شنبه ۳ اسفند ۹۲

بازارچه‌های محلی: راهی برای رونق کسب و کار خُرد شهری

آزاده خرمی مقدم، سهند ابراهیمی پورفائز*

گاهی یک منطقه‌ی مسکونی رونق خود را مدیون سیاست‌های مستقیم ارگان‌های دولتی مسئوول در آن منطقه است. اما گاه مشاهده می‌شود که حرکتی خودجوش و با مدیریت کامل خودِ ساکنان منطقه رونق اقتصادی را به ارمغان می‌آورد. دوشنبه بازار باقرتنگه یکی از این موارد است که همانند آن در نقاط مختلف کشور کم نیستند .
در استان مازندران و پس از گذر از تابلوی "به شهر بابلسر خوش آمدید"، روبروی پادگان نیروی هوایی بابلسر به بلواری می‌رسیم که در میان ساکنین محلی به "به سر چاه" شهرت دارد. این منطقه در گذشته سرچشمه آب‌انبار منطقه بوده و اینک تبدیل به محل سکونت ده‌ها خانوار شده است

یک روز در هفته –دوشنبه‌ها –یک بلوار کم تردد که تنها میزبان چندین سواری و چند تریلی گذری است بدل به بازاری پر تکاپو می‌شود که به قول یک مثل قدیمی "از شیر مرغ تا جان آدمیزاد" را می‌توان در آن معامله کرد. خیابان خلوت و سوت و کوری که بدون هیچ دخالت مستقیمی از جانب هیچ ارگان دولتی و یا سازمان غیردولتی، به صورت کاملاً خودجوش، برای چندین ساعت در روزهای دوشنبه، جای خود را به بازاری شلوغ متشکل از نزدیک به ۲۰۰ غرفه و بیش از ۲۰ دستفروش می‌دهد.
جالب اینکه تنها مشارکت دهیاری باقرتنگه در تشکیل این بازار ۵۰۰ تومان عوارضی است که به طور هفتگی از صاحبان غرفه‌ها جمع آوری می‌شود و صرف دستمزد کارگرانی می‌شود که پس از پایان روز ردّ بازار را از بلوار نیروی هوای شسته و دوباره بر آن رخت خیابان سوت و کوری را می‌پوشانند که در باقی روزهای هفته به تن دارد.
در یکی از این دوشنبه‌ها، چند ساعتی را میهمان این بازاریان بودیم. فروشندگانی که هر کدام از منطقه‌ای –دور و یا نزدیک –به آنجا می‌آیند و برای یک نیمروز این محل تردد را به مکانی برای توقف و خرید بدل می‌کنند. با هر کدام از این فروشندگان از دری سخن گفتیم. هدف از این چند خط نیز به تصویر کشیدن شرایط این مرکز خرید یک روزه است.

برای تشکیل و مشارکت در این بازار نیاز به مجوز از هیچ ارگان خاصی نیست. در ابتدای روز هر نفر بساط محصولات خود را با یک وسیله شخصی به همراه میز یا زیر اندازی که همراه آورده در گوشه‌ای از خیابان پهن می‌کند. از ساعت ۷:۳۰ صبح که شروع روز منطقه به حساب می‌آید تا برپایی کامل این مرکز خرید تنها نیم ساعت تا چهل‌و‌پنج دقیقه طول می‌کشد.
برای تشکیل و مشارکت در این بازار نیاز به مجوز از هیچ ارگان خاصی نیست. در ابتدای روز هر نفر بساط محصولات خود را با یک وسیله شخصی به همراه میز یا زیر اندازی که همراه آورده در گوشه‌ای از خیابان پهن می‌کند. از ساعت ۷:۳۰ صبح که شروع روز منطقه به حساب می‌آید تا برپایی کامل این مرکز خرید تنها نیم ساعت تا چهل‌و‌پنج دقیقه طول می‌کشد.
جالب‌تر اینکه نظم این بازار هم به صورت خودجوش تأمین می‌شود. جای هر کس از قبل مشخص است و کسی نمی‌تواند جای نفر دیگری را اشغال کند؛ که اگر تازه واردی روزی چنین قصدی را دنبال کند، خود فروشندگان بازار جلوی او را می‌گیرند. گویی قانونی نانوشته مانع از این می‌شود که کسی خواسته یا ناخواسته نظم این مرکز خرید یک روزه را برهم زند.
اگرچه دوشنبه بازار باقرتنگه به دلیل سیاست‌های مستقیم دولتی شکل نگرفت، اما به عقیده خود فروشندگان، بازار تأثیر قابل توجهی از این سیاست‌ها گرفته است. نزدیک به تمام غرفه‌دارانِ بازار و حتی دستفروشانی که بیشتر از ۱۰ یا ۲۰ کیلو میوه یا سبزی برای فروش به همراه نیاورده بودند، ادعا می‌کردند که فروش‌شان نسبت به سال پیش و سال‌های پیشتر به طور قابل توجهی کاهش پیدا کرده. بیشتر آن‌ها کساد شدن کاسبی یک روزه‌ی خود را ماحصل تورمی می‌دانستند که قدرت خرید ساکنین منطقه را کاهش داده است.
بیشتر روز را در میان بازاریان گذراندیم و باز نفهمیدیم که این بازار از کی شروع به کار کرد و یا که اصلاً در ابتدای کار چه شد که چنین بازاری در این منطقه شکل گرفت. با این حال وجود چنین بازاری و بازارهای مشابه به معنای حقیقت غیر قابل انکاری است؛ خیابان متروکی که بدون دخالت ارگان یا نهاد خاصی هفته‌ای یک روز جای خود را به مرکز خریدی پر ازدحام می‌دهد. مرکز خریدی که هم روزیِ بیش از ۲۰۰ خانوار را تأمین کرده و هم امکان خرید مایحتاج هفتگی ده‌ها خانوار در منطقه را فراهم می‌کند.
به دست آوردن این خرده مناطق تجاری کار دشواری نیست؛ تنها نیاز به قبول یک راسته، خیابان یا محل عبور به عنوان گزینه‌ای مناسب برای میزبانی این قبیل فروشندگان دارد. یکی از بهترین راه‌های رونق هر منطقه‌ای این است که برخی محل‌های عبور به محل‌های توقف تبدیل شوند. این اتفاق نه تنها باعث رونق اقتصادی آن منطقه می‌شود، بلکه راهی برای توسعه و گسترش ناحیه به شمار می‌رود. این امر همچنین تأثیر مستقیمی بر بهبود وضعیت رفاهی مردم (چه ساکنین منطقه و چه خریداران و فروشندگانی که از مناطق همجوار به این بازار مراجعه می‌کنند) دارد. از دیگر آثار مثبت این بازارها ایجاد اشتغال (مستقیم و غیر مستقیم)، درآمد، تأمین کالاهای مورد نیاز و حتی راهی برای گذران اوقات فراغت را نام برد. جالب اینکه امنیت این بازارها نیز به صورت خودانگیخته تأمین می‌شود.




- آزاده خرمی مقدم دانشجوی کارشناس ارشد اقتصاد، دانشگاه مازندران است و سهند ابراهیمی پورفائز، دانشجوی دکترای اقتصاد در همین دانشگاه.

■ دسته‌بندی:  «حکمرانی شهری»

■ در این مطلب به «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها