دوشنبه ۱۹ اسفند ۹۲

پیاده‌راه خیابان اعلم‌الهدی، صحنه‌ای جدید در خیابان‌های شهر رشت

سارا ثابت

میدان شهرداری رشت گره‌گاهی است که شاید نظیرش در دیگر شهرهای ایران هم پیدا شود. اما بیشتر از آن، این میدان میعادگاهی است که کاغذنویس‌های دم پستخانه، ترانه خوان‌ها، ماهی فروش‌ها و بازاریان، شخصیت‌های تاریخی و آدمیان معمولی، خاطره‌های مرده و آدم‌های زنده و عابران در گوشه‌های آن زندگی می‌کنند و حاضرند. حضوری که بی‌شباهت به یک رقص نیست. مجسمه‌ی تکیده میرزا هم حی و حاضر رفت و آمدها را نظاره می‌کند.
در گوشه‌ی جنوب غربی میدان شهرداری، مسیری کوتاه وجود دارد که میدان را به "سبزه میدان" پیوند می‌دهد. این مسیر، "خیابان اعلم الهدی" نام گرفته و از دیرباز، مرکز خرید کفش و مانتو و پوشاک مردانه بوده است. اما والس دسته جمعی شهرداری به این خیابان نیز کشیده شده است و بهانه‌ی این سرایت چیزی نیست جز "پیاده‌راه اعلم‌الهدی".

پیاده‌راه اعلم‌الهدی در بدو ورود و در جداره شمالی‌اش با کتابخانه ملی آغاز می‌شود. رواق‌های رومیِ کتابخانه، سایه‌بانی مناسب برای حفاظت مردم شهر از باران است. مهم‌ترین "وعده گاه" مردم رشت در زیر رواق این کتابخانه شکل گرفته است. این وعده‌گاه در ناخودآگاه جمعی مردم رشت چنان قوی است که در بسیاری مواقع در گفتگوهای‌شان مکان قرار ذکر نمی‌شود و در یک توافق ضمنی هر دو طرف می‌دانند که مکانِ قرار زیر رواق کتابخانه ملی است.
خیابان اعلم‌الهدی، علاوه بر کتابخانه ملی، دو سینمای اصلیِ شهر و پاساژ نور را نیز در خود جای داده. این پاساژ یکی از نخستین پاساژهای مدرن در رشت بوده است. کتابفروشی نصرت، برای اهل فرهنگ رشت در این خیابان نقطه‌ی توقف مناسبی است و کافه قنادی نوشین، نیز، سابقه‌ای طولانی دارد. در زبان متخصصان به این مکان‌های دنج و قدیمی "مکان سوم" گفته می‌شود. خیابان اعلم‌الهدی چندین مکان سوم درون خود دارد و آشناها و گروه‌های متفاوت در این مکان سوم‌ها جا می‌گیرند.

پیاده‌راه‌سازی: طرحی که بالاخره اجرایی می‌شود
طرح پیاده راه سازی خیابان اعلم‌الهدی بخش کوچکی از طرح بزرگ‌تری است که قرار است مرکز تاریخی شهر رشت و ۴ خیابان منتهی به آن را ساماندهی کند. صاحب مغازه‌ی ساعت فروشی در این خیابان، می‌گوید از همان۲۰ سال پیش که مغازه را خرید، قرار بود این طرح اجرا شود، و هم او، صحبت از فساد اداری موجود در مدیریت شهری رشت می‌کند. فسادی که در سال گذشته، به دستگیری‌ها و تغییرات مهمی در مدیریت شهر منجر شد. با این حال، ساعتفروش خوشحال است که خیابان بالاخره پیاده راه شد و این موضوع را موجب آسایش مشتریان و خلاصی از دود و سر و صدای ماشین‌ها عنوان می‌کند.
مونا تاج‌بخش، دانشجوی دکترای شهرسازی، که پایان نامه کارشناسی ارشدش را به مرکز شهر رشت اختصاص داده بود در این باره می‌گوید: "به نظر من چه به عنوان یک شهروند و چه به عنوان یک محصل شهرسازی، هر واقعه و هر ظرف وقوعی که اسباب دلبستگی به مکان و حیات اجتماعی را برای شهر و آدم‌هایش فراهم کند، هر مجالی که بتوانی زیر آسمان خدا و روی زمین خدا کنار یک آدمی بنشینی و لبخند بزنی و او برایت کمی آشناتر از یک غریبه بشود و همین یک وجب "پیاده راه" به قول ما، که نوستالژی رشت شاد و رشتی سرزنده را حتی شده برای یک سکانس به قصه شهر ما آورد ... همه‌اش روی هم اتفاق خوبیست... ترجیح می‌دهم که در این مورد عجالتاً کاری به فرایند طراحی شهری و طرح جامع سه بعدی و شهرسازی دموکراتیک و رویکرد کل‌نگر و مشارکت و ... از این دست علوم دقیقه و ظریفه نداشته باشم. همان خاطره‌ی جمعی و حس مکان که ساعت ۱۱ شب چند ماه پیش روی یکی از آن نیمکت‌ها و زیر نم نم باران تجربه کردم برایم سهم خوبی بود از شهرم."
برای واکسی گوشه‌ی خیابان اعلم الهدی، پیاده راه شدن هیچ تفاوتی ایجاد نکرده است. او با خنده می‌گوید "ما هنوز هم خلافیم ولی برای مردم بهتر شده است." اما کفش‌فروش جداره‌ی شمالی نظر دیگری دارد. کفش‌فروش صحبت از تشکیل هیئت امنا از طرف مغازه‌دارها و تقاضای "مأمور" برای حفاظت از امنیت می‌کند. او عصبانی است و معتقد است اینجا تبدیل به پارک شده است. از تغییر ساعات کاری ناراضی است و بخشی از مشتریان سواره‌اش را از دست داده است. طبق گفته‌ی او، شهردار سابق به هیچ عنوان حاضر نشده نیروی انتظامی را برای تأمین امنیت و جلوگیری از دعواهای اراذل و اوباش در خیابان مستقر کند.
مادری که همراه فرزندش روی یکی از نیمکت‌ها نشسته از ایجاد این فضای پیاده بسیار راضی است و معتقد است با خیال راحت می‌تواند بدون نگرانی از این‌که فرزندش با خودروها تصادف کند، در این خیابان قدم بزند. دختر و پسر جوانی هم که آن طرف‌تر نشسته‌اند نیز از فضا و چراغ‌هایش راضی هستند.

مادری که همراه فرزندش روی یکی از نیمکت‌ها نشسته از ایجاد این فضای پیاده بسیار راضی است و معتقد است با خیال راحت می‌تواند بدون نگرانی از این‌که فرزندش با خودروها تصادف کند، در این خیابان قدم بزند. دختر و پسر جوانی هم که آن طرف‌تر نشسته‌اند نیز از فضا و چراغ‌هایش راضی هستند.

پیرمرد دستفروشی که بساط میوه پهن کرده، با بیانی شیوا برایم از "تفاوت بین موضع کسب و موضع عابران" صحبت می‌کند، شاید این هم از ویژگی‌های رشت باشد که سر هر بساطی امکان دارد با سخنوری قهار روبه‌رو بشوید. پیرمرد به روشنی توضیح می‌دهد که برای دستفروش‌ها وضعیت چندان خوب نیست، چرا که ازدحام عابرین در پیاده رو کم شده و بیشتر در خیابان حرکت می‌کنند. از طرفی شهرداری اجازه‌ی حضور دستفروش‌ها را در لبه‌ی منتهی به خیابان نمی‌دهد. بنابراین عابران گاهی حتی محصولات را نمی‌بینند و بدیهی است که میزان خرید کاهش می‌یابد. با این حال پیرمرد از وضعیت راضی است چرا که فضا آرام شده و به نفع مردم است.
"باید چندین روگذر ساخته شود". این فرمان صاحب مانتوفروشی است که او هم بخشی از مشتریانش را از دست داده. مشتریانی که به گفته‌ی او از شهرهای اطراف با ماشین می‌آمدند، توقف می‌کردند و خرید می‌کردند. کسانی که حالا اینجا نمی‌آیند. او به شدت از حذف خودرو شکایت دارد و معتقد است این خیابان پیش از این چشم شهر بود.
دخترجوانی که پشت دخل پیتزافروشی ایستاده، از زیاد بودن مشتری‌ها در تابستان و فروش خوب مغازه صحبت می‌کند، اما خاطر نشان می‌کند که مشتری‌های سواره که در زمستان اکثریت را داشتند اکنون حضور ندارند. یکی دیگر از مغازه‌دارها، به مشکل جذب آب باران اشاره می‌کند. او می‌گوید کفسازی خیابان و مجراهای هدایت آب ضعیف هستند و باران‌های شدید رشت برای خیابان ایجاد مشکل می‌کند.

پیشنهاداتی برای بهبود طرح
طبق گفته‌ی کسبه، برای تغییر کاربری مغازه‌ها یا اجرای ضوابطی خاص در نما دستوری ابلاغ نشده است. به نظر می‌رسد، توجه به جداره‌ها و نظم‌دهی به آن‌ها فعلاً در دستور کار اجرایی فوری مدیران نیست. با این حال چهره‌ی مغشوش بصری در جداره‌ها و تابلوهای رنگارنگ و بی‌نظم، نشانه‌ای است بر فوریت ساماندهی نماهای شهری این خیابان. رواق کتابخانه‌ی ملی، الگوی مناسبی است که می‌تواند در تمام خیابان، نظم و ریتم را ایجاد کند و خط آسمان شکسته‌ی خیابان را ترمیم کند. ساختمان‌های ارزشمند معماری، هنوز در خیابان وجود دارند و توجه به آن‌ها نیز می‌تواند رونق خیابان اعلم‌الهدی را بیشتر کند.
از طرف دیگر، وجود چندین نوع اِلِمان هنری در درون خیابان، پیاده راه اعلم‌الهدی را به مجموعه‌ای شتاب‌زده از المان‌های هنر شهری مبدل کرده است. المان‌هایی همچون قایق‌های چوبی و مکعب‌هایی با شعر "باز باران با ترانه" گرچه انتخاب‌هایی به‌جا بوده‌اند، اما در شلوغی برکه‌ها و آدمک‌ها و چراغ‌ها، تا حدی کم‌رنگ شده‌اند.
می‌توان ذکر کرد مهم‌ترین آسیب تجاری این طرح، از دست رفتن بخشی از مشتریان عبوری سواره و عدم جایگزینی آن‌ها با مشتریان جدید است. دخالت در کاربری‌های جداره‌ها و افزایش کاربری‌های تفریحی راه حل مناسبی است که با کارِ کارشناسی مشخص قادر به جبران این خسارت خواهد بود.

توجه به دستفروش‌ها نیز از عوامل دیگری است که می‌تواند خیابان را پررونق‌تر کند. دستفروش‌ها، نشانه‌ای از وضعیت اسفبار اشتغال در گیلان و رشت هستند. اما از سوی دیگر، همین دستفروش‌ها می‌توانند در عین حال که فعالیتی اقتصادی انجام می‌دهند، کیفیت‌هایی همچون رنگ، بو، طعم و لذت را با هزینه‌ای ارزان به درون خیابان بکشانند

توجه به دستفروش‌ها نیز از عوامل دیگری است که می‌تواند خیابان را پررونق‌تر کند. دستفروش‌ها، نشانه‌ای از وضعیت اسفبار اشتغال در گیلان و رشت هستند۱. اما از سوی دیگر، همین دستفروش‌ها می‌توانند در عین حال که فعالیتی اقتصادی انجام می‌دهند، ، کیفیت‌هایی همچون رنگ، بو، طعم و لذت را با هزینه‌ای ارزان به درون خیابان بکشانند. ساماندهی دستفروش‌های جداره‌ی اعلم‌الهدی نیز گام اجرایی مناسبی برای بهبود وضعیت این خیابان خواهد بود.
اما نمی‌توان از ذکر این نکته غافل شد که پیاده‌راه شهر رشت بسیار دیر به بهره‌برداری رسید. امیر شجونی، مسئول کارگاه پیاده‌راه‌سازی خیابان اعلم‌الهدی، در سال گذشته و در مصاحبه‌ای با روزنامه ایران، صحبت از تصویب این طرح در ۳۰ سال پیش کرده بود۲. اما تنها با گذشت این مدت طولانی و بعد از شهرهایی همچون اصفهان، تبریز، یزد و مشهد نوبت به رشت رسید. این در حالی است که پتانسیل اجتماعی و آمادگی پذیرش چنین فضاهایی در شهر رشت بسیار بالا است. پیاده‌راه از بدو افتتاح با استقبال مردم مواجه شده و در بیشتر ساعات شلوغ است. روی نیمکت‌ها، پیر و جوان، زن و مرد، و از اقشار مختلف به چشم می‌خورند. این امر بیش از هر چیز غنای حیات جمعی در شهرهای شمالی را به رخ می‌کشد و لزوم توجه بیشتر به ایجاد و تقویت چنین فضاهایی را یادآوری می‌کند.
رقص جمعی میدان شهرداری را پایانی نیست و اشباح تاریخ مشروطه‌ی گیلان، هم نفس با مشاهیر و مؤسسان کتابخانه‌ی ملی، همراه با خاطره‌ی رشت انقلابی سال ۵۷، در کنار کتاب فروشی‌ها و نوار فروشی‌های خیابان اعلم‌الهدی، در جای جای میدان و خیابان‌های منتهی به آن، می‌چرخند و شهر را رصد می‌کنند.

با این حال بعد از نیمه شب، وقتی خیابان خلوت شد و چراغ‌ها روشن شدند، وقتی باران دوباره باریدن گرفت و هیاهوها آرام شدند، اشباح شهر رقصی دیگر را آغاز می‌کنند. رقصی نمناک و غمگین که به شهر مطرود رشت جلوه‌ای دیگر می‌دهد.
گیرم که برجک ساعت شهرداری در زلزله تخریب شده باشد و جایگزین آن در خور شهر نباشد، گیرم که حجم ترافیک این روزهای شهر، برای اینجا معانی دیگری هم تراشیده باشد. گیرم شهر فقیر و فقیرتر شود، اما رقص جمعی میدان شهرداری را پایانی نیست و اشباح تاریخ مشروطه‌ی گیلان، هم نفس با مشاهیر و مؤسسان کتابخانه‌ی ملی، همراه با خاطره‌ی رشت انقلابی سال ۵۷، در کنار کتاب فروشی‌ها و نوار فروشی‌های خیابان اعلم‌الهدی، در جای جای میدان و خیابان‌های منتهی به آن، می‌چرخند و شهر را رصد می‌کنند.




1- طبق گزارش¬های مرکز آمار، گیلان یکی از بالاترین رده‎های بیکاری را در ایران دارد.
2- http://www.magiran.com/npview.asp?ID=2596093


■ دسته‌بندی:  «طرح و برنامه» ،  «محیط شهری»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها