یکشنبه ۲۸ مهر ۹۲

زمانی برای تعظیم برج‌ها

حکایتِ پیروزی مردم در یک پرونده‌ی شهری

ماندانا منصوری

کتاب "جهان‌نما علیهِ نقش‌جهان" به کوشش محمدرضا عظیمی، شرحِ داستان پرفراز و نشیبِ ساختمانی است که با تصمیم شهرداری در حریمی که کمیته‌ی میراث جهانی برای میدان نقش جهان تصویب کرده بود با ارتفاعی بیش از حد مجاز، ساخته شد و منظرِ میدان را دچار اغتشاش بصری کرد و تبدیل به یکی از پرسروصداترین و البته درخشان‌ترین پرونده‌های حقوقِ فرهنگی ایران شد‌۱.

غائله به‌واسطه‌ی نهادهایی که مسئولیت شهر را به عهده دارند شروع شد، ابعاد رسانه‌ای پیدا کرد، مدیر کل یونسکو را به اصفهان کشاند، بلندپایه‌ترین مقامات حکومتی ایران را درگیر کرد، به تبعید قاضی پرونده منجر شد، همه‌ی دوست‌داران اصفهان را درگیر کشمکشی طولانی کرد و در نهایت پیروز این میدان مردمی بودند که گردِ نقش‌جهان جمع شدند و از مطالبه‌ی حقوقشان کوتاه نیامدند.
شاید نه اسحاق جهانگیری؛ که آن‌زمان استاندار اصفهان بود، نه شهردار وقت؛ حمیدرضا عظیمیان، نه سیف‌الله امینیان؛ رئیس سازمان میراث فرهنگی اصفهان و نه هیچ یک از اعضای حاضر در کمیسیون ماده‌ی پنجی که در ۲۶/۹/۷۴ در استانداری اصفهان تشکیل شد؛ هیچ کدام‌شان گمان نمی‌بردند که امضاهای‌شان برای تغییر کاربری یک لکه‌ی کوچک از نصفِ جهان، به ماجرایی بین‌المللی بدل شود و دست همه‌شان را در حنا بگذارد. مطمئناً حتی نماینده‌ی مشاور طرح جامع؛ تنها کسی که پایِ برگه‌ی کذایی را امضا نکرد- هم فکر نکرده بود چه رسوایی بزرگِی در راه است. احتمالاً همه‌ فکر کرده بودند حالا که تمامِ نهادهای بانفوذِ شهر با این‌که یک تکه از فضای سبز (کاربریِ پیشنهادیِ طرح‌های جامع و تفصیلی برای محدوده‌) به شکل یک ساختمان دربیاید، مشکلی وجود ندارد؛ شهرداری کارفرما و سرمایه‌گذار طرح بود و همه همراه. نه! قطعاً هیچکدام خوابش را هم نمی‌دیدند.


کالبد کهن، دولتِ نو
دولت ایران در سال ۱۳۵۳ به "کنوانسیون حمایت از میراث فرهنگی و طبیعیِ جهان"‌۲ پیوست. در اردیبهشت پنجاه‌وهفت، در آستانه‌ی انقلاب، "کمیته‌ی میراث جهانی"‌۳ تقاضای ایران برای ثبت سه اثر فرهنگی‌ ارزشمندش را پذیرفت و بدین ترتیب چغازنبیل، تخت جمشید و نقش‌جهان در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیدند. نتیجه آنکه دولت ایران طبق دستورالعمل‌های اجرایی کنوانسیون موظف به حفاظت از بنا و اثر ثبت شده و منطقه حائل ۴ اطراف آن شد و متعهد شد هر گونه تغییر و دخل و تصرف در منطقه‌ی مورد حفاظت با توجه به ضوابط کارشناسی کمیته و زیر نظر آن صورت گیرد. از جمله نکاتی که در منطقه‌ی حائل باید رعایت شود، این است که هیچ بنایی نباید بلندتر و مرتفع‌تر از بنای اصلیِ تحت حفاظت ساخته شود؛ زیرا حریمِ منظر آسمانی آن‌را می‌شکند.‌۵

در دوره‌ی سازندگی، تخریب تدریجیِ فضاهای محدوده‌ی مورد نظر دلیلی شد که زمین دوباره محلِ نزاع شود. این‌بار شهرداری مدعی احیایِ آن از طریق تبدیل زمین به مرکزی خدماتی، فرهنگی و تجاری بود و علیرغم مخالفت مشاور طرح جامع، طرح تغییر کاربری را به کمیسیون ماده پنج برد، کارفرما و سرمایه‌گذار پروژه شد و اجرای طرح را از طریق شرکت "سامان‌گستر" به مهندسان مشاور "شهر و خانه" سپرد. به این ترتیب طرحِ برجی ۱۲ طبقه ریخته شد و "جهان‌نما" نام گرفت
شهرداری اصفهان در سال ۱۳۷۴ با هدف احیایِ سایتی در ضلع غربی میدان دروازه دولت، در ۶۰۰ متری میدان نقش جهان، درخواست تغییر کاربری زمینی به وسعت ۷/۱ هکتار را به کمیسیون ماده پنج شهر برد. بخشی از زمین کذایی در دوره‌ی صفوی در مجاورت یکی از دروازه‌های غربی اصفهان، دروازه دولت و بخشی از مجموعه‌ی ارگ صفوی بود: کوشکی سه طبقه که اهل حرم شاهانه از بام آن برای تماشای گردشگاه چهارباغ و باغ‌های اطراف استفاده می‌کردند. روایت است اواخر دوره قاجار، ظل‌السلطان به بهانه‌ی مشرف بودن بنا به هشت بهشت – محل خلوت بانوی عظمی- دستور تخریب کوشک را صادر کرد.
در بخش دیگری از همین سایت (احتمالاً در غرب کوشک)، در طول سالیان و به تبعِ سازوکار انداموارِ توسعه شهر، کاروانسرایی شکل گرفته بود که آن‌را یادگار دوران سلطنت احمدشاه قاجار می‌دانستند. کاروانسرایی که محدودکننده‌ی حریم دروازه دولت صفوی و چهارباغ عباسی بود و به همین خاطر هم کاروانسرای "تحدید" نام گرفته بود. کاروانسرای قدیمی به ثبت ملی نرسیده بود و رسماً میراث فرهنگی به‌شمار نمی‌آمد، اما برای دوستداران اصفهان مکان قابل توجهی بود؛ نمایشگاه زنده‌ی تولید و فروش صنایع دستیِ فلزیِ اصفهان بود که در کنار میدان نقشِ جهان و محور چهارباغ شبکه‌ی جذب گردشگر را کامل می‌کرد.
در دوره پهلوی سرنوشت این زمین (محلِ کوشک صفوی و کاروان‌سرای احمدشاهی) محلِ مناقشه‌ی مشاورین خارجی و داخلی‌ای شد که طرح جامع اصفهان را کار کردند یا برای اعلام نظر به همکاری دعوت شدند. بحث بر سر این بود که چه کاربری برای زمین و شهر بهتر است: ترکیبِ کاربری‌های مسکونی، خدماتی، فرهنگی، تجاری و اداری یا فضای سبز؟ کاروانسرا باید تخریب شود یا اینکه بازسازی آن هم می‌تواند به عنوان گزینه‌ مطرح باشد؟
با انقلاب غائله برای مدتی مسکوت ماند. بعدتر طرح جامع و تفصیلی شهر را به مشاوری ایرانی (مهندسین مشاور نقش‌جهان-پارس) سپردند و تکلیف زمین مشخص شد: در طرح جامع، کاربری فضای سبز برای محدوده‌ی کوشک تصویب شد.

شهرداری علیه میراث فرهنگی
برج از چند جهت مورد نقد مردم و کارشناسان قرار گرفت: اولاً در حالی‌که ارتفاع مجاز برای ساخت‌وسازهای جدید محدوده حداکثر ۴ طبقه بود، طراحش بلندمرتبگیِ‌ آن را نمادین می‌دانست و معتقد بود بلندیِ برج آن‌را به نشانه‌ی جدید شهر اصفهان بدل می‌کند. این در حالی بود که بسیاری کارشناسان به اصل مردم‌واری معماری اسلامی ارجاع می‌دادند و با توجه به آن، ارتفاع برج را به نوعی خودنمایی و تفاخر جهان‌نما نسبت به دیگر ابنیه محدوده می‌دانستند. دومین مسئله‌ی اساسی که افکار عمومی را علیه برج تحریک کرد، تخریب کاروانسرای "تحدید" بود. شهردارِ وقت اصفهان وضعیت نامطلوب زمین و کاربریِ ناهنجار آن را دلیل آزادسازی زمین کاروانسرا اعلام کرده بود و سرمایه‌گذار پروژه معتقد بود که محدوده‌ی سایت نیازمند جراحیِ کامل است.
شروع عملیات تخریب کاروانسرا و جابه‌جایی بیش از صد نفر صنعت‌گری که در آن کار می‌کردند، همراه شد با اعتراض میراث فرهنگی نسبت به پروژه. معاونت حفظ و احیای میراث فرهنگی کشور در نامه‌ای به استاندار اصفهان مشکلات طرح را تذکر داد و از او خواست از تخریب کاروانسرا جلوگیری و نسبت به بازسازی و احیای آن اقدام کند. در همین نامه ضرورت هماهنگی طرح با معماری ارزشمند موجود در محدوده و حداکثر ارتفاع ۱۲ متری جهان‌نما قید شده بود و با ارجاع به بندهای ۱۰، ۱۱ و ۱۲ اساسنامه‌ی میراث فرهنگی کشور و بخشنامه‌های وزارت‌خانه‌های مسکن و شهرسازی و فرهنگ و ارشاد اسلامی لزوم تصویب طرح در شورای فنی میراث فرهنگی، پیش از هرگونه اقدامی عنوان شده بود.
عملیات ساخت جهان‌نما در حالی آغاز شد که همه‌ی قوانین و مقررات محدود کننده را نادیده می‌گرفت: کمیسیون ماده پنج هنوز تغییر کاربری زمین را تصویب نکرده بود و الزامات میراث فرهنگی، مشخصاً مخالف تخریب کالبد قدیم و طرحِ نویِ غیرمتواضعانه‌ی برج بودند.

مفاخر و مصائب جهانی‌شدن

جهان‌نما اما گوشش بدهکار قانون نبود، داشت قد می‌کشید که سال ۸۱ نامه‌ای بی‌امضا و به نام "یک ایرانی" به کمیته‌ی میراث جهانی یونسکو رسید که چه نشسته‌ای که نقش جهان در خطر است." نویسنده‌ی نامه خبر داده بود که بنایی در اصفهان در حال ساخت است که حریم نقش جهان را درنوردیده و از بلندترین بنای میدان نقش جهان بلندتر است. جهان‌نما جزئی از منطقه‌ی حائل میدان است و ارتفاع آن تهدیدی برای میراث جهانی محسوب می‌شد

نامه‌ی بی‌امضای یک ایرانی آغازگر یک دعوای حقوقی بود. کارشناسان کمیته‌ی میراث جهانی از میدان نقش جهان بازدید کردند و اعلام کردند که شهر اصفهان نیازمند برنامه‌ریزی شهری جامع، همراه با کنترل ارتفاع ساختمان‌ها است. کمیته‌ی میراث جهانی در بیست و هفتمین اجلاس خود در پاریس (آوریل ۲۰۰۳) موضوع جهان‌نما را مورد بررسی قرار داد و نتیجه را به نماینده‌ی ایران در یونسکو ارسال کرد. بر اساس رأی نهایی این کمیته، دولت ایران ملزم شد تا اول فوریه ۲۰۰۴، آخرین گزارش مربوط به وضعیت حفاظتی میدان نقش جهان را به یونسکو بفرستد تا در مورد آن تصمیم‌گیری شود.
پیرو اخطار یونسکو محمدحسن محبعلی، معاون حفظ و احیای میراث فرهنگی، که از ابتدا از مخالفان جهان‌نما بود، به استانداری اصفهان نامه نوشت و نسبت به امکان خروج میدان نقش جهان از ثبت جهانی اعلام نگرانی کرد. کمی بعدتر در جلسات مدیریت شهری، مسئله‌ی جهان‌نما همه‌ی مدیران ارشد شهری اصفهان را درگیر کرد. این شکواییه را محمدعلی دادخواه نماینده‌ی کانون مدافعان حقوق بشر، به استناد ماده‌ی ۲۷ اعلامیه جهانی حقوق بشر‌(۶)، ماده ۹ قانون مدنی و ماده ۵۶۰ مجازات اسلامی‌(۷) تنظیم کرد و در آن از رئیس کل دادگستری اصفهان خواست نقش جهان را نجات دهد. همزمان با این اقدام، کانون مدافعان حقوق بشر در نامه‌ای به دبیر کل سازمان یونسکو، خواستار واکنش قاطع و حمایت سازمان یونسکو از میدان نقش جهان در برابر تهدیدِ موجود شد.
سرانجام زمانِ حسابرسیِ جهان‌نما رسید، اولین جلسه‌ی دادگاه به دلایلی تشکیل نشد. دادخواه این‌بار برای رئیس دادگاه نامه‌ای نوشت و بر اهمیت و اعتبار نقش جهان و رأی عادلانه‌ی دادگاه در سرنوشت آن تأکید کرد. این نامه را روزنامه‌ی شرق، با عنوان "دادخواستی برای نقش جهان" منتشر کرد. انتشار مجدد آن در دیگر مجلات و روزنامه‌ها مسئله‌ی نقشِ جهان را به دغدغه‌ای ملی و عمومی بدل کرد. در نهایت نامه به مقصدش رسید و قاضی دستور تعطیل و توقف ساخت‌وساز برج را صادر کرد. این حکم اما سرنوشت غریبی داشت: شهرداری کاملاً نادیده گرفتش و به کارش ادامه داد. کمی بعد شعبه‌ای که پرونده‌ی جهان‌نما را بررسی ‌کرده بود منحل و پرونده به شعبه‌ی دیگری منتقل شد. قاضی تبعید شد و دستور دادگاه پیشین لغو شد!
با رسانه‌ای شدنِ پرونده‌ی نقش جهان، میراث فرهنگی هم شکایتی علیهِ شهرداری اصفهان طرح کرد. دادخواه شروع به نامه‌نگاری به دادرس جدید کرد. مدیر کل یونسکو به ایران سفر کرد. مردم و نهادهای غیردولتی خواستار برگزاری تجمعی شدند تا اعتراض خود را نسبت به ادامه‌ی ساخت‌وساز برج اعلام کنند که البته در آخرین لحظات فرمانداری با تهدید مردم از تأیید مجوز خودداری کرد. دادخواه در گفت‌وگو با رسانه‌های خارجی ابعادِ بین‌المللی پرونده را پررنگ‌تر کرد. نیروهای مختلف از هر طرف جهان‌نما را تهدید می‌کردند، جدی‌ترین آن‌ها قطع‌نامه‌ای بود که کمیته‌ی میراث جهانی یونسکو طبق آن برای سومین بار به ایران وقت داده بود تا بهمن ۸۴ ارتفاع برج را تعدیل کند وگرنه میدان نقش جهان در فهرست میراث جهانی در معرض خطر قرار می‌گرفت.

برج کوتاه آمد
فشارها جواب داد، برج بالاخره کوتاه آمد؛ دو روز مانده به ضرب‌الاجل یونسکو، روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خبر داد ایران به یونسکو اعلام کرده جهان‌نما را تعدیل خواهد کرد و عملیات تعدیل بنا با برداشتنِ دو پنجره از طبقات بالایی شروع شد. اگرچه این پایان ماجرا نبود و هنوز پس از هشت سال، جهان‌نما در مقابل کوتاه شدنِ کامل مقاومت می‌کند، درگیری بین ذی‌نفعان هنوز پایان نگرفته اما در نهایت نقشِ جهان میدانی بود که مردم را دور هم جمع کرد و به سانِ آگورایی یونانی محلی شد که مردم را به شهر پیوند زد.




(1) محمدرضا عظیمی (به کوشش)، "جهان نما علیه نقش جهان" به همراه گفتگویی با سید محمد علی دادخواه، تهران، نشر فصل نو، 1390، 293 صفحه، 5800 تومان
(2) "کنوانسیون حمایت از میراث فرهنگی و طبیعیِ جهان" در هفدهمین اجلاس عمومی سازمان یونسکو در سال 1972 به تصویب دولت‌های عضو رسید و از سال 1975، پس از پیوستن بیست کشور سال لازم‌الاجرا شد.
(3) "کمیته‌ی بین‌الدول میراث جهانی" در سال 1976 و بر اساس مفاد کنوانسیون 1972 فعالیت خود را آغاز کرد. اصلی‌ترین وظایف این کمیته عبارتند از: شناسایی و ثبت میراث فرهنگی و طبیعیِ واجد ارزش جهانی، بررسی وضعیتِ آثار ثبت شده، تصمیم‌گیری درباره‌ی ثبت «میراث جهانیِ در معرض خطر» و تعیین روش‌ها و شرایط کمک از محل منابع صندوق حمایت از میراث جهانی.
(4) Buffer zone
(5) عظیمی، ص 47 .
(6) مطابق این ماده "تمامی افراد جامعه برخوردار از حق شرکت در زندگی فرهنگی اجتماع و حمایت از منافع معنوی و مادی آثار علمی، فرهنگی و هنری خود هستند".
(7) به موجب این قانون، اقدام به عملیات در حریم آثار فرهنگی، به منظور تزلزل در بنیان آن آثار بدون مجوز از میراث فرهنگی، عملی مجرمانه و مستلزم حبس است. متخلف ملزم به رفع آثار تخلف و پرداخت خسارات وارده است.


■ دسته‌بندی:  «حکمرانی شهری» ،  «طرح و برنامه»

■ در این مطلب به «» ، «» ، «» ، «» و «» اشاره شده است.




پیام‌ها