شنبه ۲۶ بهمن ۹۲

در ستایش تهران؟ در ستایش کدام تهران؟

محمدکریم آسایش

بسیار می‌گویند که تهران هویت ندارد؛ تهران شهری فروپاشیده است؛ تهران شهری است که صرفاً پایتخت و مرکزیت سیاسی است که می‌توانست هر شهر دیگری باشد. از تعابیر تهران یعنی تَهِ ری گرفته تا تهران به عنوان اکتشاف آغامحمدخان. ناله و شکایت از آشفتگی‌های تهران بسیار است و بسیار می‌توان گفت و در یک کلام این نگاهِ تحقیر تهران است. نگاهی که در سینما و ادبیات ما بسیار رواج داشته است و تصویر"تهران مخوف" را از شهر تهران ساخته است. شهر فریبکار،شهری که در آن انسان (مقصودِ این نگاه روستایی یا شهرستانی ساده و بی آلایش است) بیگانه می‌شود (لابد با بدویت خویش).

از سوی دیگر نگاهی به دنبال هویتی نوستالوژیک برای تهران است، در جستجوی هویت تهران سراغ از تمدن چشمه‌علی و انارِ تهران و توتِ کَن و سیب شمیرانات و کوچه باغ‌ها و خانه‌های قدیمی را می‌گیرد. در چشمانِ این دلسوزان نوستالوژیک، هویت تهران ماهیتی چیزگونه دارد و در گذشته منجمد شده است. هویتی که باید آن را پاس داشت و برایش جشن گرفت، هویتی که باید در آن ماند،حتی هویتی که اگر دورانش سپری شده باید به آن بازگشت. این نگاه ظاهراً ستایش تهران است، اما ستایشی که به تحقیرش راه می‌برد، ستایشی که تحول تهران را به نام گذشته‌اش تحقیر می‌کند. ستایشی که نمی‌تواند تداوم داشته باشد زیرا همواره پا در گذشته است. در مقابل ایندو نگاه، یعنی تحقیر و ستایشِ نوستالوژیک باید تهرانی را ستود که پویایی‌اش بتواند تداوم و تغییر را توأمان دنبال کند. این تهران چیست و چگونه است؟
تهران نخستین پایتخت قانونی آسیاست. پایتخت قانونی شدن یعنی آنکه مرکزیت سیاسی کشور دیگر پای‌ِتخت یعنی محل تخت شاه نیست و به حکم ملوکانه مرکزیت نیافته است بلکه قانون جایگاه آن را تعیین کرده است. تهران به موجب قانون اساسی مشروطه نخستین پایتخت قانونی آسیاست. نخستین پایتخت قانونی آسیا بودن یعنی استقلال،آزادی و حاکمیت مردم. یعنی تهران مانند دهلی‌نو مستعمره‌ی امپراتوری بریتانیا نبوده است و مانند بسیاری کشورهای عربی، ناکشور و تحت سلطه‌ی امپراتوری عثمانی و همچون بسیاری کشورهای آسیایی تحت حکومت پادشاهان و امپراتوران و امیران و شیوخ و خلفای خودکامه.
تهران (به همراه تبریز) یکی از اصلی‌ترین شهرهای مدرنیته ی ایرانی است. تهران قلب تپنده‌ی جنبش های سیاسی و اجتماعی معاصر از نهضت تنباکو تا انقلاب مشروطیت و نهضت ملی شدن صنعت نفت و انقلاب ۵۷ و جنبش اصلاحات سیاسی و اعتراضات اخیر. در این تعبیر، تهران مشروطه ی ناتمام است. تهران طبقه‌ی متوسطی دارد که برخلاف آلمان و ایتالیا نه تنها از خود فاشیسم بیرون نمی‌دهد بلکه در برابر آن مقاومت می‌کند.
بدین معنا، نمادهای تهران نه چشمه‌علی است، نه برج میلاد، نه باغ توت کن، نه درخت انار، نه فلان خانه‌ی قدیمی، نمادهای تهران، مجلس شورای ملی و برج آزادی است. تهران تجمع و اختلاط اقوام ایرانی است.ترک، کرد، فارس، گیلک، مازرونی، بلوچ، عرب، افغان، ارمنی و ... در کنار هم می‌زیند و این شهر را ساخته‌اند و می‌سازند.

نمادهای تهران نه چشمه‌علی است، نه برج میلاد، نه باغ توت کن، نه درخت انار، نه فلان خانه‌ی قدیمی، نمادهای تهران، مجلس شورای ملی و برج آزادی است. تهران تجمع و اختلاط اقوام ایرانی است.ترک، کرد، فارس، گیلک، مازرونی، بلوچ، عرب، افغان، ارمنی و ... در کنار هم می‌زیند و این شهر را ساخته‌اند و می‌سازند.

تهران از معدود شهرهایی در ایران است که دارای فولکلور شهری است. فولکلور در ایران عمدتاً یا روستایی است یا فولکلور پیشه‌ها و اصناف است، اما در تهران به دلیل مردمی شدن فرهنگ، فولکلور شهریِ مردمی پدید آمد که بدین لحاظ می‌توان آن را با موسیقی رپ سیاهان آمریکا به عنوان نمونه‌ی مشهور و جهانی فولکلور شهری مقایسه نمود. درباره‌ی این فولکلور بزرگانی از جمله مرتضی احمدی و جواد انصافی تحقیقات ارزشمندی انجام داده‌اند و در جمع آوری آن کوشیده‌اند. هویت تهران فقط در مکان‌های قدیمی نیست، بلکه در هویت فرهنگی تاریخی آن نیز هست که از نمودهای بارز آن فولکلور شهری است.
از ویژگی‌های هویتی تهران تنوع کالبدی، کارکردی، بصری و حتی اقلیمی آن است که در تمامی ایران بی نظیر و شایسته‌ی ستایش است. این تهران را باید ستود، تهرانِ مردم را نه تهرانِ مکان‌ها، تهرانِ پویا را نه تهرانِ منجمد، تهرانِ تغییر را نه تهرانِ سنت و گذشته و البته که مکان‌ها ارزشمندند، سنت ارزشمند است و گذشته گرانبها اما نه به عنوان چیزها، نه به عنوان میراث بلکه به عنوان یک حق.
تهران را باید ستود، تهرانِ مردم را نه تهرانِ مکان‌ها، تهرانِ پویا را نه تهرانِ منجمد، تهرانِ تغییر را نه تهرانِ سنت و گذشته و البته که مکان‌ها ارزشمندند، سنت ارزشمند است و گذشته گرانبها اما نه به عنوان چیزها، نه به عنوان میراث بلکه به عنوان یک حق
فرهنگ و طبیعت تهران فقط میراث فرهنگی و میراث اکولوژیک شهر نیستند، بلکه حقوق فرهنگی و حقوق اکولوژیک شهروندانند. بدیهی است که در مقابل تحقیرکنندگان تهران باید گفت که تهران، تهِ ری نیست؛ تهران، اکتشافی اتفاقی نیست و تهران دارای ریشه است ولی نه به عنوان هویتی برای تهران که تهران را با آن تعریف کنیم بلکه به عنوان ارزش‌های تهران که آن را باید به حال و آینده‌اش پیوند زد.
با این نگاه است که هویت دیگر فقط امری مربوط به معنا نیست بلکه با حق به شهر و حقوق شهروندان برای تغییر ِشهر گره می‌خورد. با این حال این هویت امتدادِ تاریخیِ پیوسته و خطی نیست، هویت تهران به مثابه‌ی "تهران" یک رخداد است، یک امکانی که اتفاق افتاده و در حال تطور است. امکانی که امکان تحققش را در خود نهفته داشته است و احتمال دگردیسی به سایر امکان‌ها یا همزیستی با آن‌ها را نیز در بطن خود دارد. تهرانی که مدرنیسمش می‌تواند با ملغمه‌ی باستان‌گرایی و فرهنگ آمریکایی در زمانی و با مذهب (در صورگوناگونش) خود را انطباق دهد و براساس آن شکل یابد و مظروف‌های دورانی خود را نیز شکل دهد. تهرانی که به شکلی مدرن علیه مدرنیزاسیون می‌شورد. تهرانی که به شکلی مدرن علیه مدرن‌زدایی مقاومت می‌کند. تهرانی که مدرن‌ستیزی در آن نیز شکلی مدرن به خود می‌گیرد. تهرانی که "تهران" شده است و "تهران" شدن به عنوان یک امکان همچنان پروژه‌ی آن است. تهران، "شهر" شده، "شهر" هست و "شهر" می‌تواند شود، "شهری از نوع خود".
پایتخت در فرهنگ اروپایی با اصطلاح Capital(کاپیتال) شناخته می‌شود که هم مفهوم مرکزیت کشور را دارد و هم به معنای سرمایه است. در این مفهوم باید بر سرمایه های تهران تکیه نمود و براساس آن تهران را به سرمایه‌ی ایران تبدیل نمود. تهران پایتخت ایران است. تهران سرمایه‌ی ایران است.




■ دسته‌بندی:  «حکمرانی شهری»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها