چهارشنبه ۱۸ دی ۹۲

کارتن‌خوابی: پایان یک انکار

تانیا پاکزاد

زمانی که در زمستان سال ۱۳۸۲ روزنامه‌‌های صبح کشور‌۱ خبری را مبنی بر مرگ چهل نفر افراد بی‌خانمان در یکشب در تهران منتشر کردند، گویی جامعه‌ی کشور برای اولین بار با معضلی روبرو می‌شد که پیش از آن وجود نداشت. محمود احمدی‌نژاد، شهردار وقت پایتخت نیز از "وجود پدیده‌ی کارتن‌خوابی در تهران" ابراز تأسف کرد، گویی بلایی ناگهانی بر سر شهر آمده‌است.

هرچند او مطابق آنچه بعدها نزد وی به عادتی تبدیل شد، به آمار رسمی وقعی نگذاشت و از فوت چهار، پنج نفر صحبت کرد. اما شواهد زیادی نشان می‌دهند که مدت‌ها بود که این پدیده همچون معضلی جدی مطرح بوده‌است. این را نه فقط از خود همین رقم "چهل" نفری که در سرما یخ زدند می‌شد استنتاج کرد، بلکه آن را از اظهارات مسئولان شورای شهر که تنها نهادی است که به نظر می‌رسید در این زمینه خود را مسئول می‌داند نیز می‌شد فهمید‌۲.
شورای شهری‌ها گفتند که مدت‌هاست ساختمان سه مرکز برای اسکان بی‌خانمان‌ها را تمام کرده‌اند و این استانداری است که بودجه‌ی وعده داده شده، یعنی یک میلیارد و دویست میلیون تومان را برای ادامه‌ی کار به آنها نمی‌دهد. کمیته‌ی امداد اعلام کرد که نمی‌تواند بیش از ۷۰۰ هزار خانواری را که پوشش می‌دهد تقبل کند و بهزیستی هم گفت که جمع آوری کارتن‌خواب‌ها ارتباطی به این سازمان ندارند و از آنجا که اکثر آنان معتاد هستند، باید از طریق دادگستری به این سازمان معرفی شوند. به عبارت دیگر روشن شد هر چند وجود و گسترش این پدیده مدت‌ها بود که شناخته شده‌بود، اما نه بودجه‌ی روشنی برای آن تعبیه شده بود و نه نهادی متولی داشت.

انکار یا ناتوانی؟
در سال‌های بعد، از جمله به علت گسترش پدیده هم در سطح شهر تهران و هم رسیدن اخباری مبنی بر وجود این پدیده در سایر شهرهای کشور، برخورد با آن در برخی سطوح تغییر کرد.

عبدالرضا شیخ الاسلامی، وزیر کار و اموراجتماعی که در جمع مدیران اداره کل کار و امور اجتماعی کردستان سخنرانی می‌کرد اظهار داشت که "با کمال افتخار اعلام می کنیم ایران تنها کشوری است که با اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها هیچ فرد گرسنه و کارتن "‌خوابی ندارد

از سویی همچنان شاهد انکار یا تقلیل پدیده از جانب برخی مسئولان هستیم و از سوی دیگر شاهد تلاش برخی نهادهای مسئول در تدوین راه حل: مددرسانی کوتاه مدت و بلند مدت، و نهایتاً سعی در تحلیل جامعه‌شناختی پدیده. اولین عکس‌العمل‌ها با نوعی نگاهِ جرم‌شناسانه با پدیده همراه بود و مینی‌بوس‌هایی با همکاری نیروی انتظامی اقدام به جمع‌آوریِ کارتن‌خواب‌ها از سطح شهر کردند. اما با آشکار شدنِ ابعادِ گسترده‌ی پدیده، موضوع اسکانِ افراد جمع‌آوری شده به معضلی جدی تبدیل شد. معضلی که شهرداری تهران سعی کرد با برپایی چادرهایی برای این منظور به آن جواب دهد. پاسخی که خیلی سریع محدودیتش آشکار شد و بالاخره پس از گذشت دو سال به تأسیس مکان‌هایی دائمی که "گرمخانه" نام گرفت در زمستان سال ۸۴ انجامید‌۳.
از آن پس هر چه بیشتر در این زمینه تلاش شد، تنها چیزی که آشکار گشت ابعاد بسیار گسترده‌ی پدیده بود. بنا بر گزارش سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهرداری تهران در سال ۱۳۹۰، تعداد افراد جمع‌آوری شده توسط گشت‌ها از ۱۲۴۵۶ نفر در سال ۸۵ به ۳۴۰۵۱ در سال ۸۹ افزایش پیدا کرده‌است. همین رقم برای ۵ ماه اول سال ۹۰ به حدود ۱۶۰۰۰ نفر می‌رسد‌۴. افسوس آنکه درست در همین زمان عبدالرضا شیخ الاسلامی، وزیر کار و اموراجتماعی که در جمع مدیران اداره کل کار و امور اجتماعی کردستان سخنرانی می‌کرد اظهار داشت که "با کمال افتخار اعلام می کنیم ایران تنها کشوری است که با اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها هیچ فرد گرسنه و کارتن خوابی ندارد"‌۵.

راهکارها
کارتن‌خوابی و خیابان خوابی و بی‌خانمانی نام‌های متفاوتی برای پدیده‌ی اجتماعی یکسانی هستند ناظر بر افرادی که محل سکونت مشخصی ندارند: پدیده‌ی شناخته شده‌ای در تمدن‌ شهرنشینی.

در زمینه‌ی اجرایی، شهرداری تهران از سال ۸۸، اطلاع‌رسانی و آگاه‌سازی عمومی، حمایت از تشکل‌های غیردولتیِ فعال در امر آسیب‌های اجتماعی و ایجاد هماهنگیِ بینِ‌بخشی را در اهداف خود گنجانده‌است

در واقع "کارتن‌خوابی" نام دیگری است برای افرادی که از "سرپناه" برخوردار نیستند. گزارش پزشکی قانونی که به فاصله‌ی چند روز پس از فاجعه‌ی ۱۷ آذر ۱۳۸۲ منتشر شد نیز مؤید همین امر بود. علاوه بر این در گزارش آمده بود که تمامی این افراد را "مردان بین ۱۳ تا ۴۰ ساله" تشکیل می‌دادند. یعنی جوانانی در سن تحصیل یا مردانی در سن کار. همچنین منابع قضایی تأکید داشتند که اکثر کسانی که جان دادند معتاد بودند. آمارها که بعدها با تأسیس گرمخانه‌ها شکلی جدی‌تر به خود گرفت (هر چند همچنان نیاز به تدقیق دارد) نشان می‌داد که عامل اصلی این پدیده در درجه‌ی اول اعتیاد است؛ فقر در مقام دوم و تکدی‌گری و پدیده‌ی کودکان خیابانی در مقام سوم و چهارم قرار دارند.
اگر از سیاستِ انکار که به نظر می‌رسد ویژگی دولت‌های نهم و دهم در مواجهه با بسیاری از مشکلات کشور و از آن جمله معضل کارتن‌خوابی بود بگذریم، هم اکنون به گفته‌ی محققان وابسته به شهرداری، سیاستِ این نهاد که مسئولیت مواجهه با این پدیده را به عهده گرفته است، "سیاستی ترکیبی" است. یعنی از "یک‌سو با افرادی که شب‌ها را در مکان عمومی می‌گذرانند، برخورد قهری و انتظامی می‌شود و از سوی دیگرافراد بازداشت شده برای نگهداری به مراکز ویژه معرفی می‌شوند"‌۶. این سیاست، هم از نقطه نظر توجیه قانونی مشکل دارد و هم در عمل با موانع عدیده‌ای روبروست. توجیه قانونیِ‌ای برای دستگیری "کارتن‌خواب"‌ها ‌وجود ندارد و "کارتن‌خوابی" به خودی خود جرم محسوب نمی‌شود. مشکل اصلی اما در بحث اسکان است. گرمخانه‌های موجود بسیار کمتر از آن هستند که بتوانند حتی بخشی از این افراد را پوشش دهند. علاوه بر این، برخی از گرمخانه‌ها به دلایل بهداشتی (بیماری‌های پوستی و واگیری و همچنین شپش) از پذیرفتنِ بسیاری از کارتن خواب‌ها سر باز می‌زنند.
شاید به دلیل همین نارسایی‌هاست که در زمینه‌ی اجرایی، شهرداری تهران از سال ۸۸، اطلاع‌رسانی و آگاه‌سازی عمومی، حمایت از تشکل‌های غیردولتیِ فعال در امر آسیب‌های اجتماعی و ایجاد هماهنگیِ بینِ‌بخشی را در اهداف خود گنجانده‌است. با اینهمه جز اطلاعات جسته گریخته در مورد فعالیت‌هایی که در ارتباط با این اهداف انجام شده باشد و همچنین میزان موفقیت آنها در دست نیست. به عنوان مثال می‌دانیم که شهرداری به "مؤسسه‌ طلوع بی‌نام و نشان‌ها" که از سال ۱۳۸۸ فعالیت خود را در این زمینه آغاز کرده‌است و امروز در شهر تهران فعال‌ترین مؤسسه غیردولتی در این زمینه است کمک‌هایی می‌رساند و وعده‌های نیز برای واگذاری دو قطعه زمین ۲۰۰ متری جهت ساختنِ "سرای مهر" داده است.

ریشه‌یابی
آنچه جای خالی‌اش بیش از هر چیز دیگری در این تلاش‌ها خالی است، ریشه‌یابی جدیِ این معضل، اشاره به دلایل اصلی رشدِ سرسام‌آور آن است. دلائلی که روشن است با فقر و هزینه‌ی رو به رشدِ هزینه‌ی مسکن ارتباطی مسلّم دارند.

متأسفانه در مباحث مسئولان در مورد کارتن‌خوابی به این دست مسائل که آنها را عوامل "کلان" یا ساختاری در رشد این پدیده می‌دانند توجه بسیار نازلی می‌شود. هر چه هست توجه به توضیحات خُرد است که عمدتاً این معضل را به تحلیل‌های شخصیتی و انفرادیِ اشخاصِ کارتن‌خواب تقلیل می‌دهند

در واقع، آنچه در اکثر گزارش‌ها و تحقیقات به آن اشاره می‌شود، ارتباط تنگاتنگِ پدیده‌ی کارتن‌خوابی در ایران با موضوع اعتیاد است. ارتباطی که در سایر کشورهایی که با این معضل در سطح گسترده روبرو هستند نازل است‌۷. با اینهمه روشن نیست که آیا می‌توان خودِ همین عامل _ یعنی اعتیاد _ را نتیجه‌ی بی‌خانمانی و بی‌سرپناهی دانست یا علتِ آن. مطالعات بین‌المللی نشان می‌دهند که "وضعیت اقتصادی، نداشتنِ استطاعت مالی برای تهیه‌ی خانه و پائین بودن یا کاهش مزایای رفاهی"، چهار عامل اصلی بی‌خانمانی به شمار می‌روند‌۸. همچنین تحقیقات نشان می‌دهد که ارتباط تنگاتنگی میان گرانی اجاره‌خانه یا افزایش آن با پدیده‌ی کارتن‌خوابی وجود دارد۹. متأسفانه در مباحث مسئولان در مورد کارتن‌خوابی به این دست مسائل که آنها را عوامل "کلان" یا ساختاری در رشد این پدیده می‌دانند توجه بسیار نازلی می‌شود. هر چه هست توجه به توضیحات خُرد است که عمدتاً این معضل را به تحلیل‌های شخصیتی و انفرادیِ اشخاصِ کارتن‌خواب تقلیل می‌دهند. از این رو جای تعجب ندارد که شاهد گسترش روزافزون این پدیده در تمامی شهرهای کشور باشیم.




(1) خبر در هر سه روزنامه‌ی معتبر کشور یعنی شرق و اعتماد و آفتاب یزد منتشر شد.
(2) البته آقای بهروز هنرمند، بازپزس شعبه‌ی 4 دادسرای جنایی تهران نیز در تکذیبیه‌ای که به خبر فوت 40 نفر در روزنامه‌ی اعتماد مورخ 30 آذر 82 منتشر کرد، رقم را بسیار پائین‌تر از 40 نفر اعلام کرد.
(3) سایت خبری آفتاب، 19 دی 1384 (www.aftab.ir)
(4) "سیاست‌گذاری اجتماعی در مواجهه با پدیده‌ی کارتن‌خوابی"، تهیه شده در گروه پژوهش‌های راهبردی اجتماعی و فرهنگی ، مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران. گزارش 163، اردیبهشت 1392.
(5) 2 اردیبهشت 1390پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir)
(6) "سیاست‌گذاری اجتماعی"، همان، ص. 38.
(7) اکبر علیوردی‌نیا، "جامعه‌شناسی کارتن‌خوابی"، انتشارات جامعه‌شناسان با همکاری معاونت امور اجتماعی و فرهنگی اداره کل مطالعات اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران، تهران، 1389.
(8) همان. ص. 31
(9) همان. ص. 30


■ دسته‌بندی:  «جامعه»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها