیابان ۳۵ متری هم وضع به همین منوال است.
وی یادآور شد که این نهضت زیرگذرسازی که امروز مثل پل سازی در حال گسترش است و متقاضیان زیادی دارد بناست میادینی چون تجریش، میدان ولی عصر، میدان انقلاب، میدان هفت تیر را نیز بشکافد.

وی یادآور شد که این نهضت زیرگذرسازی که امروز مثل پل سازی در حال گسترش است و متقاضیان زیادی دارد بناست میادینی چون تجریش، میدان ولی عصر، میدان انقلاب، میدان هفت تیر را نیز بشکافد.
نهضت مال سازی (Mall) –مرکز خرید بزرگ نیز بدون مکان یابی و نیازسنجی و با مدل های غربی و معماری غیربومی و بدون درنظر گرفتن مفاهیم مدیریت این مراکز در همه ی شهرها در حال ساخت و ساز است. اما نکته آنجاست که این مراکز خرید غول‌آسا در تقابل با سیاست محله محوری قرار دارد که مدیریت شهری تهران تبلیغ می کند. با این ها چگونه می توان محله و اقتصاد محلی را احیاء کرد؟ مال ساختن مساوی است با اتومبیل، سرعت و نابودی محلات. این دست پروژه ها اغلب تقلیدهایی ناکارآمد و شکست خورده از الگوهایی هستند که در کشورهای مبدأ آزمون پس داده و از دور خارج شده اند.
باید در نظر داشت که روابط و تعاملات اجتماعی شهر در میان پیادگان اتفاق می افتد، به همین دلیل هم سهم عابرین پیاده از نظام حمل و نقل باید افزایش یابد. تمرکز کاربری‌های شهری از جمله مسائل تشدید کننده سواره محوری است. در نهایت وی بر این نظر بود عدالت اجتماعی در شهر بدون توجه به حق عبور ایمن عابر پیاده تحقق نمی یابد.

مشارکت در بحث
پس از سخنرانی ها، پَنِل با حضور سخنرانان، علی رنجی پور (سردبیر مجله نمایه تهران) و جداری (مشاور طراح زیرگذر چهارراه ولیعصر و نماینده شهرداری منطقه ۶ تهران) به شکلی متفاوت از پنل های جاری با روشی مشارکتی اجرا شد. و پرسش و پاسخ با پنل تلفیق گشت: سؤالات به صورت مکتوب و در جهت هدایت مباحث و نیز به صورت شفاهی و پشت تریبون اختصاصی توسط حضار طرح می شدند و اعضای پنل به آن پاسخ می دادند.
در پنل نکات مهمی مطرح شد از جمله مسئله لطمه به فضای عمومی چهارراه ولیعصر بود و اینکه به چه بهایی باید گره های ترافیکی را به شکل صوری باز کرد؟ علی رنجی پور همچنین به تجربه بوگوتا اشاره نمود که شهردار آن گفته بود: من مسئولیتی برای تأمین هزینه پارک خودروهای شخصی ندارم، وظیفه من تسهیل حرکت پیاده است.

از نقاط عطف جلسه، صدای حق‌طلبی معلولان و اعتراض آنها به نادیده گرفته شدن در شهر بود که از سوی علی جلیلوند فعال حقوق معلولان، مطرح شد. فریادی که نشست را تحت تأثیر قرار داد و واقعیت تبعیض آمیز و پس زننده توسعه شهری را برای حاضران آشکار ساخت.

سید مهدی معینی به طرح این مسئله پرداخت که در پیوست اجتماعی و فرهنگی زیرگذر چهارراه ولیعصر به این موضوع اعتراف شده است که به هیچ وجه نظر مردم دیده نشده است و تصمیم آمرانه بوده است. به گفته معینی تبعات زیرگذر نتیجه آن است که مهندسان که در چنین پروژه هایی باید در مرحله اجرایی آخر کار وارد شوند، از ابتدا طرح را در دست دارند اول کار وارد می شوند. از جمله نمونه های دیگر این بی توجهی را بزرگراه صدر است؛ معینی به مصاحبه رئیس پلیس تهران هنگام افتتاح آن اشاره نمود که وقتی با این سوال مواجه شد که بزرگراه در ساعات اوج با وجود ساخت پل تازه همچنان شاهد افزایش ترافیک است، پاسخ داد: بله، فقط در ساعات اوج ترافیک داریم! و این در حالی است که موفقیت چنین پروژه هایی در ساعات اوج ترافیک آزمون می شوند.
جداری به دفاعیات فنی در مورد پروژه زیرگذر پرداخت که چرا ترجیح بر این گزینه قرار گرفت و در مقابل انتقادات در مورد دسترسی، فضای عمومی، مساله ترافیکی چهار راه توضیحاتی را ارائه داد. از جمله اینکه دسترسی های زیرگذر به مترو هنوز تکمیل نشده، در شمال غربی امکان احداث آسانسور وجود نداشته و نتیجه آن که عبور عرضی برای معلولان مقدور نیست.
وی در تأکید بر عمومی بودنِ این فضا، هم به فضاهای نمایشگاهی و گالری تعبیه شده در زیرگذر اشاره نمود. جداری در پاسخ به این بحث که آیا احداث بی.‌آر.‌تی در چهارراه از عوامل اوج گیری ترافیک در آن نقطه بوده است یا نه اظهار نمود که احتمالاً تأثیر داشته است، اما او اطلاعی از این امر ندارد. در واقع اشاره منتقدان به این مسئله بود که مدیریت شهری تهران در فقدان نگاه دقیق و یکپارچه، مدام برای حل کوتاه مدت گره های نقطه ای ترافیکی، نه تنها موفق به حل معضل نمی شود که گرهی بر گره های شهر می افزاید.
از نقاط عطف جلسه، صدای حق‌طلبی معلولان و اعتراض آن ها به نادیده گرفته شدن در شهر بود که از سوی علی جلیلوند فعال حقوق معلولان، مطرح شد. فریادی که نشست را تحت تأثیر قرار داد و واقعیت تبعیض آمیز و پس زننده توسعه شهری را برای حاضران آشکار ساخت.
داغ ترین بحث نشست حول رابطه موضوع "زیرگذر چهار راه ولی عصر" با "حق بر شهر" شکل گرفت که دو تن از پرسش کنندگان در موافقت با رابطه این موضوع و یک نفر در مخالفت با آن به صحبت پرداختند. در پنل نیز عارف اقوامی مقدم در مخالفت با آن و علی رنجی پور در موافقت با این موضوع به بحث پرداختند. علی طیبی نیز پرسش‌هایی در نقد نادیده گرفتن رابطه این موضوع با مفهوم "حق بر شهر" مطرح نمود. استدلال مخالفان این رابطه این بود که این موضوع، تقلیل گرایی مبحث حقّ به شهر به نوعی نگاه فنی است. از نظر آنان این مسئله خنثی است و مساله حقّ بر شهر عام‌تر است و به کلیت سیستم اقتصادی و اجتماعی مرتبط است. مسئله "حق بر شهر"، فقر و فحشاء و غارت و رانت است نه پل و زیرگذر و سواره و پیاده. کسانی که برقراری ارتباط میان مفهوم حقّ بر شهر و زیرگذر را درست می‌دانستند، مطرح نمودند که این فنی دیدن مسائل و خنثی سازی آنها خود خلاف نگرش رادیکال به شهر است که مدعیان "حق بر شهر" از آن سخن می گویند. از نظر موافقان، مخالفان این ارتباط، "حق بر شهر" را به مفهومی انتزاعی بدل ساخته اند، آنها جنگ مواضع را نادیده می گیرند، آنها رابطه بین "حق بر شهر" و زندگی روزمره را که بنیان نظری این مفهوم است را به کناری نهاده و رویکردشان از قضا اقتصادگرا و تقلیل گرایانه است.
در حاشیه نشست، نظرات مردم در مورد کمپین اینترنتی "مجمع حق بر شهر باهمستان" با عنوان "حرکت پیوسته در "سطح" خیابان حق عابران است، نرده های چهارراه ولیعصر را بردارید"، نصب شده بود به همراه فضاهای خالی برای ارائه نظرات جدید که مورد استقبال شرکت کنندگان در نشست واقع شد.




محمد کریم آسایش عضو " مجمع حقّ بر شهرِ باهمستان" است.

■ دسته‌بندی:  «رویدادها»

■ در این مطلب به «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها